پیش‌بینی سازگاری زناشویی بر اساس مولفه‌های سلامت روان شناختی و خودشفقت‌ورزی در زوجین شهرستان بوکان

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مشاوره – گروه مشاوره – واحد سنندج- دانشگاه ازاد اسلامی- سنندج- ایران (نویسنده مسئول) sh.ahmadi19017@gmail.com

2 گروه روانشناسی ، واحد سنندج، دانشگاه ازاد اسلامی، سنندج، ایران

چکیده

پژوهش حاضر با هدف پیش­بینی سازگاری  زناشویی  بر اساس مولفه­های سلامت روان شناختی و خودشفقت ورزی در زوجین شهرستان بوکان انجام پذیرفته است. پژوهش از  نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان بوکان در سه ماه اول  سال 1397 بود که برابر با 200 نفر می­باشند. در این تحقیق بر اساس جدول مورگان حجم نمونه برابر 118n=  نفر  به دست آمد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده نمونه تعیین شد. برای جمع آوری داده­ها از پرسشنامه­های استاندارد سازگاری زناشویی گراهام بی اسپنیر، سلامت روان شناختی گلدبرگ و هیلر  و خودشفقتی نف استفاده گردید. برای تحلیل داده­ها از شاخص­های آمار توصیفی چون میانگین، میانه، انحراف استاندارد و ... و در بخش استنباطی از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که؛ بین سلامت روان شناختی و خودشفقت­ورزی زوجین با سازگاری  زناشویی  رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و سلامت روان شناختی و  خودشفقت­ورزی زوجین می تواند تغییرات سازگاری  زناشویی  را تبیین نمایند.

تازه های تحقیق

-

کلیدواژه‌ها


از زمینه­های سازگاری در زندگی انسان موضوع ازدواج است تا آن جا که ازدواج موفق و رضامندانه، مستلزم سطح پایداری از سازگاری زوجین است. در تداوم زندگی زناشویی، عوامل متعددی دخیل هستند و شرط اساسی در این امر مهم سازگاری در برابر آثار محرک­های تنش­زا است. سازگاری با موقعیت­های متنوع، در دورانی که عصر تنیدگی و تغییرات سریع اجتماعی است، کار آسانی نیست. بررسی همه­گیر شناسی پژوهش­ها نشان می­دهد که ناسازگاری زناشویی یک عامل خطرزای مهم برای بیمارگونگی و مرگ ومیر محسوب می­شود. همچنین روابط خصمانه، سلامت روانی و جسمانی زوج های را تحت تاثیر قرار می­دهد(رایوس[1]، 2010، 33). معتبرترین شاخص آشفتگی زناشویی طلاق است، بر این اساس مطالعه ازدواج و سازگاری زناشویی از موضوعاتی است که در زمینه بهداشت روان اهمیت فراوانی دارد(زارعی، فرحبخش و اسمعیلی، 1390، 55). سازگاری زناشویی که از دیر باز مورد توجه روان شناسان و جامعه شناسان قرار گرفته، یکی از گسترده­ترین مفاهیم برای تعیین میزان شادی و پایداری رابطه است(ویگل، بالارو، دوبرا[2]، 2001، 265). سازگاری زناشویی، وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساسی ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند. روابط رضایت بخش در بین زوجین از طریق علاقه متقابل، میزان مراقبت از همدیگر و پذیرش و تفاهم یکدیگر قابل سنجش است. در واقع رضایت زناشویی یک ارزیابی کلی از وضع فعلی ارتباط، ارایه می‌دهد. یکی از رایج‌ترین مفاهیم برای تعیین و نشان دادن میزان شادی و میزان پایداری رابطه، رضایت و سازگاری زناشویی است. سازگاری زناشویی به صورت خودکار ایجاد نشده و به وجود آمدن آن نیاز به تلاش زوجین دارد. معمولاً سال اول ازدواج از نظر سازگاری بسیار ناپایدار بوده و بیشترین خطر را برای ناسازگاری و طلاق دارد(بهرامیان و بهرامیان، 1392). شاید بتوان گفت یکی از بهترین موقعیت­هایی که می­توان از سازگاری سخن گفت زمانی است که از سلامت روانی و بهداشت روانی گفتگو می شود. هدف اساسی بهداشتی روانی، پیشگیری از ابتلا به بیماری روانی درسه سطح اولیه، ثانویه، ثالث است. عبارت دیگر سیستم بهداشت روانی به دنبال سلامت جامعه می­باشد(شعاری­نژاد، 1373).

سلامت روانی به معنای سلامت فکر و اندیشه است، و منظور نشان دادن وضعیت مثبت و سلامت روان است که می­تواند نسبت به ایجاد نظام ارزشمندی در مورد ایجاد تحرک و پیشرفت و تکامل در حد فردی، ملی و بین المللی کمک کند. هر انسانی که بتواند با مسائل عمیق خود کنار بیایید و با خود و دیگران سازش یابد همچنین در برابر تعارض­های اجتناب­ناپذیر درون خود فلج نشود خود را بوسیله جامعه مطرود نسازد فردی است. دارای سلامت روانی. منظور از سلامت روانی سازگاری درست با خود و محیط اجتماعی است و شخصی دارای رفتار یا شخصیت سالم که هم از نقطه نظر خویش و هم از نقطه نظر دیگران با محیط اجتماعی سازگار باشد بتواند با دوستان و اطرافیانش بدون احساس فشار و تعارض­های غیرضروری زندگی کند(احمدوند، 1386). از طرف دیگر، خودشفقت­ورزی را به عنوان سازه­ای سه مؤلفه­ای، شامل مهربانی با خود در مقابل قضاوت کردن خود، اشتراکات انسانی در مقابل انزوا و به هوشیاری(ذهن آگاهی) در مقابل همانندسازی افراطی تعریف کرده است(نف[3]، 2003). مهربانی با خود، درک خود به جای قضاوت خود و نوعی حمایت نسبت به کاستی­ها و بی­کفایتی­های خود است. اعتراف به اینکه همه انسانها دارای نقص هستند، اشتباه می­کنند و درگیر رفتارهای ناسالم می­شوند، مشخصه اشتراکات انسانی است(نیف، کرک پاتریک و روده[4]، 2007). افرادی که خود­شفقت­ورزی  بالایی دارند نسبت به افرادی که خود شفقتی کمی دارند سلامت روانشناختی بیشتری دارند. زیرا در آنها درد گریزناپذیر و احساس شکستی که همه افراد تجربه می­کنند به وسیله یک سرزنش خود بی­رحمانه، احساس انزوا و همانندسازی افراطی با افکار و هیجانها استمرار نمی­یابد(سعیدی، قربانی، سرفراز و شریفیان،1392). خود شفقتی علاوه بر آنکه فرد را در مقابل حالات روانی منفی محافظت می­کند، در تقویت حالات هیجانی مثبت نیز نقش دارد. به عنوان مثال خود شفقتی با احساساتی چون پیوند اجتماعی و رضایت از زندگی مرتبط است. همچنین، خود شفقتی به ارضاء نیازهای اساسی خودمختاری، شایستگی و نیاز به برقراری ارتباط کمک می­کند(نیف، 2003). شفقت نسبت به خود به طور معناداری با داشتن شفقت نسبت به دیگران همراه است. افراد با شفقت خود بالا تعارضات بین‌ فردی خود را با درنظر گرفتن نیازهای خود و دیگران حل می­کنند(نوربالا، برجعلی و نوربالا،1392). در پژوهش های مختلف، بر عوامل موثر بر سازگاری زناشویی تاکید شده است که از جمله این عوامل می­توان به عوامل اجتماعی - فرهنگی، زمینه­ای –فردی، و ویژگی­های فردی اشاره کرد(احمدی و فتحی­آشتیانی و نوابی نژاد، 1384، 224). در میان ویژگی­های فردی متغیرهای شخصیتی به عنوان یکی از عوامل موثر بر سازگاری زناشویی می­باشد. تحقیقات نشان می­دهند که عوامل شخصیتی، پیش­بینی­های تجربی در سازگاری زناشویی هستند(دول و سکرودر[5]، 2008، 135). همچنین سازگاری زناشویی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل در تعیین ثبات و دوام رابطه زناشویی مطرح شده است(گال، 2005 ؛ به نقل از زارعی وهمکاران،1390). شریفی،کبیر و سعیدی، حمیدرضا(1394)، در تحقیقی تحت عنوان پیش­بینی بهزیستی روان­شناختی بر اساس جهت­گیری زندگی و خوش­بینی نشان داد که جهت­گیری زندگی و خوش­بینی توان پیش­بینی بهزیستی ذهنی را دارند. به عبارت دیگر جهت­گیری زندگی و خوش­بینی می­توانند سبب افزایش شادی و رضایت از زندگی و کاهش افسردگی شوند. بر اساس یافته­ها می­توان بیان کرد که داشتن جهت­گیری زندگی و خوش بین بودن بر سلامت روان و بهزیستی افراد تاثیر دارد. بهرامیان و بهرامیان، (1392)، در تحقیقی تحت عنوان نقش سخت­رویی روان شناختی و بخشش در پیش­بینی سازگاری زناشویی یافته­های پژوهش نشان داد که بین سازگاری زناشویی با سخت رویی، سازگاری زناشویی با بخشش همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بخشش و سخت­رویی هر دو توانسته­اند تغییرات مربوط به سازگاری زناشویی را به صورت مثبت و معناداری پیش­بینی کنند نتایج نشان داد که بخشش و سخت رویی نقش مهمی در سازگاری زناشویی معلمان دارد. بیرامی، فهیمی، اکبری و امیری پیچاکلایی(1391)، در تحقیقی تحت عنوان پیش­بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک­های دلبستگی و مولفه­های تمایزیافتگی نشان دادند که از بین مولفه های تمایزیافتگی خود، موقعیت منو از مولفه های سبک دلبستگی، سبک دلبستگی دوسوگرا  بهترین پیش بینی کننده های رضایت زناشویی هستند. محمد نظری، ابراهیمی، شاکریان، فاطمی و دانایی(1391)، در تحقیقی با عنوان ارتباط شباهت و تضاد در ویژگی­های شخصیتی با سازگاری زناشویی  انجام دادند که نتایج این پژوهش اهمیت عوامل و صفات شخصیتی در سازگاری زناشویی را نشان می دهد و بیانگر آن است که خصوصیات شخصیتی می­توانند پیش­بینی کننده های معناداری از سازگاری زناشویی  باشند. شاهی، غفاری و قاسمی فلاورجانی(1390)، در تحقیقی با عنوان رابطه سلامت روان و رضایت­مندی زناشویی زوجین که با 300 مرد و زن متاهل مناطق آسیب خیز شهر گرگان انجام داد نشان داد که؛ رضایت مندی زناشویی توسط سطح سلامت­روان فرد پیش بینی می شود. همچنین افسردگی و اضطراب به صورت معناداری با رضایت مندی زناشویی همبستگی داشت. سعیدی، قربانی، سرافراز و شریفیان(1391) پژوهشی را با عنوان رابطه شفقت خود، ارزش خود و تنظیم هیجانات خودآگاه انجام دادند. نتایج نشان داد که آمادگی برای شرم به صورت مثبت و شفقت نسبت به خود به صورت منفی با هیجانات ناخوشایند ارتباط دارند. ارزش خود تنها با هیجان شرم ارتباط منفی داشت و آمادگی برای گناه با هیچ کدام از هیجانات رابطه ای نشان نداد. شفقت خود توانست فراسوی آمادگی برای شرم و گناه هیجانات ناخوشایند را پیش بینی کند. ییپ و تسه[6](2009)، در تحقیقی تحت عنوان بررسی عوامل بخشودگی با رضایت زناشویی در کشور  فنلاند نشان دادند که عوامل بخشودگی به صورت معناداری با رضایت زناشویی رابطه دارد. پژوهش­ها حاکی از آن هستند که بخشودگی با کیفیت بالایی رابطه زناشویی همراه است. هامبد، دونلان، لاکانو، مک گیو وبارت[7] (2013)، بر روی 1805 زوج متأهل کشور سوئد نشان داد که ویژگی های شخصیتی زوج ها به عنوان پیش بینی کننده روانی سازگاری زناشویی از اهمیت زیادی برخوردار است. پرنگار[8](2008)، تحقیقی با عنوان سلامت روان و شادی در جوانان سوئیس انجام داد نتایج نشان داد که ارتباط قوی بین شادکامی و سلامت روانی در جوانان وجود دارد. بلت و همکاران (2010)، نشان دادند افرادی که شفقت خود بالایی دارند نسبت به افرادی که شفقت خود کمی دارند سلامت روانشناختی بیشتری دارند زیرا در آنها درد گریزناپذیر و احساس شکستی که همه افراد تجربه می کنند به وسیله یک سرزنش خود بی رحمانه، احساس انزوا و همانندسازی افراطی با افکار و هیجان­ها استمرار نمی­یابد. لیری و همکاران(2007)، در مطالعه آزمایشی خود در رابطه با شفقت خود نشان دادند که شفقت خود یک سازه مهم در تعدیل واکنش افراد به موقعیت های ناراحت کننده شامل شکست، طرد، خجالت و دیگر حوادث منفی است.

فقدان سلامت روانی منجر به ناسازگاری اجتماعی و استرس و ناتوانی شده و بیماریهای جسمی و روانی را بوجود می­آورد و ایجاد بی­انگیزگی می­کند و موجب پایین آمدن کیفیت زندگی می­شود(آراسته، 1385). از سوی دیگر، از دلایل افزایش سطح شادیِ زوجین، وجود ارتباطی قوی بین سطح شادی و سلامتی است. علم جدید نیز با کشف رابطۀبین شادی با جوانب مهم زندگی، بر اهمیت آن تأکید می­کند. بنابراین با توجه به اهمیتی که هر کدام از این مقوله­ها در زندگی دارند و نیز نو بودن تحقیق در خصوص پیش بینی سازگاری  زناشویی  بر اساس سلامت روان شناختی زوجین اهمیت چنین تحقیقی مضاعف می­گیرد. همچنین با استفاده از نتایج تحقیقات، امکان سیاست­گذاری، برنامه­ریزی و اجرای فعالیت های مختلف فراهم شده و بدین طریق کارایی بیشتر آنها در زندگی امکان پذیر خواهد شد. بنابراین آنچه روشن به نظر می­رسد، یکی از زمینه های سازگاری در زندگی انسان موضوع ازدواج است تا آن جا که ازدواج موفق و رضامندانه، مستلزم سطح پایداری از سازگاری زوجین است. از این رو هدف از این پژوهش، پیش­بینی سازگاری زناشویی بر اساس سلامت روان شناختی و خودشفقت­ورزی زوجین در شهرستان بوکان می­باشد.

 

روش تحقیق

پژوهش از  نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان بوکان در سه ماه اول سال 1397 بود که حجم آن برابر 200 نفر می­باشد. بر اساس جدول مورگان حجم کامل نمونه برابر114n=   نفر  به دست آمد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده نمونه تعیین شد. بدین صورت که ابتدا کل زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهرستان بوکان لیست شدند سپس به هر یک کدی اختصاص گردید و در نهایت به صورت قرعه کشی و کاملاً تصادفی نمونه مدنظر انتخاب شد.

ابزار پژوهش

- سازگاری زناشویی گراهام بی اسپنیر(DAS): پرسشنامه سازگاری زناشویی گراهام بی­اسپنیر (DAS) توسط اسپنیر در سال ۱۹۷۶ منظور سنجش سازگاری بین زن و شوهرها و یا هر دو نفری که باهم زندگی می‌کنند تنظیم شده است. تحلیل عاملی نشان می‌دهد که این مقیاس چهار بعد را می‌سنجد که عبارتند از: رضایت زناشویی، همبستگی زناشویی، توافق زناشویی و ابراز محبت. اسپنسر(1976)، اعتبار این مقیاس را در کل نمرات 96 درصد برآورد کرده که نشان دهنده همسانی درونی قابل توجهی است. و حاج ایول زاده(1381)، در پژوهش خود به منظور تعیین پایایی پرسشنامه، روش بازآزمایی را با فاصله زمانی یک هفته، روی نمونه متشکل از 15 زوج اجرا کرد. ضریب همبستگی بین نمرات طی دوبار اجرا، برابر با 81 درصد به دست آمد. در این پژوهش نیز مقدار ضریب آلفای پرسشنامه سازگاری زناشویی گراهام بی اسپنیر 89 درصد محاسبه شده که نشان از مناسب بودن پرسشنامه دارد.

- سلامت روان شناختی: برای بررسی سلامت روان­شناختی از پرسشنامه سلامت روانی (GHQ)، استفاده می­شود. این پرسشنامه دارای 28 گویه است و توسط گلدبرگ و هیلر[9](1979) تدوین و شامل چهار زیر؛ نشانگان­جسمانی، اضطراب، اختلال در کنش و کارکرد اجتماعی و افسردگی می­باشد. پرسشنامه ی سلامت عمومی یک پرسشنامه سرندی مبتنی بر روش خودگزارش دهی است که در پاسخ های ارائه شده به هریک از مواد آزمون در یک مقیاس 4 درجه ای از (خیر) تا (خیلی زیاد) میزان ناراحتی را مشخص می­کنند. نمره گذاری پرسشنامه سلامت عمومی به روش لیکرت انجام می گیرد و نمره اختصاص یافته به هریک از مواد آن از 0 تا 3 متغیر است، بنابراین نمره کل فرد در این پرسشنامه از 0 تا 84 تغییر می­کند. ضریب اعتبار این پرسشنامه بااستفاده از سه روش بازآزمون، تنصیف و آلفای کرونباخ به ترتیب: 07/0 ،93/0 و 09/0 به دست آمده است. برای بررسی روایی این پرسشنامه از سه روش روایی همزمان، همبستگی خرده آزمون ها با نمره­ی کل و تحلیل عوامل استفاده شده؛ و در روش روایی همزمان ، روایی 55/0 و در روش همبستگی خرده آزمون با نمره ی کل روایی 72/0 تا 87/0 به دست آمده است(تقوی،1380). در این پژوهش نیز مقدار ضریب آلفای پرسشنامه 86 درصد محاسبه شده که نشان از مناسب بودن پرسشنامه دارد.

- خودشفقت ورزی: برای اندازه گیری سازه خودشفقتی از مقیاس خودشفقتی نف(2003) استفاده شد که متشکل از 26 گویه و به صورت لیکرت از 1( تقریباً هرگز) تا 5 ( تقریباً همیشه) نمره گذاری می­شود. این مقیاس توسط مومنی، شهیدی، موتابی و حیدری(1392)، در داخل کشور هنجاریابی شده است. دامنه نمرات پرسشنامه بین 26 تا 130 قرار دارد. این مقیاس سه مولفه دو قطبی را در قالب شش زیر مقیاس؛ مهربانی با خود در مقابل قضاوت در مورد خود، اشتراکات انسانی در مقابل انزوا، ذهن آگاهی در مقابل همانندسازی افراطی، اندازه گیری می­کند. میانگین نمرات 6 مولفه با هم جمع شده و یک نمره خودشفقتی کل حاصل می­شود. ضریب آلفای کرونباخ این مقیاس 90/0 گزارش شده است(نف،2003). در این پژوهش نیز مقدار ضریب آلفای پرسشنامه 89 درصد محاسبه شده که نشان از مناسب بودن پرسشنامه دارد.

 

 

توصیف آماری داده‌ها

جدول 1: توصیف متغیرهای سلامت روان شناختی، خودشفقیت­ورزی و سازگاری زناشویی

متغیر  و مولفه ­ها

میانگین

واریانس

انحراف معیار

تعداد

سلامت روان شناختی

26/41

38/99

26/8

114

سازگاری زناشویی

47/98

55/87

21/9

114

خودشفقیت­ورزی

8596/69

07/264

25/16

114

 

 

 

 

 

 

در جدول فوق متغیرهای آمار توصیفی سلامت روان شناختی، خودشفقیت­ورزی و سازگاری زناشویی در کل آزمودنی­ها بررسی شده است.

 

جدول 2: توصیف مولفه­های سلامت روان شناختی و خودشفقیت­ورزی

 

مولفه ها

میانگین

انحراف معیار

تعداد

 

 

سلامت روان

علائم جسمانی

1121/13

05373/6

118

اضطراب خواب

8505/15

41381/2

118

کارکرداجتماعی

2523/13

41503/5

118

علائم افسردگی

0467/14

46787/3

118

 

 

خودشفقیت­ورزی

مهربانی با خود

4386/13

27398/3

118

قضاوت در مورد خود

5088/12

32046/3

118

مشترکات انسانی

8702/10

92042/2

118

انزوا

6632/10

38787/3

118

ذهن آگاهی

1930/11

616757/2

118

همانندسازی

1789/9

35246/3

118

 

جدول فوق آمار توصیفی مولفه­های سلامت روان شناختی و خودشفقیت­ورزی در کل آزمودنی­ها بررسی شده است.

 

جدول 3: آزمون کولموگروف- اسمیرنوف نرمال بودن داده­ها

سازگاری­زناشویی

خودشفقیت­ورزی

سلامت روان

 

183/0

211/0

165/0

Kolmogorov-Smirnov Z

165/0

121/0

232/0

سطح معنی­داری

 

در آزمون نرمال بودن داده­ها فرض صفر چنین است که توزیع داده­ها از توزیع نرمال تبعیت می­کند و فرض مقابل بر خلاف این امر دلالت دارد. با توجه به جدول،سطح معنی­داری تمامی داده‌ها بیشتر از 05/0 بوده است، از این رو می­توان گفت که توزیع داده های بدست آمده از پرسشنامه­های تحقیق نرمال است. به همین منظور برای آزمون فرضیه‌ها از آمار پارامتریک می­توان استفاده نمود.

 

جدول 4: تحلیل رگرسیون پیش بینی سازگاری  زناشویی از

روی سلامت روان شناختی و خودشفقت ورزی

 

ضریب رگرسیون

چندگانه

ضریب تبیین

ضریب تعدیل شده

F

Sing

سلامت روان شناختی

430/0

185/0

177/0

786/23

000/0

خودشفقت ورزی

476/0

227/0

224/0

002/83

000/0

 

در جدول فوق ضریب رگرسیون برابر 430/0 و ضریب تبیین آن برابر 185/0 که در واقع نشان دهنده سهم پیش بینی واریانس متغیر وابسته است که توسط متغیر مستقل موجود در مدل، تبیین (پیش بینی) می‌شود با توجه به این که مقدار  Fمشاهده شده در سطح 01/0 معنی­دار می‌باشد لذا می‌توان بیان نمود که حدوداً 18 درصد از تغییرات سازگاری زناشویی از روی سلامت روان شناختی، همچنین 22 درصد از تغییرات سازگاری زناشویی از روی خودشفت ­ورزی تبیین می­شود.

جدول6، ضریب رگرسیون چند متغیره مولفه های سلامت روان و خودشفت ­ورزی با سازگاری زناشویی را نشان می دهد. با توجه به نتایج از بین مولفه­های علائم جسمانی، اضطراب خواب، کارکرداجتماعی و علائم افسردگی، سه مولفه اول یعنی(علائم جسمانی، اضطراب خواب و کارکرداجتماعی) در سطح 01/0 p= و مولفه علائم افسردگی در سطح 05/0 p=معنی­دار می­باشد. مقدار ضریب بتا برای مولفه علائم جسمانی372/0، اضطراب خواب154/-، کارکرداجتماعی304/0 و علائم افسردگی190/- می­باشد. همچنین نتایج نشان داد که مولفه­های مهربانی با خود، قضاوت در مورد خود، مشترکات انسانی، انزوا، ذهن آگاهی و همانندسازی، چهار مولفه آن یعنی(مهربانی با خود، قضاوت در مورد خود، مشترکات انسانی و ذهن­آگاهی ) در سطح 01/0 p= معنی­دار می­باشد. مقدار ضریب بتا برای مولفه مهربانی با خود 132/0، قضاوت در مورد خود 085/-، مشترکات انسانی 274/0، انزوا 341/- ، ذهن آگاهی245/ و  همانندسازی 279/0می­باشد. علامت منفی حاکی ضریب معکوس است.

 

 

جدول 6: ضریب رگرسیون چندمتغیره مولفه های سلامت روان و

 خودشفت ­ورزی با سازگاری زناشویی

متغیر

مولفه

ضریب­های غیر استاندارد

ضریب­های استاندارد

t

معنی‌داری

 

 

سلامت روان

مقدار ثابت

497/89

66/7

-

28/14

000/0

علائم­جسمانی

862/0

190/0

372/0

54/4

000/0

اضطراب­خواب

893/-

474/0

154/-

88/2-

002/0

کارکرداجتماعی

788/0

215/0

304/0

66/3

000/0

علائم افسردگی

770/-

326/0

190/-

36/2-

020/0

 

خودشفت ­ورزی

مهربانی با خود

860/

300/0

132/

866/2

004/0

قضاوت در مورد خود

543/-

310/0

085/-

754/1

006/0

مشترکات انسانی

006/2

345/0

274/

813/5

000/0

انزوا

146/2-

301/0

341/0-

121/7

000/0

ذهن آگاهی

000/2

385/0

245/

190/5

000/0

همانندسازی

776/1

297/0

279/0

985/5

000/0

 

بحث و نتیجه­گیری

نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بین سلامت روان شناختی زوجین و سازگاری  زناشویی  رابطه معناداری وجود دارد به منظور پیش­بینی سازگاری  زناشویی  از روی سلامت روان شناختی از تحلیل رگرسیون استفاده گردید نتایج نشان داد حدوداً 18 درصد از تغییرات سازگاری  زناشویی  از روی سلامت روان شناختی قابل تبیین است. از سوی دیگر، نتایج ضریب رگرسیون چندمتغیره جهت پیش­بینی سازگاری  زناشویی  از روی مولفه­های سلامت­روان شناختی شامل علائم جسمانی، اضطراب خواب، کارکرداجتماعی و علائم افسردگی نشان داد که مولفه های علائم جسمانی، اضطراب خواب و کارکرداجتماعی در سطح 01/0 p= و مولفه علائم افسردگی در سطح 05/0 p=معنی­دار می­باشد. نتایج حاصل از این فرضیه با نتایج؛ شریفی و همکاران (1394)، بهرامیان و بهرامیان(1392)، شاهی و همکاران(1390)، میرز و دینر[10](2014) و همسو می باشد. در تبیین یافته های حاصل از این فرضیه باید اذعان کرد که متغیرهای مختلفی ممکن است با سازگاری  زناشویی  در ارتباط باشند از جمله سلامت روان، به عبارتی نتایج این فرضیه نیز حاکی از این مساله است که سلامت روان شناختی زوجین، پیش­بینی کننده سازگاری زناشویی می باشد یعنی هرچه زوجین از سلامت روان بالاتری برخوردار باشند به همان نسبت سازگاری  زناشویی  بالاتر می­رود. از علایم سلامت روان وجود مولفه­های همچون علائم جسمانی، اضطراب خواب، کارکرداجتماعی و علائم افسردگی می­باشد. بنابراین هرچه علائم جسمانی و کارکرداجتماعی در افراد بالاتر باشند می­توان گفت زوجین از سازگاری زناشویی  بالاتر برخورداراند در صورتی که اگر علائم افسردگی پایین باشند این مساله یعنی وجود سازگاری زناشویی  صادق است. در این راستا شاهی و همکاران(1390)، نشان دادند که رضایت­مندی زناشویی توسط سطح سلامت روان فرد پیش­بینی می­شود. همچنین افسردگی و اضطراب به صورت معناداری با رضایت­مندی زناشویی همبستگی داشت. بهرامیان و بهرامیان(1392)، نشان داد که بخشش و سخت­رویی هر دو توانسته­اند تغییرات مربوط به سازگاری زناشویی را به صورت مثبت و معناداری پیش­بینی کنند نتایج نشان داد که بخشش و سخت رویی نقش مهمی در سازگاری زناشویی معلمان دارد بیرامی و همکاران(1391)، نشان دادند که از بین مولفه های سبک دلبستگی، سبک دلبستگی دوسوگرا  بهترین پیش بینی کننده­های رضایت زناشویی هستند. مالتبای[11] و همکاران(2009)، نشان داده اند که عدم رضایت از زندگی زناشویی با وضعیت سلامتی ضعیف­تر، علایم افسردگی، مشکلات شخصیتی، رفتارهای نامناسب و وضعیت ضعیف اجتماعی همبسته است.

همچنین نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بین خودشفت­­ورزی و سازگاری زناشویی رابطه معناداری وجود دارد به منظور پیش­بینی سازگاری زناشویی از روی خودشفت­­ورزی از تحلیل رگرسیون استفاده گردید نتایج نشان داد حدوداً 22 درصد از تغییرات سازگاری  زناشویی  از روی خودشفت­­ورزی قابل تبیین است. از سوی دیگر، نتایج ضریب رگرسیون چندمتغیره جهت پیش­بینی سازگاری زناشویی از روی مولفه­های خودشفت­­ورزی شامل مهربانی با خود، قضاوت در مورد خود، مشترکات انسانی، انزوا، ذهن آگاهی و  همانندسازی نشان داد که این مولفه­ها توانایی پیش­بینی  سازگاری زناشویی را دارند. نتایج حاصل از این فرضیه با نتایج؛ بلت و همکاران (2010)، لیری و همکاران(2007)، تا حدودی همسو می­باشد. بلت و همکاران (2010)، نشان دادند افرادی که شفقت خود بالایی دارند نسبت به افرادی که شفقت خود کمی دارند سلامت روانشناختی بیشتری دارند زیرا در آنها درد گریزناپذیر و احساس شکستی که همه افراد تجربه می کنند به وسیله یک سرزنش خود بی رحمانه، احساس انزوا و همانندسازی افراطی با افکار و هیجان­ها استمرار نمی­یابد. لیری و همکاران(2007)، در مطالعه آزمایشی خود در رابطه با شفقت خود نشان دادند که شفقت خود یک سازه مهم در تعدیل واکنش افراد به موقعیت های ناراحت کننده شامل شکست، طرد، خجالت و دیگر حوادث منفی است.

محدودیت : هر پژوهشی برای رسیدن به نتایج بهتر، با یک سری محدودیت روبه رو می شود که تا حدی روند پیشرفت کار را با مشکل مواجه می­سازد این پژوهش نیز خالی از این محدودیت ها نبود از جمله؛محدود بودن میدان عمل به زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره همچنین محدودیت در تعمیم یافته­ها به سایر زوجین.

پیشنهادها: با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می­گردد که جهت افزایش سازگاری زناشویی  زوجین، دستندرکاران و مدیران و تصمیم گیرندگان به افزایش سلامت روان زوجین و خودشفقت­ورزی زوجین از طریق ارایه اطلاعات و مشاوره های بالینی مناسب بیشتر اهتمام بورزند.



[1]- Rios

[2]-Wiegel,  Ballard & Doberah

[3]. Neff

[4]. Neff, Kirkpatrick, Rude,

[5] -Dole&  Schroeder

[6]-Yip & Tse

[7] -Humbad, Donnellan, lacono, McGue  and Burt

[8] -Pernegar

[9].Goldberg & Hillier

[10]-Myers & Diener

[11]- Maltby

References

- Arasteh, M & Hadinia, B & Sdaghat, A & Charejo, N. Assessment of mental health status and its related factors among medical and non medical staff in the hospitals of Sanandaj city in 1385. SJKU. 2008; 13 (3) :35-44

- Ahmadvand, M. Mental Health  (Theories & Concepts). Tehran. Payam-e-Noor Publication.

- Ahmadi, K & Fathi Ashtiani, A & Navabi Nezhad, S. Assessment of Individual and Communicative-Bilateral factors in Marital Adaptation. Khanevade Pazhouhi Quarterly. 2005; 221-237

- Bahramian, J & Bahramian, S. The Role of Psychological Hardiness and Forgiveness in Predicting Marital Adaptation. The First International Congress of Religious Culture and Thought. Tehran.

- Beirami, M & Fahimi, S & Akbari, E & Amiri Pichakolaee, A. Predicting Marital Satisfaction on The Basis of Attachment Styles and Differentiation Components.Journal of Fundamentals of  Mental Health Spring 2012;Vol 14 No.1(53) P.64-77

- Haj Abol Zade, N. Investigating The Effect of Communication Skills Training with Cognitive-Behavioral Approach on Marital Satisfaction in Couples Living in Karaj. M.A Thesis. Alzahra University. 2002

- Zarei, S & Farahbakhsh, K & Esmaeeli, M. Determining the importance of self-differentiation, trust, shame and guilt in predicting the marital adaptation. Knowledge & Research in Applied Psychology Quarterly. 2011; 52-68

- Saeedi, Z & Ghorbani, N & Sarfaraz, M & Sharifian, M.The effect of inducing self-compassion and self-esteem on thelevel of the experience of shame and guilt. Contemporary psychology.2013, (8)1: 91-102

- Shahi, A & Ghafari, E & Ghasemi Felavarjani, K. Relationship between Mental Health and Marital Satisfaction of Couples. Journal of Kermanshah University of Medical Sciences (Behbood). 2011. 2(15) :119-126

- Sharifi, K & Saeedi, H. The prediction of psychological well-being based on the orientation of life  and optimism. Rooyesh Ravanshenasi Quarterly. 2015. 4(1)

- Shaoari Nezhad, A. Developmental Psychology. 10th Ed. Etela’at Publication. 199             

- MohammadNazari, A & Ebrahimi, P & Fatemi, A & Danaee, S. Similarity and Contrast in Personality Traits Relationship with Marital Adaptation. Journal of Behavorial Sciences. 2012; 6(3) :245-251

- Momeni, F & Shahidi, S & Motabi, F & Heidari, M. Psychometric Properties of the Persian Version of Self-Compassion Scale. Contemporary Psychology. 2013; 8(2) : 27-40

- Nourbala, F & Borjali, A & Nourbala, A. The interaction effect between "Self-Compassion" "Compassion Focused Therapy".Daneshvar Medicine. 2013; 20 (104) :77-104

- Blatt,  S.  J.,  Quinlan,  D.  M.,  Chevron,  E.  S., McDonald,  C.,  &  Zuroff,  D.  (2010). Dependency  and  self-criticism:  Psychological dimensions  of  depression.  Journal  of Consulting  and  Clinical  Psychology,  50, 113-124.

- Goldberg, D.P. & Hillier, V.F. (1979) A scaled versionof the General Health Questionnaire.

- PsychologicalMedicine, 9, 139-145

- Humbad NM, Donnellan BM, lacono GW, McGue M, Burt AS. (2013). Is spousal similarity for personality a matter of convergence or selection? Pers Indiv Diff; 49(7):827-30.

- Leary, M. R., Tate, E. B., Adams, C. E., Allen, A. B., & Hancock, J. (2007). Self-compassion and reactions to unpleasant self-relevant events: The implications of  treating oneself kindly. Journal of Personality and Social Psychology, 92, 887- 904.

- Moltby, John. (2009). “Forgiveness and Mental Health Variables: Interpreting the Relationship Using an Adaptational-Continuum Model of Personality and Coping.” Personality and Individual Differences, 37(8):1629–1641.

- Myers DG, Diener ED,. (2014). Who is happy? Psychological Science, 6(1):79-114.

- Neff, KD. (2003) Self-compassion: An alternative conceptualization of a healthy attitude toward oneself. Self Identity; 2, 2: 85-102.

- Neff, K. D., Kirkpatrick, K. & Rude, S. S. (2007). Self-compassion and its link  to adaptive psychological functioning. Journal of Research in Personality, 41, 139-154.

- Neff, KD, Kirkpatrick, KL, Rude, SS. (2007), Self- compassion and adaptive psychological functioning. J Res Personality; 41: 139-54.

- Pernegar, TV, (2008). Health and happiness in young swiss, Qulity of care until. Geneva university Hospital, Geneva, Switzerland

- Rios, C.X. (2010). The relationship between premarital expectation and marital satisfaction. Unpublished MA thesis, Department of family and marriage research, Utah state university, Oksana,Utah. 22,(4), 32-34.

- Spanier, G.B. (1976). Measuring dyadic adjustment: New scales for assessing the quality of marriage and similar dyads. Journal of Marriage and the Family, 38, 13-28.

- Wiegel, D. J; Ballard, R; Doberah, S. (2001). How couples maintain marriages. Journal of FamilyRelation,48(3),263-270.