تحلیل پدیدارشناسانه مدیریت بدن در بین دختران و زنان جوان شهر تهران سال 1396

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای علوم ارتباطات، گروه علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران ایران، at.aghaei@ut.ac.ir

2 دکتری علوم پزشکی و دادیار انتظامی نظام پزشکی تهران، dr.khalili52206@yahoo.com

چکیده

بدن به مثابه امری اجتماعی است و برای فهمش باید به معنای آن نزد کنشگران توجه کرد. لذا در این مقاله می­پرسیم که زنان و دختران جوان شهر تهران مدیریت بدن خود را چگونه معنا می کنند؟ برای پاسخ از روش پدیدارشناسی استفاده کرده و با 26 نفر از زنان و دختران جوان شهر تهران در دو فصل تابستان و پاییز 1396مصاحبه عمیق انجام شد. با این شرط که نمونه ها در شاخص های مدیریت بدن، یعنی استفاده از لوازم آرایشی، انجام اعمال جراحی زیبایی و رژیم های تناسب اندام فعال باشند. نمونه گیری هدفمند بوده و مصاحبه تا اشباع نظری ادامه یافت. یافته­ها به دوگروه مقوله کلی «عوامل خرد» و «عوامل کلان» دسته بندی می شوند. عوامل سطح خرد شامل: «نیاز به دیده شدن»، «ایجاد حس اعتماد به نفس»، «غلبه بر ترس»، «حفظ آبرو و حیثیت»  و عوامل سطح کلان شامل : «افزایش مشارکت اجتماعی»، « مقابله با طرد اجتماعی»، «ایجاد فرصت های ازدواج و دوستی»، «نمایش تعلق به طبقه اجتماعی بالاتر»، «حفظ خانواده و روابط زناشویی» و «شباهت به دیگر اعضای گروه» هستند. از یافته ها نتیجه می گیریم مدیریت بدن در مصاحبه شوندگان بیش از تمایز در جهت شباهت با دیگران شکل می گیرد.

تازه های تحقیق

-

کلیدواژه‌ها


بدن را باید به مثابه امری اجتماعی و فرهنگی در زندگی روزمره در نظر گرفت. بدن پدیده ای است که به صورت اجتماعی ساخته می شود. جامعه و فرهنگی که شخص در آن رشد می کند، به فرد آموزش می­دهد که چگونه بسیاری از تغییراتی را که در طول زمان در بدن خود و در بدن­های دیگران اتفاق می­افتد، ادراک و تفسیر کند. هر انسانی از دو بدن برخوردار است؛ بدن جسمی که با تولد او شکل می گیرد و بدن اجتماعی که در طول زندگی و رشد در یک جامعه و فرهنگ خاص ساخته می­شود. به عبارت دیگر، بدن انسان درک عمیقی از فرهنگ و جامعه­ای که آن بدن درآن تجسم یافته به دست می­دهد.

بدن انسان در نتیجه مشارکت در جامعه پیوسته در معرض «شدن» است. بدن پروژه­ای که پیوسته باید روی آن کار کرده و آن را همچون بخشی از هویت فردی انسان تکمیل کرد. از این رو مدیریت بدن به منزله یک معرف هویتی، در برداشت افراد از خویشتن خود و قضاوت­های دیگران در مورد آن­ها اهمیت دارد. حفظ کنترل بر بدن برای بازنمایی خویشتن در جریان زندگی روزمره امری حیاتی است. اصلاح، تنظیم و کنترل بدن در دنیای جدید به افراد به ویژه جوانان از طریق فرایند جامعه­پذیری آموزش داده می­شود. افراد در تعاملات اجتماعی خود همواره در تلاش هستند اعضای بدن خود را کنترل کرده و صرفاً آن بخشی را در سپهر اجتماعی نشان دهند که مورد پذیرش دیگران است. هدف از مدیریت بدن کسب منزلت و پایگاه اجتماعی است. افراد سعی دارند با انتخاب کالاهای مصرفی و نوع پوشش و سلیقه غذایی و آرایش و مد، خود را از دیگران متمایز کنند تا هر چه بیشتر به آن طبقه ای نزدیک شوند که دارای منزلت بیشتری است.

 در ایران جوان بودن جمعیت کشور و افزایش در میزان مصرف لوازم آرایشی، توجه به مد و جراحی­های زیبایی اهمیت مسئله مدیریت بدن  و عوامل مرتبط با آن را بیشتر نشان می­دهد. این وضعیت به طوری است که سایت خبرگزاری صدا و سیما (1395) بنابر گزارش یورومونیتور کل مصرف فرآورده­های آرایشی در خاورمیانه در سال 2008 حدود 2/7 میلیارد دلار بوده است که در میان کشورهای منطقه، ایران با 1/ 2 میلیارد دلار با فاصله کمی از عربستان (2/2 میلیارد دلار) و در رده هفتم دنیا قرار دارد. سلامت آنلاین (1395)  نیز در گزارشی از مجله «Beauty world middle East» اعلام می­کند ایران دومین رکورددار مصرف لوازم آرایشی و بهداشتی در خاورمیانه و هفتمین کشور رکورددار در این زمینه در سطح جهان است. به تعبیر این مجله اینترنتی، زنان ایرانی ۳۰ درصد از درآمد خود را خرج محصولات زیبایی می­کنند. در مورد آمار مربوط به اعمال جراحی نیز پژوهش­ها نشان می­دهد بیش از 50 درصد از افرادی که برای جراحی پلاستیک مراجعه می­کنند، از نظر پزشکان نیازی به عمل جراحی ندارند (اخوان بهبهانی، 1385: 14). سایت خبری آفتاب (1387) از جراحان پلاستیک نقل می­کند که برخلاف سال های نخست ورود بوتاکس به کشور که بیشتر مصرف­کنندگان زنان میانسال بوده­اند، امروزه دختران جوان بین 20 تا 22 سال و مردان نیز جز متقاضیان تزریق بوتاکس هستند. صاحبی (1387) نیز در همین سایت اشاره می­کند هر چند آمار مشخصی از تزریق بوتاکس از طرف وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی ارائه نمی­شود اما طی سال های 1385 تا 1387تعداد متقاضیان بوتاکس حداقل 30 درصد افزایش یافته است. همچنین به گزارش سایت همشهری آنلاین (1390) طبق تحقیقی که توسط گروه آسیب شناسی مرکز مطالعات آریا انجام شده است، 65 درصد دختران زیر 25 سال از ظاهر خود راضی نیستند و بسیاری از آنها به جراحی زیبایی روی می­آورند. میرزایی و همکاران(1392) در تحقیقی نشان دادند لاغری در ایران به عنوان معیار زیبایی اندام، مورد توجه دختران و زنان جوان قرار گرفته است و مدگرایی، تأثیرات رسانه­ها و روابط بین فردی رابطه معناداری با مدیریت بدن در بین زنان و دختران جوان شهر کرج داشته است. قبادی و همکاران (1395) در تحقیقی بر روی زنان متأهل شهر ایلام نشان دادند مدیریت بدن در چهار بعد رویه­های لاغری و سلامتی، جراحی­های زیبایی، نوع پوشش و مراقبت­های بهداشتی با مصرف رسانه­ای  و فشارهای اجتماعی- فرهنگی و تحصیلات و درآمد این زنان رابطه مثبتی دارد. رستگار و همکاران(1395) در تحقیقی بر روی زنان مراجعه کننده به مراکز زیبایی شهر بندرعباس نشان دادند اهمیت مدیریت بدن در این زنان با مضمون نهایی «بصری شدن منزلت» شناخته می­شود که شامل زیر مقوله­های «به تعویق انداختن پیری»، «کسب آرامش و نشاط»، «اصالت یافتن ظاهر»، «تمایز طلبی»، «پذیرش اجتماعی» و «زیبایی شناختی شدن بدن» است. بابایی فرد و همکاران (1395) در پژوهشی میان زنان شهر کاشان نشان دادند که متغیرهای باورهای مذهبی، رسانه­های ارتباط جمعی و پذیرش اجتماعی توانسته­اند حدود 49 درصد از تغییرات مدیریت بدن در بین زنان شهر کاشان را تبیین کنند که در این بین متغیرهای باورهای مذهبی و استفاده از رسانه­ها بیشترین تأثیر مستقیم مثبت را در توجه زنان به مدیریت بدن داشته­اند. نتایج این تحقیقات و آمارهای ارائه شده در مورد مصرف لوازم آرایش، رویه­های لاغری و جراحی­های زیبایی نشان می­دهد مدیریت بدن مسئله­ای است که در بین زنان و دختران نیاز به مطالعه و پژوهش دارد.  با توجه به این وضعیت در این تحقیق سوال اصلی این است که زنان و دختران جوان شهر تهران چه فهمی از مدیریت بدن خود دارند و آن را چگونه معنا می­کنند؟

مبانی تحقیق

پژوهش های بسیاری در زمینه مدیریت بدن در ایران انجام شده است که تأثیر عوامل مختلف بر مدیریت بدن را مطالعه کرده­اند. به طور خلاصه می­توان به این موارد اشاره کرده که متغیرهایی چون تحصیلات و سرمایه فرهنگی با سطوح مختلف مدیریت بدن ارتباط معنادار دارند(چاوشیان، آزاد ارمکی، 1381) این نکته در تحقیق (شعاع و نیازی، 1395) (احمدی و همکاران، 1395) نیز وجود دارد. هر چه سرمایه فرهنگی افراد افزایش می یابد، میزان توجه به مدیریت بدن نیز افزایش می یابد(ابراهیمی، ضیاء پور، 1391). کرمی پور و همکاران (1394) در مقاله­ای به مطالعه  تأثیر سرمایه فرهنگی و اجتماعی و جنسی بر مدیریت بدن در بین جوانان شهرستان تنکابن پرداختند. آنان به این موضوع اشاره می­کنند که اهمیت یافتن بدن و متعاقب آن بازتابی شدن هویت بدنی افراد از پیامدهای اساسی جامعه مصرفی است که در آن افراد با تغییر ویژگی­های ظاهری بدن خود مبادرت به ساخت بدن اجتماعی می­کنند؛ یعنی بدنی که از نظر وضعیت ظاهری، آرایشی و پوششی مقبول نظام اجتماعی است. طبق نتایج این تحقیق جوانان دختر گرایش بیشتری به ابعاد مدیریت بدن مانند جراحی زیبایی، رژیم­های لاغری، لباس­های اندامی و آرایش صورت دارند. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد سرمایه جنسی بر مدیریت بدن جوانان تأثیر دارد. به این معنا که افزایش سرمایه جنسی سبب افزایش توجه به مدیریت بدن می­شود.  همچنین بین  استفاده از رسانه­های خارجی (احمدی و همکاران، 1395) و همچنین تبلیغات بازرگانی و مدیریت بدن رابطه معناداری وجود دارد (پاکدهی و مرادیان، 1395). در این میان تلویزیون در میان رسانه­های داخلی و ماهواره در میان رسانه های خارجی قوی ترین رابطه را با مدیریت بدن دارند (قادرزاده و همکاران، 1391).

سعیدی (1386) اشاره می­کند که در فضای مصرفی افراد مدهای جدیدی می آفرینند و رابطه جدیدی بین خود و بدن تعریف می­کنند. نتایج تحقیق ذکایی (1387) نیز نشان از تأثیر تعیین کننده ایده­آل­ها و هنجارهای غربی منتقل شده از طریق رسانه­های جدید در خصوص بدن بر انگیزه­ها و رفتارها و ایده­آل­های جوانان به ویژه دختران دارد. در نهایت می­توان گرفت که میل به مصرف، جلب توجه، همانندگرایی، شباهت و تأسی به گروه­های مرجع داخلی و خارجی نقشی تعیین کننده در مدیریت بدن دارد. همچنین سبک­های گوناگون زندگی و سرمایه اجتماعی بر مدیریت بدن زنان مؤثر است (خواجه نوری و همکاران، 1390). مدیریت بدن جوانان با هویت اجتماعی آنان رابطه همبستگی معناداری دارد( ادیبی و جلالی، 1392) این نکته در تحقیقات ذکایی(1387) نیز وجود دارد.

از موارد دیگری که توجه جوانان بر مدیریت بدن را دامن زده است مسئله موج فراگیر مدلینگ در بین جوانان ایرانی است. سایت ایران خبر (1394) از تغییر ذائقه جوانان ایرانی در انتخاب شغل آینده­شان و تمایل آن­ها به مدل شدن به عنوان یک شغل پر طرفدار در بین جوانان خبر می­دهد. در این بین حضور جوانان در فضای مجازی چون فیسبوک و اینستاگرام بر این تب مدل شدن در بین جوانان ایرانی دامن زده است.  سایت تبیان (1395) نیز با اشاره به موج فراگیر مدل شدن در بین جوانان هشدار می دهد که برخی برای نشان دادن ظاهر خود حتی حاضر می شوند به صورت نیمه برهنه خود را به نمایش بگذارند. همچنین این سایت خبر می­دهد از عمل بینی گرفته تا تزریق ژل، کاشت چال گونه، بزک کردن چشم، بدن­های عضلانی به ضرب و زور داروهای نیروزا و مصرف پروتئین، ساده ترین تصویری است که این روزها می شود از مانکن­های ایرانی ارائه کرد. نکته قابل توجه در گزارش این سایت این است که تعداد دختران ساده­ای که عکس بی حجاب و یا برهنه خود را به بهانه جذب و استخدام مدل در اختیار سودجو قرار می­دهند روز به روز بیشتر می­شود. دخترانی که پس از مدتی از ترس آبروی خود و آگاه شدن خانواده­ها مورد سوءاستفاده های مالی و جنسی فراوانی قرار می گیرند. علاوه بر استفاده ابزاری از دختران در انواع شوها و مزون­های زیرزمینی لباس و بهره­کشی از آنها در ژورنال­های نیمه عریان فراوان در بازار به منظور فروش بیشتر محصولات تولیدی های پوشاک  می­توان به فعالیت شرکت­های استعدادیابی جعلی که با قول ارسال مدل به خارج از کشور پول های کلانی از این افراد دریافت می­کنند اشاره کرد.

سایت پارس(1393) با اشاره به عواقب موج تمایل به مدلینگ در ایران می­نویسد: ترویج مصرف­گرایی بر حسب الگوهای امروزی که یکی از مصادیق آن مدلینگ است در سال های اخیر به ویژه در شهرهای مدرن و صنعتی به وضوح دیده می­شود. این نوع مد شدن در حوزه صنف پوشاک که هدفش افزایش خرید و مصرف بیشتر محصولات این صنف است بیشتر دیده می شود. تولیدکنندگان و عرضه­کنندگان مصرفی در زمینه پوشاک برای رسیدن به حداکثر سود دست به نوعی تبلیغ متفاوت زده اند که شالوده آن استفاده ابزاری از انسان است. سایت زنان خبر (1395) نیز با اشاره به نقش فضای مجازی در رواج مدلینگ توضیح می­دهد که همه‌گیر شدن فضای مجازی بین مردم دغدغه بیشتر دیده شدن یا به عبارت دیگر لایک گرفتن جای خاصی پیدا کرده و تا جایی رسیده که افراد همه قسمت‌های مختلف زندگی‌شان را حتی وجوه خصوصی و شخصی آن را برای دیده شدن به اشتراک بگذارند یا حتی بسیاری فعالیت‌ها را صرفاً برای بیشتر دیده شدن انجام دهند. این عطش به دیده شدن و تأیید شدن از طرف دیگران بر تمایل جوانان به مدگرایی و مدلینگ تأثیر زیادی گذاشته است.

اما اکثر پژوهش­های مطرح شده در پاردایم اثباتی هستند که بر این فرض استوار است که یک سری واقعیت­های قابل کشف و بررسی وجود دارند که خود تحت تأثیر قوانین و مکانیسم های طبیعی غیر قابل تغییرند.  این پارادایم معتقد است کنش های انسانی تحت تأثیر طیفی از عوامل و علل هستند که با بررسی آن­ها می­توان در موردشان شناخت حاصل کرد (محمدپور، 1392: 32). اما مهمترین نقدی که به این دسته از تحقیقات وارد می شود این است که آن­ها کنش­گر را منفعل در نظر گرفته و آن را تحت تأثیر مکانیسم­های خارجی می­دانند. به عبارتی رفتار انسانی برخلاف پدیده­های طبیعی نمی­تواند بدون ارجاع به معانی و اهداف کنش های کنشگران انسانی درک شود (محمدپور، 1392: 40). به این دلیل در این مقاله مفهوم بدن و رویکردهای علوم اجتماعی به بدن شرح داده می­شود و سپس مشخص می­شود که رویکرد این مقاله به مفهوم بدن چگونه سنتز شده است.

چارچوب نظری

بحث بدن در نظریه­های اجتماعی شامل سه رویکرد اصلی است: رویکرد طبیعت گرایانه، رویکرد اجتماعی به بدن و رویکرد پدیدارشناسانه. رویکرد طبیعت گرایانه به این مسئله توجه می­کند که مردم چگونه روابط بین بدن، هویت خود و جامعه را درک می­کنند و در این رهیافت، بدن یک وجود زیست شناختی واقعی است که صرف نظر از زمینه­های اجتماعی که در آن قرار دارد، یک پدیده­ی جهان شمول محسوب می­شود.  طبیعت گرایان بعد زیست شناختی بدن را به عنوان اصل نخستین تعیین کننده کنش فرد، هویت شخص و هویت اجتماعی فرد در نظر می­گیردند که زیر بنای خود و جامعه را تشکیل می­هد و بنایی برای روابط فراهم می­کند (شیلینگ[1]، 1993). رویکرد اجتماعی، بدن را نتیجه نیرهای اجتماعی می انگارد و بر این باور استوار است که بدن توسط جامعه شکل داده شده است.  نظریه پردازان این رویکرد معتقدند که فیزیک بدن و وجود زیستی آن را باید در ارتباط با دیگر واحدهای اجتماعی چون فرهنگ، جنسیت، نژاد و... تحلیل کرد.  از جمله نظریه پردازان این رویکرد فوکو، داگلاس، الیاس، گافمن و... هستند.

فوکو بدن­های فیزیکی را بدنهای اجتماعی می­داند.  او معتقد است بدن در دوره کلاسیک به منزله ابژه قدرت کشف شد.  بدنی که دستکاری و اداره می شود، ساخته می­شود، رام شود، اطاعت می­کند و مهار می­شود (فوکو، 1388، 170).  الیاس اما تغییرات ایجاد شده در بدن را در نتیجه فرایندهای تمدن سازی می داند. او معتقد است ویژگی بدن متمدن در جوامع غربی، «شخصی شدن» و استقلال آن از محیط‌های اجتماعی و طبیعی است. بدن متمدن توانایی «عقلانی شدن» و اِعمال کنترل احساسات عاطفی را داراست و ضمن به نمایش گذاشتن کنش‌های خود و دیگران، ضرورت‌های رفتار مطلوب در موقعیت‌های گوناگون اجتماعی را به شکل قابل قبولی درونی می‌سازد(استونز، 1379: 218).

گیدنز معتقد است بدن، همانند شخصیت، مکانی برای تعامل، تخصیص و تخصیص مجدد است. توجه به بدن، جستجویی برای «هویت» است. می‌توان با رجوع به آن، تعریف مشخصی را که مقید به قواعد و انتظارات اجتماعی نیست، جستجو کرد (لوپز و دیگران، 1385: 157). در توضیح این وضعیت  گیدنز به حالتی اشاره می‌کند که افراد از بدن‌های خود بیگانه می‌گردند و در پی اضطراب ناشی از بیگانگی از بدن، «هویت»‌های شخصی آنها دچار آسیب می‌شود (لوپز و دیگران، 1385: 91). داگلاس بدن را مدلی می داند که می تواند بیانگر هر گونه نظام اجتماعی مشخص باشد. او نوعی مبادله ی مستمر معانی در بین بدن جسمانی و بدن اجتماعی تشخیص می­دهد و معتقد است که هر یک دیگری را تقویت می­کند (ذکایی، 1386: 122 به نقل از داگلاس:69). داگلاس ایده بدن را به عنوان گیرنده معانی اجتماعی و نماد جامعه توسعه داده است. داگلاس استدلال میکند که بدن انسان اغلب به آسانی تصویر دسترسی یافتنی از سیستم اجتماعی است(شیلینگ،1993).

از نظر بوردیو اما موقعیت افراد با توجه به دسترسی شان به سرمایه اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی تعیین می شود.  او چهار نوع سرمایه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین را در نظر می­گیرد که توزیع این اشکال چهارگانه سرمایه، تعیین­کننده ساختار طبقه­ای در جامعه است(تورنر[2]،2003).  او نشان داد که گروه­های ویژه از میان انواع کالاهای مصرفی انتخاب های متفاوتی انجام می­دهند تا با انتخاب سبک های زندگی خود را از دیگران متمایز کنند. بوردیو هدف مدیریت بدن را اکتساب منزلت، تمایز و پایگاه می­داند.  وی در تحلیل خود از بدن به کالایی شدن بدن در جوامع مدرن اشاره می­کند که به صورت سرمایه فیزیکی ظاهر می شود (شیلینگ،1993).  گافمن نیز بر اهمیت بدن در نمایاندن خود در زندگی روزانه تأکید می کند.  او معتقد است افراد سعی می­کنند با لباس و آرایش و... بیشترین تأثیر را بر دیگران بگذارند.  بنابراین هنگامی که برخی مورد تأیید و توجه نیستند سعی می­کنند از طریق ظاهر خود بر دیگران تأثیر بگذارند. گافمن نشان می­دهد که کنترل شخصی بر حرکات بدن خود در تمامی انواع کنش های اجتماعی تا چه حد باید دقیق و کامل و پایان ناپذیر باشد.  فرد باید از هر گونه اهمال در کنترل بدنی بپرهیزد. بنابراین، بدن نه فقط موجودیتی ساده، بلکه وسیله­ای عملی برای کنار آمدن با اوضاع و احوال بیرونی است و حالات چهره و حرکات بدن محتوای اساسی نشانه­هایی است که ارتباطات روزمره ما مشروط به آن ها است (چاوشیان، 1381).

رویکرد سوم، پدیدار شناسی است. این رویکرد مفهوم بدن زیستمند را مطرح می­کند. ویژگی رویکرد پدیدار شناختی، تلاش توصیف ساختار جهان روزمره و روند زندگی افراد در چنین جهانی است. بنابراین رهیافت­های پدیدار شناختی بدن، مرتبط با تجربه های زیستمند افراد است و این که آن ها چگونه جهان شان را به شیوه هایی معنادار تفسیر و خلق می­کنند(نتلتون[3]، 1998). در این رویکرد نیز نظریه پردازان مختلفی به تعریف از بدن پرداخته­اند.  در این مقاله به تعریف سه اندیشمند مهم این رویکرد یعنی هوسرل، مرلوپونتی و لویناس از بدن می پردازم.

مطابق با نظر هوسرل، از طریق اپوخه و به واسطه بدن انسان قادر است به ماهیت محض پدیدارها آگاهی یابد.  هوسرل بدن را واسطه تجربه و درک تلقی می­کند و به توصیف وجوه آن می­پردازد. اما بدن چیزی بیش از یک ابژه است. بدن چیزی است که با روان من گره خورده و به مثابه اولین تقویم من است. در نتیجه می توان گفت که سوژه خود را روان- تن درک می­کند و درک روان- تنی سوژه به عنوان پایه­ای برای تقویم همه امور و ابژه های دیگر تلقی می­شود.  «بدن چیزی است که من آن را به طور اولیه و بی واسطه تصاحب کرده­ام و اکنون ارگان و وسیله­ی تصاحب همه چیز است» (رشیدیان، 1384: 378). در واقع بدن از منظر هوسرل در حوزه تعلق آگاهی محض قرار دارد، از هر چیز دیگری به من متعلق­تر است و وسیله تصاحب ابژه های دیگر و واسطه تجربه جهان است.  در واقع برای هوسرل بدن، خود من نیست؛ بکله در تعلق من است تا از طریق آن من به جهان دسترسی پیدا کنم.  اما مرلوپونتی برای وارد شدن به بحث بدنمندی از ادراک حسی آغاز می­کند. از نظر او ادراک شیوه مواجهه بدنی ما و شکل دستیابی ما به جهان است و این شیوه مواجهه مقدم بر تفکر است. «هر یک از ما پیش از آن که آگاهی باشد، بدنی به شمار می رود که جهان را دریافت می­کند و شکل می دهد» (مرلوپونتی، 1391: 17).  برای مرلوپونتی بدن وسیله­ای برای من و جدای از من نیست.  در واقع ادراک امری وابسته به بدن است که به حس های منفرد بدن محدود نمی شود، ادراک «دریافتن» به وسیله بدنمندی است. مرلوپونتی بدن را نظرگاهی به جهان می داند؛ بدین معنی که بدن به جای اینکه وسیله تجربه حسی باشد، اساسا امکان دسترسی ما را به جهان فراهم می کند.  بدن و جهان، دو روی یک سکه­اند و من و جهان هر کدام صرفاً در پرتو دیگری فهم­پذیر هستیم (مرلوپونتی[4]،1962). لویناس نیز همانند مرلوپونتی فاصله من از بدن را به نقد می­کشد.  به نظر او وجود داشتن من به منزله وجود داشتن بدنی من در جهانی است (لویناس[5]،1969). از نظر لویناس «نیاز»، وجه پیوسته به بدن است. نیاز داشتن، محافظت از هستی و وجود داشتن غریزی در برابر تهدیدهای بی نام و نشان است. در واقع نیازها را از درون احساس می کنیم، نه اینکه صرفاً آن ها را از بیرون مشاهده کنیم (ماتیوز، 1378: 79). سوژه به دنبال شناختن نیازهایش به جهان نیست بلکه من بودن، به منزله سوژه بدنمندی است که پیش از هر اندیشیدنی به عناصر مادی جهان نیاز دارد. به نظر لویناس، سوژه در مواجهه اولیه با جهان، امور مادی را برای بهره­مندی می­یابد و از آن ها بهره­مند می­شود. دریافت سوژه از جهان و اشیا پیش از آن که امری شناختی باشد مواجهه­ای حسی است. او پیش از هر گونه تعقلی در محدوده ای بدنمند، در سطح حسی و بواسطه احساس، جسمیت و بدنمندی در تماس با جهان قرار می گیرد.

این تحقیق با رویکرد پدیدارشناسانه به تعریف از بدن به خصوص تعریف مرلوپونتی از بدن توجه دارد.  در تعریف مرلوپونتی اساساً امکان آگاهی ما به جهان تنها از طریق بدنمند بودنمان امکان پذیر است.  در واقع قبل از آگاهی از جهان ما بدنمند هستیم و این بدنمند بودنمان امکان آگاهی را فراهم می کند.  این رویکرد کمک می­کند که به جای رویکرد اثباتی و فهم مسئله از بیرون به فهم از درون و رویکرد تفسیری بپردازیم و تلاش کنیم به فهم تجربه زیسته مشارکت کنندگان از نحوه مدیریت بدنشان برسیم اما برای تحلیل مقوله های به دست آمده از تجربه زیسته مشارکت کنندگان از نظریه های رویکرد اجتماعی به بدن کمک می گیریم.

روش تحقیق

پژوهش حاضر، یک مطالعه­ی کیفی پدیدار شناسانه است. در واقع پارادایم این پژوهش تفسیری است. در پاردایم تفسیری واقعیت اجتماعی تعریف سیال از یک واقعیت مشخص است که در خلال تعامل های انسانی و اجتماع ساخته می­شود. انسان نیز به مثابه­ی موجودی اجتماعی که معنا خلق می­کند، پیوسته جهان خود را معنا می­بخشد. بنابراین هدف پژوهش درک و تشریح کنش اجتماعی معنادار است (محمدپور، 1392: 49).

این رویکرد با توجه به اصول هستی شناختی خود تا حد امکان بر تجربه های دست اول یا تجربه زیسته متمرکز شده و از پرداختن به موضوعات ثانویه خودداری می­کند، چرا که امکان ورود به لایه های معنایی تجربه های دست دوم را نداشته و در صورت استفاده به تولید معرفتی مخدوش و تحریف شده می­انجامد (محمدپور، 1392). مطالعه پدیدارشناسی معنای تجارب زیسته افراد متعدد را از یک مفهوم یا پدیده توصیف می­کند. پدیدارشناسان اشتراک مشارکت­کنندگان در تجربه یک پدیده را مد نظر قرار می­دهند.  هدف اصلی پدیدارشناسی تقلیل تجارب افراد از یک پدیده به توصیفی از ذات فراگیر یا «ماهیت واقعی آن چیز» است (کرسول، 1394: 79).

از آنجا که اساس پدیدارشناسی تجربه­های زنده  است، بنابراین در این تحقیق به مطالعه تجربه­های زیسته زنان شهر تهران از نحوه مدیریت بدن­شان پرداختیم. در این تحقیق از مصاحبه عمیق استفاده کردیم. در توضیح این روش تحقیق ابتدا باید روشن کنیم پژوهشگران کیفی اساساً در پی آن هستند که شکل و محتوا و تجربه کنش اجتماعی را که مقید به موقعیت ها است، تحلیل کنند.  همه رویکردهای کیفی که ناظر به فهم مسائل انسانی هستند، به دنبال درک این هستند که انسان­ها چگونه مقاصد فردی و اجتماعی­شان را بیان و تفسیر می­کنند (لیندلاف و تیلور،1388: 54).  یکی از روش­هایی که در پژوهش­های کیفی انجام می­شود مصاحبه عمیق است که «در بهترین شکل آن عبارت است از رویدادی که در آن یک شخص (مصاحبه­گر) دیگران را تشویق می­کند تا آزادانه علایق و تجربیات خود را واگو کند. قابلیتی که مصاحبه به لحاظ نفوذ عمیق و گسترده در واقعیت­های ذهنی مصاحبه­شونده دارد، آن را به روشی برتر در مطالعات ارتباطی و دیگر علوم اجتماعی تبدیل کرده است» (لیندلف و تیلور، 1388: 223).  مهمترین حسن مصاحبة عمیق غنای جزئیاتی است که به دست می­آید. به­علاوه، در مقایسه با برخی روش­ها، مصاحبة عمیق پاسخ­های دقیق­تری را  در موضوع­های حساس ارائه می­دهد (ویمر و دومینیک، 1389: 196).  نمونه گیری نیز هدفمند بوده و با 26 نفر از زنان و دختران جوان شهر تهران در شش ماه تابستان و پاییز سال 1396مصاحبه انجام شد. نمونه ها به گونه­ای انتخاب شدند که در شاخص­های مدیریت بدن، یعنی استفاده از لوازم آرایشی، انجام اعمال جراحی زیبایی و رژیم های تناسب اندام فعال بودند. گروه سنی افراد مصاحبه شونده دختران و زنان بین 18 تا 32 سال بود و تلاش کردیم از مناطق مختلف تهران از جمله شمال، مرکز و جنوب تهران نمونه گیری­ها انجام شود. در این پژوهش قبل از انجام مصاحبه از هر یک از مصاحبه شوندگان رضایت نامه آگاهانه گرفته شد و درباره محرمانه ماندن اطلاعات، اختیاری بودن انصراف از مصاحبه و داشتن استقلال در تمایل به ضبط صدا، به آنان اطمینان داده شد. پس از انجام مصاحبه، متن مصاحبه­ها پیاده سازی شده و تحلیل مصاحبه­ها انجام گرفت.  در این پژوهش برای دستیابی به اعتبار داده­ها، از روش «کنترل از سوی اعضا» یا اعتبار سنجی توسط مصاحبه شوندگان استفاده شد. ویژگی مشارکت کنندگان در تحقیق در جدول 1 نمایش داده شده است.

جدول 1: ویژگی های جمعیت شناختی مشارکت کنندگان

وضعیت تاهل

سن

تحصیلات

درآمد خانوار

مجرد

متأهل

25-18

32-25

پایین تر از لیسانس

بالاتراز لیسانس

پایین

متوسط

بالا

12

14

11

15

7

19

6

14

6

46%

54%

42%

58%

27%

73%

23%

54%

23%

                   

یافته های تحقیق

تحلیل تجربه زیسته دختران و زنان جوان شهر تهران از مدیریت بدن­شان را می-توان در دو مقوله کلی «عوامل خرد» و «عوامل کلان» دسته بندی کرد که عوامل سطح خرد شامل : «نیاز به توجه و دیده شدن»، «ایجاد حس اعتماد به نفس و غرور»، «غلبه بر ترس و تنهایی»، «حفظ آبرو و حیثیت»  و عوامل سطح کلان شامل : «افزایش امکان مشارکت اجتماعی»، « مقابله با طرد و حذف اجتماعی»، «ایجاد فرصت­های ازدواج و دوستی»، «نمایش تعلق به طبقه اجتماعی بالاتر»، «حفظ خانواده و روابط زناشویی» و «شباهت به دیگر اعضای گروه» است که در جدول 2 نمایش داده شده است.

 

                       جدول 2: مقوله های به دست آمده از مصاحبه با مشارکت کنندگان

 

عوامل سطح خرد

نیاز به توجه و دیده شدن

ایجاد حس اعتماد به نفس و غرور

غلبه بر ترس و تنهایی

حفظ آبرو و حیثیت

 

 

عوامل سطح کلان

افزایش امکان مشارکت اجتماعی

مقابله با طرد و حذف اجتماعی

ایجاد فرصت های ازدواج و دوستی

نمایش تعلق به طبقه اجتماعی بالاتر

حفظ خانواده و روابط زناشویی

شباهت به دیگر اعضای گروه

 

عوامل سطح خرد

بسیاری از شرکت کنندگان در تجربه زیسته خود از مدیریت بدن شان به عواملی اشاره می­کردند که به شرایط درونی آنان اشاره داشت. نحوه مدیریت بدن در مشارکت­کنندگان در تحقیق موجب حس اعتماد به نفس شده و حس تنهایی و افسردگی را در آنان از بین می­برد.  این نحوه از مدیریت بدن برای آنان ابزاری است که هویت و شخصیت خود را نه تنها کسب کرده بلکه با ادامه این نوع از مدیریت بدن آن را حفظ می­کنند.

شبنم 27 ساله در مورد اهمیت استفاده از لوازم آرایش و تناسب اندام در حفظ آبرو می گوید: «اگر تناسب اندام نداشته باشم، یا مثلا آرایش مناسبی نکنم آبروم جلوی دوستام و یا تو مهمونی ها می ره... حداقل اش اینه که فکر می کنن آدم یه مشکلی داره که این ریختی شده...». سحر 22 ساله می گوید: «خیلی سخته که در هفته سه روز برم باشگاه و کلی تمرین های سخت انجام بدم. اما اگر هیکلم خراب بشه چند برابر اذیت می شوم. به عنوان یه آدم شلخته ای که اصلاَ توجهی به اندامش نداره به حساب می آم...».  ندا 29 ساله می گوید: «اگر بخوام خیلی خلاصه بگم این هست که اگر کسی آرایش نداشته باشه و یا هیکلش مناسب نباشه یا اندازه دماغش ناجور باشه مثل یه آدمی هست که بهداشتش را رعایت نمی کنه. آدم همانطور که نمی تونه بدون صورت نشسته روزش را شروع کنه بدون آرایش هم نمی تونه». مهتاب 29 ساله می­گوید: «وقتی آرایش ندارم یا هیکلم به هم می­ریزه اولین چیزی که اطرافیانم فکر می­کنند این هست که با شوهرم مشکل پیدا کردم.  یک جور آداب اجتماعی شده داشتن آرایش و اندام مناسب.  آبروی آدم محسوب می شه».

نیلوفر در مورد حس اعتماد به نفس و غلبه بر ترس و تنهایی در زمانی که آرایش دارد، می گوید: «وقتی آرایش می­کنم، حس می کنم راحت تر می تونم تو جمع برم و با کسی ارتباط بگیرم. اگر آرایش نداشته باشم حس می کنم همه یه جوری نگاه می کنن. اصلاً دست و پام را گم می کنم. مثل یه آدمی که لباسش پاره است و وارد یه جمع شده». یلدا در مورد نیاز به توجه و دیده شدن با داشتن اندام خوب و آرایش مناسب می گوید: «وقتی اندام خوب دارم هر چی می پوشم نگاه ها را خیره می کنه اما کسی که اندامش خوب نیست اگر گرون ترین لباس را هم بپوشه یا گران ترین جواهرات را هم بندازه باز همه می دونی چی می گن؟ اول بره هیکلش را درست کنه. حیف این لباس...». الناز 24 ساله در مورد عمل جراحی بینی اش می گوید: «خودم حس خوبی نداشتم تا وقتی عمل نکرده بودم. بعد از عمل بینی ام اعتماد به نفس ام هم بیشتر شد. تا قبلش هر بار با دوستانم می خواستیم عکس بگیریم یه جور می ایستادم که دماغم کوچکتر باشه اما الان خیلی راحت عکس می گیرم». ماهرخ 31 ساله می گوید: «تا وقتی که صورتم را لیزر نکرده بودم حس می کردم خیلی پیر شده ام و مدام به چروک هایی که روی پیشانی ام افتاده بود دقت می کردم. اما الان حس می کنم خیلی زیباتر شده ام و به نظر دیگران جوان تر می آم». بهاره 19 ساله می گوید: «وزنم اگر کمی بالا بره دچار اضطراب می شم. حس می کنم شخصیتم لطمه می بینه و احساس تنهایی و بیچارگی می کنم». هلیا 20 ساله می گوید: «واقعیتش این هست که کسی که خوشگل نباشه مورد توجه نیست. حالا این خوشگلی الان با آرایش و اندام لاغر و لیزر و بوتاکس هست دیگه! نگاه می کنن ببینن چقدر از این کارها کردی.  یعنی در کل به چشم می آد آدم».

عوامل سطح کلان

مشارکت کنندگان در بیان تجربه زیسته­شان از نحوه مدیریت بدن خود به عواملی اشاره کردند که در سطح کلان­تر جامعه قرار می­گیرند. عواملی که آن­ها را به آرایش کردن، تلاش برای تناسب اندام و اقدام به جراحی­های زیبایی سوق داده است. یکی از این عوامل افزایش امکان مشارکت اجتماعی و مقابله با طرد و حذف اجتماعی است.

مریم 29 ساله در این مورد می­گوید: «وقتی کسی آرایش نداره یا لباسش مطابق مد نیست یا هیکلش مناسب نیست... به هر حال کسی دوست نداره با اون آدم دیده بشه و یا اون آدم بره طرفش. همه تو جمع ازش فاصله می گیرن.  به عنوان یه آدم بدسلیقه و نامرتب شناخته می شه. مثلا تو یه جمع داری می ری سفر... فکر کن همه بیشتر دور کسی جمع می شن که از همه خوش تیپ تر باشه. کسی حوصله یه چهره بی رنگ و رو را نداره». نازنین می گوید: «من اوایل چند بار بدون آرایش رفتم مهد کودک دخترم برخورد آدم ها خشک و سرد بود... بعد که آرایش و لباسم را عوض کردم کلی تحویلم گرفتن.  مادرها تا قبلش درست احوالپرسی نمی کردن».

یکی دیگر از عوامل بیرونی امکان ایجاد فرصت­های ازدواج و یا دوستی است که زنان و دختران مشارکت کننده در تجربه زیسته­شان بیان کردند. شیرین 28 ساله می گوید: «اگر بخواهیم یه مورد خوب برای ازدواج پیدا کنیم بدون اندام مناسب و آرایش مناسب و ... نمی شه. اولین چیزی که دیده می شه و روش حساب می کنن اینه. اینکه این زن اصلاً خوش سلیقه هست! فردا شوهره می خواد زنش را جلوی دوستاش در بیاره همه مسخره اش نکن». سارا 22 ساله می گوید: «مثلا دوست پسرم کلی پز می ده که ببین چه طرفم خوشگله!». سمیه 30 ساله می گوید: «ببین حتی نوع آدم هایی که می آن سراغ آدم با توجه به هیکل و آرایش و نوع پوشش آدم فرق می کنه.  طرف فکر می کنه خیلی سطح آدم پایینه که داره ساده می گرده. هر کسی به خودش اجازه می ده به آدم پیشنهاد دوستی یا ازدواج بده.  همچین که مدل آرایشم را عوض کردم و چند بار رفتم بوتاکس و به ناخن هام رسیدم انگار یه چیزهایی عوض شد».

از دیگر عوامل بیرونی که مشارکت­کنندگان به آن اشاره کردند، نمایش تعلق به طبقه اجتماعی بالاتر است. آن­ها معتقدند که با انجام عمل جراحی و داشتن تناسب اندام مطابق با مد و یا استفاده از لوازم آرایش می­توانند فاصله طبقاتی خود را حداقل در ظاهر کمتر کنند. الهام می گوید: «با آرایش چهره و ناخن و رسیدن به تناسب اندامم و پوشیدن لباس­هایی که با مد مطابقت می­کنه هیچکی نمی تونه حدس بزنه من کارگر هستم».  لیلا 27 ساله می گوید: « الان از هر لباس و کفش و لوازم آرایشی می شه تو هر قیمتی پیدا کرد، با قیمت های پایین تر هم می شه آدم می تونه طوری باشه که حداقل شغلش را یا درآمدش را بهتر از آن چه هست نشان بده. تو روابط اجتماعی آدم خیلی تأثیر داره...».

یکی از عوامل مهم در نحوه مدیریت بدن برای مشارکت کنندگانی که متأهل بودند حفظ زندگی زناشویی بود. فیروزه 29 ساله می گوید: «اگر اندامم مناسب نباشه شوهرم خوشش نمی آد و همش از زنانی تعریف می کنه که اندام­های خوب دارن. یا مثلا می گه دیدی فلانی چه قشنگ آرایش کرده بود یا چه با سلیقه است زن فلانی. مجبورم به خودم برسم».  نگین 25 ساله می­گوید: «مامانم همیشه نصیحت می کنه سعی کن همیشه آرایشت از زنانی که شوهرت می بینه بهتر باشه. نگاه کن ببین الان چی مد می شه بزار شوهرت تو تن تو ببینه. واقعا هم تأثیر داره.  یه مدت که به خودم می رسم شوهرم رابطه اش با من بهتر می شه». ساناز 30 ساله می گوید:«یه مدت که هیکلم به هم خورده بود شوهرم همش بهانه می­گرفت یا متلک می گفت...تازه فقط اون نبود خانواده اش حتی خواهرهاش که خودشون هم زن هستن به من متلک می گفتن که کی همچین زنی را می خواد».

مشارکت کنندگان همچنین تأکید داشتند آن ها در فشار هستند تا به اعضای دیگر گروه­هایی که در آن عضو هستند شبیه باشند. هما 30 ساله می گوید: «شغل همسرم طوری است که وقتی در مهمانی ها ظاهر می شوم اگر مطابق مد روز نباشم در جمع خانواده­های دوستان همسرم پذیرفته نمی­شوم. یا موجب سرشکستگی همسرم می شوم. باید حواسم باشد که از لباس ها و کفش و کیف مارک دار استفاده کنم و اندامم متناسب باشد. جراحی بینی که دیگر عادی شده و باید سایر لیزرها و اعمال مربوط به زیبایی را انجام داده باشم». یاسمن 32 ساله می گوید: «بین همکارانم وقتی جمع می شویم دور هم یه قرارداد نانوشته هست که مثلا اگر کسی لیزر نکرده خیلی عقب افتاده و سطح پایین هست.  یکی که شروع می­کنه انجام می­ده بقیه اگر انجام ندن تحقیر می­شن. من خودم اصلا تحمل لیزر را نداشتم اما آنقدر دوستام گفتن که دیگه مجبور شدم رفتم و انجام دادم».

بحث و نتیجه گیری

یافته های تحقیق نشان می­دهد آنچه آگاهی مشارکت کنندگان در تحقیق را از مدیریت بدن شان شکل داده در مواجهه بدنمند آنان با جهان زیسته شان بوده است. در واقع مشارکت کنندگان نه برای تمایز از دیگران، بلکه برای پذیرش در جامعه و همرنگی با جماعت است که نحوه مدیریت بدن خود را تنظیم می­کنند.  همانطور که مرلوپونتی اشاره می­کند، آنان با بدن­هایشان به درک جهان رسیده­اند و این درک بدنمند آگاهی آنان را در مدیریت بدن شان شکل داده است. 

در واقع می­توان به این نتیجه رسید که آمار بالای استفاده از لوازم آرایشی و میزان بالای اعمال جراحی و داروهای مورد استفاده در تناسب اندام به این دلیل است که در سطوح مختلف اجتماعی افرادی که مطابق با این هنجار نباشند به نوعی طرد و حذف می شوند و امکان ارتباط اجتماعی آنان مختل می­شود. آنطور که داگلاس اشاره کرد این بدن تصویری از سیستم اجتماعی است. وقتی افراد با بدن های خود با جهان مواجه می شوند بر حسب همین بدن ارزش گذاری شده و در کنش های متقابل خود در جامعه و نوع آگاهی­شان از بدن تصمیم می­گیرند برای کسب موقعیت­های اجتماعی یا امکان مشارکت اجتماعی و حتی تشکیل خانواده به نوع خاصی از مدیریت بدن روی بیاورند. در واقع آنچه که موجب مدیریت بدن می­شود، احساس کنترل بر بدن است. فرد با مدیریت بدن علیه زندگی روزمره موضع می­گیرد. ازاین رو کنترل منظم بدن از جمله ابزارهای اساسی است که شخص به وسیله آن روایت معینی از هویت شخصی خود بروز می­دهد و در عین حال خود نیز از ورای همین روایت در معرض تماشا و ارزیابی دیگران قرار می­گیرد. در واقع فرد برای آن که بتواند به طور مساوی با دیگران در تولید و بازتولید روابط اجتماعی شریک شود، نظارتی مداوم بر چهره و بدن خویش اعمال می­کند. در واقع نظارت و تنظیم دقیق بدن را می توان داستان یا روایتی دانست که فرد از چگونگی زیستن خود در چارچوب متفاوت زندگی جمعی نقل می­کند.  روایتی که از هستی بدنمند او ناشی می شود.

 عوامل سطح خرد نیز که مشارکت­کنندگان به آن اشاره کردند در واقع از همان مواجه بدنمند با جهان هستی و یا زمینه اجتماعی است که حاصل شده است.  زنان و دخترانی که برای حفظ آبروی خود رژیم­های لاغری سنگین می­گیرند در واقع برای غلبه بر ترس و طردی است که در سطح کلان در جامعه با آن مواجه شده اند و آن را به صورت اضطرابی در درون حس می کنند. در واقع شاید بتوان اشاره کرد بر اساس نتایج این تحقیق، عامل محرک و معنای اصلی از مدیریت بدن برای زنان نه در معنای «تمایز» آنطور که بوردیو اشاره می کرد، بلکه بیشتر در معنای «شباهت» است که درک می شود. در واقع مفاهیم به دست آمده از گزاره های معناداری که زنان مشارکت کننده در این تحقیق به آن اشاره کردند حول محور شباهت به دیگران و عدم طرد و حذف و امکان ارتباط مؤثر اجتماعی از طریق مدیریت بدن بوده است.  این یافته با آمارهای ارائه شده در مورد انواع جدید جراحی های زیبایی و نرخ بالای مصرف لوازم آرایشی و استفاده از رویه­های لاغری هماهنگی دارد؛ چرا که اگر مدیریت بدن حول محور تمایز بود با چنین آمار رو به رشدی مواجه نبودیم. در واقع همراه نشدن با نوع خاصی از مدیریت بدن برای زنان و دختران به معنای از دست دادن امکان مشارکت اجتماعی و ارتباط مؤثر است؛ به عبارتی آنان را ناگزیر کرده که در مقابل داوری جامعه نسبت به خودشان، تن به همراهی با گفتمان مسلط مدیریت بدن بدهند. یافته ها این تحقیق نشان می دهد برای مسئله یابی بهتر و شناخت جریان اصلی مدیریت بدن باید بسترهای دیگر اجتماعی را مورد مطالعه قرار داد. گفتمانی که معنای زن مدرن بودن یا زن دلخوه بودن را در بستر کلان اجتماعی برساخت می­کند و زنان را به مثابه سوژه­های گفتمان مسلط فرا می­خواند.



[1] shilling

[2] Turner

[3] Nettleton

[4] Merleau Ponty

[5] Levinas

Refrence

- Adibi Sedeh, M and Jalali Akardi, H (2014), body management and social identity, journal of youth social study, 9 (3).

- Ahmadi, E, Adlipour, S, Afshar, A and bonyad, L (2016), Sociological explanation of body management and its relation with social and cultural factors among girls and women in Tabriz,  journal of women study, vol . 7 (1).

- Akhavan-e Behbahani, A (2007), Beauty business: Surgery behind closed doors, Tandorosti newspaper, y (7).

- Babaefard, A and Mansourian Ravand, F and Zolfaghari, N (2016), Socio-cultural factors affecting body management among women in Kashan, Journal of Strategic Women Studies, No. 71

- Chavoshian Tabrizi, H (2003), Lifestyle and the social identity of consumption and choice as the foundation of social differentiation and solidarity in the recent period of modernity, Ph.D. dissertation in sociology, University of Tehran, Faculty of Social Sciences.

- Chavoshian, H and Azad Armaki, T (2002), Human body as identity media, journal of Iran sociology, No. 16.

- Creswell, J (2015), Research design, Danaeifard, H and Kazemi, Tehran: Saffar Pub.

- Ebrahimi, GH and Ziapour, A (2012), Sociological study on the impact of cultural capital on the body management between youths in Gilan-e gharb, journal of applied sociology, no. 45.

- Eric, M Matthews, Eric (2008), Philosophy of Merleau-Ponty, Barkhordari, R, Tehran: Game no pub.

- Foucault, M (2009), discipline and punishment, Sarkhoshm N and Jahandidieh, Tehran: Ney pub.

- Ghaderzadeh, O, Ghaderzadeh, H amd Hasanpanah, H (2013), The Impact of Mass Media Usage on Women's Body Management, Women and Society Quarterly, No. 3

- Ghobadi, H, Kaldi, A and Mahdavi, S, Investigating the Factors Affecting the Attitude toward Beauty Surgery and Body Management among Women in Ilam in 1395. Ilam University of Medical Sciences, vol. 25, no. 3.

- Hosseini Pakdehi, A and Moradian Y (2016), The Effect of Advertising on the Attitude of Body Management, Intercultural Studies Journal, No. 29.

- http://hamshahrionline.ir/

- http://tabyingar.ir

- http://www.aftabir.com

- http://www.iribnews.ir

- http://www.iribnews.ir

- http://www.iribnews.ir/

- http://zanankhabar.ir

- Karamipour, Y, Esmaili, R and Haghighian, M (2015), The effect of cultural, social and gender capital on body management among 15 to 29 year old youth in Tonekabon, Journal of Social Research, 7 (28)

- Khajenoori, B; Rouhani, A and hashemi, S (2012), life style and body management, journal of women study, 2 (4).

- Levinas,Emmanuel (1969). Totality and Infinity. Translated by A. Lingis, Pittsburgh,Pensylvania,United State, Duquesne University Press

- Lindelph, Thomas and Taylor, Brian (2009). Qualitative research methods in communication science, translated by Abdullah Givian, Tehran: Hamshahri.

- Lopez, J and Scott, J (2006), Social structure, Qazian, H, Tehran: Ney pub.

- Merleau,Ponty,M(1962). Phenomenology of Perception, Translated by c. smith,London, Routledge

- Merleau-Ponty, M (2012), perception world, Jaberolansar, F, Tehran: Qoqnoos pub.

- Mirzaee, M, , Zanjani, H and Qorbanalipour, A (2013), The study of social factors affecting on the tendency of women to manage the body in Iran over the past three decades, Journal of Social Development Studies, Vol. 5, No. 4.

- Mohammadpour, A (2014), Method in method, Tehran: Jameshenasan publication.

- Nettleton,Sarah. Watson,Jonathan(1998). The Body in Everyday Life, London and New York,Routledge

- Rashidian, A, (2006), Husserl in the text of his work, Tehran: Ney pub.

- Rastegar, Y, Ekhlasi, E and Golshani Khojasteh, L (2017), The Visualization of Female Denomination and Body Management: Case Study: Women Referring to Beauty Centers in Bandar Abbas, Journal of Gender Studies and Family Studies, Vol. 4, No. 1

- Saidi, A (2008), Body and Consumer Culture, Cultural Engineering, 2 (14)

- Shiling,Chris (1993).Body and Social Theory, London, Sage Publication

- Shoja, S and Niazi, M (2016), Meta-analysis on the relationship between cultural capital and body management, Journal of Cultural Research, Volume. 9, No. 1

- Stones, R, key sociological thinkers, Mirdamadi, M, Tehran: Markaz pub.

- Turner, B(2003). Regulation Bodies, Journal of Medical Sociology, London,Routledge

- Wimer, Roger D. And Dominic. Joseph R., (2010), Research in the Mass Media, Translated by Kavos Seidamami, Second Edition, Tehran: Soroush.

- Zokaee, S (2008), youths, body and harmony culture, journal of cultural research, 1 (1).