پیامدهای اجتماعی فرهنگی زنانه‌ تر شدن اعتیاد )تحلیل مضمونی روایت های زنان مستقر در مراکز اقامتی بهبودی استان تهران(

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه جامعه‌شناسی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی ، تهران ّ ایران

2 گروه جامعه شناسی ، دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران شرق ّ تهران ّایران ( نویسنده مسئول)

3 گروه جامعه شناسی، دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران مرکزی،تهران، ایران

چکیده

در جامعه نوین، زنان به استعمال مواد مخدر با شتاب بسیار زیادی نسبت به گذشته روی ­آورده­اند. با عنایت به اینکه اعتیاد زنانه مسئله­ای متفاوت از اعتیاد مردانه است؛ وارسی و واکاوی آن نیز باید در متن اجتماعی زنانه صورت بگیرد تا فهم و درک عمیقی از این آسیب نوین بدست آید. بر این اساس، مقاله حاضر با اتخاذ رویکرد کیفی، عواقب و پیامدهای اعتیاد زنان را با استفاده از تجارب زیسته­ زنان معتاد مورد بررسی قرار داده است. میدان مطالعه­ی پژوهش، مراکز اقامتی بهبودی استان تهران در سال 1398 بوده است. در این مقاله، با استفاده از شیوه نمونه­گیری هدفمند، روایت­های فردی،34 نفر از زنان دارای سوءمصرف مواد بعنوان سوژه مورد مطالعه، ثبت نوشتاری گردید. داده­های پژوهش با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق جمع­آوری و مورد تحلیل تماتیک یا مضمونی قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که؛ زنانه­تر­شدن ­اعتیاد به سه مقوله اصلی پیامدهای فردی، خانوادگی و عوارض اجتماعی و شبکه­ای از مفاهیم و مضامین فرعی تحت عنوان؛ تعارض زوجی، فرزندپروری ناکارآمد، آسیب­پذیرشدن روابط و موقعیت دختران، طردشدگی اجتماعی، ارتکاب جرایم اجتماعی،هدر­رفتن سرمایه انسانی­–اقتصادی و زیر مقوله­هایی مرتبط با این مفاهیم ختم می­شود.

تازه های تحقیق

---------------

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Women's addiction: Outcomes and consequences

نویسندگان [English]

  • Tahereh Mohsenzadeh 1
  • Nowruz hashemzehi 2
  • Saeed madani 3
1 Department of Sociology, Islamic Azad University, Central Tehran Branch, Tehran, Iran
2 Sociology Department, Islamic Azad University, East Tehran Branch, Tehran, Iran (Responsible Author)
3 Department of Sociology, Islamic Azad University, Central Tehran Branch, Tehran, Iran
چکیده [English]

ABSTRACT:In the modern society, women have been enjoying a great deal of acceleration in the use of drugs. Given that feminine addiction is a different issue of male addiction, its examination and analysis should be done in a socially feminine context in order to gain a deep understanding of this new harm. Accordingly, the present paper, by adopting a qualitative approach, examines the consequences and consequences of women's addiction through the use of addicted women's biomedical experiences. The research field was a resettlement center for the province of Tehran during 1398. In this article, 34 women with substance abuse were recorded as a subject by using purposeful sampling method, individual narratives. The research data were collected using a deep interview technique and analyzed either tematially or temporally. The findings of this study showed that feminization of women into three main categories of personal, familial and social consequences, and a network of subjective concepts and themes; couples conflict, inferior parenting, vulnerability of relationships and position Girls, social exclusion, committing social crimes, wasting human-economic capital and subcategories related to these concepts.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Addiction
  • feminine addiction
  • consequences
  • gender

مقدمه

اعتیاد به مواد­مخدر اختلالی مزمن است که فرد(وابسته) در صورت عدم دسترسی به مواد دچار احساساتی ناخوشایند و منفی می­شود و ناخواسته و بدون اراده به دنبال مصرف ­مواد می­رود.(ژئو و همکاران،163:2014) در وابستگی به مواد در بسیاری از جنبه­های وابستگی به مواد، تفاوت‌های جنسیتی قابل ­توجهی وجود دارد.(همان،163) با این حال به دلیل عدم تمایز جنسی بین مصرف­کنندگان مواد­، در جامعه مطالعاتی تنها الگویی که لحاظ می­گردد تک­جنسی مردانه است.(آنژل و آنژل،1394­­:40) کم توجهی به جداسازی مطالعات جنسیتی اعتیاد در شرایط رخ می­دهد که اعتیاد زنانه در جامعه کنونی، به حدی شتاب گرفته است که در دهه گذشته «درصد زنان مصرف­کننده مواد از کل معتادان کشور از 5درصد به ده­درصد افزایش یافته­اند.»(هاشم­زهی و همکاران،­1397­:56)

اعتیاد زنانه، آسیب­ها­ی ناگوارتر و متفاوتی نسبت به اعتیاد مردانه بر جای می­گذارد. در این خصوص گفته می­شود زنان معتاد در مقایسه با مردان معتاد عملکرد ضعیف­تری در بسیاری از جنبه­های زندگی مانند سلامت جسمانی، روانی، ارتباطی­ و ثبات ­اقتصادی پیدا می­کنند.(شایگان،1390­:32) با وجود این، چون در جامعه زنان دارای سوءمصرف مواد، به عنوان افرادی از نظر اجتماعی غیرقابل ‌قبول، فریب ­کار، فقیر و بی­سواد در نظر گرفته می­شوند.(رابیو، 2016:­627( واقعیت اعتیاد آن­ها تحت تأثیر این کلیشه­های جنسیتی به­گونه­ای در تنگنا و اجحاف فرهنگی­­­ـ­اجتماعی بازنمایی می­شود که بسیاری از ابعاد اعتیاد آن­ها بخصوص پیامدهای اعتیادشان، در فرهنگ نوین هنوز مسکوت و ناشناخته باقی مانده است.

 پیامد این اجحاف و تبعیض جنسیتی موجب گردیده که این قشر از زنان آسیب­دیده ضمن آنکه در دریافت خدمات و رفاه اجتماعی در حداقل امکان و با بی­توجهی اجتماعی مواجه هستند؛ از طرفی هم با هجوم نگرش­های جنسیتی علیه زن مصرف­کننده و بازنمایی آن­ها در گفتمان جامعه در محدودیت ارتباطی و اقتصادی برای استفاده از حداقل امکانات رفاهی و اجتماعی موجود نیز قرار می­گیرند. از اینرو زنان­ دارای سوء مصرف مواد و خانواده­هایشان ترجیح می­دهند با وجود پیامدهای مخرب اعتیاد زنانه، که اعتیاد آنان علنی نشود. «پنهان ماندن اعتیاد زن، یک مانع عمده برای حضور آن­ها در محیط­های تخصصی و درمان آن­ها به حساب می­آید.»(ابراهیمی­مقدم،1395­:145) در صورت درمان هم به دلیل عدم توانایی مقابله در برابر فشار اجتماعی- فرهنگی، احتمال ابتلا به اعتیاد مجدد، در آنها بسیار زیاد خواهدبود.(گروسی و محمدی دولت­آبادی،1390­­:72) افزون بر موارد فوق، زنان معتاد بخاطر جامعه­مردسالار، تجربه خشونت بیشتر هم در سنین جوانی و هم در بزرگسالی نسبت به مردان معتاد خواهند داشت.(ابراهیمی­مقدم، 1395­:151)

با توجه به مطالب فوق گردیده، می­توان اذعان نمود حال که رشد سریع اعتیاد در میان زنان یا پدیده زنان­تر شدن اعتیاد بسان مسئله­ای نو در بطن جامعه شکل گرفته است؛ با ورود زنان به عرصه اجتماع جنسیت­زده و پذیرش نقش­های جدید علاوه بر نقش سنتی آن­ها، افزایش فشارهای ناشی از تعدد نقش­ها و سنگین­تر شدن مسئولیت زنان، گسترش بیشتر آن در آینده و زنانه­ شدن اعتیاد دور از تصور نخواهد بود؛ بنابراین اختصاص فضای مطالعاتی مجزا از جنسیت مردانه در مورد این معضل و بویژه پیامدهای اعتیاد زنان پر واضح و مبرهن به نظر می­رسد تا هم شناخت جامع و دقیقی از این آسیب نوپا و پیامدهای آن به منظور کنترل و نهایتاً کاهش اعتیاد زنان صورت بگیرد و هم نتایجی ضمنی این مطالعه و پژوهش­های مشابه در بهبود شرایط زنان، مسائل و معضلات اجتماعی آنان تأثیر مثبتی داشته باشد.

با امعان در موارد ذکر شده و با ارائه یک جمع‌بندی می­توان گفت این مطالعه­ی با استفاده از رویکرد کیفی در سال 1398 در استان تهران، پاسخگویی به سوال ذیل را هدف اصلی خود قرار داده است:

 زنانه­ترشدن اعتیاد در جامعه­کنونی چه عواقب و تبعاتی به همراه خواهد داشت ؟

پیشینه­ پژوهش­

در این بخش خلاصه­ای از پژوهش­های خارجی و داخلی انجام شده که ارتباط موضوعی با مسئله مطروحه دارند، بیان شده است.

 کرمی­زاده و  بوستانی(1396) پژوهشی با عنوان «پیامدهای مصرف شیشه: مطالعه کیفی زنان معتاد در شهر کرمان» در باب شناسایی و بررسی پیامدهای اعتیاد به شیشه در میان زنان شهر کرمان ارائه دادند. یافته­های این مطالعه بیانگر آن است که چالش­های اجتماعی، آسیب دیدگی فرزندان، بیماری های روحی و روانی و اِستهلاک بدن و همینطور اَنگ اجتماعی، طرد­شدن، تن­فروشی، توهم، اخراج از کار، جدایی از فرزند، وسواس، پرخاشگری و ساقی شدن از مهمترین پیامدهای اعتیاد زنان در این مطالعه بوده است.
قربانی(1394) پژوهشی کیفی با موضوع «مروری بر متغیرهای گرایش زنان به سوء مصرف مواد مخدر و پیامدهای آن» انجام داده است. نتایج مطالعه حاکی از آن است که کاهش فرصت ازدواج دختران معتاد، طرد­شدن از خانواده، عدم­ایفای نقش مادری­، فروپاشی خانواده، نبود نظارت بر رفتار فرزندان، ارائه الگوی نامناسب رفتاری، کاهش روابط فامیلی و احتمال ابتلای اعضای خانواده به بیمارهایی از قبیل ایدز و .. می­توانند از پیامدهای اعتیاد زنان به شمار آیند. در این مطالعه کمبود امکانات ویژه درمان اعتیاد­ زنان­، نگرش­ اجتماعی درباره ناپسند­بودن اعتیاد زنان و وجود برخی موانع اجتماعی، مراقبت از کودکان و ... از جمله عواملی تأثیر گذر در تداوم اعتیاد زنان بوده­اند.

رحیمی موقر و همکاران­(1390) در مطالعه­ای کیفی با عنوان « بررسی کیفی نیازهای زنان برای درمان اعتیاد» به بررسی نیازهای ویژه زنان مصرف­کننده مواد­­ در ­درمان­ اعتیاد ­پرداخته­اند. نتایج این مطالعه نشان داد که بیشتر زنان در دوران اعتیاد خود، انگ اجتماعی، تحقیر و طرد­شدن از خانواده و جامعه و فقر شدید را به عنوان اساسی ترین مشکل خود بیان کردند. بیش از یک چهارم آن­ها بی­خانمانی و بیش از نیمی از آن­ها سوء استفاده فیزیکی و جنسی را تجربه کرده بودند.

کاپیلا و همکاران(2015) در پژوهش «­الگوهای جنسیتی در زنان معتاد به مواد مخدر»، به بررسی عقاید قالبی جنسیتی[1] و فرایندهای شناختی، انگیزش­های افراد بر مبنای جنسیت زنان مصرف­کننده پرداخته­اند. روش مورد استفاده در تحقیق تحلیل گفتمان و رویکرد کیفی بوده است. زنان مورد مصاحبه از گروه­های ناهمگنی از حیث سن و ­­نوع مصرف مواد­مخدر انتخاب گردیده­اند. محققان در این پژوهش دریافتند کلیشه­ها بر جهان اجتماعی زنان وابسته ­به مواد تاثیر منفی می­گذارند و مجموعه­ایی از عقاید را به وجود می آورد که موجب تاثیرگذاری در فرایند درمان و مانعی در جهت مصرف داروها می­گردد؛ براین اساس دوره مصرف مواد در آنان طولانی­تر و پیامدهای اعتیاد آنها نیز ناگوارتر خواهد بود.

چن و گتا (2015) پژوهشی با عنوان­[2]«کودک آزاری، اعتیاد به مواد مخدر و عدم سلامت روان زنان زندانی اسراییل» انجام داده­اند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط احتمالی بین انواع سواستفاده از کودکان، سلامت روان و اعتیاد به مواد مخدر در زنان بوده­ است. جامعه­ نمونه 50 نفر از ­­زنان ­زندانی ­در ­اسرائیل­ بوده­اند. طبق یافته­های این مطالعه، زندانیان زن با شیوع بالای اعتیاد به مواد مخدر بسر می­برند و اعتیاد در وقوع جرم و زندانی ­شدن آنان تأثیر گذار بوده است. همچنین غالب­ آنان از خانواده‎هایی با پیشینه والدین دارای اعتیاد بوده­اند که این خود می­تواند مؤید اعتیاد فرزندان آنان با توجه به شیوع بالای اعتیاد در بین آنان در آینده باشد. همچنین یافته­های این مطالعه بیانگر آن است که مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتن در دوران کودکی با توجه به اعتیاد والدین و بی­توجهی آنان به کودک در اعتیاد زنان مورد مطالعه عوامل مهمی بوده است.

جمع­بندی پیشینه­ پژوهش­

بررسی پژوهش­های انجام شده در مورد اعتیاد، گویای آن است که پدیده­ی اعتیاد زنانه و پیامدهای آن، سهم بسیار اندکی از محتوای پژوهشی را بویژه با رویکرد کیفی به خود اختصاص داده­اند. همین امر موجب غلبه دیدگاه و روش­شناسی مردانه بر ارزیابی و فهم مسائل زنانه بطور عام و اعتیاد زنان بطور خاص گردیده­است. در این اندک پژوهش­های حوزه اعتیاد زنان نیز، همانند پیشینه­های ذکر شده در این مطالعه، اغلب محققان از نقش جنسیت و تأثیر کلیشه­های جنسیتی در این عرصه غفلت نموده­اند و یا اشاره­ای مختصر به آن داشته­اند. این در حالی است که بدون در نظر گرفتن نقش زمینه­ای ­جنسیت زنانه­ و نگرش­های ­جنسیتی در فرایند اعتیاد زنان، به تحلیل­ها و یافته­ها کلیشه­ایی و بدور از واقعیت تجارب زیسته زنان دارای سوء­­مصرف مواد، نتایج مطالعات منتهی خواهند شد.

 

 

چارچوب مفهومی

نظریه­ برچسب­زنی جردن­جی و همکارانش(1988) یکی از نظریه­های جامعه­شناختی مرتبط با تبیین مسئله اعتیاد­ می­باشد.(نیک­خواه­قمصری،­1394­:13) در این نظریه، برچسب­ها­ نوعی واکنش به جرم و انحراف­ هستند که از سوی جامعه و منابع قدرتمند به افرادی زده می­شود که مرتکب جرم یا انحراف شده­اند. برچسب­زنی هم به بازتنظیم روابط اجتماعی مجرمان یا منحرفان منجر می­شود؛ و هم به دلیل انزوای این افراد از جامعه، به گسترش خورده ­فرهنگ کجرو منتهی می­شود.(کرمی­زاده و همکاران،1396­:13) مطابق با این نظریه از سوی جامعه به مصرف­کنندگان ­مواد بدلیل تخطی از هنجارهای جامعه، برچسب زده­ می­شود؛ دریافت­ برچسب موجب پیدایش تصویر منفی از خود می­شود و هم واکنش منفی دیگران را، نسبت به فرد وابسته­­به­مواد را بدنبال دارد. در نتیجه دریافت­ برچسب­، موجب کاهش کنش و واکنش فرد­ منحرف با اعضای بهنجار جامعه و باعث افزایش ارتباط با افراد مشابه و نابهنجار و افزایش رفتار منحرفانه در فرد می­شود.

نظریه­ فوق و نظریات مشابه می­تواند فهم ما را از اعتیاد مردان و عواقب آن آگاه ­سازد؛ ولیکن در مورد زنان وابسته­­به­­مواد وقتی اعتبار خواهند داشت که دریابیم زن دارای اعتیاد، بدلیل انحراف از هنجارهای رایج در عرصه عمومی جامعه از یک طرف منزوی می­شوند و برچسب می­خورند و از طرفی هم به دلیل جنسیت­ زنانه و «تخطی از نقش­های زنانه سنتی خود، با خطر برچسب ناهنجار خوردن دیگر روبرویند.»­(محمدی­اصل،1391­:24) بنابراین برچسب انگ اعتیاد در آنان به مراتب برجسته­تر و اعتیاد آنان در مقایسه با مردان دارای پیامدهای منفی و منحرافانه بیشتری است.

در مطالعات جامعه­شناسی افزون بر تفاوت نژادی، قومی و گروه­های مختلف، تحلیل تفاوت­های اجتماعی مسئله­ی جنسیت نیز وجود دارد و نکته عجیب آن است که همانگونه که نژاد­، فرهنگ و قومیت برتر وجود دارد؛ جنس برتر هم هست. در تمام جهان جنس مرد برتر تلقی می­شود. این طرز تفکر به صورت مردسالاری یا پدرسالاری مطرح است.(ملک­زاده،1392­­:111) کارل مارکس[3] ریشه تفکر مرد سالاری را در تقسیم کار و تولید اقتصاد در جوامع نخستین می­داند و بر این باور است که زنان در جوامع ابتدایی، طبقه فرادست بوده­اند و «تعویض قدرت از زن به مرد براثر تقسیمات و تولیدات اقتصادی صورت گرفته­است و زنان به تدریج بر اثر تقسیم طبقاتی، شکلی از دارایی خصوصی مردان در­آمد­ه­اند.»(همان،­167) در این نظم با پیدایش مالکیت خصوصی مردانه، سازماندهی کار خانگی و خدمات درون آن را بصورت رایگان و نهایتاً اشتغال در کارهای کم­درآمد به دوش زنان گذاشته شد. تقسیم­کار ناعادلانه، محجوریت زنان را از درگیرشدن در فعالیت­های اقتصاد پولی و بعبارتی فقر زنانه را برای این قشر در حیات اجتماعی رغم زد. بنابراین فقر زنانه، با افزایش مخارج زنان بواسطه مسئله­ای هزینه­بر و نابهنجار همچون اعتیاد یقیناً بیشتر از مردان خواهد شد.

همانند اندیشه مارکس، نظریه­­پردازان فمینیستی هم به مرد سالارانه بودن حیات اجتماعی اذعان دارند. آنان همچنین به سوگیری­های مردگرایانه در نابرابرشدن نقش­های جنسیتی ایمان دارند و معتقدند:«هر چند نقش زنان در بیشتر موقعیت­های اجتماعی اساسی بوده است، اما از نقش مردان، متفاوت، کم­بهاتر و فرعی­تر بوده است. در معرض دید نبودن زنان تنها یکی از نشانه­های این نابرابری است.»(ریتزر و گودمن،1393­:455) در این بازتولید نابرابر نقش جنسیتی، معمولاً جایگاه بی­ارزش زنانگی در انقیاد کامل قید و بند اجتماعی و مملو از خزانه­ی اخلاقی ماندگار، از طرق مختلفی بازنمایی می­­شد. این بازنمایی جنسیتی به حد پیچیده می­باشند که گاهی خود زنان برای حراست از افکار برگرفته از حاکمیت پنهان جنسیتی، به خدمت گرفته می­شوند. براین اساس زنان معتاد برخلاف مردان معتاد، بخاطر قرار گرفتن در طبقه فرودست جنسیتی، باید منتظر دریافت محرومیت­ها و تبعیض­های اجتماعی مضاعفی نسبت به مردان باشند؛ چراکه «در پارادایم جنسیت مذکر­، اعتیاد معمولاً نوعی فعالیت اجتماعی غیرقانونی تعریف می­شود­».­(محمدی­اصل ،1391­:142) و فعالیت غیر­قانونی با بار اخلاقی همراه می­باشد و درگیر شدن در کار غیر اخلاقی بخاطر بازتولید نابرابری ارزشی در زنانگی در قیاس با مردانگی موجب می­شود که زنان ننگ، محرومیت و طرد اجتماعی، فقر ارتباطی بیشتری متحمل شود.

روش­شناسی

در این مقاله، بررسی پیامدهای­ اعتیاد زنانه هدف اصلی مطالعه می­باشد. برای وصول به این هدف، با توجه به متفاوت بودن عواقب و مسائل برخواسته از اعتیاد زنان از مردان و اندک بودن تعداد تحقیقات کامل و جامع در این حوزه، جهت فهم و کشف دقیق عواقب اعتیاد­ زنانه، از رویکرد کیفی استفاده شده است. اتخاذ روش کیفی، ضمن آن­که شیوه­ای کارۀمدی جهت درکِ تجربه زیسته افراد مبتلا به این آسیب می­باشد. بکارگیری این روش باعث پی­بردن به کُنه­ی معانی پدیده، از دیدگاه زنان دارای اعتیاد یا تجربه­کننده واقعی آن نیز می­شود و در نهایت مکاشفه و شناخت کامل و درستی از علل، شیوع و بسامدهای پدیده در متن اجتماعی و بستر طبیعی آن صورت می­گیرد.

در­ پژوهش حاضر، نمونه­گیری به­ شیوه­ی هدفمند[4] در مراکز اقامتی بهبودی استان تهران یا میدان مطالعه انجام گردید؛ انتخاب مشارکت­کنندگان یا سوژه­های­ مورد ­مطالعه تا اشباع­نظری و عدم بیان تجربه­ زیسته­ی جدید از سوی سوژه­های­ مورد­مطالعه به 34 نفر زن مراجعه­کننده به مراکز جهت درمان­ اعتیاد منتهی شد.

دو تکنیک مصاحبه ­عمیق­ نیمه ساختاریافته و مشاهده در مطالعه کنونی­، برای گردآوری ­داده­ها بکار گرفته ­شد. نگارنده با بهره­گیری از این ابزار­ها ضمن یادداشت روایت­های سوژه­ها، جهت تحلیل دقیق­تر، حالات چهره آنان را هم در ضمن بازگویی مطالب بصورت نوشتاری ثبت نموده است.

در مطالعه حاضر، جهت کشف و نمایان ساختن پیام­های ضمنی نهفته در متن مصاحبه، روش تحلیل تماتیک یا مضمون[5] برای تجزیه و تحلیل داده­ها بکاربرده شده­است. روش تماتیک، تحلیلی است مبتنی بر استقرای تحلیلی که در آن محقق از طریق طبقه­بندی داده­ها و الگویابی درون و برون داده­ای به یک سنخ­شناسی تحلیل دست می­یابد.(ناصری و کیانپور،1394­­:66) در این پژوهش، شناسایی و استخراخ مضامین از تفسیر متون پیاده­شده از مصاحبه­ها، بر اساس مراحل ذیل انجام گردید:

در مرحله اول با هدف نوشتن ایده­های اولیه و طبقه­بندی داده­ها بر اساس معانی که ­سوژه­ها به کنش­های خود الصاق کرده­اند؛ مرور و مطالعه متن صورت گرفت.

مرحله دوم؛ فرایند استخراخ کدها به ترتیب کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گردید. در این گام، مراحل جستجو و شناخت، استخراج و بازبینی تم­ها یا «­ویژگی تکراری و متمایزی در متن که به نظر پژوهشگر، نشان­دهنده درک و تجربه خاصی در رابطه با سوالات تحقیق است.»(جعفری و همکاران،1390­­:159) انجام گردیده است.

در مرحله سوم؛ بررسی و کنترل تطابق تم­ها با کدهای مستخرج شده، مرتب کردن ­تم­، سازماندهی و طبقه­بندی نهایی، تشریح و تفسیر داده­ها به شیوی تحلیل مضمونی یا موضوعی انجام شد و در نهایت در این مطالعه، نوعی سنخ­شناسی از پیامد و عواقب زنانه­تر شدن اعتیاد با رویکرد کیفی ارائه شد.

یافته­ها

در­این پژوهش، واکاویی داده­های مطالعه، به استخراج سه مقوله کلی پیامدهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و شبکه­ی از مفاهیم و تم­های فرعی در خصوص این پدیده منجر گردیده است که در این بخش مورد تفسیر و تحلیل قرار خواهد گرفت.

مقوله اصلی پیامد اعتیاد زنان

تم پیامدهای فردی

تم عواقب اجتماعی

تم