پیش بینی خیانت زناشوئی بر اساس تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشوئی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره ی شهر تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته روانشناسی بالینی, دانشگاه آزاد اسلامی, واحد تبریز

2 استادیار گروه روان شناسی عمومی . واحد سراب . دانشگاه آزاد اسلامی, سراب ایران (dr.azizim2013@ yahoo. com

چکیده

هدف پژوهش حاضر پیش­بینی خیانت زناشویی بر اساس تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره­ی شهر تبریز بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تبریز در سال 1397 بودند که از این جامعه، تعداد 200 زن به شیوه نمونه­گیری هدفمند از بین زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و فرهنگسراهای شهر تبریز انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه­های خیانت زناشویی واگهان، تفکیک خویشتن اسکورون و دلزدگی زناشویی پاینز استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی با خیانت زناشویی رابطه معناداری وجود دارد. از سویی نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی می­توانند خیانت زناشویی را در زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهر تبریز پیش­بینی کنند. بنابراین توجه به تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی نقش مهمی در خیانت زناشویی دارد

تازه های تحقیق

---

کلیدواژه‌ها


ازدواج پیچیده‌ترین شکل رابطه‌ی انسانی است. انسان بدون ارتباط سازنده و سالم نمی‌تواند شکوفا شود. در واقع ازدواج اصلی‌ترین زمینه‌ای است که در آن اثر صمیمیت و روابط اجتماعی رشد می‌یابد و متجلی می‌گردد. زوجین در زندگی مشترک و تعامل با یکدیگر می‌توانند مهارت‌های زناشویی خود را فعلت بخشند. همه‌ی انسان‌ها از نافذترین جاذبه‌های حیات بهره‌مند هستند. تنها بستر مشروع متبادر این جاذبه‌ها، از طریق ارتباط با همسر است. ارتباط مؤثر و سازنده، سنگ زیربنایی خانواده‌ی سالم و موفق است (گیدنس[1]، 2006). اما گاه تحولات زندگی، سیستم زناشویی را چنان بی‌ثبات می‌کنند که زن و شوهر از یکدیگر قطع امید کرده، قادر به گذشت و بخشودن اعمال، افکار و احساسات یکدیگر نیستند و در باور خود چاره‌ای جز وارد شدن به تعارضات زناشویی و گاه خیانت زناشویی نمی‌بینند (ورثینگتون[2]، 2005).

آمارها و گزارش‌های روانشناسان و دادگاه‌های خانواده نشان می‌دهد در دهه­ی گذشته گرایش خیانت به همسر در جامعه ما بسیار افزایش‌یافته است. روانشناسان و متخصصان، از بین رفتن عشق و علاقه، عدم جذابیت همسر، سهل‌انگاری همسر، هوسرانی، عقده‌های جنسی، اخلاق و رفتار غیرقابل‌ تحمل همسر، بی‌خطر شمردن خیانت، زیاده‌خواهی و تنوع‌طلبی را از دلایل اصلی خیانت و بی‌وفایی همسران به یکدیگر می‌دانند. خیانت به معنای رفتارهای جنسی و غیرجنسی (مثل بیان احساسات و افکار) با فردی غیر از همسر، همراه با پنهان‌کاری‌هایی است که با انتظاراتی که از رابطه زن و شوهر می‌رود مغایرت دارد. شکایت اصلی بسیاری از افرادی که به روانشناسان و مراکز مشاوره­های خانواده مراجعه می‌کنند داشتن سوءظن نسبت به همسر و یا خیانت آشکار او است که در این راستا عوامل مختلفی از جمله تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی می­توانند بر خیانت زناشویی زوجین تأثیرگذار باشند (سودانی و شفیع­آبادی، 1387).

در نظریه تفکیک خویشتن خانواده دائماً در حال کشمکش بر سر متعادل­سازی میان احساس با وحدت و تفکیک خود در میان اعضاست. وقتی خانواده­ای درگیر با نیروهای معطوف به وحدت و تفرد است، اضطراب برانگیخته می­شود و اگر وحدت غلبه کند، خانواده به سوی کارکرد عاطفی بیشتر رهنمون می­شود و خودپیروی فرد کاهش می­یابد و سلامت روانی فرد به مخاطره می­افتد و این باعث افزایش خیانت زناشویی در زوجین می­گردد (مختاری، میرفردی و محمودی، 1393). از سویی دلزدگی زمانی بروز می­کند که زوجین متوجه می­شوند که علیرغم تلاش­هایشان، رابطه­شان به زندگی معنا نداده و نخواهد داد. وقتی زن و شوهر از عشق و شیفتگی فاصله می­گیرند، هر حادثه­ی دلسرد کنندهای برای توجیه برچسب زدن منفی به همسرشان کافی به نظر می­رسد. شوهر در این شرایط حتی اگر یک بار حساسیت نشان نداد، یک فرد بی­احساس تلقی می­شود. اگر زن ولو یک بار انتظار محبت شوهر را برآورده نکند، نامهربان می­شود. بنابراین همین عوامل می­تواند نقش تعیین کننده­ای در افزایش خیانت زناشویی داشته باشد. اما با توجه به بررسی پیشینه پژوهش تحقیقات کمتری در زمینه خیانت­های زناشویی و عوامل افزایش آن در زنان صورت گرفته است.

روش کار

طرح مطالعه حاضر از نوع توصیفی و همبستگی می باشد.جامعه آماری پژوهش زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تبریز از اول فروردین تا مرداد 1397 بودند که از این جامعه، تعداد 200 زن به شیوه نمونه­گیری هدفمند از بین زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و فرهنگسراهای شهر تبریز (الهام، رشد، شمس، صدرا، هنر زندگی، علامه امینی، آرامش، پندار و یاوران رشد) انتخاب شدند. معیارهای ورود به پژوهش شامل حداقل سن زنان 25 و حداکثر 40 سال و همچنین تک همسری بودن بود. ملاک­های خروج نیز شامل داشتن سابقه بیماری­های جسمی و روانی مزمن و حاد (ضایعات نخاعی، افسردگی، ضعف اعصاب و ...) و مصرف داروهای روان­گردان تجویز شده توسط پزشک یا روان­پزشک و یا سوء مصرف به وسیله خود مراجع.  

پرسشنامه خیانت زناشویی       

این پرسشنامه توسط واگهان (2008) ساخته شده است و شامل 35 سؤال است که به صورت 5 درجه­ای لیکرت نمره­گذاری شده است. روایی این پرسشنامه توسط واگهان (2008) مورد تأیید قرار گرفته است و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمده است. این پرسشنامه توسط مؤمنی جاوید و شعاع­کاظمی (1390) هنجاریابی شده است و پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ 90/0 به دست آمده است. همچنین در پژوهش حاضر برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که 89/0 به دست آمد.

پرسشنامه تفکیک خویشتن 

این پرسشنامه توسط اسکورون (1995) ساخته شده و شامل 43 سؤال است که به صورت طیف 6 درجه­ای از نمره­ی 6 برای پاسخ­های کاملاً درست تا نمره 1 برای پاسخ­های کاملاً نادرست نمره­گذاری می­شود. این پرسشنامه دارای 4 خرده مقیاس؛ شامل واکنش عاطفی دارای 11 گویه، وضعیت خود با 11 گویه، برش عاطفی با 12 گویه و امتزاج با دیگران با 9 گویه می­باشد که تمام گویه­های این مقیاس به صورت معکوس نمره­گذاری می­شود. تحلیل عاملی تأییدی توسط اسکورون (1995) چهار عامل بیان شده را تأیید نموده است. میزان پایایی پرسشنامه به شیوه همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس­های واکنش عاطفی، وضعیت خود، برش عاطفی و امتزاج با دیگران به ترتیب 89/0، 81/0، 84/0 و 86/0 به دست آمده است. همچنین در پژوهش یوسفی و همکاران (1389) ضریب پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 93/0 گزارش شده است. همچنین در پژوهش حاضر برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که 90/0 به دست آمد.  

 پرسشنامه دلزدگی زناشویی   

مقیاس دلزدگی زناشویی یک ابزارخودسنجی است که برای اندازه گیری درجه دلزدگی زناشویی دربین زوج­ها طراحی گردیده است. این مقیاس از یک ابزارخودسنجی دیگری که برای اندازه گیری دلزدگی به کار می­رود اقتباس شده است. این مقیاس توسط پاینز (2002) ابداع گردید (پاینز و نانز، 2003). این پرسشنامه 20 ماده دارد که شامل 3 جزء اصلی خستگی جسمی (مثلاً احساس خستگی، سستی و داشتن اختلالات خواب) از پا افتادن عاطفی (احساس افسردگی، ناامیدی، در دام افتادن) و از پا افتادن روانی (مثل احساس بی ارزشی، سرخوردگی و خشم به همسر) می­باشد. تمام این موارد روی یک مقیاس هفت امتیازی پاسخ داده می­شوند. سطح 1 معرف عدم تجربه عبارت مورد نظر و سطح 7 معرف تجربه زیاد عبارت مورد نظر است. ارزیابی ضریب اعتبار مقیاس دلزدگی زناشویی نشان می دهد که دارای یک همسانی درونی بین متغیرها در دامنه 84/0 و 90/0 است روایی به وسیله همبستگی های منفی با ویژگی­های ارتباطی مثبت به تأیید رسیده است و مطالعات بین فرهنگی در نروژ، مجارستان، مکزیک، اسپانیا، پرتغال، فنلاند و اسراییل استفاده شده است (پاینز و نانز، 2003). در ایران نیز نویدی (1384) آلفای کرونباخ این پرسشنامه را 86/0 گزارش نموده است. همچنین در پژوهش حاضر برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که 87/0 به دست آمد.

   یافته­ها

جدول 1: آمار های توصیفی متغیرهای خیانت زناشویی و تفکیک خویشتن

گروه­ها

میانگین

انحراف استاندارد

خطای استاندارد میانگین

خیانت زناشویی

01/111

71/23

67/1

واکنش عاطفی

18/32

27/5

37/0

وضعیت خود

45/38

57/6

46/0

برش عاطفی

50/32

79/4

33/0

امتزاج با دیگران

41/24

18/5

36/0

تفکیک خویشتن

54/127

34/11

80/0

مندرجات جدول 1 نشان می­دهد که میانگین خیانت زناشویی 01/111، واکنش عاطفی 18/32، وضعیت خود 45/38، برش عاطفی 50/32، امتزاج با دیگران 41/24 و نمره کل تفکیک خویشتن 54/127 است.

جدول2: آمار های توصیفی متغیرهای دلزدگی زناشویی و مؤلفه­های آن  

گروه­ها

میانگین

انحراف استاندارد

خطای استاندارد میانگین

خستگی جسمی

98/21

18/4

29/0

از پا افتادن عاطفی

53/31

30/5

37/0

از پا افتادن روانی

17/32

16/5

36/0

دلزدگی زناشویی

69/85

17/9

64/0

مندرجات جدول 2 نشان می­دهد که میانگین خستگی جسمی 98/21، از پا افتادن عاطفی 53/31، از پا افتادن روانی 17/32 و نمره کل دلزدگی زناشویی 69/85 است.

فرضیه (اول): بین تفکیک خویشتن و مؤلفه­های آن (واکنش عاطفی، وضعیت خود، برش عاطفی و امتزاج با دیگران) با خیانت زناشویی در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره رابطه وجود دارد.   

برای آزمون فرضیه اول از شاخص همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج در جدول 3 نشان داده شده است.

جدول 3: آزمون همبستگی بین تفکیک خویشتن و مؤلفه­های آن با خیانت زناشویی 

متغیر

خیانت زناشویی

واکنش عاطفی

**20/0-

وضعیت خود

**23/0-

برش عاطفی

08/0-

امتزاج با دیگران

*16/0-

تفکیک خویشتن

**34/0-

                                              *p<و 05/0 **p<01/0

مندرجات جدول 3 نشان می‌دهد که بین واکنش عاطفی، وضعیت خود، امتزاج با دیگران و نمره کل تفکیک خویشتن با خیانت زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. در واقع با افزایش تفکیک خویشتن، خیانت زناشویی کاهش می­یابد. همچنین بین برش عاطفی با خیانت زناشویی رابطه معناداری مشاهده نشد؛ بنابراین فرضیه اول پژوهش تأیید می­گردد.

فرضیه (دوم): بین دلزدگی زناشویی و مؤلفه­های آن (خستگی جسمی، از پا افتادن عاطفی و از پا افتادن روانی) با خیانت زناشویی در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره رابطه وجود دارد.  

برای آزمون فرضیه دوم از شاخص همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج در جدول 4 نشان داده شده است.

جدول 4: آزمون همبستگی بین دلزدگی زناشویی و مؤلفه­های آن با خیانت زناشویی 

متغیر

خیانت زناشویی

خستگی جسمی

**23/0

از پا افتادن عاطفی

*17/0

از پا افتادن روانی

*14/0

دلزدگی زناشویی

**28/0

                                              *p<و 05/0 **p<01/0

مندرجات جدول 4 نشان می‌دهد که بین خستگی جسمی، از پا افتادن عاطفی، از پا افتادن روانی و نمره کل دلزدگی زناشویی با خیانت زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در واقع با افزایش دلزدگی زناشویی، خیانت زناشویی نیز افزایش می­یابد. بنابراین فرضیه دوم پژوهش تأیید می­گردد. 

 

فرضیه (سوم): تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی قادرند تغییرات خیانت زناشویی را در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره پیش­بینی کنند.

برای تعیین نقش هر یک از متغیرهای تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی در پیش­بینی خیانت زناشویی زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره از تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان یا استاندارد استفاده شد. در رگرسیون چندگانه استاندارد همه متغیرهای پیش­بین به طور همزمان وارد تحلیل می­شوند و هر متغیر پیش­بین بر اساس توان پیش­بینی خودش مورد ارزیابی قرار می­گیرد. نتایج تحلیل در جداول ذیل نشان داده شده است. 

قبل از استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون، پیش­فرض­های آن از جمله نرمال بودن، هم­خطی بودن و یکسانی پراکندگی انجام شد. مقادیر گزارش شده برای Tolerance و VIF حاکی از آن است که از مفروضه هم­خطی تخطی نشده است. (ارزش Tolerance کمتر از 01/0 یا ارزش VIF بالای 10 بیانگر تخطی از این مفروضه است) که در جدول 7 نشان داده شده؛ این مفروضه رعایت شده است.  

جدول5: خلاصه نتایج تحلیل رگرسیون همزمان برای پیش­بینی خیانت زناشویی 

مدل 

R

R2

خطای استاندارد میانگین

همزمان

509/0

259/0

78/20

جدول 6: تحلیل واریانس تغییرات متغیر ملاک بر اساس تغییرات متغیرهای پیش­بینی

مدل

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

رگرسیون

94/28957

7

84/4136

 

57/9

 

001/0

باقیمانده

03/82978

192

17/432

کل

98/111935

199

 

مندرجات جدول 5 و 6 نشان می‌دهدکه متغیرهای تفکیک خویشتن (واکنش عاطفی، وضعیت خود و امتزاج با دیگران) و دلزدگی زناشویی (خستگی جسمی، از پا افتادن عاطفی و از پا افتادن روانی) قادرند 26 درصد ازتغییرات متغیر ملاک (خیانت زناشویی) را به طور معنی­داری در زنان پیش­بینی کنند و چون F محاسبه شده (57/9) در سطح 001/0›P معنی­دار است؛ نشان می­دهد که یکی از متغیرهای پیش­بین قادر است تغییرات متغیر ملاک (خیانت زناشویی) را در زنان پیش­بینی کند.

در جدول 7 سهم هر یک از متغیرهای وارد شده به مدل در پیش­بینی خیانت زناشویی را در زنان نشان داده شده است. 

همان طورکه در جدول 7 نشان داده شده است، متغیر واکنش عاطفی تفکیک خویشتن با ضریب بتای استاندارد منفی 41/0- =β نیرومندترین متغیر در پیش­بینی و دارای 41 درصد سهم و پس از آن متغیر از پا افتادن روانی با بتای استاندارد مثبت 38/0 =β، 38 درصد نقش، خستگی جسمی با بتای استاندارد مثبت 16/0 =β، 16 درصد نقش، وضعیت خود با بتای استاندارد منفی 18/0 =β، 18 درصد نقش و در نهایت متغیر امتزاج با دیگران با بتای استاندارد منفی 14/0- =β، 14 درصد سهم، در تبیین خیانت زناشویی زنان نقش دارند. بنابراین بررسی ضرایب بتا نشان می‌دهد به ترتیب واکنش عاطفی به صورت منفی، از پا افتادن روانی و خستگی جسمی به صورت مثبت و وضعیت خود و امتزاج با دیگران به صورت منفی قادر به پیش­بینی خیانت زناشویی زنان هستند.

 

جدول7: خلاصه نتایج ضرایب رگرسیون برای پیش­بینی خیانت زناشویی در زنان

مدل

ضرایب غیراستاندارد

ضرایب استاندارد

بتا

t

سطح معناداری

آمار­های چند هم­خطی

B

خطای استاندارد

Tolerance

VIF

ضریب ثابت

44/129

54/22

-

74/5

001/0

-

-

واکنش عاطفی

84/1-

39/0

41/0-

66/

001/0

50/0

01/2

وضعیت خود

67/0-

23/0

18/0-

88/2-

004/0

91/0

08/1

برش عاطفی

12/0-

32/0

02/0-

38/0-

70/0

91/0

08/1

امتزاج با دیگران

66/0-

28/0

14/0-

31/2-

02/0

96/0

03/1

خستگی جسمی

91/0

35/0

16/0

54/2

01/0

96/0

03/1

از پا افتادن عاطفی

30/0

29/0

06/0

04/1

29/0

91/0

09/1

از پا افتادن

78/1

40/0

38/0

39/4

001/0

49/0

02/2

 

بحث و نتیجه­گیری

هدف پژوهش حاضر پیش­بینی خیانت زناشویی بر اساس تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره­ی شهر تبریز بود.

یافته اول پژوهش نشان داد که بین واکنش عاطفی، وضعیت خود، امتزاج با دیگران و نمره کل تفکیک خویشتن با خیانت زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. در واقع با افزایش تفکیک خویشتن، خیانت زناشویی کاهش می­یابد. این یافته با نتایج پژوهش­های اسکورون و فریدلندر (2015)، هی­شون­لی (2011) و یوسفی و همکاران (1389) همسو است. به طوری که اسکورون و فریدلندر (2015) در پژوهشی به این نتیجه دست یافتند کسانی که تفکیک خویشتن بالایی داشتند، رضایت آن­ها از روابط صمیمانه بیشتر است و میزان خیانت زناشویی در آن­ها کمتر می­باشد. در واقع تمایزیافتگی بالا با رضایت زناشویی بالاتر در ارتباط است.

در تبیین این یافته می­توان گفت که در نظریه تفکیک خویشتن خانواده دائماً در حال کشمکش بر سر متعادل­سازی میان احساس با وحدت و تفکیک خود در میان اعضاست. وقتی خانواده­ای درگیر با نیروهای معطوف به وحدت و تفرد است، اضطراب برانگیخته می­شود و اگر وحدت غلبه کند، خانواده به سوی کارکرد عاطفی بیشتر رهنمون می­شود و خودپیروی فرد کاهش می­یابد و سلامت روانی فرد به مخاطره می­افتد و این باعث افزایش خیانت زناشویی در زوجین می­گردد (مختاری و همکاران، 1393).

یافته دوم پژوهش نشان داد که بین خستگی جسمی، از پا افتادن عاطفی، از پا افتادن روانی و نمره کل دلزدگی زناشویی با خیانت زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در واقع با افزایش دلزدگی زناشویی، خیانت زناشویی نیز افزایش می­یابد. این یافته با نتایج پژوهش­های پوکورسکاو همکاران (2013)، فونگ و همکاران (2009) و رمضانیان (1395) همسو است.

در تبیین این یافته می­توان گفت که دلزدگی زمانی بروز می­کند که زوجین متوجه می­شوند که علیرغم تلاش­هایشان، رابطه­شان به زندگی معنا نداده و نخواهد داد. وقتی زن و شوهر از عشق و شیفتگی فاصله می­گیرند، هر حادثه­ی دلسرد کنندهای برای توجیه برچسب زدن منفی به همسرشان کافی به نظر می­رسد. شوهر در این شرایط حتی اگر یک بار حساسیت نشان نداد، یک فرد بی­احساس تلقی می­شود. اگر زن ولو یک بار انتظار محبت شوهر را برآورده نکند، نامهربان می­شود. بنابراین همین عوامل می­تواند نقش تعیین کننده­ای در افزایش خیانت زناشویی داشته باشد (فونگ و همکاران، 2009).

یافته سوم پژوهش نشان داد که تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی قادرند خیانت زناشویی در زنان پیش­بینی کنند.

در تبیین این یافته بوون (1978) معتقد بود که سطح تفکیک خویشتن در ابعاد مختلف سلامت روانی و عملکرد عمومی زندگی فرد نقش تعیین کننده دارند. همچنین بوون بیان می­کند سطح تفکیک پایین منجر به دلزدگی زناشویی شده و به دنبان آن خیانت زناشویی در زوجین ناراضی به وجود می­آید. همچنین وقتی خانوادهای درگیرودار چالش با نیروهای معطوف به وحدت و تفرد است، لاجرم اضطراب برانگیخته می­شود. اگر در این حالت وحدت غلبه کند، خانواده به سوی کارکرد عاطفی بیشتر رهنمون می­شود و خود پیروی فرد کاهش می­یابد؛ که در نتیجه­ی کاهش خود پیروی، فرد دچار افزایش اضطراب مزمن می­شود (بهجتی­نجف­آبادی و جوادزاده­شهشانی، 1396).

بی­وفایی و خیانت، نوعی اختلال و بیماری در رفتار است. زیرا با توجه به عوارض نابهنجار و نامطلوبی که به همراه دارد، آسیب­ها و مشکلات مختلفی را برای هر یک از افراد دیگر ایجاد می­نماید. به طوری که کانو و همکاران (2002) نیز با مطالعه­ی زندگی زنانی که فشارهای شدید زناشویی مانند خیانت، بدرفتاری و تهدید به طلاق را تجربه کرده­اند، به این نتیجه رسیدند که اختلافات خانوادگی، افسردگی و از هم پاشیدن خانواده، دلزدگی زناشویی یکی از پیامدهای رایج در چنین شرایطی است.  به هر حال افزایش تفکیک خویشتن می­توان به عنوان عامل مهمی در کاهش مشکلات زناشویی نقش داشته باشد و میزان دلزدگی و خیانت زناشویی را کاهش دهد.



[1]. Giddens 

[2]. Worthington 

Abstract                                                                                         

Bowen, M. (1978). Family therapy in clinical practice. New York: Aronson.

Cano, A., Christian-Herman, J., O’Leary, K. D., & Avery-leaf, S. (2002). Antecedents and consequences of negative marital stressors. Journal of family therapy, 282009). Familial and extramarital relations among truck drivers crossing the Hong Kong-China border. Journal of Sex Marital Ther, 35(3), 239-44.

Hea Shoon Lee, H. (2011). Self-differentiation, self-esteem and mental health in adolescents", Journal Korean Acad Psychiatr Mental Health Nurs, 2, 20-30.

 Mokhtari Maryam, Mirfardi Asghar, Mahmoudi Ebrahim.(1393)Evaluation of social factors effecting the level of divorce tendecy in Yasuj city.Applicable sociology journal.25(1):41_157

Momeny Javid ;Mehrawar and Shoae Kazemi;Mehrangiz.The effectiveness of psychotherapy interventions on the betroyal in married women in Tehran from 1389_1390.social research,6(18),139_155

Nawidi Fatemeh,(1384).Investigation and comparison of marital disorders relationship with the factors of the atmosphere in employees of education departments and nurses in hospitals in Tehran city.Master thesis of consulting.Shahid Beheshti Univarsity.

Pokorska, J., Farrell, A., Evanschitzky, H., & Pillai, K. (2013). Relationship fading in business-to-consumer context. In S. Sezgin, E. Karaosmanoglu, & A. B. Elmadag.

Ramezanian Somayeh(1395)The relationship between social networking and attitude towards infidelity with marital boredom in married students.Master thesis of phycology.Islamic Azad University of Marvdasht.

Sudani Mansour,Shafi Abadi Abdullah.(1387) comparison of effect of Elli couple paying in solid and confusion in reducing marital conflicts.quarterly journal of phycology.10(37),1_20

       Skowron, E., & Friedlander, M. (2015). The differentiation of self-inventory: Development and initial validiation. Journal of Counseling Psychology, 28, 235-246,

Vaughan, p. (2008). The monogamy myth (3rd edition). New York: Newmarket press.

Wiederman, M. W., & Allgeier, E. R. (2011). Expectations and attributions regarding extramarital sex among young married individuals. Journal of psychology and Human Sexuality, 8(1), 3-21.

Worthington, E.L. (2005). Hope-Focused Marriage Counseling Recommendations for Researchers, Clinicians and Church workers. Journal of Psychology and Theology; 31(3): 231-9.

Yousefi Nasser,Etemadi Ozra,Bahrami Fatemeh,Bashideh Kiumars,Shirbegi Nasser.(1389) Investigating the relatinship between self_differentiation and mental welfare, mental health and marital relationship quality in Bowen Theory .Journal of medical science of Kurdistan University.