پیامدهای اجتماعی فرهنگی زنانه‌ تر شدن اعتیاد )تحلیل مضمونی روایت های زنان مستقر در مراکز اقامتی بهبودی استان تهران(

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه جامعه‌شناسی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی ، تهران ّ ایران

2 گروه جامعه شناسی ، دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران شرق ّ تهران ّایران ( نویسنده مسئول)

3 گروه جامعه شناسی، دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران مرکزی،تهران، ایران

چکیده

در جامعه نوین، زنان به استعمال مواد مخدر با شتاب بسیار زیادی نسبت به گذشته روی ­آورده­اند. با عنایت به اینکه اعتیاد زنانه مسئله­ای متفاوت از اعتیاد مردانه است؛ وارسی و واکاوی آن نیز باید در متن اجتماعی زنانه صورت بگیرد تا فهم و درک عمیقی از این آسیب نوین بدست آید. بر این اساس، مقاله حاضر با اتخاذ رویکرد کیفی، عواقب و پیامدهای اعتیاد زنان را با استفاده از تجارب زیسته­ زنان معتاد مورد بررسی قرار داده است. میدان مطالعه­ی پژوهش، مراکز اقامتی بهبودی استان تهران در سال 1398 بوده است. در این مقاله، با استفاده از شیوه نمونه­گیری هدفمند، روایت­های فردی،34 نفر از زنان دارای سوءمصرف مواد بعنوان سوژه مورد مطالعه، ثبت نوشتاری گردید. داده­های پژوهش با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق جمع­آوری و مورد تحلیل تماتیک یا مضمونی قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که؛ زنانه­تر­شدن ­اعتیاد به سه مقوله اصلی پیامدهای فردی، خانوادگی و عوارض اجتماعی و شبکه­ای از مفاهیم و مضامین فرعی تحت عنوان؛ تعارض زوجی، فرزندپروری ناکارآمد، آسیب­پذیرشدن روابط و موقعیت دختران، طردشدگی اجتماعی، ارتکاب جرایم اجتماعی،هدر­رفتن سرمایه انسانی­–اقتصادی و زیر مقوله­هایی مرتبط با این مفاهیم ختم می­شود.

تازه های تحقیق

---------------

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Women's addiction: Outcomes and consequences

نویسندگان [English]

  • Tahereh Mohsenzadeh 1
  • Nowruz hashemzehi 2
  • Saeed madani 3
1 Department of Sociology, Islamic Azad University, Central Tehran Branch, Tehran, Iran
2 Sociology Department, Islamic Azad University, East Tehran Branch, Tehran, Iran (Responsible Author)
3 Department of Sociology, Islamic Azad University, Central Tehran Branch, Tehran, Iran
چکیده [English]

ABSTRACT:In the modern society, women have been enjoying a great deal of acceleration in the use of drugs. Given that feminine addiction is a different issue of male addiction, its examination and analysis should be done in a socially feminine context in order to gain a deep understanding of this new harm. Accordingly, the present paper, by adopting a qualitative approach, examines the consequences and consequences of women's addiction through the use of addicted women's biomedical experiences. The research field was a resettlement center for the province of Tehran during 1398. In this article, 34 women with substance abuse were recorded as a subject by using purposeful sampling method, individual narratives. The research data were collected using a deep interview technique and analyzed either tematially or temporally. The findings of this study showed that feminization of women into three main categories of personal, familial and social consequences, and a network of subjective concepts and themes; couples conflict, inferior parenting, vulnerability of relationships and position Girls, social exclusion, committing social crimes, wasting human-economic capital and subcategories related to these concepts.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Addiction
  • feminine addiction
  • consequences
  • gender

مقدمه

اعتیاد به مواد­مخدر اختلالی مزمن است که فرد(وابسته) در صورت عدم دسترسی به مواد دچار احساساتی ناخوشایند و منفی می­شود و ناخواسته و بدون اراده به دنبال مصرف ­مواد می­رود.(ژئو و همکاران،163:2014) در وابستگی به مواد در بسیاری از جنبه­های وابستگی به مواد، تفاوت‌های جنسیتی قابل ­توجهی وجود دارد.(همان،163) با این حال به دلیل عدم تمایز جنسی بین مصرف­کنندگان مواد­، در جامعه مطالعاتی تنها الگویی که لحاظ می­گردد تک­جنسی مردانه است.(آنژل و آنژل،1394­­:40) کم توجهی به جداسازی مطالعات جنسیتی اعتیاد در شرایط رخ می­دهد که اعتیاد زنانه در جامعه کنونی، به حدی شتاب گرفته است که در دهه گذشته «درصد زنان مصرف­کننده مواد از کل معتادان کشور از 5درصد به ده­درصد افزایش یافته­اند.»(هاشم­زهی و همکاران،­1397­:56)

اعتیاد زنانه، آسیب­ها­ی ناگوارتر و متفاوتی نسبت به اعتیاد مردانه بر جای می­گذارد. در این خصوص گفته می­شود زنان معتاد در مقایسه با مردان معتاد عملکرد ضعیف­تری در بسیاری از جنبه­های زندگی مانند سلامت جسمانی، روانی، ارتباطی­ و ثبات ­اقتصادی پیدا می­کنند.(شایگان،1390­:32) با وجود این، چون در جامعه زنان دارای سوءمصرف مواد، به عنوان افرادی از نظر اجتماعی غیرقابل ‌قبول، فریب ­کار، فقیر و بی­سواد در نظر گرفته می­شوند.(رابیو، 2016:­627( واقعیت اعتیاد آن­ها تحت تأثیر این کلیشه­های جنسیتی به­گونه­ای در تنگنا و اجحاف فرهنگی­­­ـ­اجتماعی بازنمایی می­شود که بسیاری از ابعاد اعتیاد آن­ها بخصوص پیامدهای اعتیادشان، در فرهنگ نوین هنوز مسکوت و ناشناخته باقی مانده است.

 پیامد این اجحاف و تبعیض جنسیتی موجب گردیده که این قشر از زنان آسیب­دیده ضمن آنکه در دریافت خدمات و رفاه اجتماعی در حداقل امکان و با بی­توجهی اجتماعی مواجه هستند؛ از طرفی هم با هجوم نگرش­های جنسیتی علیه زن مصرف­کننده و بازنمایی آن­ها در گفتمان جامعه در محدودیت ارتباطی و اقتصادی برای استفاده از حداقل امکانات رفاهی و اجتماعی موجود نیز قرار می­گیرند. از اینرو زنان­ دارای سوء مصرف مواد و خانواده­هایشان ترجیح می­دهند با وجود پیامدهای مخرب اعتیاد زنانه، که اعتیاد آنان علنی نشود. «پنهان ماندن اعتیاد زن، یک مانع عمده برای حضور آن­ها در محیط­های تخصصی و درمان آن­ها به حساب می­آید.»(ابراهیمی­مقدم،1395­:145) در صورت درمان هم به دلیل عدم توانایی مقابله در برابر فشار اجتماعی- فرهنگی، احتمال ابتلا به اعتیاد مجدد، در آنها بسیار زیاد خواهدبود.(گروسی و محمدی دولت­آبادی،1390­­:72) افزون بر موارد فوق، زنان معتاد بخاطر جامعه­مردسالار، تجربه خشونت بیشتر هم در سنین جوانی و هم در بزرگسالی نسبت به مردان معتاد خواهند داشت.(ابراهیمی­مقدم، 1395­:151)

با توجه به مطالب فوق گردیده، می­توان اذعان نمود حال که رشد سریع اعتیاد در میان زنان یا پدیده زنان­تر شدن اعتیاد بسان مسئله­ای نو در بطن جامعه شکل گرفته است؛ با ورود زنان به عرصه اجتماع جنسیت­زده و پذیرش نقش­های جدید علاوه بر نقش سنتی آن­ها، افزایش فشارهای ناشی از تعدد نقش­ها و سنگین­تر شدن مسئولیت زنان، گسترش بیشتر آن در آینده و زنانه­ شدن اعتیاد دور از تصور نخواهد بود؛ بنابراین اختصاص فضای مطالعاتی مجزا از جنسیت مردانه در مورد این معضل و بویژه پیامدهای اعتیاد زنان پر واضح و مبرهن به نظر می­رسد تا هم شناخت جامع و دقیقی از این آسیب نوپا و پیامدهای آن به منظور کنترل و نهایتاً کاهش اعتیاد زنان صورت بگیرد و هم نتایجی ضمنی این مطالعه و پژوهش­های مشابه در بهبود شرایط زنان، مسائل و معضلات اجتماعی آنان تأثیر مثبتی داشته باشد.

با امعان در موارد ذکر شده و با ارائه یک جمع‌بندی می­توان گفت این مطالعه­ی با استفاده از رویکرد کیفی در سال 1398 در استان تهران، پاسخگویی به سوال ذیل را هدف اصلی خود قرار داده است:

 زنانه­ترشدن اعتیاد در جامعه­کنونی چه عواقب و تبعاتی به همراه خواهد داشت ؟

پیشینه­ پژوهش­

در این بخش خلاصه­ای از پژوهش­های خارجی و داخلی انجام شده که ارتباط موضوعی با مسئله مطروحه دارند، بیان شده است.

 کرمی­زاده و  بوستانی(1396) پژوهشی با عنوان «پیامدهای مصرف شیشه: مطالعه کیفی زنان معتاد در شهر کرمان» در باب شناسایی و بررسی پیامدهای اعتیاد به شیشه در میان زنان شهر کرمان ارائه دادند. یافته­های این مطالعه بیانگر آن است که چالش­های اجتماعی، آسیب دیدگی فرزندان، بیماری های روحی و روانی و اِستهلاک بدن و همینطور اَنگ اجتماعی، طرد­شدن، تن­فروشی، توهم، اخراج از کار، جدایی از فرزند، وسواس، پرخاشگری و ساقی شدن از مهمترین پیامدهای اعتیاد زنان در این مطالعه بوده است.
قربانی(1394) پژوهشی کیفی با موضوع «مروری بر متغیرهای گرایش زنان به سوء مصرف مواد مخدر و پیامدهای آن» انجام داده است. نتایج مطالعه حاکی از آن است که کاهش فرصت ازدواج دختران معتاد، طرد­شدن از خانواده، عدم­ایفای نقش مادری­، فروپاشی خانواده، نبود نظارت بر رفتار فرزندان، ارائه الگوی نامناسب رفتاری، کاهش روابط فامیلی و احتمال ابتلای اعضای خانواده به بیمارهایی از قبیل ایدز و .. می­توانند از پیامدهای اعتیاد زنان به شمار آیند. در این مطالعه کمبود امکانات ویژه درمان اعتیاد­ زنان­، نگرش­ اجتماعی درباره ناپسند­بودن اعتیاد زنان و وجود برخی موانع اجتماعی، مراقبت از کودکان و ... از جمله عواملی تأثیر گذر در تداوم اعتیاد زنان بوده­اند.

رحیمی موقر و همکاران­(1390) در مطالعه­ای کیفی با عنوان « بررسی کیفی نیازهای زنان برای درمان اعتیاد» به بررسی نیازهای ویژه زنان مصرف­کننده مواد­­ در ­درمان­ اعتیاد ­پرداخته­اند. نتایج این مطالعه نشان داد که بیشتر زنان در دوران اعتیاد خود، انگ اجتماعی، تحقیر و طرد­شدن از خانواده و جامعه و فقر شدید را به عنوان اساسی ترین مشکل خود بیان کردند. بیش از یک چهارم آن­ها بی­خانمانی و بیش از نیمی از آن­ها سوء استفاده فیزیکی و جنسی را تجربه کرده بودند.

کاپیلا و همکاران(2015) در پژوهش «­الگوهای جنسیتی در زنان معتاد به مواد مخدر»، به بررسی عقاید قالبی جنسیتی[1] و فرایندهای شناختی، انگیزش­های افراد بر مبنای جنسیت زنان مصرف­کننده پرداخته­اند. روش مورد استفاده در تحقیق تحلیل گفتمان و رویکرد کیفی بوده است. زنان مورد مصاحبه از گروه­های ناهمگنی از حیث سن و ­­نوع مصرف مواد­مخدر انتخاب گردیده­اند. محققان در این پژوهش دریافتند کلیشه­ها بر جهان اجتماعی زنان وابسته ­به مواد تاثیر منفی می­گذارند و مجموعه­ایی از عقاید را به وجود می آورد که موجب تاثیرگذاری در فرایند درمان و مانعی در جهت مصرف داروها می­گردد؛ براین اساس دوره مصرف مواد در آنان طولانی­تر و پیامدهای اعتیاد آنها نیز ناگوارتر خواهد بود.

چن و گتا (2015) پژوهشی با عنوان­[2]«کودک آزاری، اعتیاد به مواد مخدر و عدم سلامت روان زنان زندانی اسراییل» انجام داده­اند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط احتمالی بین انواع سواستفاده از کودکان، سلامت روان و اعتیاد به مواد مخدر در زنان بوده­ است. جامعه­ نمونه 50 نفر از ­­زنان ­زندانی ­در ­اسرائیل­ بوده­اند. طبق یافته­های این مطالعه، زندانیان زن با شیوع بالای اعتیاد به مواد مخدر بسر می­برند و اعتیاد در وقوع جرم و زندانی ­شدن آنان تأثیر گذار بوده است. همچنین غالب­ آنان از خانواده‎هایی با پیشینه والدین دارای اعتیاد بوده­اند که این خود می­تواند مؤید اعتیاد فرزندان آنان با توجه به شیوع بالای اعتیاد در بین آنان در آینده باشد. همچنین یافته­های این مطالعه بیانگر آن است که مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتن در دوران کودکی با توجه به اعتیاد والدین و بی­توجهی آنان به کودک در اعتیاد زنان مورد مطالعه عوامل مهمی بوده است.

جمع­بندی پیشینه­ پژوهش­

بررسی پژوهش­های انجام شده در مورد اعتیاد، گویای آن است که پدیده­ی اعتیاد زنانه و پیامدهای آن، سهم بسیار اندکی از محتوای پژوهشی را بویژه با رویکرد کیفی به خود اختصاص داده­اند. همین امر موجب غلبه دیدگاه و روش­شناسی مردانه بر ارزیابی و فهم مسائل زنانه بطور عام و اعتیاد زنان بطور خاص گردیده­است. در این اندک پژوهش­های حوزه اعتیاد زنان نیز، همانند پیشینه­های ذکر شده در این مطالعه، اغلب محققان از نقش جنسیت و تأثیر کلیشه­های جنسیتی در این عرصه غفلت نموده­اند و یا اشاره­ای مختصر به آن داشته­اند. این در حالی است که بدون در نظر گرفتن نقش زمینه­ای ­جنسیت زنانه­ و نگرش­های ­جنسیتی در فرایند اعتیاد زنان، به تحلیل­ها و یافته­ها کلیشه­ایی و بدور از واقعیت تجارب زیسته زنان دارای سوء­­مصرف مواد، نتایج مطالعات منتهی خواهند شد.

 

 

چارچوب مفهومی

نظریه­ برچسب­زنی جردن­جی و همکارانش(1988) یکی از نظریه­های جامعه­شناختی مرتبط با تبیین مسئله اعتیاد­ می­باشد.(نیک­خواه­قمصری،­1394­:13) در این نظریه، برچسب­ها­ نوعی واکنش به جرم و انحراف­ هستند که از سوی جامعه و منابع قدرتمند به افرادی زده می­شود که مرتکب جرم یا انحراف شده­اند. برچسب­زنی هم به بازتنظیم روابط اجتماعی مجرمان یا منحرفان منجر می­شود؛ و هم به دلیل انزوای این افراد از جامعه، به گسترش خورده ­فرهنگ کجرو منتهی می­شود.(کرمی­زاده و همکاران،1396­:13) مطابق با این نظریه از سوی جامعه به مصرف­کنندگان ­مواد بدلیل تخطی از هنجارهای جامعه، برچسب زده­ می­شود؛ دریافت­ برچسب موجب پیدایش تصویر منفی از خود می­شود و هم واکنش منفی دیگران را، نسبت به فرد وابسته­­به­مواد را بدنبال دارد. در نتیجه دریافت­ برچسب­، موجب کاهش کنش و واکنش فرد­ منحرف با اعضای بهنجار جامعه و باعث افزایش ارتباط با افراد مشابه و نابهنجار و افزایش رفتار منحرفانه در فرد می­شود.

نظریه­ فوق و نظریات مشابه می­تواند فهم ما را از اعتیاد مردان و عواقب آن آگاه ­سازد؛ ولیکن در مورد زنان وابسته­­به­­مواد وقتی اعتبار خواهند داشت که دریابیم زن دارای اعتیاد، بدلیل انحراف از هنجارهای رایج در عرصه عمومی جامعه از یک طرف منزوی می­شوند و برچسب می­خورند و از طرفی هم به دلیل جنسیت­ زنانه و «تخطی از نقش­های زنانه سنتی خود، با خطر برچسب ناهنجار خوردن دیگر روبرویند.»­(محمدی­اصل،1391­:24) بنابراین برچسب انگ اعتیاد در آنان به مراتب برجسته­تر و اعتیاد آنان در مقایسه با مردان دارای پیامدهای منفی و منحرافانه بیشتری است.

در مطالعات جامعه­شناسی افزون بر تفاوت نژادی، قومی و گروه­های مختلف، تحلیل تفاوت­های اجتماعی مسئله­ی جنسیت نیز وجود دارد و نکته عجیب آن است که همانگونه که نژاد­، فرهنگ و قومیت برتر وجود دارد؛ جنس برتر هم هست. در تمام جهان جنس مرد برتر تلقی می­شود. این طرز تفکر به صورت مردسالاری یا پدرسالاری مطرح است.(ملک­زاده،1392­­:111) کارل مارکس[3] ریشه تفکر مرد سالاری را در تقسیم کار و تولید اقتصاد در جوامع نخستین می­داند و بر این باور است که زنان در جوامع ابتدایی، طبقه فرادست بوده­اند و «تعویض قدرت از زن به مرد براثر تقسیمات و تولیدات اقتصادی صورت گرفته­است و زنان به تدریج بر اثر تقسیم طبقاتی، شکلی از دارایی خصوصی مردان در­آمد­ه­اند.»(همان،­167) در این نظم با پیدایش مالکیت خصوصی مردانه، سازماندهی کار خانگی و خدمات درون آن را بصورت رایگان و نهایتاً اشتغال در کارهای کم­درآمد به دوش زنان گذاشته شد. تقسیم­کار ناعادلانه، محجوریت زنان را از درگیرشدن در فعالیت­های اقتصاد پولی و بعبارتی فقر زنانه را برای این قشر در حیات اجتماعی رغم زد. بنابراین فقر زنانه، با افزایش مخارج زنان بواسطه مسئله­ای هزینه­بر و نابهنجار همچون اعتیاد یقیناً بیشتر از مردان خواهد شد.

همانند اندیشه مارکس، نظریه­­پردازان فمینیستی هم به مرد سالارانه بودن حیات اجتماعی اذعان دارند. آنان همچنین به سوگیری­های مردگرایانه در نابرابرشدن نقش­های جنسیتی ایمان دارند و معتقدند:«هر چند نقش زنان در بیشتر موقعیت­های اجتماعی اساسی بوده است، اما از نقش مردان، متفاوت، کم­بهاتر و فرعی­تر بوده است. در معرض دید نبودن زنان تنها یکی از نشانه­های این نابرابری است.»(ریتزر و گودمن،1393­:455) در این بازتولید نابرابر نقش جنسیتی، معمولاً جایگاه بی­ارزش زنانگی در انقیاد کامل قید و بند اجتماعی و مملو از خزانه­ی اخلاقی ماندگار، از طرق مختلفی بازنمایی می­­شد. این بازنمایی جنسیتی به حد پیچیده می­باشند که گاهی خود زنان برای حراست از افکار برگرفته از حاکمیت پنهان جنسیتی، به خدمت گرفته می­شوند. براین اساس زنان معتاد برخلاف مردان معتاد، بخاطر قرار گرفتن در طبقه فرودست جنسیتی، باید منتظر دریافت محرومیت­ها و تبعیض­های اجتماعی مضاعفی نسبت به مردان باشند؛ چراکه «در پارادایم جنسیت مذکر­، اعتیاد معمولاً نوعی فعالیت اجتماعی غیرقانونی تعریف می­شود­».­(محمدی­اصل ،1391­:142) و فعالیت غیر­قانونی با بار اخلاقی همراه می­باشد و درگیر شدن در کار غیر اخلاقی بخاطر بازتولید نابرابری ارزشی در زنانگی در قیاس با مردانگی موجب می­شود که زنان ننگ، محرومیت و طرد اجتماعی، فقر ارتباطی بیشتری متحمل شود.

روش­شناسی

در این مقاله، بررسی پیامدهای­ اعتیاد زنانه هدف اصلی مطالعه می­باشد. برای وصول به این هدف، با توجه به متفاوت بودن عواقب و مسائل برخواسته از اعتیاد زنان از مردان و اندک بودن تعداد تحقیقات کامل و جامع در این حوزه، جهت فهم و کشف دقیق عواقب اعتیاد­ زنانه، از رویکرد کیفی استفاده شده است. اتخاذ روش کیفی، ضمن آن­که شیوه­ای کارۀمدی جهت درکِ تجربه زیسته افراد مبتلا به این آسیب می­باشد. بکارگیری این روش باعث پی­بردن به کُنه­ی معانی پدیده، از دیدگاه زنان دارای اعتیاد یا تجربه­کننده واقعی آن نیز می­شود و در نهایت مکاشفه و شناخت کامل و درستی از علل، شیوع و بسامدهای پدیده در متن اجتماعی و بستر طبیعی آن صورت می­گیرد.

در­ پژوهش حاضر، نمونه­گیری به­ شیوه­ی هدفمند[4] در مراکز اقامتی بهبودی استان تهران یا میدان مطالعه انجام گردید؛ انتخاب مشارکت­کنندگان یا سوژه­های­ مورد ­مطالعه تا اشباع­نظری و عدم بیان تجربه­ زیسته­ی جدید از سوی سوژه­های­ مورد­مطالعه به 34 نفر زن مراجعه­کننده به مراکز جهت درمان­ اعتیاد منتهی شد.

دو تکنیک مصاحبه ­عمیق­ نیمه ساختاریافته و مشاهده در مطالعه کنونی­، برای گردآوری ­داده­ها بکار گرفته ­شد. نگارنده با بهره­گیری از این ابزار­ها ضمن یادداشت روایت­های سوژه­ها، جهت تحلیل دقیق­تر، حالات چهره آنان را هم در ضمن بازگویی مطالب بصورت نوشتاری ثبت نموده است.

در مطالعه حاضر، جهت کشف و نمایان ساختن پیام­های ضمنی نهفته در متن مصاحبه، روش تحلیل تماتیک یا مضمون[5] برای تجزیه و تحلیل داده­ها بکاربرده شده­است. روش تماتیک، تحلیلی است مبتنی بر استقرای تحلیلی که در آن محقق از طریق طبقه­بندی داده­ها و الگویابی درون و برون داده­ای به یک سنخ­شناسی تحلیل دست می­یابد.(ناصری و کیانپور،1394­­:66) در این پژوهش، شناسایی و استخراخ مضامین از تفسیر متون پیاده­شده از مصاحبه­ها، بر اساس مراحل ذیل انجام گردید:

در مرحله اول با هدف نوشتن ایده­های اولیه و طبقه­بندی داده­ها بر اساس معانی که ­سوژه­ها به کنش­های خود الصاق کرده­اند؛ مرور و مطالعه متن صورت گرفت.

مرحله دوم؛ فرایند استخراخ کدها به ترتیب کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گردید. در این گام، مراحل جستجو و شناخت، استخراج و بازبینی تم­ها یا «­ویژگی تکراری و متمایزی در متن که به نظر پژوهشگر، نشان­دهنده درک و تجربه خاصی در رابطه با سوالات تحقیق است.»(جعفری و همکاران،1390­­:159) انجام گردیده است.

در مرحله سوم؛ بررسی و کنترل تطابق تم­ها با کدهای مستخرج شده، مرتب کردن ­تم­، سازماندهی و طبقه­بندی نهایی، تشریح و تفسیر داده­ها به شیوی تحلیل مضمونی یا موضوعی انجام شد و در نهایت در این مطالعه، نوعی سنخ­شناسی از پیامد و عواقب زنانه­تر شدن اعتیاد با رویکرد کیفی ارائه شد.

یافته­ها

در­این پژوهش، واکاویی داده­های مطالعه، به استخراج سه مقوله کلی پیامدهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و شبکه­ی از مفاهیم و تم­های فرعی در خصوص این پدیده منجر گردیده است که در این بخش مورد تفسیر و تحلیل قرار خواهد گرفت.

مقوله اصلی پیامد اعتیاد زنان

تم پیامدهای فردی

تم عواقب اجتماعی

تم تبعات خانوادگی

دیاگرام1. مقوله­ اصلی پیامد اعتیاد زنان

در این پژوهش، واکاویی داده­ها به استخراج سه مقوله کلی پیامدهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و شبکه­ی از مفاهیم و تم­های فرعی تحت عنوان؛ تعارض زوجی، فرزندپروری ناکارآمد، آسیب­پذیرشدن روابط و موقعیت دختران، طرد شدگی اجتماعی، ارتکاب جرایم اجتماعی، هدر­رفتن سرمایه انسانی­–اقتصادی و زیر مقوله­هایی مرتبط باآن­ها منجر گردیده است که در این بخش مورد تفسیر و تحلیل قرار گرفته­اند.

پیامدهای فردی

اعتیاد آسیب و پیامدهای فردی متعدد، متفاوت و شدیدتری­ نسبت به مردان برای زنان مبتلا به همراه دارد. با این حال و با وجود پیدایش نشانگان و عوارض فردی اعتیاد، احتمال رسیدگی به عواقب فردی آن از جانب زنان مبتلا به ندرت اتفاق می­افتد؛ مهم­ترین علت آن، بنابر اظهارات افراد مصاحبه­شونده، کمبود منابع در دسترس آن­ها، موجب شده که اولویت افراد به مصرف­مواد بیش از رسیدگی به ناراحتی­های جسمی و روحی خود باشد؛ همینطور حمایت­های ناچیز خانوادگی، کمبود و کیفیت پایین امکانات و خدمات رفاهی­ـ­اجتماعی و وجود موانع فرهنگی در سر راه ­زنان برای درمان اعتیاد موجب می­شود آنان با آسیب­های فردی بسیار جدی و گاهی غیرقابل جبران مواجه شوند.

در پژوهش­ها عوارض فردی اعتیاد، معمولاً به دو دسته بیمارهای جسمانی و روحی گروه­بندی می­شوند و مورد بحث قرار می­گیرند. در این مطالعه بدلیل اینکه اغلب افراد مورد مطالعه به بیماری­های مختلف جسمانی توأم با ناراحتی و علائم روحی مبتلا بودند و فقط شدت ابتلا و نوع بیمارها در آنها متفاوت بوده است از تفکیک این دو خود­داری شده است. غالب سوژه­های مورد مطالعه با بیمارهای جسمی نظیر سوءتغذیه، ناراحتی ریوی، مشکلات دهان و دندان، استهلاک بدن، بیمارهای عفونی و زنانه همراه با نشانگان بیمارهای روحی نظیر افسردگی، استرس، ناامیدی شدید، اعتماد به نفس پایین، اختلالات شخصیت ضد­اجتماعی و... مواجه بوده­اند. در این رابطه مصاحبه­شوندگان اظهار نموده­اند:

آزاده: دم و دود تریاک همه­ی دندونا و ریه­هام رو خراب کرده. هر لقمه غذا رو با هزار مصیب قورت می­دم واسه همین معدم خرابه شده. ناراحتی رحم و کمر درد شدیدم بخاطر سقط جنین دارم. (در تمامی طول مدت مصاحبه با نامیدی و افسردگی شدید و سرزنش کردن­خود صحبت می­کرد.)

مریم: دکتر کمپ میگه سوء تغذیه و بیماری پوستی گرفتم. طبیعیه اون مدتی که کارتون خواب بودم نظافت و بهداشت رو نمی­شد رعایت کنم بجز اینا خیلی روزا، عذایی واسه خوردن گیر نمیومد. بعضی وقتا از دور ­ریزای رستورانا و مغازه­ها حتی اشغالا چیزی واسه خوردنم جور می­کردم و با اون وضع کثیفم توی خیابون می­خوردم. پولی هم اگه دستم میومد اولش موادم جور می­کردم بعدش اگه چیزی ازش می­موند باهاش چیزی می­خریدم و می­خوردم.(بسیار منزوی، گوشه­گیر و کم­رو بود و با تردید و مکث فراوان در طول مصاحبه روایت خود را بیان می­کرد.)

زن معتاد بدلیل وجود تابو­های فرهنگی و نگرش­های رایج جنسیتی در انزوای و در خاموشی اجتماعی، هم شدت مشکلات بیشتری را در مقایس با همتای مرد خود تجربه می­کند و هم با معضلات روحی و جسمی برخواسته از اعتیادش بدلیل فقدان حمایت­ها، به ناچار سازگارتر می­شوند. همچنین اقدامات درمانی برای رفع آلام روحی و جسمانی آن­ها نسبت به مردان کمتر اتفاق می­افتد از اینرو عواقب فردی اعتیاد برای زنان به مراتب سنگین­تر از اعتیاد مردان خواهد بود.

تبعات خانوادگی

اعتیاد زن، با توجه به اهمیت نقش خانگی زن و حساسیت فرهنگی نسبت به ارزش­­های زنانه در خانواده، بیش از بعد فردی آن، در جامعه پیامدهای خانوادگی آن چالش­برانگیز و برجسته می­باشد. تأثیر اعتیاد زن در آسیب­دیدگی خانواده به پایگاه فرهنگی و اجتماعی آن، نوع اعتیاد زن و شدت آن، نقش و مسئولیت خانگی وی بستگی دارد. در خصوص مقوله فوق، گفتنی است غالب سوژه­ها این مطالعه هم در خانواده­های نابسامان رشد و نمو یافته­اند و هم بواسطه وابستگی به مواد در زندگی زناشویی خود آسیب­هایی همچون طلاق، هم­خانگی و رها­کردن خانواده تجربه­ کرده­اند. در رابطه با مقوله پیامد­های خانوادگی اعتیاد زنان، مهم­ترین تم­ها استخراج شده از متن مصاحبه­ها عبارت است از:

تعارض زوجی: امروزه بیشتر خانواده­ها در جهان به طور طبیعی به نوعی تعارض را تجربه می­کنند.(رزاقی و اسلامی،1394­:54) با وجود آسیب­ جدی همانند اعتیاد زن­، ساختار این نهاد بیش از خانواده­ها عادی مستعد تعارض و اختلال می­شود. در این راستا اعتیاد زن در گسست­ بنیان خانواده، پیوند ­اجتماعی ازدواج، تنزل ارزش­ و هنجارهای خانواده با توجه به یافته­های این مطالعه بسیار تأثیر­گذار بوده است.

جدول1. وضعیت زندگی مشترک زنان معتاد

سابقه ازدواج

مطلقه

رهایی زندگی

فوت همسر

هم­خانگی

اعتیاد همسر

اعتیاد زن

23مورد

8 مورد

2 مورد

3 مورد

14­مورد

20 مورد

6 مورد

در مطالعه حاضر، یافته­­ها در زمینه وضعیت زندگی زناشویی زنان وابسته­­به­مواد بیانگر آن است که 23نفر از 34 فرد مورد مطالعه، سابقه تأهل داشته­اند. از میان این تعداد 8 مورد طلاق، 3 مورد فوت همسر، 2 نفر رهاکردن زندگی مشترک را، راه پایانی زندگی مشترک خود عنوان نموده­اند. همچنین 14­ مورد هم­خانگی، دیگر پسامد اعتیاد افراد مورد مطالعه بوده­است که نیمی از این گروه، افرادی بوده­اند که سابقه ازدواج نیز داشته­اند. نکته حائز اهمیت مادر بودن سه نفر از زنان­ هم­باش است که فقط یک نفر از آن­ها از وضعیت فرزند خود اطلاع داشته است.

طلاق: در زمینه­ی تأثیر­گذاری اعتیاد زنان بر تعارض در زندگی، مهمترین پیامد آن طلاق و اضمحلال خانواده در این مطالعه عنوان شده ­است. در این خصوصی با عنایت به اظهارات سوژه­ها، تعداد بسیار اندکی سوژه­ها تنها خود مصرف­کننده بوده­اند؛ از اینرو بیشتر آن­ها بخاطر موقعیت فرودستانه خود، بعنوان ابژه­ی غایب در مدیریت جنسیتی خانواده در نظر گرفته­ می­شدند و لذا راهی جز ترک زندگی مشترک، پیش روی آنان گذاشته نشده است.

طاهره: ما توی دو سال زندگی مشترکمون باهم مشکلی نداشتیم تا زمانی که خانوادش فهمیدن پسرشون با یه دختر معتاد ازدواج کرده. با اینکه کلی بهشون رو انداختم زندگیم رو ازهم نپاشن و بهم فرصت واسه ترک بدن قبول نکردن، شوهرم رو به بهانه اینکه ممکنه معتاد بشه، ترس از ابروریزی توی فامیل و اینجور چیزا مجبورش کردن طلاقم بده.

میترا: طعنه­های شوهرم بخاطر وزن خیلی بالام، کارم رو به پیشنهاد یکی از دوستام واسه لاغری سریع، به مصرف شیشه کشوند. شوهرم وقتی فهمید اولش با اینکه حسابی عصبی و داغون شده بود با این حال کمک کرد ترک کردم. بعد از چند ماه پاکی، بخاطر مرگ داداشم، دوباره لغزش کردم شوهرمم دیگه تحمل نکرد. از خونه بیرونم کرد الانم دنباله طلاقمه.

فرار، بریدگی و رها شدن از خانه: زندگی زوج­های مصرف­کننده، زندگی بیمار­گونه­ی است که هر دو زوج نسبت به ایفای مسئولیت­شان تعهد بسیار کمی دارند؛ این نوع ­زندگی مطابق با یافته­های این مطالعه، معمولاً به طلاق و بی­ثباتی کانون خانواده ختم می­شود؛ در غیر این­صورت، تداوم حیات مشترک زوج­های مصرف­کننده تبعات دیگری برای زن مصرف­کننده نظیر طولانی­شدن و پنهان­ماندن اعتیاد وی، فرار از دامان خانواده، ناامن­شدن خانه برای زن و بریدگی و رها کردن زندگی بدون طلاق و... را در پی دارد. در این خصوص مصاحبه­ها به قرار ذیل است:

منیزه: با اینکه معتاد بود و معتادم کرد چون کس و کار درست و حسابی نداشتم چند سالی کنارش موندم. بچم که دنیا اومد اینقدر وضعمون بد شده بود که به یه توزیع کننده­مواد بچه­ رو شوهرم بدون اطلاع من فروختش. بعدشم نوبت خودم شد معامله سرم می­کرد و موادمون اینجوری جور می­کرد. بخودم گفتم با این وضع خونه و خیابون چه فرقی واسم داره. از اون خونه فرار کردم.

هم­خانگی: هم­خانگی عنوان زندگی مشترک بدون ازدواج شرعی و قانونی می­باشد که منجر به شکل­گیری شبه­خانواده­های نوینی در جامعه ­گردیده است. این نوع سبک زندگی، در بین سوژه­های مورد مطالعه، نه­ تنها امری غریب، ناملموس و غیرهنجاری نبود بلکه پدیده­ای رایج، ارزشمند و در حال گسترش نیز می­باشد بطوریکه تعداد زیادی از آن­ها با زوج­های هم­خانه خود در زمان انجام مصاحبه زندگی­ می­کردند و برخی نیز با ارجعیت دادن به این نوع سبک زندگی نسبت به زندگی سنتی، خواهان تداوم این نوع زندگی در ادامه حیات خود به جای ازدواج عرفی بودند. اظهارات مصاحبه­شونده در این مورد به قرار زیر می­باشد:

ساناز: از شوهرم که طلاق گرفتم جایی واسه رفتن نداشتم. واسه همین با پسری که خودشم آشپزه(تولید کننده­شیشه­)، هم­خونه شدم. اینجوری هم موادم بدون دردسر و منت شوهره جوره و هم مواد دوستام رو یه وقتای رایگان بهشون می­رسونم. زندگیمم با یه مرد خوب و بدون مزاحمت کسی داره سر می­شه. بعدا که حالم خوب بشه شاید بچم رو پیش خودم بیارم و بزرگش بکنم؛ خیلی از دوستام زندگیشون این شکلیه. خیلیاشونم دنبال این نوع زندگین.

نکته بسیار با اهمیت در مورد مقوله هم­باشی این است همانگونه که خانواده نابسامان، خشونت، فقر، رها­شدگی فرزند، و ... از مؤلفه­های تأثیرگذار در زنانه­­ترشدن اعتیاد می­باشد. مجموعه این عوامل زمینه­ی آسیب­نوین دیگر تحت عنوان هم­خانگی زوج مصرف­کننده یا زندگی مشترک یک زوج دارای اعتیاد بدون مراسمات مرسوم در ازدواج شرعی و سنتی را فراهم نموده است. شکل­گیری این شبه­خانواده­ها خود بستری برای زنانه­ترشدن اعتیاد در این مطالعه بوده است. در میان افراد مصاحبه شونده، تقریباً نیمی از آنان، تجربه هم­بودگی با افراد دارای سوء مصرف مواد را داشته­اند. توجیه انتخاب این شیوه زندگی در زنان وابسته به مصرف مواد و برخاسته از خانواده آسیب­دیده، عدم امنیت در زندگی سنتی و رهایی از نابسامانی و مشکلات خانوادگی از قبیل؛ فقدان هویت ارزشی، خشونت، طلاق، تعهد­ اجباری به همسر، روابط نابرابر در خانواده، فرزند­زایی یا حمایت از فرزند طلاق، فقدان فرصت ازدواج، فقر اقتصادی، انگ روسپیگری، کمبود حمایت­های عاطفی و .. می­باشد که معمولاً در زندگی زنان معتاد مشکلات فوق جزء تجربه زیسته­ آن­ها بوده است. روایت­های برخی از آنان به قرار زیر می­باشد:

مریم: بعد از معتاد شدنم بخاطر ترس از خانوادم از خونه فرار کردم. بجای دربه­دری تو خیابون و تن­فروشی با پسر­ معتادی هم­ خونه شدم. توی این خونه مسئله ازدواجم، مصرف موادم و هزینه­هام حل شده بود. اینطوری زندگی کردن به نظرم از زندگی متأهلی واسه یه زن بخصوص زن ­معتاد بهتره.

منیژه: شوهرم واسه تهیه­ موادمون، سر من همه معامله­ای می­کردم اخرین کارشم فروش بچم بود. بعد از فرار از خونه توی خیابان با یه معتاد دیگه که ساقی مواده آشنا شدم و هم­ خونه شدیم. توی این زندگی جدیدم خیلی راحتم. کنج خونه­ی خودم بدون مشکلات زندگی قبلیم، موادم رو می­کشیدم.

از منظر زنان و دختران معتاد متعلق به خانواده­­های مرفه اجتماع، بی­معنا ­شدن نقش جنسیتی سنتی بخصوص نقش سنتی زن و زوال هنجارهای کهن مثل ازدواج توجیه آن­ها در زندگی هم­باش با مرد معتاد می­باشد. بعبارتی معنا­دهی ارزش­های غربی نسب به ارزش­های سنتی در خانواده­ها و همین طور ابتلا به اعتیاد زمینه تغییر در گفتمان جنسی جامعه و اشاعه آن به طبقات پایین تر جامعه می­گردد.

سلماز: دیگه ازدواج معنا نداره، الان کل دنیا این شکلی شده. من 9سال خودم زندگی مشترک با دوستم(مردمعتاد) داشتم. مامانم با این قضیه دیگه کنار اومده.

هاله: هردوتامون دانشجو از شهرای دیگه بودیم. هم­فاز بودیم مواد می­زدیم. باهم هم خونه شدیم. زندگیای جدید این شکلیه. خیلی از جوانای دیگه هم طالب اینجور زندگیا هستن.

فرزندپروری ناکارآمد: در پژوهش حاضر، بسیاری از سوژه­ها منشاء اعتیاد خود را، اعتیاد ­مادران خود ذکر نموده­اند و برخی نیز اعتیاد خود را باعث اعتیاد فرزندان، زمینه ارتکاب انحراف آن­ها و آسیب­های جسمانی و روانی فرزندان خود عنوان کرده­اند؛ براین اساس به نظر می­رسد پرمخاطره­ترین پیامد اعتیاد از جانب مادران­ مصرف­کننده متوجه خانواده و فرزندانشان می­باشد. در رابطه با مضمون آسیب­پذیری جسمانی و روانی فرزندان گفته­های مصاحبه­شونده­ها عبارت است از:

نازی: بعضی وقتای اینقدر بداخلاق می­شدم که پسرمو تا حد مرگ کتک می­زدم، پسرم از بس زجر کشید معتاد و کارتون خواب شد. دخترم افسرده است اونم یه وقتای دم میزنه، میگه اعصابم اروم میشه.

رعنا: مواد که می­کشیدم خواب و خوراکم بهم می­خورد شاید توی یه روز می­شد که اصلا نفهم گرسنگی چیه. با این شرایط، نمیشه به مدرسه و درس و رخت و لباس بچه­ها رسیدگی کرد. بچه­هام خیلی وقتا بدون صبحونه مدرسه می­رفتن وقتی هم میومدن خونه غذایی نبود که بخورن. دخترم هر وقت توی مدرسه با اولیا کار داشتن به مامان بزرگش می­گفت. مسافرتم مامان بزرگش تا سر پا و سالم بود دو و سه باری بردش. اما پسرم درس رو ول کرد و چهارده سالگی داره توی شهر غریب کار می­کنه کمک خرج ماها باشه.

مادران دارای اعتیاد، بدلیل وابستگی جسمانی و روانی به مواد، مادری بیمار در زندگی فرزندانشان هستند که نه تنها توان کنترل، نظارت و نگهداری فرزندان خود را ندارند بلکه احتمال شیوع اعتیاد، ارتکاب انحراف و ابتلا به آسیب­های جسمی و روانی را هم در فرزندان خود افزایش می­دهند و بدین شکل، آن­ها محروم­کننده نسل بعدی خود از تربیت صحیح هستند.

آسیب­­پذیر­شدن موقعیت دختران مصرف­کننده: اعتیاد در دختران، طردشدگی، خشونت، حبس­خانگی، بی­اعتماد و محرومیت عاطفی و اقتصادی خانواده را در این پژوهش برای سوژه­های مورد مطالعه در پی داشته است. در این رابطه شرکت­کننده­ها بیان داشته­اند:

مریم: زن­بابام که فهمید معتادم، مرتب رو اعصاب بابام راه­ می­رفت و به بهانه حفظ ابروشون، وادارش می­کرد با کتک و ناسزا من رو مجبور کنه که پیش خانواده­ی مادریم شهرستان برم. می­دونستم می­خوان از شرم راحت بشن و از خونه بیرونم کنن. از خونه که بیرون اومدم به جای ترمینال رفتن و مسافرت به شهرستان و سربار دیگران شدن، توی خیابون موندم یه مدت تو خیابون از راه تن­فروشی زندگیم می­گذشت تا اینکه با پسر­معتادی هم­ خونه شدم و الانم دارم زندگیم رو می­کنم واسه خرج زندگیمون هم، مواد می­فروشیم.

مینو: بعد از معتاد شدنم داداشم آنقدر محکم توی گوشم زد که پرده­ی گوشم آسیب دید. یه بارم بابام چاقو به طرفم پرت کرد به کف دستم خورد. خودشم بردم درمانگاه بخیه­ش کردن. بخاطر غرغرا و کتک­کاری خانواده بارها تو فکر فرار از خونه بودم.

فهم فرهنگی جامعه ما از جنسیت زنانه، بگونه­ای شکل­یافته که کجروی اجتماعی دخترانه، هجوم شماتت و قضاوت­های منفی از سوی اطرافیان در مورد فرد و خانواده­اش را بطور نیرومندی تضمین خواهد کرد. از اینرو اعتیاد یک دختر، منزلت و موقعیت خانواده را بشدت بیشتری نسبت به اعتیاد پسر تهدید می­کند و بی­شک دختر مصرف­کننده بعنوان عامل مؤثر در تحقیرشدگی خانواده، از سوی خانواده خشونت و محرومیت مضاعفی را متحمل می­شود. افزون بر مواد فوق دختران دارای سوء مصرف و حتی دختران وابسته به فردمصرف­کننده، فرصت تشکیل خانواده سالم را از دست می‌دهند و به احتمال بیشتری در چرخه انحرافات جنسی و زندگی هم­خانگی با زوج مشابه قرار می­گیرند.

جدول2. مقوله تبعات خانوادگی اعتیاد زن

مضامین­اصلی

مفاهیم فرعی

تعارض زوجی

 

 طلاق و فروپاشی خانواده

تداوم زندگی زوج وابسته­به­مواد و پرورش فرزندان آسیب­پذیر

بریدگی و رهاکردن خانواده

هم­خانگی­

تداوم مصرف مواد

پنهان ماندن اعتیاد زن

هم خانگی زوج معتاد

اشاعه و گشترش هم خانگی

فرزند­پروری ناکارآمد

اعتیاد و انحراف فرزند

آسیب­­پذیری جسمانی و روانی فرزند

آسیب­­پذیر­شدن موقعیت دختران

طردشدگی

خشونت و حبس­خانگی

بی­اعتمادی خانواده

محرومیت عاطفی و اقتصادی خانواده

-عواقب اجتماعی

اعتیاد زن، مسئله اجتماعی است که تخریب و ویرانگری­های برخواسته از آن دامان فرد، خانواده و جامعه را خواهد گرفت. زنان دارای­سوء مصرف مواد بدلیل وضعیت آسیب­پذیرشان غالباً با دیگر آسیب­های اجتماعی به طور ناخواسته در تعامل قرار می­گیرد. آن­ها ضمن فنا کردن سرمایه و نیروی انسانی خود، اغلب درگیر انحرافاتی نظیر کژرفتاری جنسی، سقط عمدی جنین و فروش کودک، توزیع مواد، سرقت، جیب­بری، فرار از خانه و... می­شوند و باعث وارد آمدن خسارت­های مالی بسیاری برپیکره جامعه می­شوند. بنابراین شیوع این بیماری در جامعه سرآغازی برای وقوع انحرافات اجتماعی، فروپاشی سرمایه­های انسانی و از دست­دادن سرمایه­ی اقتصادی و فرهنگی می­باشد.

طرد­شدگی اجتماعی: طرد­شدگی اجتماعی زن معتاد، باعث کاستن روابط سالم و صحیح اجتماعی و افزایش ارتباط، همنشینی و معاشرت آنان با افراد و خانواده­های مشابه می­شود. تعامل و رفاقت افراد دارای اعتیاد باهم، تهدیدی جدی برای کارکردهای مطلوب خانواده، پیوندهای سالم خانوادگی، بهبودی و رویگردانی از اعتیاد فرد وابسته می­باشد. در این زمینه مصاحبه­شونده بیان نموده است:

لادن: چند باری بخاطر اعتیادم، از کارم اخراج ­شدم یا خودم مجبور شدم شغلم رو عوض کنم. همکارا، فامیل، دوست و آشنا حتی اگه پاکم بشم دوست ندارن باهام ارتباط داشته ­باشن. این مسئله حتی شامل خواهرمم شده، خواهرم که توی عمرش حتی لب به سیگارم نزده داره پاسوزه من میشه خیلی از موقعیتای خوب ازدواجش بخاطر من پریده. با این وضع ترجیح می­دم با یه هم درد مثل خودم دوست باشم حتی واسه ازدواجم شاید مجبور بشم بایه ادم مثل خودم ازدواج بکنم.

مهری: بخاطر اعتیادمون، خیلی از فامیل ازمون پا بریدن، بجاش با دوستای معتادمون رفت و اومد می­کردیم. اینقدر باهاشون صمیمی شدیم که با یکیشون وصلت ­کردیم. دختر12 ساله­م عروسشون شد. ته دلم به این وصلت راضی نبود اما خوب چاره­ای نداشتم خانواده درست و حسابی که سراغ دخترم نمی­اومدن. توی خونه­مون هم ادمای خوبی رفت و امد نمی­کردن صلاح نبود دخترم توی اون خونه باشه.

طرد­شدگی اجتماعی و اخراج از محل کار منجر به معاشرت زنان مصرف­کننده با افراد مشابه ­خود و حضور آنان در محیط­های آلوده می­شود. با توجه به یافته­های این مطالعه، تداوم این فرایند ارتباطی، پیامدهایی نظیر، اختلال در کارکرد خانواده، ایجاد محدودیت در ارتباطات و پیوند­های سالم خانوادگی، کاهش فرصت ازدواج و تشکیل خانواده­ی نابسامان و آسیب­پذیر، شیوع و گسترش و افزایش فقر فرهنگی در خانواده و طولانی شدن مدت وابستگی به مواد را در پی داشته است.

ارتکاب جرایم اجتماعی: سوءمصرف در زنان، می­تواند ارتکاب انحراف زنان را در جامعه بسیار متحمل سازد؛ با این حال در این مطالعه، بدلیل اینکه اکثریت سوژه­های مورد مطالعه، معتادان خانگی بود­ه­اند ارتکاب جرایم در میان آن­ها نسبت به مصرف­کنندگان خیابانی به مراتب محدود و اندک شمار می­باشد. مهم­ترین انحراف و بزهکاری عنوان گردیده از جانب سوژه­ها، هم­خانگی و انحراف جنسی، کارتون خوابی موقت و فرار از منزل است. البته مورد سقط عمدی جنین، سرقت از منزل، توزیع و تولید مواد هم بصورت موردی در میان افراد مورد مطالعه اظهار شده است. روایت در این­باره بدین قرارند:

مونا: من و آجیم مصرفمون که بالا گرفت تهیه موادم واسمون سخت­تر شد تا جایی که یه مدت از جیب مامان و خانوادم پول کش می­رفتیم یا از دور ورم پول می­گرفتیم. یواش یواش بخاطر فشار خانواده، بی­پولی و مصرف بیشتر سر از کارتون خوابی تو چله­ی زمستون دراوردیم. تو اون شرایط بود که واسه مواد کارم به تن فروشی و فروش مواد کشید.

فیروزه: متوجه بودم ناپدری معتادم از همون بچگی بهم چشم داره. اخرشم با معتاد کردنم به خواسته­­ش رسید. ماحصل این ارتباطای نامشروع بارداری ناخواسته بود تنها کاری که از دست برامد سقط جنین بود.

زنان وابسته­به مواد، در حالت احتیاج و خماری در صورت تأمین نبودن مواد مورد نیازشان، احتمال زیادی دارد به هر کار انحرافی بخصوص انحرافات جنسی کشانده شوند. اغلب سوژه­ها در این مطالعه، قربانی جنسی مردانی بوده­اند که یا سابقه مصرف مواد داشته­اند و یا توزیع ­کننده­ی مواد بوده­اند.

هدر­رفتن سرمایه انسانی­– اقتصادی: هدررفتن سرمایه انسانی و اقتصادی در چرخه تولید، توریع و مصرف مواد­مخدر در جامعه مسئله کلان و مهمی می­باشد. در این خصوص، پیشگیری، درمان و مبارزه با این معضل، بخشی از هزینه­های مازادی است که شیوع این آسیب بر اجتماع تحمیل می­کند. در بحث جرایم نیز مبالغ هنگفتی و سرمایه­انسانی عظیمی، جرایم مرتبط با مواد مخدر به خود معطوف داشته است. علاوه بر موارد فوق، با گرایش یک زن به اعتیاد فقط یک بازوی مولد و فعال جامعه افول و تحلیل نمی­یابد بلکه فرد بیماری هم در چرخه این آسیب پر پسامد به اجتماع بیماران اعتیاد افزوده می­شود.

تحلیل مصاحبه­ها بیان شده­ی در مورد مضمون فوق، بیانگر آن است که اعتیاد زنان، منجر به تجربه فقر مضاعف، اختلال در انجام فعالیت­های شغلی و عادی زندگی و بی­توجهی آن­ها نسبت به عملکرد و نقش محوریشان در خانه شده است. اظهارت مصاحبه­شونده­ها در این زمینه به قرار ذیل است:

مهناز: اعتیادم نمی­ذاشت به خونه و زندگیم درست برسم بخاطر همین طلاق گرفتم؛ سرکارم هم وضعم همین­طور بود واسه همین از کار هم اخراج شدم. بعد از اخراج هر جا می­رفتم بهم کار نمی­دادن. یه مدت با پسندازی که داشتم و بعدشم فروش وسایل زندگیم خرج موادمو جور کردم. اخرشم از بی­پولی و بدبختی سربار مادر و پدرم که از خودم بی­پول­تر بودن شدم.

بهنوش: مصرف مواد از خورد و خوراک و ضبط و ربط بچه، رسیدگی به شکل و شمایلم واسم مهمتر شده بود. خیلی روزا مشکل خرجی و بی­پولی داشتیم. منتها چون بدون مواد زمین­گیر می­شدیم اگه خرجی واسه خونه گیرمون میومد تا موادمون جور نمی­کردیم چیزی واسه خونه نمی­خریدیم حتی اگه همه انروز بچمونم گرسنه می­موند.

خسارات اقتصادی و اتلاف سرمایه انسانی در سطح کلان از عوارض بسیار روشن و قابل پیش­بینی سوءمصرف مواد در افراد می­باشد چراکه نیرو و عمر یک انسان و هزینه­هایی که باید به امور حیاتی و روزمره زندگی اختصاص داده ­شود در اولویت مصرف مواد قرار می­گیرد؛ صرف نظر از این بحث علی­رغم اهمیت آن، اعتیاد در زنان، بخاطر حساسیت اجتماعی و فرهنگی نسبت به هویت جنسیتی یا زن­بودگی زن، خصایص جسمانی و اهمیت ظاهر زنانه و همینطور محدودیت سرمایه اقتصادی وی بیش از مردان پرمخاطره­ می­باشد.

 

 

 

 

 

 

 

جدول3. عواقب اجتماعی اعتیاد زنان

تم­های اصلی

تم­های فرعی

طردشدگی اجتماعی

اختلال در کارکرد خانواده

ایجاد محدودیت در ارتباطات پیوند­های سالم خانوادگی

کاهش فرصت ازدواج

تشکیل خانواده­ی نابسامان

شیوع­ و افزایش فقر فرهنگی در خانواده­ی مصرف­کننده مواد

طولانی شدن مدت وابستگی به مواد

پنهان ماندن دوره اعتیاد زن

ارتکاب جرایم اجتماعی

هم­خانگی و انحراف جنسی

کارتون خوابی

فرار از منزل

سقط عمدی جنین

سرقت از منزل

توزیع و تولید مواد

هدر­رفتن سرمایه انسانی­­اقتصادی

 

تجربه فقر مضاعف

اختلال در انجام فعالیت­های شغلی

بی­توجهی به عملکرد و مسئولیت عادی در زندگی

استهلاک جسمانی و زوال نیروی انسانی

عوارض کلان اقتصادی و انسانی

بحث و نتیجه­گیری

زن دارای سوء­مصرف مواد، بواسطه جنس و همین­طور شرایط فرهنگی و اجتماعی جنسیتی حاکم بر جامعه ایرانی، از یک سو با شدت مسائل و مشکلات ناشی از اعتیاد زنانه مواجه هستند و از طرفی اعتیاد زن پیامدهای پیچیده و مخرب­تر­ی نسبت به اعتیاد مردان در جامعه برای آن­ها در پی ­خواهد داشت. بنابراین زنانه­تر شدن اعتیاد در جامعه امروزی نه تنها مسئله حاشیه و بی­اهمیتی نیست بلکه برعکس بحرانی فرهنگی و مسئله­مند اجتماعی است که جهت کاستن آن باید حساسیت و توجه اجتماعی ویژه بدان مبذول داشت. در همین راستا، این پژوهش پیامدهای اعتیاد زنان را با رویکرد کیفی مورد وارسی علمی قرار داده است. نتایج حاصل از این مطالعه، همسو با تحقیقات پیشین مطرح شده در این پژوهش نشان می­دهد که زنانه­تر شدن اعتیاد با سه مقوله اصلی پیامد­های فردی، تبعات خانوادگی، عوارض اجتماعی و شبکه­ی از مفاهیم و زیر مقوله مرتبط با مقوله­ اصلی همراه است.

نتایج بررسی پیامد­های فردی اعتیاد در این مطالعه آشکار نمود که غالب زنان وابسته به مواد به بیماری­های مختلف جسمانی توأم با انواع اختلالات روانی مبتلا هستند. مشکلات سوءتغذیه و استهلاک بدنی، بیمارهای دهان و دندان، بیمارهای عفونی پوستی و زنانه همراه با مشکلات روانی نظیر افسردگی، استرس، ناامیدی شدید، اعتماد به نفس پایین، اختلالات شخصیتی مهمترین بیمارهای بیان شده از سوی سوژه­ها در این مطالعه بوده است. با عنایت به تفاوت جنسی در ابتلا به بیماری و همینطور با وجود «تفاوت­های جنسی در زمینه­ دریافت امکانات و دسترسی و استفاده از مواهب بهداشتی،»(محمدی،1391­:125) بیمار شدن یک زن در چرخه اعتیاد، قطعاً وی را با فقر بهداشتی بیشتری نسبت به مردان مواجه می­سازد؛ دلیل این ادعا این است که زنان معتاد اغلب نسبت به مردان وابسته به مواد از نظر دسترسی به منابع اطلاعاتی، مالی و حضور در عرصه اجتماعی و اقتصادی محدودتر هستند. لذا فرودستی جنسیتی زنانه، به فقر فرهنگی، آموزشی و مالی آن­ها و به تبع آن منجر به فقر بهداشتی زنانه شده است و دریافت خدمات درمانی، نسبت به مردان دارای سوء­مصرف و حتی نسبت به زنان دیگر، برای آن­ها کم و محدود خواهد بود از اینرو مشکلات ماحصل از بیمارهای جسمی و تعارض روحی و روانی اعتیاد به­صورت جدی­تری از مردان وابسته­به مواد زندگی ­آنان را تهدید خواهد کرد.

نتایج تحقیق حاضر نشان ­می­دهد که زنانه­تر­شدن اعتیاد، به مقوله­های تعارض زوجی، هم­خانگی زوج مصرف­کننده و فرزند­پروری ناکارآمد منجر می­شود. یافته­های فوق بیانگر آن است زنان گرچه ابژه­ی حاشیه­ای در عرصه اجتماعی در قیاس با مردان هستند اما بدلیل مسئولیت محوری آنان در تیمار­داری اعضای خانواده و پرورش فرزندان، اعتیاد زنان را باید بازتابی از یک مسئله اجتماعی فرض نمود که تبعات آن فرد، خانواده و جامعه را بصورت جدی دربر خواهد گرفت.

طرد­شدگی، حبس­خانگی یا بریدگی از خانواده و اجتماع و همینطور آسیب­­پذیر­شدن روابط و موقعیت دختران دارای­سوء­مصرف­­مواد مطابق با نتایج این مطالعه از پیامدهای دیگر اعتیاد زنان می­باشد. این یافته­ها با نظریه مرتون قابلیت تعمیم دارند. منتها در باب این تعمیم نکته حائز اهمیت این است مضامین فقر ارتباطی، طردشدگی و بریدگی اجتماعی در زندگی زنان بواسطه زن­بودگی تا حدودی مشهود است حال با تجربه اعتیاد، دامنه انزوا و روابط اجتماعی و خانوادگی آن­ها بخصوص در مورد دختران­مصرف­کننده بیشتر از گذشته خواهد شد.

زنانه­تر­شدن اعتیاد، مولد مقوله­های ارتکاب جرایم اجتماعی، هدر­ رفتن سرمایه انسانی­­ـ­اقتصادی و تبعات منفی اجتماعی دیگر بنابر نتایج این پژوهش می­باشد. زنان وابسته­­به ­مصرف­مواد نیروی انسانی خود را در معرض استهلاک و نابودی جسمی قرار می­دهند و با مشکلاتی بی­شماری جهت ایفای نقش محول شده به وی، مواجه می­شوند. همچنین این زنان مطابق با یافته­های این مطالعه و همسو با نظریه مارکس مشکلات اقتصادی و فقر شدیدتری نسبت به مردان مصرف­کننده را تجربه می­کنند

درجمع­بندی نهایی این بحث باید اذعان داشت؛ در اجتماع جنسیتی، ابتلای زنان به اعتیاد، تداوم اعتیاد در آنان و عواقب اعتیاد زنانه و بطور کلی­تر اعتیاد زنان با توجه به نتایج این مطالعه به طور محسوس از مسئله جنسیت و بازنمایی آن در جامعه امروزی تأثیر پذیر است. زنان دارای سوءمصرف بواسطه زن­بودگی هم با قیود فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جنسیتی، در حیات بیمارگونه خود، دست به گریبان­­اند و هم قربانی معضل اعتیاد و مشکلات آن هستند. متأسفانه تعهد اجتماعی جهانی به نظام مردسالارانه به طور ناخودآگاه بواسطه­های مختلفی نظیر سیستم مدیریتی جنسیتی و نهاد فعال آن بخصوص سیستم آموزشی، رسانه­ها و .... در حال بازتولید است؛ برآیند این پیوستگی و تعهد ذهنی به حاکمیت مردانه، در حاشیه قرار گرفتن مسائل زنانه بطور عام و پدیده اعتیاد در زنان به طور خاص می­باشد. در صورت ادامه این روند و بازنمایی آن در گفتمان جوامع، شعار نخواهد بود که بگویم در مدت زمانی نه چندان دور، زنانه­تر شدن اعتیاد به زنانه­شدن اعتیاد یا برابری تعداد مردان و زنان معتاد در جامعه بینجامد.

پیشنهاد و سخن پایانی؛ افزون بر ناگواری­ها و بسامدهای ناخوشایند ماحصل اعتیاد زنان که در این مطالعه به آن­ها اشاره گردید؛ حقایق دردناک و نامرئی بسیاری وجود دارد که شناخت آن­ها به دلایلی نظیر اندک بودن مطالعات عمیق­ و تخصصی در زمینه اعتیاد ­زنان، ایزوله بودن ارتباط و اتصال آنان با جامعه سالم و فقر ارتباطی آنان بخصوص زنان متعلق به طبقات فرودست جامعه به دشواری امکان پذیر است. بر­این­ اساس پیشنهاد می­گردد برای فهم و درک ناشناختگی­های این آسیب، به واکاویی­ها و مطالعات کیفی با هدف اداراک معانی امور از نظر­گاه تجربه­کنندگان پدیده بیش از گذشته توجه شود.



[1]. M.J. Kapila -Listou, M.A.Kouquella-Banunet, L.Gymens-Artes

[3]. Karl Heinrich Marx

1.  Purposive sampling

2. Thematic Analysis

Reference

Abedi­Jafari, H ,Taslimi, M, Faghihi,A, Mohammad Sheikh Zadeh,M .(2011). Thematic analysis and thematic network. A simple and efficient way to explain patterns in qualitative data. Strategic Management Thought. 5( 2): 198-151. (In Persian).

Angele, S, Angel, P .(2015). Family and addiction. Translation: Hasan, Hosseini. Tehran: Science and Culture Publication. (In Persian).

Chen­, G, Gueta, K .(2015).Child abuse, drug addiction and mental health problems of incarcerated women in Israel. International Journal of Law and Psychiatry .1( 39­): 36-45.

Ebrahimi Moghadam, H.(2016). Aesthetics, Prevention and Treatment of Internet Drug Addiction. Tehran: Farabi Publications .(In Persian).

Gorasi, , Mohammadi Dolat Abad, K. (2011). Explaining the Lives of the Addicted Women's Addictive Life Experience.Journal of Sociology of Women. 2( 1): 74-55. (In Persian).

Hashem­ Zahi, N, Mohsenzadeh, T, Madani, S.(2018). Analysis of sex ratio and treatment of addiction. Journal of Studies and Gender. 6(1): 78-55. (In Persian).

Karami Zadeh, E, Bostan, D. (2017). The implications of glass consumption: qualitative study of addicted women in Kerman. Study of Women and Family. 5( 1): 34-34. (In Persian).

Malekzadeh, F.(2013). the Impact of Gender on Women's Employment. Tehran: Sociology Publishing. (In Persian).

M.J.Capilla, L, M.A.Cuquerella,B, L.Gimenez,O.(2015). Gender Patterns in Women Addicted to Drugs . European Psychiatry. 30(31) :318.

Mohammadi, A.(2012). Sexuality and Health. Tehran: Gol Azin Publishing. (In Persian).

Naseri, L, Kianpour, M. (2015). Case study: Students of Isfahan University . Applied Sociology. 25( 2­): 65-59. (In Persian).

Nikkhah Qamsari, N. (2015). The Enlightenment in the Age: Social Deviation or Identity. Social Health and Addiction Quarterly.2( 5): 30-9. (In Persian).

Qorbani, A. (2015). A review of the variables of women's tendency towards drug abuse and its consequences. Social and Addiction Health Quarterly, Headquarters for Combating Substance Abuse. 2( 7): 157-151. (In Persian).

Rahimi Mukher, A, Malayere Malekrudi,Z , Dalbarpur Ahmadi, S, Amin-Esmaili, M .(2011). Qualitative study of women's needs for addiction treatment. Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology. 17(2) : 126-116 . (In Persian).

Ritzer, G , J. Goodman, D .(2014). The theory of modern sociology. Translation: Khalil, Miserai and Abbas. Lotfi Zadeh, Tehran: Sociologists. (In Persian).

 Rubio­,M.(­2016).A Phenomenological View of Opioid-addicted Women Entering Methadone Treatment­.The Journal for Nurse Practitioners – JNP. 12(9): 622-628.

Shayegan, I. (2011). The effects of pregnancy's addiction on fetus and the role of female police in their treatment. Police Woman. 5(4): 42-30. (In Persian).

Zhou a ,Y , Chenglin Zhou a , R. (2014). Sex differences in exercise and drug addiction: A mini review of animal studies. Journal of Sport and Health. 1(3): 163-169.