دیدگاه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار مدیریت آموزشی گروه علوم تربیتی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز.ایران.

2 دانش آموخته دکتری مدیریت آموزشی،. واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز.ایران (نویسنده مسئول) n.seyednazari@yahoo.com

چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی دیدگاه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج بود. روش پژوهش از نوع توصیفی- مورد­­شناسی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه بود که نمونه آماری با استفاده از روش نمونه­گیری خوشه ای، از بین دانشجویان دختر مجرد، به تعداد 100 نفر به صورت موردی انتخاب گردید. در این پژوهش از پرسشنامه انتظار از ازدواج استفاده گردید و پایائی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 8/0 به دست آمد. داده­های جمع­آوری شده با استفاده از آزمون t تک نمونه ای، فریدمن، همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یک­طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که انتظار واقع­گرایانه از اولویت بالاتری برخوردار بوده و انتظار بدبینانه دارای پایین‌ترین اولویت است. همچنین با افزایش سن، میزان کلی انتظار از ازدواج، انتظار واقع­­­گرایانه و انتظار ایده­آل­گرایانه کاهش و انتظار بدبینانه افزایش می‌یابد. انتظار کلی از ازدواج، انتظار واقع­گرایانه، انتظار ایده­آل­گرایانه و انتظار بدبینانه از ازدواج بر حسب مدرک تحصیلی تفاوت معنی‌داری را نشان ندادند.
واژه‌های کلیدی: انتظار از ازدواج، انتظار واقع­گرایانه، انتظار ایده­آل­گرایانه، انتظار بدبینانه

تازه های تحقیق

-

کلیدواژه‌ها


ازدواج بنیادی ترین و با ارزش ترین رابطه انسانی است، چرا که ازطریق ازدواج ساختار خانواده شکل گرفته و تربیت و بقاء نسل امکان پذیر می­شود. البته ازدواج در همه جا الزاماً معنای یکسانی ندارد، اما همه آنها با هدف تشکیل خانواده و نیز تولید مثل صورت می­گیرد(غیبی، 1388). ازدواج یکی از بهترین نیازهای آدمی است که دین مقدس اسلام به آن اهمیت فراوانی داده است و آن را از بهترین سنت­های دینی شمرده که مایه برکات بی­شماری است. از نظر قرآن، ازدواج مایه آرامش روح و روان آدمی است، که این خود از نشانه­های رحمت و بزرگی خداوند است(سوره روم، آیه 21). رسول خدا (ص) نیز فرموده اند: هیچ بنایی در اسلام بنیانگذاری نشده که نزد خدا محبوب­تر از ازدواج باشد(وسایل الشیعه، ج 14، ص 3). ازدواج نهادی همگانی است، به­طوری که همه فرهنگ­ها، نژادها، گروه­های قومی یا مذهبی را شامل می­شود و هم ارادی و هم قانونی است(اماگ[1]، 2013). ازدواج تجلی بنیادی و موقعیتی ارجح برای مهم­ترین و از نظر اجتماعی، سودمند­ترین شکل از وابستگی صمیمی است(واردل[2]، 2011). ازدواج راهی است که از طریق آن نیازهای عاطفی و غرایز جنسی افراد به صورت مشروع ارضاء و برآورده می­گردد. از طریق انجام ازدواج­های شایسته، نسل فردا به­دنیا می­آید و با ارزش­ها و اخلاقیات و آداب و رسوم جامعه آشنا می­گردد. میراث فرهنگی جامعه را تحویل گرفته و به­خوبی به نسل بعد از خود می سپارد. با شکل­گیری خانواده­های جدید همواره نسلی نو شکفته و پویا قدم به عرصه حیات نهاده و طراوت جامعه را تضمین می­نماید و با پذیرش مسئولیت­های فردی و اجتماعی در طریق خلیفه­الله شدن گام می­نهند(غیبی، 1388). بر اساس تعاریف، ازدواج عملی است که پیوند دو جنس مخالف را برپایۀ روابط پایای جنسی موجب می­شود. از سوی دیگر، در تعریف ازدواج، روابط جسمانی بین دو جنس مخالف به خودی­خود کافی به نظر نمی­رسد؛ چراکه ازدواج، مستلزم انعقاد قرارداد اجتماعی است که موجب مشروعیت روابط جسمانی می ­شود. به بیان دیگر، در راه تحقق ازدواج باید شاهد تصویب جامعه نیز باشیم(افروز، 1381). به عقیده دورکیم، ازدواج و به تبع آن خانواده، تحولات عمده ای را پشت سر گذاشته است. به سخن وی، "خانواده گروهی طبیعی نیست که به وسیلۀ والدین بنا شده باشد؛ بلکه نهادی است اجتماعی که عوامل اجتماعی آن را به وجود آورده­اند". وی در کتاب تقسیم کار اجتماعی، ضمن اشاره به انتقال انسجام از مکانیکی به ارگانیکی، آثار تحولات ازدواج و خانواده را به صورت بروز بی­هنجاری و اختلال و نا­بسامانی در روابط، قواعد و ارزش­های اجتماعی بررسی می­کند. به عقیده دورکیم، با گذر به جامعۀ ارگانیکی، وجدان جمعی ضعیف می­شود، فردیت رشد می­یابد و اختلال و نابسامانی در قواعد و ارزش­ها شایع می­شود(آزاد ارمکی، 1386). به طور کلی ازدواج ارتباطی است که دارای ویژگی­های بی­نظیر و گسترده­ای می­باشد، ارتباطی که دارای ابعاد زیستی، عاطفی، روانی، اقتصادی و اجتماعی است. ازداوج عملی بسیار پر­اهمیت است که احتیاج به روح و جسم سالم، فداکاری، قدرت خلاقیت، صرف نیرو، شجاعت، اندیشه و توانایی دارد و اگر ازدواج بر مبنای احساسات سطحی و زود­گذر بنا گذاشته شود موجب آثار ناگواری بر روی فرزندان آنان و موجب تظاهرات گوناگون روانی و سرشکستگی اجتماعی می­گردد(دژکام، 1390).

عوامل مختلفی در شکل­گیری فرایند ازدواج تأثیر­گذار است که یکی از این عوامل فرایند­های درون­فردی است که از آن جمله می توان به نگرش ازدواج اشاره کرد. نگرش به ازدواج عبارت است از عقیده و باورهای ذهنی فرد نسبت به ازدواج(براتن وروزن[3]، 1992). وقتی از ازدواج صحبت می­شود، موضوعاتی مثل نقش های مورد انتظار از همسر و انتظارات و اهداف از تشکیل خانواده و ازدواج به ذهن می­رسد. بنابراین یکی از موضوعاتی که در بحث خانواده و ازدواج، مهم به نظر می­رسد و در شکل­دهی روابط صمیمانه با سلامت جسمانی و هیجانی نقش دارد، انتظارات فرد از ازدواج است(خمسه، 1384). جونز و بوردت[4] بیان کردند که مهمترین قسمت هر رابطه از جمله ازدواج، انتظارات است(وست[5]، 2006). منظور از انتظار از ازدواج، میزان خشنودی/ ناخشنودی، رضایت/ نارضایتی و احتمال طلاق است که افراد برای خود پیش بینی می­کنند (استینبرگ، داویلا و فینچم[6]، 2006). انتظار از ازدواج از عوامل درون­فردی و بین­فردی متعددی نشأت می گیرد. در این میان یکی از عوامل درون­فردی مؤثر بر انتظار از ازدواج، دلبستگی است. دلبستگی، پیوند عاطفی هیجانی نسبتاً پایداری بین دو فرد است، به­طوری که یکی از طرفین می کوشد مجاورت به انگاره دلبستگی را حفظ کرده و به­گونه­ای عمل کند که مطمئن شود که ارتباط ادامه دارد(پاپالیا،2002). همچنین سن، قومیت­گرایی، جنسیت، مذهبی بودن، وضعیت تأهل، و تجارب درباره رابطه­ها می­توانند در انتظار از ازدواج نقش ایفا کنند(پارک و روسن[7]، 2013). افراد الگو­های شناختی رفتاری و عاطفی خود را از محیط خانواده می­گیرند و محیط خانواده بر عزت نفس، انتظارات، نگرش­ها و رفتارهای بین­فردی افراد نسبت به مسائل مختلف تأثیر می­گذارد(وایز و کینگ[8]، 2008). می توان انتظار داشت که انتظارات زناشویی در نتیجه اجتماعی شدن دختران و پسرانی که انتظاراتی ایده­آلیستی، بدبینانه، یا واقع­گرایانه درباره نقش­هایشان در روابط آینده را کسب کرده­اند، تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. درست همان زمانی که کودکان برای فراگیری نقش­های جنسیتی در طول مراحل زندگی جامعه­پذیر می­شوند، انتظارات زناشویی آینده را از تجارب مختلف که در خانواده­های خود مشاهده می­کنند، فرا می­گیرند. اگر تجارب یا مشاهدات، مثبت یا منفی باشند، به همان نسبت انتظاراتی اتخاذ می­شود که رفتار را هدایت خواهد کرد(دیلون[9] ، 2005). انتظار از ازدواج از آن جهت واجد اهمیت است که پیامدها و رضایت از رابطه زناشویی در آینده را شکل می­دهد. به بیان دیگر انتظارات، نقش همسران در  تعاملات بین فردی را مشخص می­کند(هولمن، 2001).

در دوران کنونی، مسائل ازدواج در کشور ما نیز دارای ویژگی­های خاص خود است. کشور ایران همچون سایر کشورهای جهان سوم در مرحله گذار از سنت به مدرنیته است که با تغییرات اجتماعی وسیعی در همه پدیده­های اجتماعی از جمله ازدواج و همسرگزینی روبه­روست. تغییراتی که موجب شده تا مردان و زنان نگرش نوینی از پیوند زناشویی و ازدواج داشته باشند و آن را نه فقط به عنوان یک رابطه جنسی و تولید فرزند، بلکه برای به وجود آوردن یک زندگی کمال­گرا، توأم با عشق و همدلی و همدمی بدانند. دنیای جدید باعث بالا رفتن سطح آگاهی­های اجتماعی، سواد عمومی و تحصیلات شده و به موازات آن سطح توقّعات و انتظارات مردان و زنان به مراتب بیش­تر از گذشته شده است(کاظمی پور، 1388). جامعه ایرانی، همچون دیگر جوامع، تحت تأثیر بروزهای عینی و ذهنی مدرنیته تنوع و تکثر در علایق و انتظارها، ایجاد سبک های مختلف زندگی، از دست رفتن خودکفایی اقتصادی خانواده، رشد وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها، رشد آگاهی های فردی، هویت های متنوع، افزایش شک بنیادین و روحیه حسابگرانه قرار دارد(صادقی فسایی و ایثاری، 1394).

به­نظر می­رسد در حال حاضر با توجه به تغییرات اجتماعی – فرهنگی و اقتصادی در جامعه، سطح انتظارات و توقعات افراد از ازدواج تغییر یافته و همین امر منجر به افزایش سن ازدواج در دختران و پسران شده است. از این رو این پژوهش به منظور بررسی دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج انجام گرفته است.

اهداف پژوهش

هدف کلی:

تعیین دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج

اهداف اختصاصی:

1.تعیین دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج بر حسب سن آنان

2.تعیین دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج بر حسب مدرک تحصیلی آنان

 

مبانی نظری

افزایش سن ازدواج دختران و تغییر معیارهای همسرگزینی را می توان از سه رهیافت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تبیین کرد. رهیافت اجتماعی با نظریه مدرنیزاسیون، رهیافت اقتصادی با نظریه مبادله (عرضه و تقاضا) و رهیافت فرهنگی با نظریه برابری جنسیتی توضیح داده می­شود. باید توجه داشت که نظریه مدرنیزاسیون، دو نظریه مبادله و برابری جنسیتی را با خود به همراه دارد.

نظریه مدرنیزاسیون: نظریه مدرنیزاسیون توسط ویلیام گود مطرح شد. این نظریه، دگرگونی در خانواده را نتیجۀ اجتناب ناپذیر دگرگونی­های ساختاری (جامعه) و دگرگونی­های ایدئولوژیکی می داند. به عقیده وی، هنگامی­که دگرگونی­های ساختاری (مانند صنعتی شدن، شهرنشینی و...) و دگرگونی­های ایدئولوژیکی در سطح کلان رخ می­دهد، سازمان­های سطوح خرد (خانواده) نیز باید به اجبار خود را با سطح کلان انطباق دهند(اعزازی، 1380). مدرنیزاسیون در سطوح فردی و اجتماعی با تأثیر­گذاری بر زمان ازدواج صورت می­گیرد. در میان مهم­ترین فاکتور­های مدرنیزاسیون می­توان به گسترش فرصت­های تحصیلی، تغییرات در نیروی کار و فعالیت­های شغلی، اشتغال زنان و شهر­نشینی اشاره کرد (آستین افشان، 1380).

نظریه مبادله: فرض اساسی نظریه مبادله آن است که مردم در انتخاب­های خود منطقی بوده و در­صدد به حداکثر رساندن سود خود از انتخاب و برقراری رابطه با دیگران هستند. بارتز و نای[10](1970) با کاربرد این نظریه در مورد ازدواج، دو دسته تعیین­کننده ازدواج را مشخص کرده­اند: دسته اول، آن­هایی هستند که باعث می­شوند ازدواج برای فرد رضایت بیش­تری را نسبت به مجرد ماندن تأمین کند و دسته دوم، آن­هایی­ هستند که باعث می­شوند ازدواج در میان بسیاری از جایگزین­­های نامطلوب، برای فرد کمتر نامطلوب باشد. آنها با بررسی 23 قضیه مرتبط با عوامل اقتصادی - اجتماعی ازدواج، یک قضیه نظری عام مطرح کردند، به این صورت که هر­قدر تفاوت مثبت بین رضایت مورد انتظار از ازدواج و رضایت دریافت شده از موقعیت کنونی فرد بیش­تر باشد، ازدواج زودرس بیش­تر خواهد بود.(کنعانی، 1385: 108).

نظریه برابری جنسیتی: از جمله اصول این مدل، توجه کامل به مرد و زن، برابری منابع درآمد، مشارکت زنان در فعالیت‌های ارزشمند اجتماعی و کشیدن خط بطلان بر سیاست‌های مرد‏سالاری است. ملاحظه می­شود که در برابری جنسیتی، بیش­ترین بحث، برابری فرصت بین دو جنس است. برابری از لحاظ آموزش، اشتغال، مشارکت اجتماعی و غیره. با توجه به این دیدگاه، زنان در زمینه فرصت­های شغلی، آموزشی و غیره سعی می­کنند گام به گام مردان پیش روند. در نتیجه این برابری جنسیتی (یا رقابت جنسیتی)، سن ازدواج زنان به تأخیر می­افتد(کاظمی پور، 1389).

 

پیشینه

نتایج تحقیق حبیب­پور گتایی و همکاران (1390) نشان داد دخترانی که دیرتر ازدواج می­کنند، تحصیلات بالاتری دارند، نگرش فرامادی به ازدواج دارند و اعتقاد بیشتری دارند که با ازدواج، هزینه فرصت­های از دست رفته بیش از فرصت ازدواج است.

نتایج پژوهش نیکخواه، فانی و اصغرپور ماسوله (1396) نشان داد بین متغیر­های پایگاه اقتصادی- اجتماعی، دین­داری، اعتقاد به هزینه فرصت و کلیشه­های نقش جنسیتی با نوع نگرش به ازدواج، رابطه وجود دارد. بیش­ترین میزان اثر­گذاری در نگرش سنتی به ازدواج مربوط به متغیر دین­داری و برای نگرش مدرن به ازدواج، مربوط به هزینه فرصت است. همچنین به لحاظ توصیف توزیع پاسخ­گویان نسبت به نوع نگرش به ازدواج، نتایج نشان دادند بیشتر پاسخ­گویان، نگرش سنتی­تری به ازدواج داشتند.

در پژوهش کرایی، کیانپور برجویی و قیصری (1395) عوامل روان­شناختی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی به ترتیب به عنوان عوامل مؤثر بر نگرش منفی دانشجویان مجرد دانشگاه­های شهر اهواز نسبت به ازدواج شناسایی شدند.

در پژوهش خجسته­مهر، محمدی و عباس­پور (1395) 12 طبقه و مضمون اصلی شامل عوامل فرهنگی - اجتماعی؛ طبقه تجربیات اولیه و مشاهده الگو­های ناقص؛ آگاهی و شناخت یکدیگر؛ حمایت­های مادی و معنوی؛ طبقه ادراک حرمت و قداست ازدواج؛ فشار­های ازدواج؛ دخالت والدین و انتقال بین­نسلی؛ عوامل اقتصادی؛ راهبردهای مقابله متناسب با نگرش؛ رشد شخصی ادراک شده و اشتیاق به ازدواج؛ دوسوگرایی در تمایل به ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج به عنوان عوامل مؤثر در شکل­گیری نگرش دانشجویان متأهل به ازدواج شناخته شد. بر اساس این مطالعه، تغییر نگرش به ازدواج، به عنوان عامل اساسی ترغیب­کننده جوانان به ازدواج، طی رویکردی سیستمی (طرح کلی) صورت می­گیرد.

شکر­بیگی، احمدی و ابراهیمی­منش ( 1395 ) در بررسی معنای زندگی زناشویی در ازدواج­های ناموفق به تفاوت میان تصورات زنان پیش و پس از جدایی پرداخته­اند. نتیجه پژوهش آنان بیانگر شکاف عمیق میان تصورات پیشین از مردان به عنوان شوهر، فلسفه زندگی و ازدواج اشاره دارد.

یافته­های پژوهش حسینی و ایزدی(1395) مؤید آن است که به­رغم تفاوت در علل تجرد (تجرد خودخواسته و ناخواسته)، بیش­تر سوژه­ها احساسات دوگانه­ای (خشنودی از استقلال و آزادی ناشی از تجرد و احساس تنهایی و توصیه ازدواج به دیگران به تجرد داشتند. از دیگر دلالت­های تجرد، هویت ناقص با زیر مقولات هویت تکامل نیافته و هویت جنسیتی تحقق نیافته بود.

نتایج تحقیق محبی، سیاح و سادات حسینی(1395) نشان داد تأخیر در ازدواج حاوی دلالت­های دوگانه فرصت سازی و فرصت سوزی برای دختران دانشجو است. مشارکت کنندگان، علل تأخیر در ازدواج را تنگنای ازدواج، ریسک ازدواج، زاویه­گیری خانواده از ازدواج، آنومی در ازدواج، تغییر فضا و ترجیحات نوین همسرگزینی، محاسبه هزینه  فایده ازدواج، سپهر روانی تجرد، بی­اخلاقی­های اجتماعی و بازاندیشی در هویت زنانه برشمرده اند.

نتایج پژوهش نقیبی و حمیدی (1394) نشان داد که متغیر­هایی چون عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فردی و عوامل فرهنگی، فضای مفهومی نگرش به ازدواج را تبیین و پیش بینی نموده­اند. در عوامل اقتصادی متغیر شاغل بودن، در عوامل اجتماعی متغیر مسئولیت­پذیری طرفین، در عوامل فردی متغیر نیافتن فرد مناسب و در عوامل فرهنگی متغیر اعتقادات مذهبی اهمیت بیش­تری داشتند. مهم­ترین ملاک انتخاب همسر از سوی نمونه­های پژوهش، وفاداری و تعهد اخلاقی بود. بین متغیر­های دموگرافیک و نگرش نسبت به ازدواج، ارتباط معنی­داری یافت نشد.

یافته­های پژوهش فلاحی، فلاح چای و زارعی (1393) بیانگر این بود که تفاوت معنا­داری بین انتظارات از ازدواج زنان و دختران وجود دارد. یافته ها تفاوت معناداری بین دو گروه در سه خرده مقیاس اصلی انتظارات، قصد ازدواج، نگرش کلی به ازدواج، و انتظار از ازدواج را نشان داد. در خرده مقیاس­های فرعی، تفاوت معناداری بین نگرش منفی به ازدواج، ترس/ شک و تردید و عشق در زنان و دختران وجود داشت. اما تفاوت معناداری در سایر خرده مقیاس­ها از قبیل احترام، اعتماد، مسائل مالی، معنا، و صمیمیت جسمانی مشاهده نشد. همچنین، از نظر هدف از ازدواج بین اهداف با انگیزه عاطفی، مذهبی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، و ایده­آل­گرایانه تفاوت معناداری مشاهده شد، اما بین اهداف جنسی تفاوت معنادار نبود. نتیجه کلی این مطالعه بیانگر این بود که زنان نسبت به دختران، انتظارات بالاتری از ازدواج داشتند و هدف از ازدواج زنان و دختران، متفاوت بود.

در پژوهش حسین پور لنگرودی، نوری قاسم­آبادی و وکیلی (1392) نتایج حاکی از وجود رابطه معنادار بین سبک دلبستگی ایمن با نگرش افراد در مورد ازدواج بود. همچنین مشخص شد بین سبک­های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی/دوسوگرا با نگرش افراد در مورد ازدواج رابطه معناداری وجود ندارد. سهم دلبستگی ایمن در نگرش کلی درباره ازدواج از سایر خرده مقیاس­ها بیشتر است، به­طوری که با افزایش سبک دلبستگی ایمن ، نگرش کلی نسبت به ازدواج افزایش می­یابد.

یافته­های پژوهش بیدی، ابراهیمی اول، صامی محبوب، و آتیه­دوست (1391) نشان داد که بیش­تر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سبزوار نگرش مثبتی نسبت به ازدواج در دوران دانشجویی دارند. مهم­ترین عامل ازدواج در این دانشجویان، احساس تنهایی و نیاز به داشتن همدم و بیش­ترین طریقه آشنایی برای ازدواج، از طریق خویشاوندی بوده است.

نتایج پژوهش نیلفروشان، عابدی، نویدیان و احمدی (1390) که به بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی مقیاس انتظار از ازدواج نیز پرداختند، حاکی از این بود که دختران در مقایسه با پسران، انتظار بدبینانه­تری از ازدواج داشتند.

یافته­های پژوهش باقریان و کاظمیان (1390) نشان داد که نگرش دانشجویان پرستاری نسبت به ازدواج و مؤلفه­های جو اجتماعی خانواده همبستگی مثبتی با ضریب همبستگی پیرسون 37/0 در سطح معناداری 99/0 و نگرش دانشجویان نسبت به طلاق و مؤلفه­های محیط خانواده همبستگی منفی با ضریب همبستگی پیرسون 41/0 و سطح معنا­داری 99/0 داشت. یافته­های این پژوهش، نقش نگرش نسبت به ازدواج و طلاق در جو اجتماعی خانواده را مورد توجه قرار داد و نشان داد نگرش نسبت به ازدواج و طلاق می­تواند به عنوان پیش­بینی­کننده جو اجتماعی خانواده تلقی شود.

نتایج پژوهش باقیانی­مقدم، مسعودی بروجنی، میرزایی علویجه و شهبازی (1390) نشان داد ارتباط آماری معنی­داری بین جنسیت و قبول همسر آینده با شرایط موجود، توانمند­­­بودن برای زندگی مشترک آینده، اطمینان کافی برای ازدواج، اعتقاد به فایق شدن بر مشکلات زندگی آینده وجود داشته، به­طوری که دختران نگرش ضعیف­تری از خود، شوهر و زندگی خود داشته­اند. به طور کلی نگرش دختران و پسران در رابطه با شناخت همسر آینده و زندگی مشترک در سطح متوسطی بوده است.

یافته­های پژوهش کاظمی پور (1388) نشان داد که مهم­ترین علل افزایش سن ازدواج پسران در جامعه ما مشکلات مالی، اقتصادی و نداشتن شغل عنوان شده است که در مورد افراد مجرّد شاید از جمله عوامل منحصر به فرد بوده­اند؛ در­صورتی­که افراد متأهل، متوقع بودن دختران و تجمل­گرایی را نیز یکی از عوامل افزایش سن ازدواج پسران دانسته­اند. همچنین مهم­ترین عوامل افزایش سن ازدواج دختران در جامعه ما از دید هر سه گروه از پاسخگویان (مجرد، متأهل و مطلقه) عبارت بودند از: متوقّع بودن دختران و تجمل­گرایی، مشکلات مالی و نداشتن جهیزیه، ادامه تحصیل و عدم وجود خواستگار مناسب یا بیشتر بودن دختران.

نتایج مطالعه استاکمن، ریویر و مدلی[11] (2016) که به بررسی نگرش نسبت به ازدواج، ادراک از در دسترس بودن شریک و نگرش نسبت به دوستی بین­نژادی میان دانشجویان مرد و زن سیاه تبار در دو دانشگاه نژاد سیاه و یک مؤسسه به طور عمده نژاد سفید پرداختند، اکثر دانشجویان نگرش مثبت نسبت به ازدواج داشتند، با این­که نگرش زنان به طور قابل­توجهی مطلوب­تر از مردان بود. در حالی­که هر دوی مردان و زنان گزارش گزینه­های شریک رمانتیک ناکافی را داشتند، دانشجویان زن در دانشگاه سفید تبار به احتمال زیاد گزینه­های شریک ناکافی را نسبت به دانشجویان مرد و نژاد سیاه گزارش می­دادند. اکثر دانشجویان(6/72٪) طرفدار دوستی بین­نژادی بودند، اما مردان در دانشگاه سیاه تبار دارای نگرش مثبت­تر بودند. یافته­ها تفاوت­های جنسیتی و موقعیتی در نگرش­ها و نیاز به مطالعات دقیق­تر نگرش­های دانشجویان سیاه را نشان می­دهد.

نتایج پژوهش کوتینهو[12] (2013) که به بررسی نگرش­ها نسبت به ازدواج در طی گذار به دوره بزرگسالی در ایالات متحده پرداخته، نشان می­دهند که نژاد، دین، درآمد و ترتیبات زندگی قبل از ازدواج، تأثیر زیادی روی نقاط عطفی مانند تکمیل تحصیلات یا زندگی­کردن با هم دارند که باید پیش از ازدواج به آنها دست یافت. اگرچه شادی، عشق، کیفیت روابط، تعهد، و استمرار، در کنار رضایت از زندگی نقش مهمی در زمان تصمیم­گیری برای ازدواج دارد، به­خصوص وقتی چیزهایی مانند تحصیلات بالا و درآمد کافی توسط موقعیت اجتماعی- اقتصادی شما، تضمین شده به نظر برسد. نتایج دیگر به هنجار­های اجتماعی، سن و جنسیت، انتظارات و نگرانی­هایی توجه کرده­اند که در فرآیند بلوغ در طول زندگی یافت شدند، به­علاوه، استراتژی­های جوانان را برای کنار آمدن یا به انجام رساندن گذارشان به جوانی و جای گرفتن در نهادهای اصلی اجتماعی، مشخص کرده­اند.

یافته­های پژوهش شیوالی[13] و همکاران (2012) نیز نشان داد که درک ارزش­های کلی در مورد ازدواج، در میان جوانان امروزی دانشگاه، تغییر زیادی نکرده است. آن­ها هنوز هم با ارزش­های مرسوم موافق هستند. جوانان شدیداً احساس می­کنند که در روزگار فعلی، وظیفه زن شامل حمایت مالی از همسرش نیز می­شود. یکی دیگر از نکات جالب توجه این بود که جوانان احساس کردند که ازدواج، آزادی شخصی را محدود نمی­کند. جوانان امروزی هنوز هم به برخی از ارزش­های سنتی ازدواج احترام می­گذارند.

نتایج پژوهش سروتی و وبر[14] (2011) حاکی از این بود که زنان نسبت به مردان، نگرش قوی­تری در مورد این­که افراد اغلب به خاطر عشق ازدواج می­کنند، دارند؛ اگر­چه هر دو جنس موافق بودند که افراد بیشتر به خاطر عشق ازدواج می­کنند اما زنان، نگرش قوی­تری نشان دادند. درصد بالایی از مردان و زنان، نظری در مورد عبارت "تکامل شخصی، دلیل ازدواج است"، نداشتند. در مورد عبارت "ازدواج به خاطر جامعه مدنی صورت می­گیرد"، تفاوت جنسیتی زیادی وجود داشت.

نتایج پژوهش تورنتون[15] (2005)، حاکی از افزایش سن ازدواج، افزایش ازدواج درون­گروهی، مجاز­شدن جدایی، انتخاب همسر توسط خود اکثر جوانان، و کاهش چند­همسری بود که این رفتارها متأثر از عوامل ناشی از توسعه مانند گسترش تحصیلات و استفاده از وسایل ارتباط جمعی بود.

 

فرضیه های پژوهش

1.دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج متفاوت است.

2.دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج بر حسب سن آنان متفاوت است.

3.دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج بر حسب مدرک تحصیلی آنان متفاوت است.

تعریف متغیرها

تعریف نظری انتظار از ازدواج:

انتظارات به عنوان تصاویری در مورد ازدواج تعریف می­شوند که زن و شوهر برای خود در چارچوب رابطه ایجاد می­کنند. به طور کلی، اصطلاح انتظار از ازدواج به این مفهوم اشاره دارد که چطور افراد ازدواج آینده­شان را شاد یا ناخشنود پیش­بینی می­کنند و این که چقدر احتمال می­دهند که طلاق بگیرند(ریوس[16]، 2010).

تعریف عملی انتظار از ازدواج:

در پژوهش حاضر به منظور سنجش انتظار از ازدواج، از مقیاس انتظار از ازدواج جونز و نلسون[17] (1996) استفاده شد که سؤال­های آن، انتظارات افراد در مورد مؤلفه­های اصلی ازدواج مانند توافق، برابری و صمیمیت را ارزیابی می­کنند. این ابزار افراد مجرد را در سه عامل انتظارات واقع­بینانه، ایده­آل­گرایانه و بدبینانه طبقه­بندی می­کند.

روش و ابزار

روش پژوهش از نوع توصیفی- مورد­شناسی و  جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز می­باشد که نمونه آماری با استفاده از روش نمونه­گیری خوشه ای، از بین دانشجویان دختر مجرد، به تعداد 100 نفر انتخاب گردید. در این پژوهش از پرسشنامه انتظار از ازدواج استفاده گردیده که حاوی 40 گزاره است. گویه­های این مقیاس بر اساس عناصر مختلف ازدواج از جمله صمیمت، توافق و برابری تدوین شده است که گزاره­های مربوط به صمیمیت شامل جملاتی راجع به نزدیکی هیجانی، ارتباط و رابطه جنسی است، گزاره­های برابری مسائل مربوط به امور منزل، خانواده، دوستان، و فرزندان است، گزاره­های توافق نیز شامل جملاتی در رابطه با شخصیت و جذابیت همسر آینده، و فعالیت­های تفریحی در زندگی آینده است. پاسخ­دهنده برای پاسخ به گویه­ها از مقیاس 5 درجه­ای لیکرت از 1: کاملاً مخالفم تا 5: کاملاً موافقم استفاده کرده است. بنابراین حداقل نمره 40 و حداکثر آن 200 است. نمره­گذاری گزاره­های 4، 18، 28، 30، 35 و 38 به طور معکوس می­باشد.

نمرات پایین­تر، نشان­دهنده انتظارات بدبینانه از ازدواج و نمرات بالاتر، نشان دهنده انتظارات ایده­آل­گرایانه از ازدواج است و نمراتی که در حد وسط هستند، انتظارات واقع­گرایانه را نشان می­دهند. همچنین نمرات بالا در خرده مقیاس­های انتظار ایده­آل­گرایانه و واقع­گرایانه، نشان­دهنده انتظارات ایده­آل­گرایانه و واقع­گرایانه­تر است در­حالی­که در خرده­مقیاس انتظار بدبینانه، نمرات پایین­تر، نشان­دهنده انتظارات بدبینانه­تر است. با توجه به این­که این پرسشنامه استاندارد می باشد، اعتبار آن در تحقیقات مختلف، مورد تأیید قرار گرفته است. پایائی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ،  8/0 به­دست آمد. داده­های جمع­آوری شده با استفاده از آزمون t  تک نمونه­ای، فریدمن، همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یک­طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که انتظار واقع­گرایانه از اولویت بالاتری برخوردار بوده و انتظار بدبینانه دارای پایین‌ترین اولویت است. همچنین با افزایش سن، میزان کلی انتظار از ازدواج، انتظار واقع­گرایانه و انتظار ایده­آل­گرایانه کاهش و انتظار بدبینانه افزایش می‌یابد. انتظار کلی از ازدواج، انتظار واقع­گرایانه، انتظار ایده­آل­گرایانه و انتظار بدبینانه از ازدواج بر حسب مدرک تحصیلی تفاوت معنی‌داری را نشان ندادند.

نتایج

الف) یافته­های مربوط به بخش توصیفی

از کل نمونه مورد بررسی، 7 درصد در دوره کاردانی، 57 درصد کارشناسی، 31 درصد کارشناسی ارشد و 5 درصد دکتری مشغول به تحصیل بودند(جدول 1).

 

 

 

 

 

 

جدول1: توزیع فراوانی براساس دوره تحصیلی

مدرک تحصیلی

فراوانی

درصد

کاردانی

7

7%

کارشناسی

57

57%

کارشناسی ارشد

31

31%

دکتری

5

5%

کل

100

100%

 

همچنین میانگین سن پاسخگویان برابر 16/24 سال، کمترین مقدار برابر 18 و بیشترین مقدار برابر 40 سال است(جدول شماره 2).

جدول 2: جدول شاخص‌های توصیفی سن

تعداد

میانگین

انحراف معیار

مینیمم

ماکزیمم

100

16/24

055/5

18

40

 

برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها از آزمون کولموگروف–اسمیرنوف استفاده شده است. چنانچه در جدول شماره 3 آمده، با توجه به سطوح معنی‌داری به دست آمده نتیجه گرفته می‌شود که متغیرهای انتظار از ازدواج، انتظار واقع­گرایانه، انتظار ایده­آل­گرایانه و انتظار بدبینانه دارای توزیع نرمال می‌باشند (05/0<p).

جدول 3: نتایج آزمون کولموگروفاسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها

 

تعداد

آماره Z کولموگروف-اسمیرنوف

سطح معنیداری

انتظار از ازدواج

100

633/0

818/0

انتظار واقع­گرایانه

100

891/0

405/0

انتظار ایده­آل­گرایانه

100

610/0

851/0

انتظار بدبینانه

100

851/0

464/0

ب) آزمون فرضیه­ها

فرضیه 1) دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج متفاوت است.

به ­این منظور از آزمون t تک نمونه­ای و فریدمن به شرح زیر استفاده شده است:

برای بررسی میزان انتظارات از ازدواج، از آزمون t تک نمونه­ای استفاده شده است(جدول شماره 4). نمرات بین 1 تا 5 می‌باشند. بنابراین مقدار آزمون برابر 3 که میزان متوسط متغیر است در نظر گرفته شده است.

جدول 4: نتایج آزمون t تک نمونه‌ای برای بررسی میزان انتظارات از ازدواج

 

متغیر

مقدار آزمون = 3

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

میانگین اختلاف متغیر با مقدار آزمون

 
 

انتظار از ازدواج

100

73/3

44/0

569/16

99

001/0

73/0

 

انتظار واقع­گرایانه

100

81/3

45/0

914/17

99

001/0

81/0

 

انتظار ایده­آل­گرایانه

100

65/3

51/0

662/12

99

001/0

65/0

 

انتظار بدبینانه

100

48/2

64/0

110/8-

99

001/0

52/0-

 

 

نتایج آزمون t تک نمونه‌ای حاکی از این است که میزان انتظار از ازدواج( 3<73/3=m)، میزان انتظار واقع­گرایانه ( 3<81/3=m)و میزان انتظار ایده­آل­گرایانه ( 3<65/3=m) به­طور معنی‌داری بالاتر از حد متوسط می‌باشد، در­حالی که میزان انتظار بدبینانه از ازدواج به­طور معنی‌داری پایین‌تر از حد متوسط می‌باشد (05/0>p و 3>48/2=m).

برای اولویت‌بندی انتظارات از ازدواج، از آزمون فریدمن استفاده شده است(جدول شماره 5).

 

 

جدول 5: نتایج آزمون فریدمن برای اولویت‌بندی انتظارات از ازدواج

متغیر

تعداد

میانگین

میانگین رتبه

مقدار خیدو

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

انتظار واقع­گرایانه

100

81/3

65/2

513/109

2

01/0

انتظار ایده­آل­گرایانه

100

65/3

16/2

انتظار بدبینانه

100

48/2

20/1

 

نتایج آزمون فریدمن نشان می‌دهد که بین میانگین رتبه‌های انتظارات از ازدواج تفاوت معنی‌داری وجود دارد (05/0>p و 51/109=X2). ملاحظه می‌شود که انتظار واقع­گرایانه از اولویت بالاتری برخوردار است و انتظار بدبینانه دارای پایین‌ترین اولویت است.

فرضیه 2) دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج بر حسب سن آنان متفاوت است.

جدول6: آزمون همبستگی پیرسون برای سن و انتظارات از ازدواج

 

 

انتظار از ازدواج

انتظار واقع­گرایانه

انتظار ایده­آل­گرایانه

انتظار بدبینانه

سن

ضریب همبستگی

339/0-**

307/0-**

264/0-**

328/0**

سطح معنی‌داری

001/0

002/0

008/0

001/0

تعداد

100

100

100

100

 

نتایج همبستگی پیرسون نشان می‌دهد که بین سن و انتظار از ازدواج (05/0>p و 34/0-=r)؛ بین سن و انتظار واقع­گرایانه (05/0>p و 31/0-=r)؛ بین سن و انتظار ایده­آل­گرایانه (05/0>p و 26/0-=r) رابطه معکوس معنی‌داری وجود دارد. بین سن و انتظار بدبینانه رابطه مثبت معنی‌داری وجود دارد (05/0>p و 33/0=r). در واقع، با افزایش سن، میزان کلی انتظار از ازدواج، انتظار واقع­گرایانه و انتظار ایده­آل­گرایانه کاهش و انتظار بدبینانه افزایش می‌یابد.

فرضیه 3) دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج بر حسب دوره تحصیلی آنان متفاوت است.

جدول 7: نتایج آنالیز واریانس برای مقایسه انتظارات از ازدواج بر حسب دوره تحصیلی

انتظارات از ازدواج

دوره تحصیلی

تعداد

میانگین

انحراف معیار

مقدار F

سطح معنیداری

انتظار از ازدواج

کاردانی

7

78/3

50/0

334/1

268/0

کارشناسی

57

79/3

40/0

کارشناسی ارشد

31

62/3

48/0

دکتری

5

56/3

49/0

انتظار واقع­گرایانه

کاردانی

7

85/3

53/0

123/1

344/0

کارشناسی

57

86/3

39/0

کارشناسی ارشد

31

75/3

51/0

دکتری

5

53/3

56/0

انتظار ایده­آل­گرایانه

کاردانی

7

68/3

49/0

861/1

141/0

کارشناسی

57

73/3

45/0

کارشناسی ارشد

31

47/3

59/0

دکتری

5

77/3

61/0

انتظار بدبینانه

کاردانی

7

31/2

51/0

977/1

123/0

کارشناسی

57

41/2

70/0

کارشناسی ارشد

31

56/2

48/0

دکتری

5

06/3

73/0

نتایج آنالیز واریانس یک­طرفه نشان می‌دهد که بین دانشجویان دختر براساس دوره تحصیلی در مورد انتظار از ازدواج، انتظار واقع­گرایانه، انتظار ایده­آل­گرایانه و انتظار بدبینانه از ازدواج تفاوت معنی‌داری وجود ندارد (05/0<p).

بحث و نتیجه­گیری

به منظور تبیین تغییر معیارهای همسرگزینی و افزایش سن ازدواج دختران، می توان از سه رهیافت اجتماعی (نظریه مدرنیزاسیون)، اقتصادی (نظریه مبادله) و فرهنگی (نظریه برابری جنسیتی) استفاده کرد.

وقتی از ازدواج صحبت می­شود، موضوعاتی مثل نقش­های مورد انتظار از همسر و انتظارات و اهداف از تشکیل خانواده و ازدواج به ذهن می­رسد(خمسه، 1384). زوجین با انتظاراتی وارد ازدواج می­شوند که از تعامل بین افراد و تعدادی از عوامل مثل خانواده مبدأ، باورهای جامعه، سنت، و عواملی مانند آن حاصل شده­اند(شارپ و گانونگ[18]، 2000). در گذشته فرد به هنگام ازدواج بیش­تر پایبند ملاحظات اقتصادى و اجتماعى بود ولى امروزه، علی­رغم توجه روزافزون به این­گونه موارد، بیش­تر طالب همسرى است که با او هماهنگى فکرى و روحى داشته باشد و از نظر امور ذهنى و معنوى با وى همسانى داشته باشد. این مسئله در انتخاب همسر اثر گذاشته و انتخاب را مشکل­تر و در نتیجه سن ازدواج را عقب­تر مى­برد(کاظمی پور، 1388).

در پژوهش حاضر که با هدف بررسی دیدگاه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز نسبت به انتظار از ازدواج انجام گردید، نتایج نشان داد که انتظار واقع­گرایانه از اولویت بالاتری برخوردار بوده و انتظار بدبینانه دارای پایین‌ترین اولویت است. یافته­های پژوهش استاکمن و همکاران (2016)؛ شیوالی و همکاران (2012)؛ سروتی و وبر (2011)؛ و بیدی و همکاران (1391) نیز نشان دهنده دیدگاه مثبت زنان نسبت به ازدواج بود. در حالی­که در پژوهش نیلفروشان و همکاران (1390) مشخص گردید که دختران انتظار بدبینانه­­ای از ازدواج دارند.

همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که با افزایش سن، میزان کلی انتظار از ازدواج، انتظار واقع­گرایانه و انتظار ایده­آل­گرایانه کاهش و انتظار بدبینانه افزایش می‌یابد. در این رابطه نتایج پژوهش با نتایج پژوهش خجسته­مهر و همکاران (1395) همسو می باشد. در حالی­که در پژوهش نقیبی و حمیدی (1394) بین متغیر­های دموگرافیک و نگرش نسبت به ازدواج، ارتباط معنی­داری یافت نشد.

دنیای جدید باعث بالا رفتن سطح آگاهی های اجتماعی، سواد عمومی و تحصیلات شده و به موازات آن سطح توقّعات و انتظارات مردان و زنان به مراتب بیش­تر از گذشته شده است(کاظمی پور، 1388). در پژوهش حاضر، انتظار کلی از ازدواج، انتظار واقع­گرایانه، انتظار ایده­آل­گرایانه و انتظار بدبینانه از ازدواج بر حسب مدرک تحصیلی تفاوت معنی‌داری را نشان ندادند. در حالی­که در پژوهش کوتینهو (2013) تحصیلات بالا به عنوان یکی از عوامل مهم در زمان تصمیم­گیری برای ازدواج شناخته شده و در پژوهش تورنتون (2005) و کاظمی پور (1388) ادامه تحصیل و گسترش تحصیلات، از دلایل افزایش سن ازدواج بود.

پیشنهادها

- با توجه به حساس بودن مقوله ازدواج و اینکه امری فطری و غریزی بوده و دین مبین اسلام نیز تأکید فراوانی به این امر مقدس نموده است، و با استناد به نتایج پژوهش که حاکی از افزایش انتظار بدبینانه گروه هدف با افزایش سن بود، بایستی اقدامات مؤثری در جهت ایجاد انگیزه نسبت به امر ازدواج در دانشجویان از طریق فعالیت­های امور فرهنگی دانشگاه و  برگزاری جشن­های ازدواج دانشجویی؛ انجام شود.

- با توجه به این­که متغیرهای زیادی غیر از انتظار از ازدواج در تأخیر ازدواج دخیل می­باشند، برگزاری جلسات مشاوره برای دانشجویان در راستای اطلاع رسانی در مورد هدف از ازدواج، عوامل آسیب­رسان به ازدواج، توجه به مسائل اخلاقی و فرهنگ ساده­زیستی در ازدواج، و به­طور کلی عوامل مؤثر در ازدواج از جمله عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، روانی و... توصیه می­گردد. همچنین با توجه به این­که یکی از علل عدم ازدواج به موقع، دخالت والدین و یا معیارها و آگاهی­های نادرست آنان در مورد این مقوله می­باشد، توصیه می­گردد تا در جهت ارائه آگاهی­های صحیح در مورد ازدواج با توجه به شرایط روز جامعه، امکان حضور والدین دانشجویان در جلسات مشاوره و جشن­های ازدواج دانشجویی فراهم گردد.



[1]. Omage

[2]. Wardle

1. Brateen & Rosen

[4]. Jones & Burdette

[5]. West

[6]. Steinberg, Davila & Fincham

[7]. Park & Rosén

[8]. Wise & King

[9]. Dillion

[10]. Bartz & Nye

[11]. Stackman, Reviere & Medley

[12]. Coutinho

[13]. Shivalli

[14]. Servaty & Weber

[15]. Thornton

[16]. Rios

[17]. Jones & Nelson

[18]. Sharp & Ganong

-Afruz, Gh. A. (2002). Psychological foundations of marriage in the context of Islamic culture and values, Tehran University Press and Publishing.

-Astin Afshan, P. (2001). The study of the evolution of marriage age and social factors - the population that affected it during the years 1976- 1996, Master’s thesis, University of Tehran, Faculty of Social Sciences.

-Azad Armaki, T. (2007). Iranian Family Sociology, Tehran: Samt.

-Bagherian, M., Kazemian, S. (2011). The Relationship between Attituede toward Marriage and Divorce with Family Social Climate Components among the Students of Hazrat Zeinab School of Nursing, Dena Quarterly, 6 (1,2): 11-20.

-Baghianimoghadam, M. H., Masoudi Borujeni, D., Mirzaei Alavijeh, M., Shahbazi, H. (2011). A Survey of the Youth Toward Knowing the Future Spouse and Shared Life, Borujen, Iran, Journal of Health … Researches, 7 (6): 693-701.

-Bidi, M., Ebrahimi Aval, H., Sami Mahbub, S., Atiyedust, S. (2012). Assessing Sabzevar University of Medical Science Student’s viewpoint regarding marriage in 2011, Journal of Student Research Center Sabzevar University of Medical Sciences, 17 (3,4): 34-40.

- Braaten, E. B., & Rosén, L. A. (1998). Development and validation of the Marital Attitude Scale. Journal of Divorce & Remarriage, 29 (3-4): 83-91.

- Coutinho, R. Z. (2013). Attitudes toward marriage during the transition to adulthood in the United States: a multi - methods, representative, approach, University of North Carolina at Chapel Hill, International Union for the Scientific Study of Population. pp: 1-6.

-Dejhkam, M. R. (2011). Marriage Counseling, Tehran: Denis.

- Dillion, H. N. (2005). Family violence and divorce: Effects on marriage expectation. Electronic Theses and Dissertations, Tennessee State University.

- Downey, G., Freitas, A. L., Michaelis, B., & Khouri, H. (1998). The self-fulfilling prophecy in close relationships: Rejection sensitivity and rejection by romantic partners. Journal of personality and social psychology, 75. (2): 545-60.

-Eazazi, SH. (2001). Family Sociology, with an emphasis on the role, structure and functioning of the family in contemporary times, Tehran: Roshangan and Women's Studies publication.

-Fallahi, M., Fallahchai, S. R., Zareie, E. (2014). A comparison of expectations and purpose of marriage of women and girls in Shiraz, Journal of women in culture and arts, 6 (3): 345-360.

-Gheibi, H. (2009). Reasons for increasing the marriage age of youth, www.modiryar.ir.

-Habibpour Gatabi, K., Ghaffary, GH. (2011). A Study on The Causes of Rising Marriage Age Among Girls, Women in Development and Politics, 9 (1): 7-34.

-Holman TB. (2001). premarital prediction of marital quality or breakup: Research, theory, and practice, New York: Kluwer Academic / Plenum Publishers. 2001. Rutledge.

--Hosseini, S. H., Izadi, Z. (2016). The Phenomenology of lived Experiences of Women Over 35 Years of Age Who Have Never Married in Tehran, Quarterly Journal of women’s studies Sociological & Psychological, 14 (1): 41-72.

--Hossein pour Langroudi, F., Nouri Ghasem Abadi, R., Vakili, P. (2013). The Relationship between Attachment Style and Attitude Among Undergraduate Students` of Tehran University, Journal of Educational Administration Research Quarterly, 4 (15): 112-125.   

- Jones, G.D., Nelson, E.S. (1996). Expectations of marriage among college students from intact and bit-intact homes. J Divorce Remarriage, 26: 171-189.

-Kanani, M. A. (2006). The Link between Tradition and Modernization in Raising the Age of Marriage: Iranian Torkman Sample, Quarterly Journal of Iranian Demographic Society, 1 (1): 104-124.

-Karayi, A., Kiyanpour Barjouyi, N., Gheysari, B. (2016). Identifying the factors affecting the increase of negative attitude towards marriage in single university students of Ahwaz, Journal of Social Psycology, 11 (40): 17-30.

- Kazemipour, SH. (2010). Understanding the status of marriage of young people of different ages with respect to demographic characteristics, Hura (Scientific Social Cultural Women’s Journal), 36: 30-37.

-Kazemipour, SH. (2009). Measuring the Attitudes of Young People to Marriage and Recognizing Its Effects and Consequences by Emphasizing Student Marriages, Culture In The Islamic University, 13 (2).

-Khamseh, A. (2005). Premarriage Training: A Practical Guide to young Couples, Tehran: Alzahra University Publication.

- Khojasteh mehr1 R, Mohammadi2 A, Abbas pour Z. Married Students' Attitude to Marriage: A Qualitative Study. IJPN. 2016; 4 (2) :19-28.

- Mohebi, F., Sayyah, M., saadaat Hoseyni, SH. (2016). Delay Significations in Female Students’ Marriage, Culture in The Islamic University, 6 (19): 251-274.

-Naghibi, S. A., Hamidi, M. (2015). Attitude of Youth towards Marriage in Qaemshahr, J Mazandaran Univ Med Sci, 25(131): 159-164

- Nikkhah, H. A., Fani, M., Asgharpour, A. (2017). Students' Attitude Towards Marriage and Factors Affecting It, Journal of Applied Sociology, 28 (3), 99-122.

- Nilforushan, P., Abedi, A., Navidian, A., Ahmadi, S. A. (2011). Studying the factor structure, reliability, and validity of the Marriage Expectation Scale (MES),

 Journal of Behavioral Sciences, 5 (1): 11-19.

- Omage, M. I. (2013). Critical issues in marriage failure in Benin City, Nigeria: Signaling the way forward. European Scientific Journal. 9 (5): 324-337.

- Park, S. S., & Rosén, L. A. (2013). The marital scales: Measurement of intent, attitudes, and aspects regarding marital relationships. Journal of Divorce & Remarriage. 54 (4): 295-312.

- Rios, C. M. (2010). The Relationship between Premarital Advice, Expectations and Marital Satisfaction [dissertation]. [Utah]: Utah State University. P: 67.

-Sdeghi Fasaei, S., Isari, M. (2015). Sociological study of divorce types, Social Issues of Iran, 6 (1): 131-156.

- Servaty, L. & Weber, K. (2011). The relationship between gender and attitudes toward marriage, Journal of Student Research. pp: 1-17.

-Papalia, D. E. (2002). A child's world: infancy through adolescence. New York: McGraw Hill.

- Sharp, E.A., Ganong, L.H. (2000). Raising Awareness About Marital Expectations: Are Unrealistic Beliefs Changed by Integrative Teaching? Fam Relat. 49 (1): 71-76.

-Shekarbeigi, A., Ahmadi, O. A., Ebrahimi Manesh, M. (2016). Semantic Representation of Nature of Married Life in Failed Marriages (Constructivist Approach), Woman and Society Quarterly, 7 (26): 69-88.

- Shivalli, R., Chitagubbi, G., & Devendrappa, S. (2014). Perception of values of present college youth towards marriage. International Journal of Farm Sciences. 2 (1): 153-158.

- Stackman, V. R., Reviere, R., & Medley, B. C. (2016). Attitudes toward marriage, partner availability, and interracial dating among black college students from historically black and predominantly white institutions. Journal of Black Studies. 47 (2): 169-192.

- Steinberg, S. J., Davila, J., & Fincham, F. (2006). Adolescent marital expectations and romantic experiences: Associations with perceptions about parental conflict and adolescent attachment security. Journal of Youth and Adolescence. 35 (3): 314-329.

-Sureh Room. Ayeh 21.

- Thornton, A. (2005). Reading History Sideways: the Fallacy and Enduring Impact of the Developmental Paradigm on Family Life. Chicago, IL: University of Chicago Press.

- Wardle, L. D. (2011). The boundaries of belonging: Allegiance, purpose and the definition of marriage. Journal of Public Law. 25: 287-315.

- vasayel alshiee, Vol. 14, Tehran: Eslamiye.

- West, A. E. (2006). Relational standards: Rules and expectations in romantic relationships. A Ph.D. thesis. Australian Catholic University National.

- Wise, R. King, S. (2008). Family environment and friendship qualities. Journal of Family Issues. 3. (4): 827-831.