پیش بینی سازگاری اجتماعی براساس طرح واره های فرزندپروری و سبک های دلبستگی والد-فرزند در دختران نوجوان دانش آموز شهرتبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی ، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی ، تبریز – ایران (نویسنده مسئول) nezamil@yahoo.com

2 استادیار گروه روانشناسی ، واحدتبریز، دانشگاه آزاداسلامی ، تبریز- ایران mas_azemod@yahoo.com

چکیده

ازعوامل مهم اجتماعی شدن فرزند،والدین هستند.پژوهش حاضر با هدف بررسی طرحواره های فرزندپروری وسبک های دلبستگی و رابطه آنها با سازگاری اجتماعی دختران نوجوان دانش آموز انجام شده است. جامعه آماری تمامی دختران نوجوان دانش اموز شهرتبریز با میانگین سنی 16-13سال می باشد که تعداد100نفر از آنها به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شده و به پرسشنامه سبک های دلبستگی هاوزن وشیور و پرسشنامه سازگاری سینها وسینگ پاسخ دادند. پرسشنامه طرحواره های فرزندپروری یانگ نیز توسط والدین پاسخ داده شد. داده های بدست آمده توسط نرم افزار spss  با آزمونهای همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه  مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادکه بین طرحواره های فرزندپروری و سبک دلبستگی ایمن با سازگاری اجتماعی نوجوانان رابطه معنادار وجودداردو 80 درصد سازگاری اجتماعی دختران نوجوان بوسیله طرحواره های فرزندپروری وسبک های دلبستگی تبیین می شود. این نتایج ،ضرورت آموزش سبک های فرزندپروری مثبت و اهمیت شکل گیری دلبستگی ایمن را برای سازگاری اجتماعی نوجوانان  مشخص می کند.

تازه های تحقیق

-

کلیدواژه‌ها


رشد اجتماعی مهمترین جنبه ی رشد وجود هر شخصی است و معیار اندازه گیری رشد اجتماعی هر کس سازگاری او با دیگران است. اساس سازگاری اجتماعی بوجود آوردن تعادل بین خواسته های خود و انتظارات اجتماع است که میتواند بر تمام ابعاد زندگی فرد تأثیر گذارد. سازگاری اجتماعی مانند رشد جسمی،عاطفی و عقلی یک کمیت پیوسته است و به تدریج به کمال میرسد و در طول زندگی به طور طبیعی و در برخورد با تجربه ها حاصل میشود.

سازگاری اجتماعی،شامل سازگاری فرد با محیط اجتماعی خود است که این سازگاری ممکن است با تغییر دادن خود یا محیط بدست آید. سازگاری هیجانی،سلامت روانی خوب،رضایت از زندگی شخصی و هماهنگی میان احساسات،فعالیت ها و افکار است. توانمندی و شایستگی اجتماعی و هیجانی از عوامل تاثیرگذار برسازگاری عقیلی می باشد. (موسوی لطفی،اکبری،صفوی 2009).

با سپری شدن دوران کودکی و ورود به دوران نوجوانی،رشد روانی  اجتماعی از تحول ساده به تحول عمیق و کیفی تبدیل میشود و نوجوان با بکارگیری مهارتهای اجتماعی،میتواند جایگاه خود را در میان مراودات اجتماعی و ارتباط با همسالان خود و بزرگسالان پیدا کند و مورد پذیرش اجتماعی قرار گیرد. موفقیت در امر پذیرش اجتماعی به سازگاری اجتماعی منجر میشود و ممکن است فرد را به مرحله ی نفوذ و رخنه ی اجتماعی برساند که سطحی بالاتر از پذیرش اجتماعی است و در این مرحله میتواند بر اطرافیان خود تأثیرگذار باشد. رخنه ی اجتماعی،فرایندی است که از طریق آن روابط آدمیان از سطح دوست داشتن به سوی صمیمیت بیشتر سیر میکند( اتکینسون ،اتکینسون و هیلگارد[1] 1383 به نقل از پارسا مهر و حدت 1395)

سازگاری اجتماعی انعکاسی از تعامل فرد با دیگران ،رضایت از نقش های خود و نحوه ی عملکرد در نقش هاست که به احتمال زیاد تحت تأثیر شخصیت قبلی ،فرهنگ ،و انتظارات خانواده قرار دارد. عوامل متعددی در سازگاری شخصی و اجتماعی افراد نقش دارند که نظریه ها و دیدگاههای مختلف تربیتی،روانشناختی و جامعه شناختی بر آنها تأکید دارند ایواتا  ،نابورو و همکاران[2](2000)در مروری جامع عوامل مؤثر در سازگاری اجتماعی را به شش دسته ی عمده تقسیم می کنند که هریک از آن ها نیز به عوامل جزئی تری تقسیم شده اند،این عوامل عبارتند از:

1- محرومیت های جسمانی ناشی از نقص عضو،تغذیه ی نادرست و بد،محرومیت از خواب و خستگی روانی ،فرایندها ی عاطفی آسیب زا و آسیب های مغزی ،

2- عوامل روانی  اجتماعی  محیطی نظیر تغییرات سریع و مهم اجتماعی نظیر بیکاری ،جنگ ،بلایای طبیعی ،از هم پاشیدگی کانون خانواده ،فقر و اعتیاد،

3- عوامل تربیتی نظیر الگوهای نادرست خانوادگی ،فقدان رابطه ی والد کودک ،طرد کرد ن فرزندان ،حمایت افراطی ،محرومیت های عاطفی ،خودمختاری بیش از حد کودک ،انتظارات و خواسته های غیرواقع گرایانه ی والدین و کمبود ارتباط ،

4- ساختار خانوادگی ناسازگار از جمله خانواده های بی کفایت ،از هم پاشیده ،ضد اجتماعی و آسیب روانی اولیه و عد م ثبات عاطفی و روانی والدین بخصوص مادر،

5- فشارهای ناشی از زندگی جدید صنعتی مانند رقابت های ناسالم ،تقاضاها ی شغلی و تحصیلی و پیچیدگی های زندگی جدید

6-  عوامل ژنتیکی و ارثی نظیر اختلالات جسمی ،روانی و عاطفی ارثی که زمینه را برای رفتارهای بزهکارانه و ناسازگاری اجتماعی فراهم می کنند.

سلامت روان شناختی نوجوانان حوزه ی گسترده ای است که یک دامنه ی آن به شیوه های تربیتی والدین می رسد. حفظ و بهبود سلامت جسمانی- روانی و اجتماعی فرزندان از وظایف اصلی والدین به شمار می آید که تحت تأثیر نگرش هاو شیوه های تربیتی والدین قرار دارد (رضایی،1387 )

منظور از طرح واره های  فرزندپروری  والدین در این تحقیق،الگوها یا درون مایه های فراگیر و عمیقی از خاطرات و هیجان ها،شناخت واره ها،احساسات بدنی هستند که در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند و در مسیر زندگی تداوم دارند و به گفته یانگ  این طرح واره های مربوط به سبک های فرزندپروری در دوران بعدی زندگی بر عملکرد افراد نسبت به فرزندانشان اثر می گذارد.  این طرح واره های فرزندپروری یانگ با ویژ گی  هایی هم چون پذیرش،توجه،اعتماد،محبت به اندازه،احترام و کمک به استقلال کودک و رفتارهایی همچون منفی گرایی و اعتقاد به تنبیه ،در تربیت فرزندان،محرومیت عاطفی ،بازداری هیجانی ،رهاکردن ،بدرفتاری ،شرم ،شکست  بی کفایتی / وابستگی  ،آسیب پذیری در مقابل ضرر  ،خود تحول نایافته  ،بدبینی  شناخته شده است. به گفته یانگ الگوها و سبک های فرزندپروری که والدین به کار می برند بستگی به این دارد که خودشان چگونه تربیت شد ه اند. این طرح واره ها در طی تجارب کودکی شکل گرفته که پاسخ فرد به رخدادهای محیطی را کنترل می کند (یانگ[3]،1386)

سبک های تربیتی یانگ شامل 9 الگوی تربیتی مختلف با مجموعه ای از رفتارها و نگرش های،مختلف از سوی والدین است که بر اساس طرح واره های ناسازگار اولیه او به دست شیفلد،والر  ،موری وهمکاران[4] ( 2006 ) تهیه و تنظیم شده است. این سبک های فرزندپروری والدین از طریق پرسش نامه ی فرزندپروری یانگ[5] (YPI)  مورد بررسی قرار می گیرد که عبارتند از:

1. سبک فرزندپروری محرومیت هیجانی : این الگویی است از والدین که بچه ها را از هیجان های طبیعی خود محروم می کنند. نمرات بالا در پرسش نامه ی فرزندپروری یانگ،منعکس کننده والدینی است که از طرح واره محرومیت هیجانی بیشتر استفاده می کنند. در نتیجه در پرورش هیجان های طبیعی فرزندانشان با شکست مواجه شد ه اند و بر عکس نمرات پایین نشان دهند ه ی رشد دادن متناسب هیجا نهای فرزندان است.

2.  سبک فرزندپروری بیش حمایت کننده: این سبک نشان دهنده الگویی است که والدین،فرصت های رشدی را از فرزندان خود دریغ می کنند. اغلب به جای فرزندانشان تصمیم می گیرند و حق انتخاب را از آنها می گیرند،بیش از حد نگران هستند و در پرورش دادن استقلال فرزندانشان با شکست مواجه شده اند.

3.  سبک فرزندپروری تحقیر کننده: این ها رفتارهایی است که والدین عادت دارند بچه ها را انتقاد کنند و به کمبو دهای احساسی بچه ها توجهی نکنند. نمرات پایین منعکس کننده والدینی است که رفتار تحقیر کننده ندارند.

4.  سبک فرزندپروری کمال گرا: الگویی از فرزندپروری است که در آن والدین انتظارات سطح بالایی از بچه ها دارند که متناسب با توانایی های آن ها نیست. نمرات بالا نشان می دهد که این والدین از طرح واره کمال گرایی به وفور استفاده می کنند و انتظار عالی بودن را از بچه های خود دارند و معیارهای سرسختانه ای برای کودکان خود قرار می دهند. برعکس،والدینی که نمرات پایینی می گیرند،استانداردهای راحتی برای فرزندان دارند و انتطاراتشان متناسب با سطح رشدی و توانایی آن ها است.

5.  سبک فرزندپروری بدبینی/ هراسناک: این سبک فرزندپروری گویای رفتارهای مضطرب و ترس در والدین است. نمرات بالا در پرسش نامه منعکس کننده ی والدینی نگران،مضطرب که دارای طرح واره ای بدبینانه و منفی به زندگی دارند. نمرات پایین نشان دهنده ی نبود این نگر شهای منفی است و در مقابل نگرشی مثبت نسبت به خودشان،دیگران و زندگی دارند.

6.  سبک فرزندپروری کنترل کننده:. این والدین  استقلال فرزندان را کنترل یا بازداری می کنندو رشد خودپنداره در فرزندان را محدود می کنند. والدینی که نمره ی پایین می گیرند،به فرزندان اجازه می دهند که مستقل شوند و خودشان برای انجام کارها تصمیم بگیرند.

7.  سبک فرزندپروری بازدارنده عاطفی: الگویی از فرزندپروری است که طرح واره اصلی آن ها بازداری هیجانی است. نمرات بالا در پرسش نامه ی فرزندپروری یانگ،نشان دهنده توانایی ضعیف والدین در سهیم کردن فرزندان در احساساتشان است. در مقابل نمرات پایین والدینی هستند که فرزندان را در هیجانات و احساسات خود سهیم می کنند.

8. سبک فرزندپروری تنبیه کننده: این سبک الگویی از والدینی است که نسبت به اشتباهات فرزندان خود واکنش خشونت آمیزی دارند این والدین از رفتارهای تنبیهی زیاد استفاده می کنند ،نمرات پایین حاکی از والدینی سهل گیر و مهربان است که به راحتی اشتباهات فرزندانشان را نادیده می گیرند.

9.  سبک فرزندپروری شرطی/ خودشیفته: شامل آن دسته از رفتارهای والدینی است که دادن پاداش مثبت به بچه ها را مشروط به موفقیت آ نها می دانند. ( ساربان ،عیسی مراد و طبیبی1392).

با توجه به اینکه مفهوم الگوهای درونی کار وشیوه های ارتباطی اولیه بر سیر تحولی سلامت روان و نیز آسیب شناسی روانی اثر می گذارد و شیوه های عمده ای که بوسیله فرد با دیگران ارتباط برقرار می کند در اوان کودکی یاد گرفته می شد و تا بزرگسالی ادامه می یابد از لحاظ نظری و بنیادی پژوهش در این مورد ارزشمند است. یکی از مصادیق این الگوهای ارتباطی،دلبستگی است که در واقع بر مقاوم سازی فرد در مقابل اختلالات روانشناسی و یا آسیب پذیری فرد در مقابل اختلالات نقش اساسی دارد (بالبی[6]،1973 ) بالبی  ضمن تأکید بر اهمیت این تعامل،که از آن با نام سبک-های دلبستگی استفاده میشود،خاطر نشان میکند که آنچه برای سلامت روانی کودک ضرورت دارد،امکان تجربه یک رابطه صمیمی،گرم و مداوم با والدین،یا مراقب و جانشین دائم او میباشد. بنابر نظر وی،بسیاری از اَشکال روان آزردگی و اختلال شخصیت،حاصل محرومیت کودک از مراقبت-های والدینی یا عدم ثبات در روابط کودک با فردی است که به او دلبستگی دارد ( تورنر وکاندلر [7]، 2001به نقل از سجادی ،سرابیان و شریفی درآمدی 1392) بر همین اساس،میتوان گفت که ضعف در دلبستگی کودک،مشکلات رفتاری بعدی او را پیش بینی میکند،به عبارتی دیگر،تحول اولیه دلبستگی کودک در تحول هیجانی-اجتماعی آتی او نقش مهمی دارد.

بالبی بر این اساس معتقد است بر پایه نوع روابط مراقب با کودک و میزان حساسیت و پاسخ دهندگی او به نیازها،سه سبک اصلی دلبستگی در کودک شکل می گیرد و تا بزرگسالی نیز تداوم می یابد. سه سبک اصلی دلبستگی  اجتنابی،ایمن و دو سو گرا نقش مهمی در جنبه های مختلف زندگی بزرگسالی ایفا می کند (بالبی ،1980).

براساس نظریه ی دلبستگی بالبی همگی کودکان ،دلبستگی به مراقبت کننده راتشکیل می دهند،اما کیفیت این دلبستگی کاملاً متفاوت ازیکدیگر است.  کودکانی که مراقبت کننده را حساس ،پاسخ ده و قابل دسترس می یابند،به دلیل برخورداری از عواطف دیگران ،خود را ارزشمند دانسته و این توقع را به مشارکت کنندگان اجتماعی دیگر گسترش می دهند. در مقابل ،کودکی که مراقبت کننده را غیرقابل دسترس ،غیرقابل پیش بینی ،و غیر پاسخ ده در می یابد،این انتظار را شکل می دهد که دیگران نیز قابل اعتماد و قابل دسترس نیستند. توقعات شخص درباره ی خود و دیگران براساس آن چه که بالبی به الگوهای شخص و دیگران ارجاع می دهد بر روی سراسر دوره ی نوزادی ،کودکی و نوجوانی ساخته می شود. کودکانی که پیوسته مراقبت کنندگان خود را پاسخ ده و قابل دسترس می یابند،خودشا ن را برای انجام کنش بر روی محیط موفق دانسته و برای ارتباط با همسالان پیشقدم می شوند.(بالبی،1969)

در اغلب فرهنگ ها عامل نخست اجتماعی شدن فرزند،والدین او هستند. تحقیقات مختلفی درخصوص رابطه ی شیوه های تربیتی والدین بر مهار تهای اجتماعی فرزندان انجام گرفته که نتایج نشان می دهد والدین صمیمی،حمایت کننده و پذیرا،کودکانی دارند که از ارتباط بهتر با هم سالان خود برخوردارند و در مقابل،والدین سرکوب گر،متوقع و کنترل کننده که در تربیت فرزندان خود از شیوه های انضباطی شدید استفاده می کنند،فرزندانی دارند که دارای پایینترین موقعیت در ارتباط با  همسالان هستند (یوسفی،1386 ).

توزنده جانی،توکلی زاده و لگزیان ( 1390 ) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که والدین مقتدر دارای فرزندان مستقل،گرم،صمیمی و دارای روحیه همکاری بیشتری هستند و توانایی ابراز وجود و انگیزه ی پیشرفت بالا یی دارند که چنین رویه ای به خود کارآمدی بالا منجر می شود.  اما در مقابل،نوجوانانی که خودپنداره پایینی دارند از مشکل در تصمیم گیری در بزرگسالی رنج می برند. هم چنین خودکارآمدی پایینی دارند،کمتر به خود متکی هستند و به توانایی ها ی خود اعتماد ندارند و به ندرت می توانند به تنهایی کاری انجام دهند یا ابراز عقیده کنند.  هم چنین دراجتماع و برقراری رابطه با دیگران و همسالان مشکلات زیادی دارند و سازگاری اجتماعی کمتری از خود نشان می دهند.

ولی زاده ( 1390 ) در پژوهش خود با عنوان سبک های والدینی و حرمت خود در بین دانش آموزان دبستانی به این نتیجه دست یافت که هر چه حمایتگری والدین بیشتر و رفتار سهل گیرانه ی آن ها کمتر باشد،حرمت خود در سطح بالاتر و در نتیجه رفتارهای مطلوب اجتماعی بیشتر است..

پژوهشگرانی هم چون ،بروین و اندروز[8] (2001) ،آنیتا و تاک[9] ( 2008 ) ،دانلوپ،بورتز و برمینگام[10] ( 2000) ،دومن[11] (2012) ،براون و وایت ساید[12] ( 2009 ) و هامون[13] ( 2012 ) همگی بر نقش والدین و کیفیت ارتباط و تعامل والدین با نوجوانان در شکل گیری خودپنداره ی مثبت و افزایش خودکارآمدی و عزت نفس در نوجوانان تاکید می کنند. ارگیز و رس [14] (2006 )  انگریست ،ایمبنس و روبین [15](1996) بیان نمودند که سبک های فرزند پروری در کاهش رفتارهای پرخطر نوجوانان موثر است و نتایج تحقیقات  ویلدر و وات[16]،(2002)   ؛اسمال و لاستر[17]( 1994)، بیانگر این است که والدینی که وقت بیشتری را صرف سرپرستی فرزندانشان میکنند،دارای فرزندانی هستند که کمتر به سمت رفتارهای پرخطر و نامناسب متمایل  می شوند.

برونشتین ،فیتزگرالد و همکاران[18] (1993) در مطالعه ای حمایت والدین از بیان عواطف توسط کودکان خود را در ارتبا ط با سازگاری اجتماعی ،سازگاری روان شناختی و عملکرد تحصیلی آنان مورد بررسی قرار دادند. آنان دریافتند که حالات عاطفی مثبت در درون خانواده از سوی والدین مانند سدی در برابر ابتلا به مشکلات روان شناختی ،سازگاری و افت تحصیلی عمل می کرد.

هولین[19](1996 ) نیز نشا ن داد که علت بسیاری از ناسازگاری های اجتماعی ،کودکان و نوجوان مربوط به نارسایی هایی است که در رابطه ی عا طفی کودک با والدین خود بخصوص با مادر یا جانشین او وجود دارد  هوفمن،لوی شیف  وهمکاران [20](1996  ) دریافتند که چنان چه کودک در منزل از نظر عاطفی تأمین نگردد و با والدین ارتباط مثبت عاطفی نداشته باشد،احتمال بروز نابهنجاری و ناسازگاری های شخصی و اجتماعی در دوره ی نوجوانی و جوانی در او افزایش خواهد یافت.  

با توجه به شواهد موجود در تحقیقات انجام شده در خصوص سبک های فرزندپروری این تحقیقات نشان می دهد که وجود مشکلات رفتاری و شخصیتی نوجوانان به منزله ی روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش های تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آن ها با فرزندان ارتباط دارد. در کل باید اذعان کرد که زندگی خانواده نقش اساسی در حفظ و ارتقاء سلامت روانی،اجتماعی و جسمانی فرزندان و خانواده دارند. بنابراین انجام تحقیقاتی در این زمینه به منظور آگاه ساختن والدین در خصوص تأثیر نگرش های تربیتی آ نها بر ابعاد مختلف سلامت روانی–اجتماعی فرزندانشان ضروری به نظر می رسد.

مطالعه مبانی فوق الذکر،ما را به بررسی این مسئله میکشاند که آیا  سبک-های ارتباطی والدین با فرزندان مانندسبک  فرزند پروری و سبک دلبستگی ،در دوران کودکی و نوجوانی،ممکن است یک پیش بینی کننده و یا یک همبسته مرتبط با ناسازگاریهای بعدی  همچون ناسازگاری اجتماعی باشد؟ پژوهش حاضر درصدد است تا نقش و تأثیر سبک  فرزندپروری  و سبک دلبستگی والد-فرزند را بر سازگاری اجتماعی  نوجوانان بررسی کنداز طرحواره های مرتبط با سبک های فرزندپروری ،تعداد 7 طرحواره ( محرومیت هیجانی ، وابستگی ،کمال گرایی ،بازداری هیجانی ، تنبیه ،توجه و منفی گرایی ) که تبیین کننده اکثر سبک های فرزندپروری  هستند برای مطالعه در این پژوهش انتخاب شدند.  فرضیه های تحقیق حاضر عبارتند  از :

1- بین طرحواره های فرزندپروری وسازگاری اجتماعی دختران نوجوان رابطه وجوددارد.

2- بین سبک های دلبستگی والد-فرزند و سازگاری اجتماعی دحتران نوجوان رابطه وجوددارد.

3- طرحواره های  فرزندپروری والدین  و سبک های دلبستگی والد –فرزند ،سازگاری اجتماعی  دختران نوجوان  دانش اموز را پیش بینی می کنند.

روش

تحقیق حاضر مطالعه ای توصیفی-کاربردی ازنوع همبستگی می باشد.

جامعه ،نمونه وروش نمونه گیری

جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع دوره اول دبیرستان شهرستان تبریز با میانگین سن 16-13 سال می باشد.  ازاین جامعه آماری 100 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده وبه پرسشنامه های مربوطه پاسخ دادند.  والدین دانش آموزان نیز دراین تحقیق شرکت داشتند. 

 

 

 

ابزارهای پژوهش

1-پرسش نامه فرزندپروری یانگ (YPI):

  پرسش نامه ی فرزندپروری یانگ ابزار اولیه برای شناسایی ریشه های دوران کودکی طرح واره است،در سال 2003 یانگ این پرسش نامه را تهیه کرده است. این پرسش نامه 72 عبارت داردکه در آن پاسخ دهنده پدر و مادر خود را به طور جداگانه،براساس نوع رفتاری که با وی داشته اند،در یک مقیاس شش درجه ای رتبه بندی می کند. این ابزار دارای 17 زیر مقیاس محرومیت عاطفی،رها کردن،بی اعتمادی/ بدرفتاری،نقص/ شرم،شکست،وابستگی/ بی کفایتی،آسیب پذیری در مقابل ضرر یا آسیب،خود تحول نیافته/ گرفتار،اطاعت،ایثار ،بازداری هیجانی،معیارهای سرسختانه،استحقاق/ بزرگ منشی،خویشت نداری و خود انضباطی ناکافی،پذیر شجویی/ جلب توجه،منف یگرایی/ بدبینی و تنبیه. هریک از این زیر مقیاس ها ریشه های محتمل برای هر یک از طرح واره ها را نشان می دهند.. میزان پایایی این پرسش نامه در سایر پژوهش های انجام شده،با ضریب70/ 0آلفای کرونباخ  به دست آمده است. به منظور بررسی روایی سازه پرسش نامه فرزندپروری  یانگ،همبستگی میان نمرات این ابزار و پرسش نامه طرح واره یانگ مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین نمرات دو مقیاس همبستگی معناداری وجود دارد،که این مطلب حاکی از اعتبار سازه این آزمون است. این پرسش نامه در ایران نوعی ( 1378 به نقل از ساربان ،عیسی مراد و طبیبی1392) به منظور بررسی رابطه طرح واره های مربوط به سبک های فرزندپروری با بیماران وسواس جبری اجرا کرده است که روایی آن80/0به دست آمده است.

2- پرسش نامه سبک دلبستگی[21] (AAQ)

این پرسشنامه دارای 15 پرسش است و توسط هاوزن و شیور[22] (1990،1987) ارایه شده است،این ابزار بوسیله رحیمیان بوگر (1383) بر روی پرستاران بیمارستان های دولتی شهر اصفهان هنجار یابی شده است. این پرسشنامه در یک مقیاس 5 گزینه ای (هرگز تا تقریباً همیشه ) پاسخ داده می شود.. نمره خرده مقیاس های دلبستگی با محاسبه میانگین 5 پرسش هر خرده مقیاس به دست می آید. پنج ماده پرسشنامه به سبک دلبستگی ایمن،پنج ماده مربوط به سبک دلبستگی اجتنابی و پنج ماده مربوط به سبک دلبستگی دو سو گرا   می باشد. تحلیل عامل پرسش نامه هاوزن و شیور (1987)توسط کولینزو رید (1990به نقل از رحیمیان بوگر 1383)،استخراج سه عامل عمده را در پی داشت که پژوهشگران آنها را به عنوان ظرفیت ایجاد روابط صمیمی و نزدیک معرفی نموده اند. هزن و شیور(1987) پایابی باز آزمایی کل این پرسشنامه را  81/0 و پایابی با آلفای کرونباخ را 78/0 گزارش نمودند.کولینز و رید[23] (1990به نقل از رحیمیان بوگر 1383)پایایی آن را با آلفا کرونباخ 79/0 بدست آورند. در پژوهش رحیمیان بوگر (1383) ضریب آلفا کرونباخ ماده های هر یک از زیر مقیاس های این پرسشنامه برای کل آزمودنی ها(40= n) در خرده مقیاس سبک ایمنی 77/0،در خرده مقیاس سبک اجتنابی 81/0 در خرده مقیاس سبک دوسوگرا 83/0 و برای کل مقیاس 75/0 به دست آمد،اعتبار محتوایی و صوری این پرسشنامه با سنجش ضرایب همبستگی بین نمره های 5 نفر از متخصصان روانشناسی مورد بررسی قرار گرفت و ضریب همبستگی از 75 درصد تا 83 درصد برای سبک دلبستگی ایمن،از 67/0 تا 80/0 برای سبک دلبستگی اجتنابی و 69/0 تا 87/0 برای سبک دلبستگی دو سوگرا بدست آمد. در بررسی روایی همزمان این ابزار با برنامه محاسبه دلبستگی بزرگسالان ضریب همبستگی برای سبک دلبستگی ایمن 79/0،برای سبک دلبستگی اجتنابی 84/0 درصد و برای سبک وابستگی دو سوگرا 87/0 به دست آمد. روایی همزمان کل آزمون 80/0 r=  به دست آمد. ضریب همبستگی پایابی بازآزمایی بین نمره های آزمون ها ( 40=n  ) بلا فاصله دو هفته برای کل آزمودنی ها 94/0 محاسبه شد.

3- پرسشنامه سازگاری دانش آموزان AISS)[24] ):

این پرسشنامه توسط سینها و سینگ[25] (1993به نقل از کرمی 1377)  تدوین شده است و توسط کرمی ( 1377 ) ترجمه و نگارش شده است.  این پرسشنامه دارای 60 سؤال می باشد و به صورت بله و خیر طراحی گردیده است و دانش آموزان با سازگاری خوب را از دانش آموزان ضعیف در سه حوزه ی سازگاری(اجتماعی،هیجانی و تحصیلی ) جدا می کند. در این پرسشنامه برای پاسخ های نشانگر سازگاری در هر سه حوزه نمره صفر و در غیر این صورت نمره 1 منظور می گردد.  با افزایش نمرات ،میزان سازگاری کمتر می شود. پایایی کل پرسشنامه­ی سازگاری دانش­آموزان دبیرستانی در سه روش دو نیمه کردن،آزمون- بازآزمون و کودر- ریچاردسون ،به ­ترتیب ۹۵/۰،۹۳/۰ و ۹۴/۰ به­ دست آمده است (سینها و سینگ، 1377).

در پژوهش نویدی (۱۳۸۷) نیز پرسشنامه­ی یاد شده،بر روی ۱۶۴ نفر دانش­آموز پسر دبیرستانی اجرا شد و ضرایب پایایی بر پایه­ی آلفای کرونباخ به ­عنوان شاخص پایایی برای سازگاری کلی برابر ۸۲/۰ و برای سازگاری آموزشی،عاطفی و اجتماعی به ­ترتیب برابر ۷۰/۰،۶۸/۰ و ۶۵/۰ به­ دست آمد

پورشهریار و همکاران (۱۳۸۷)  نیز در پژوهش خود،ضریب روایی درونی (همگونی) سازگاری کل را برای هفتاد آزمودنی که به­ صورت تصادفی انتخاب شده بودند،۹۱/۰ اعلام نمودند. روایی محتوایی و صوری این پرسشنامه،توسط سه نفر از اساتید مشاوره،روانسنجی و آمار تأیید شده است. اساتید فوق­الذکر تأیید کرده­اند که این پرسشنامه برای سنجش سازگاری در سه حوزه­ی عاطفی،اجتماعی و آموزشی برای دانش­آموزان دبیرستانی و پیش­دانشگاهی قابل تأیید است (صفوی،موسوی­لطفی و لطفی،۱۳۸۸(.دراین مطالعه نمرات بدست آمده از حوزه سازگاری اجتماعی این پرسشنامه استفاده شده است.

روش اجرا: بعداز توضیحات داده شده توسط محقق، دانش آموزان پرسش نامه های موردنظر را پرکردند،پرسش نامه طرحواره فرزند پروری یانگ توسط والدین پاسخ داده شد.داده ها  بعداز جمع آوری ،با  برنامه آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای پیش بین (طرح واره های فرزندپروری و سبک های دلبستگی ) ومتغیر ملاک (سازگاری اجتماعی) از روش همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش هم زمان استفاده گردید.

یافته های پژوهش

جدول 1. میانگین،انحراف استاندارد و همبستگی متغیر ها 

ردیف

متغیر های تحقیق

میانگین

انحراف معیار

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

1

محرومیت هیجانی

66/17

54/7

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2

وابستگی

48/12

92/3

76/0**

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3

بازداری هیجانی

20/16

05/6

72/0**

64/0**

1

 

 

 

 

 

 

 

 

4

منفی گرایی

79/13

08/5

56/0**

52/0**

59/0**

1

 

 

 

 

 

 

 

5

کمال گرایی

09/22

75/9

65/0**

55/0**

55/0**

64/0**

1

 

 

 

 

 

 

6

توجه

56/13

43/5

56/0**

50/0**

51/0**

58/0**

745/0**

1

 

 

 

 

 

7

تنبیه

08/12

43/5

52/0**

50/0**

50/0**

585/0**

575/0**

585/0**

1

 

 

 

 

8

سازگاری اجتماعی

84/5

15/3

78/0**

62/0**

69/0**

66/0**

72/0**

63/0**

68/0**

1

 

 

 

9

سبک اجتنابی

81/10

22/4

53/0**

43/0**

38/0**

39/0**

52/0**

48/0**

34/0**

57/0**

1

 

 

10

سبک ایمن

10/14

01/5

-6/0**

-58/0**

-52/0**

-53/0**

-43/0**

-43/0**

-58/0**

-68/0**

-43/0**

1

 

11

سبک دوسوگرا

65/11

02/4

44/0**

31/0**

39/0**

302/0**

267/0**

206/0*

31/0**

46/0**

38/0**

-45/0**

1

 

 

نتایج جدول (1) نشان می دهد که طبق آزمون ضـریب همبستگی پیرسون انجام شده ،بین طرحواره های فرزندپروری و سازگاری اجتماعی رابطه وجود دارد (05/0> P). همچنین بر اساس نتایج بین سبک های دلبستگی و سازگاری اجتماعی رابطه وجود دارد (05/0> P). این نتایج فرضیه اول ودوم تحقیق را تایید می کنند.

جدول 2. ضرایب رگرسیون سازگاری اجتماعی بر اساس طرحواره های

فرزند پروری و سبک های دلبستگی

متغیرهای مدل

Beta

t

معناداری

بررسی همخطی بودن

R

R2

R2 adj

آماره تلورانس

VIF

مقدار ثابت

-

242/0

809/0

-

-

894/0

799/0

776/0

محرومیت هیجانی

284/0

024/3

003/0

256/0

903/3

وابستگی

-098/0

-266/1

209/0

375/0

667/2

بازداری هیجانی

139/0

854/1

067/0

399/0

504/2

منفی گرایی

078/0

107/1

271/0

450/0

223/2

کمال گرایی

209/0

469/2

015/0

314/0

182/3

توجه

009/0

115/0

908/0

386/0

588/2

تنبیه

183/0

656/2

009/0

478/0

094/2

سبک اجتنابی

098/0

596/1

114/0

603/0

660/1

سبک ایمن

-181/0

-589/2

011/0

460/0

173/2

سبک دوسوگرا

059/0

024/1

309/0

691/0

447/1

بر اساس نتایج جدول (2) ،تقریبا 80 درصد واریانس سازگاری اجتماعی بر اساس طرحواره های فرزند پروری و سبک های دلبستگی تبیین می شود. از بین متغیر های پیش بین طرحواره های محرومیت هیجانی،کمال گرایی،تنبیه دارای ضریب رگرسیون  مثبت و معنادار می باشند.  و سبک دلبستگی ایمن دارای ضریب رگرسیون منفی و  معنادار با نمرات  سازگاری اجتماعی می باشد.این نتیجه فرضیه سوم تحقیق را تایید می کند.

 

 

 

 

 

جدول3. ضرایب رگرسیون سازگاری اجتماعی بر اساس طرحواره های فرزند پروری

متغیرهای مدل

Beta

t

معناداری

بررسی همخطی بودن

R

R2

R2 adj

آماره تلورانس

VIF

مقدار ثابت

 

-169/3

002/0

 

 

875/0

765/0

748/0

محرومیت هیجانی

393/0

157/4

001/0

285/0

504/3

وابستگی

-066/0

-820/0

414/0

392/0

548/2

بازداری هیجانی

144/0

817/1

073/0

407/0

460/2

منفی گرایی

118/0

591/1

115/0

464/0

155/2

کمال گرایی

196/0

233/2

028/0

331/0

019/3

توجه

018/0

224/0

823/0

399/0

503/2

تنبیه

245/0

547/3

001/0

536/0

866/1

بر اساس نتایج جدول (3) ،76 درصد واریانس سازگاری اجتماعی بر اساس طرحواره های فرزند پروری تبیین می شود. از بین متغیر های پیش بین طرحواره های محرومیت هیجانی،کمال گرایی و تنبیه دارای ضریب رگرسیون معنادار با سازگاری اجتماعی می باشد.

 

جدول4. ضرایب رگرسیون سازگاری اجتماعی بر اساس سبکهای دلبستگی

متغیرهای مدل

Beta

t

معناداری

بررسی همخطی بودن

R

R2

R2 adj

آماره تلورانس

VIF

مقدار ثابت

-

875/4

001/0

-

-

755/0

57/0

557/0

سبک دلبستگی  اجتنابی

308/1

032/4

001/0

766/1

306/1

سبک دلبستگی ایمن

-491/1

-220/6

001/0

718/1

392/1

سبک دلبستگی دوسوگرا

127/1

643/1

104/0

752/1

330/1

 

 

بر اساس نتایج جدول (4) ،57 درصد واریانس سازگاری اجتماعی بر اساس سبکهای دلبستگی تبیین می شود. با توجه به نتایج سبک اجتنابی و ایمن دارای ضریب رابطه معنادار با سازگاری اجتماعی می باشد.

 

بحث و نتیجه گیری

نتایج پژوهش حاضرضمن تایید  فرضیه های تحقیق نشان دادکه 80 درصد واریانس سازگاری اجتماعی بر اساس طرحواره های فرزند پروری و سبک های دلبستگی تبیین می شود. براساس پرسشنامه یانگ (YPI )  نمرات بالا در طرحواره های فرزندپروری نشان دهنده نگرش های تربیتی منفی والدین ونمرات پایین نشان دهنده نگرش های تربیتی مثبت می باشد..به گفته یانگ ( 1994) این باورهای منفی والدین باعث می شود که فرزندان در به کارگیری مهارت های اجتماعی ضعیف عمل کنند و از برقراری روابط نزدیک با دوستان و همسالان به خاطر ترس از مواجه شدن با نقص ها و کمبودهای خود،اجتناب کنند و اغلب ترجیح می دهند که درکارها و بحث های گروهی شرکت نکنند از ترس این که مبادا در جمع مورد تمسخر سایرین قرار بگیرند. این رفتارهای اجتنابی در نهایت ممکن است به قرنطینه اجتماعی  منجر شود (شیفیلد،2006 ). دراین پژوهش  بین نمرات طرحواره های محرومیت هیجانی ،کمال گرایی و تنبیه با نمرات سازگاری اجتماعی رابطه مثبت ومعنادار بدست آمد ومشخص شد که 76 درصد واریانس سازگاری اجتماعی بر اساس طرحواره های فرزند پروری تبیین می شود که نشان دهنده ان است که نمرات بالا در سبک های  فرزندپروری کمال گرا و سبک فرزندپروری محرومیت هیجانی و تنبیه باعث سازگاری اجتماعی کمتردر نوجوانان  می شود. ( نمرات بالادر پرسشنامه سازگاری نشان دهنده سازگاری پایین است ). بعنوان مثال طرحواره کمال گرایی که درسبک تربیتی کمال گرا دیده می شود باعث  افزایش انتظارات والدین از نوجوانان می شود  که در اثر برآورده نشدن این انتظارات از یک طرف و سرزنش والدین از طرف دیگر ،نوجوان بتدریج اعتمادبه نفس خودرا از دست داده ودر نتیجه تعاملات اجتماعی خودرا کمتر می کند.  نتایج تحقیقات ساربان وهمکاران ( 1392 ) نشان دادکه بین طرح واره های فرزندپروری وتعامل اجتماعی بچه ها ،رابطه عکس وجود دارد به این معنا که هرچقدر طرحواره های منفی فرزندپروری بیشترباشد میزان تعامل اجتماعی کمتراست که با نتایج پژوهش حاضر همسو می باشد.

تحقیقات والکر[26](2011 ،به نقل از ساربان وهمکاران 1392 ) در زمینه ی تأثیر نگرش های تربیتی مثبت و منفی والدین بر ویژگی های  روان شناختی نوجوانان نیز تأیید کننده ی یافته های پژوهش حاضر است. او نگرش های مثبت والدین راشامل: پذیرش والدینی،استقلال روانی -منطقی و دانش والدینی می پنداشت. در مقابل نگرش ها ی منفی را کنترل روانی -منطقی،نظم شدید و نظم ناهماهنگ بین والدین می دانست که در بروز رفتارهای انحرافی،پرخاشگری و افسردگی نقش مهمی دارند.  هم چنین آنیتا و تاک (  2008)  با انجام تحقیقی در رابطه با سبک های تربیتی و پیامد های آن در زندگی نوجوانان نشان داد  که سبک فرزندپروری تأثیر اساسی و مهم و در عین حال پنهان با ابعاد سلامت نوجوان از جمله عزت نفس،خوشبختی فردی،سلامتی و رفتارهای نامطلوب اجتماعی و مشکل ساز دارد.

همچنین نتیجه دیگر این  پژوهش نشان داد که  57 درصد واریانس سازگاری اجتماعی بر اساس سبکهای دلبستگی تبیین می شود ورابطه معنادار بین سبک دلبستگی ایمن واجتنابی با  سازگاری اجتماعی نوجوانان وجوددارد. رابطه سبک دلبستگی  اجتنابی با نمرات سازگاری اجتماعی رابطه معنی دار ومثبت و رابطه سبک دلبستگی  ایمن با نمرات سازگاری اجتماعی معنی دار ومنفی می باشد. بدین معنی که سبک دلبستگی ایمن می تواند پیش بینی کننده  سازگاری اجتماعی خوب در نوجوانان باشدو ازطرف دیگر سبک های دلبستگی ناایمن می تواند باعث سازگاری اجتماعی پایین وضعیف گردد. . (نمرات پایین در پرسشنامه سازگاری  ،نشان دهنده سازگاری خوب می باشد).

 طبق نظریه بالبی (  1973) ،کودکانی که پیوسته مراقبت کنندگان خود را پاسخ ده و قابل دسترس می یابند ( دلبستگی ایمن ) ،خودشا ن را برای انجام کنش بر روی محیط موفق دانسته و برای ارتباط با همسالان پیشقدم می شوند.

نتایج تحقیق ،یوسفی ( 1386 ) در زمینه ی بررسی رابطه ی سبک ها ی تربیتی والدین با جنبه های مختلف خودپنداره نشان داد که ادراک از خانواده به عنوان صمیمی و حمایت کننده،پیش بینی کننده ی تمامی جنبه های خودپنداره ی دانش آموزان از جمله اطمینان کلی و برداشت مثبت از خود،هدف مدار مثبت در مدرسه و سازگاری مثبت با مدرسه است

نتایج تحقیقات  برونشتین  و همکاران (1993) ،هولین (1996) ،هوفمن وهمکاران ( 1996 ) با یافته های این تحقیق همسو بوده ونشان می دهد که چنان چه کودک در منزل از نظر عاطفی تأمین نگردد و با والدین ارتباط مثبت عاطفی نداشته باشد،احتمال بروز نابهنجاری و ناسازگاری های شخصی و اجتماعی در دوره ی نوجوانی و جوانی در او افزایش خواهد یافت. پژوهشگرانی هم چون ،بروین و اندروز (2001) ،آنیتا و تاک ( 2008 ) ،دانلوپ وهمکاران ( 2000) ،دومن (2012) ،براون و وایت ساید ( 2009 ) و هامون ( 2012 ) همگی بر نقش والدین و کیفیت ارتباط و تعامل والدین با نوجوانان در شکل گیری خودپنداره ی مثبت و افزایش خودکارآمدی و عزت نفس در نوجوانان تاکید می کنند. ونیز ارگیز و همکاران (2006 )  انگریست و همکاران(1996) بیان نمودند که سبک های فرزند پروری در کاهش رفتارهای پرخطر نوجوانان موثر است و نتایج تحقیقات  ویلدرو والت،(2002)   ؛اسمال و لاستر( 1994)، بیانگر این است که والدینی که وقت بیشتری را صرف سرپرستی فرزندانشان میکنند،دارای فرزندانی هستند که کمتر به سمت رفتارهای پرخطر و نامناسب متمایل  می شوند.

براساس نتایج پژوهش حاضر می توان این نتیجه را گرفت که والدینی که در سبک تربیتی خود از طرحواره های محرومیت هیجانی ،کمال گرایی و تنبیه بیشتر استفاده کرده بودند فرزندانی با سازگاری اجتماعی پایین وضعیف داشتند ودرمقابل ،والدینی که نمرات طرحواره های فرزندپروری آنها از طریق پرسشنامه یانگ ،پایین گزارش شد دارای نگرش تربیتی مثبت تری درمقایسه با  گروه قبلی داشته وفرزندانی با سازگاری اجتماعی خوب داشتند که امکان تعاملات سازنده با اجتماع وهمسالان را فراهم می کند.

براساس یافته دیگر پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که سبک دلبستگی افراد می تواند  در بزرگسالی بر خلق و خوی آنها تاثیر بسزایی داشته باشد همچنین می توان گفت دلبستگی با یک فرد خاص،لازم تحول سالم در فرد است و تجربه دلبستگی ایمن در کودکی لازمه سلامت روانی در بزرگسالی است. از سوی دیگر،رابطه دلبستگی نا ایمن،در نهایت ویژگی شخصیتی بی اعتمادی،گوشه گیری،مشکلات در زمینه بر قراری اعتماد و همدلی و همدردی وتعامل با دیگران  را در پی دارد. تجربه های مربوط به پیوند عاطفی کودک – مادر در مراحل مختلف زندگی نسبتاٌ پایدار می ماند و می تواند در صورت وجود پایگاه ایمن،احساس آرامش به وجود آورد و در صورت پایگاه نا ایمن دلبستگی،سلامت روانی را به خطر اندازد.

 

محدودیت های پژوهش

1. عدم امکان کنترل متغیر های مداخله کننده از قبیل شرایط محیطی،وضعیت عاطفی و مسائل خاص شخصی آزمودنی ها

2. محدودیت در تعمیم پذیری نتایج حاصل به جوامع مختلف

 پیشنهاد های پژوهش

1. در پژوهش های بعدی متغیرهایی که در پژوهش حاضر کنترل نشده است،کنترل شود.

2. انجام این پژوهش در جوامع دیگر نظیر استان های مختلف.

پیشنهاد های کاربردی

نتایج این پژوهش کمک می کندتا با شناخت عوامل موثر بر ناسازگاری نوجوانان به ویژه در محیط خانواده و اجتماع ،از به خطر افتادن بهداشت روان نوجوانان و هدر رفتن انرژی این قشر پر نشاط و آینده ساز جلوگیری شود. همچنین می توان با به کار بست یافته های چنین پژوهشی در برنامه ریزی برنامه های آموزشی  برای زوج های جوان به منظور آشنا کردن آنها با انواع شیوه های فرزندپروری واهمیت شکل گیری دلبستگی والد –فرزند بهره جست.

 

 

 



[1] Ethkinson,Ethkinson&Hillgard

[2] Iwata,Noboru

[3] Young

[4] Sheffield, Waller, Emanuelli

[5] Young parenting Inventory

[6] Bowlby

[7] Turner&Chandler

[8] Brewin, & Andrews

[9] Anita & Tak

[10] Dunlop, Burns & Bermingam

[11] Doman

[12]Brown & Whiteside

[13]Hamon

[14] Argys and Ress

[15] Angrist, Imbens and Rubin

[16] Wilder & Watt

[17] Small & Luster

[18] Bronstein , Fitzgerald &et

[19] Hollin

[20] Hofman ,  Levey-Shiff &et

[21] Aduit Attachment styles Questionaire

[22] Hazan & Shaver

[23]Collins & Read 

[24] The Adjustment Inventory for School Student

[25] Sinha & singh

[26] Walker

Referens

Angrist, J. D., Imbens, G. W. and Rubin, D.B. (1996). Identfication of causal effects usin instrumental variables. Jurnal of the Amrican statistical Association. 91, 444-555.

Anita, K. W. & Tak, Chan. (2008). Parenting and Youth outcomes in the UK. University of Oxford.

Argys, L. M. and Ress, D. I. (2006). Birth order and Risky adolescent behavior.

Bowlby, J. (1969) Attachment and loss: Vol. I. Attachment. New York: Basic Books.

Bowlby, J. (1973). Attachment and loss: separation. New York: Basic Books.

Bowlby, J. (1980) Attachment and loss: sadness and depression. New York: Basic Books.

Brewin, C. R & Andrews, B. (1996). Intergenerational links and positive self-cognitions: Parental correlates of optimism, learned resourcefulness and self-evaluation. Cognitive Therapy and Research, 20(3), 247-263.

Bronstein, P., Fitzgerald, M., Briones, M., & Pieniadz, J.(1993). Family Emotional Expressiveness as a predictor of early adolescent social and Psychological adjustment. Journal of Early Adolescence, 13(4), 448-471

Brown, A. M. & Whiteside, S. P. (2008). Relations among perceived parental rearing behavior ,attachment style ,and worry in anxious children. Journal of Anxiety Disorders, 22(2), 263-272.

Doman, A. F. (2000). Predictors of adolescent runaway behavior, social behavior and Personality, 28(3), 261-268.

Dunlop, R., Burns, A. & Bermingam, S. (2001). Parents-child relations and adolescent self Economic Inqiry. 44, 215-233.

Hamon, J. D. & Schrodt, P. (2012). Do Parenting Styles Moderate the Association Between Family Conformity Orientation and Young Adults' Mental Well-Being? Journal of Family Communication, 12(2), 151-166.

Hazan, C., & Shaver, P. R. (1987) Romantic love conceptualized as an attachment process. Journal of Personality and Social Psychology, 52, 511-524.

Hofman, M.A., Levey-Shiff, R., & Malinski, D.(1996). Stress and adjustment in the transition to adolescence. Journal of Youth and Adolescence, 25(2), 160-169.

Hollin, C.R.(1996). Handbook of Social Skills Training. UK: University of Leicester.

Iwata.J.N.: Noboru, K., Higuchi, M., & Hiana, R.J. (2000). response of Japanese and American students to the Anxiety and social skills question air. Journal of Personality Assessment, 74(1), 48-62.

Mousavi-Lotfi, M, Akbari, V & Savafi, M. (2009). Why Emotional Intelligence? Qum. Qum university of Medical Sciences Press.

Navidi, Ahad. (2005). Evaluation of the implementation of a pilot project for the establishment of educational complexes in the country (research project). Tehran: Research Institute of Education. (In Persian).

Parsamehr, Mehraban& Haddat, Elaheh. (1395). The Relationship between      Emotional Intelligence and Social Adjustment of Students, Journal of Social Development, 11 (2), 94-65. (In Persian)

 Purshahehriari, Hossein, Rasoulzadeh Tabatabaei, Kazem, Khodaparnahi, Mohammad Karim, Kazemnejad, Anooshiravan & Khfari, Soraya. (2008). The Relationship Between Adjustment Levels and Personality Traits in Adolescents. Journal of Behavioral Sciences, 2 (3), 106-97.(In Persian)

Rahimian Booger, Ishaq. (2005). Adult Attachment Styles with Satisfaction and Job Stress in Nurses. Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology, 13 (2), 157-148. (In Persian)

Rezai, Moosa. (1387). New family and attitudes towards the education of children (from primary to university). Tehran: Daneshpour Publishing. (In Persian)

Safavi, Mahbubeh, Mousavi Lotfi, Seyedeh Maryam & Lotfi, Reza. (2009). Correlation between Emotional Intelligence and Emotional and Social Adaptation in Students of Pre-Elementary School Girl in Tehran during the academic year of 2007-2008. Pazhuhandeh Magazine, 14 (5), 261-255. (In Persian)

Sarban, Hamideh, Isa Morad, Abolqasem & Tabibi, Zahra. (1392). Relationship between parents 'educational attitudes and the psychosocial health dimensions of girls' teens, Journal of Psychology, 2 (3), 124-97. (In Persian)

Sharifi Daramadi, Parviz. (1392). Comparison of juvenile aggression based on parenting styles and parent-child attachment styles. Scientific Journal of the Medical Council of the Islamic Republic of Iran, 31 (4), 306-298. (In Persian)

Sheffield, A., Waller, G., Emanuelli, F., Murray, J. & Caroline, M. (2006). Links Between Parenting and Core Beliefs: Preliminary Psychometric Validation of the Young Parenting Inventory. Cognitive Therapy and Research, 29(6), 787-802.

Sinha, E, K, B & Singh, R, B. (1993). A Guide to Adaptation Questionnaire for High School Students. Translation by Abolfazl Karami (1998). Tehran: Sinai Ravan Tajhiz Institute. (In Persian).

Sajjadi, Mozhgan, Sarabiyan, Saeed & Small, S. A., & Luster, T. (1994). Social information processing factors in  reactive and proactive Aggression in chlidren,s peer gurops. Journal of personality and Social Psychology. 82, 835–848.

 Tuzandejani, Hassan, Tavakkoli Zadeh, Jahanshir& Valeghzian, Zahra. (2011). The Effectiveness of Parenting Parenting Practices and Mental Health of the Humanities Students of Payame Noor and Azad University of Neyshabour. Journal of Gonabad University of Medical Sciences and Health Services, 17 (2), 64-56. (In Persian)

Vafaiyan, M. (1385). The Relationship between Attachment Style and Social Skills of Pre-university Students in Yazd. Thesis Master of Psychology, University of Isfahan. (In Persian)

Valizadeh,Shirin. (1390). Parenting styles and academic achievement: the role of self-mediating self-esteem or self-respect? Journal of Developmental Psychology, Iranian Psychologists, 8 (30), 155-143. (In Persian)

Wilder, EI. & Watt, TT. (2002). Risky parental behavior and adolescent sexual.  Activity at firest coitus. Milbank Quarterly. 80, 481–524.

Young, J.E.(1994).Young Parenting Inventory.New York:Cognitive Therapy Center of New York

Young, J,E.Klosko, J,S. & Weisgaar, M. (2007). Applied Therapy Scheme for Clinical Specialists, Hasan Hamidpour and Zahra Andouz, Tehran, Arjmand Publication.(In Persian)

Yousefi, Farideh. (1386). Relationship between parental parenting style and social skills and aspects of self-concept of high school students. Daneshvar magazine (special articles of psychology), 14 (22), 37-46.(In Persian)