اثربخشی آموزش خانواده به شیوه شناختی- رفتاری (CBT) بر سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی زوجین

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری روان شناسی، گروه روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی اهواز، اهواز، ایران (نویسنده مسئول) morteza_ahmaditabar@yahoo.com

2 دکتری روان شناسی، گروه روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی اهواز، اهواز، ایران makvandi_b@yahoo.com

3 دکتری مشاوره، گروه مشاوره، دانشگاه شهید چمران، اهواز، ایران Sodani_m@scu.ac.com

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش خانواده به شیوه شناختی- رفتاری (CBT) بر سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی زوجین بود. روش پژوهش تجربی از نوع پیش آزمون – پس‌آزمون با گروه گواه و انجام پیگیری بود. تعداد40 نفر در این پژوهش شرکت کردند و در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) گمارده شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه‌های سازگاری زناشویی(MAQ)، تاب آوری(CD-RAS) و کیفیت‌زندگی(WHOQOL) بود مداخله آموزشی برای برای گروه آزمایش در طی 10 جلسه یک و نیم ساعته و هفته ای یک بار اجرا شد. تحلیل داده ها نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و گواه در افزایش سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و نیز پیگیری وجود دارد. بر این اساس برنامه آموزش خانواده به شیوه شناختی – رفتاری در هر سه متغییر مؤثر است. نتایج این پژوهش می تواند به درک نقش مهمی که آموزش خانواده در بهبود سازگاری، تاب آوری و کیفیت زندگی ایفا نمایند، کمک کند، لذا آموزش این برنامه آموزشی در مراکز مشاوره برای زوجین پیشنهاد می شود.

تازه های تحقیق

-

کلیدواژه‌ها


در دنیای معاصر ساختار ازدواج و خانواده در خطر بی ثباتی و متلاشی شدن است(ولفیتگر، 2015). بی ثباتی ازدواج به زندگی زوجینی اشاره دارد که طلاق نگرفته اند، ولی به دنبال جدایی از یکدیگر و احتمال جدایی و طلاق در بین آنها بالاست (اوراتینکال و کورین، 2014)، این مفهوم ، وضعیت زوج هایی را توصیف می‌کند که ازدواج شان در موقعیتی خطرناک ونامتعادل قرار گرفته است و فاصله چندانی با طلاق ندارند و زن و مرد (در یک رابطه همسری) به طلاق می‌اندیشند و یا اعمالی انجام می دهد که به پایان رساندن ازدواج گرایش دارد. لذا آنچه از ازدواج مهم‌تر است سازگاری زناشویی[1] و رضایت از ازدواج می‌باشد. سازگاری زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند، سازگاری در ازدواج از طریق علاقه متقابل، مراقبت از یکدیگر، پذیرش و درک یکدیگر و ارضای نیازها ایجاد می‌شود(سین‌ها و ماکرجک[2]، 2005؛ به نقل از باقریان و بهشتی، 1390). بررسی پیشینه مفهوم سازگاری زناشویی نشان می‌دهد که این مفهوم به طور ثابت برای اشاره به فرایندهایی که برای دستیابی به یک رابطه زناشویی هماهنگ و کارکردن ضروری است در نظر گرفته می‌شود. در این خصوص رابطه سازگار شده به عنوان رابطه‌ای که در آن مشارکت کنندگان غالبا با هم در تعامل هستند به ندرت با هم اختلاف نظر دارند. به خوبی باهم ارتباط برقرار می‌کنند و اختلافشان را به شیوه رضایت بخش و دو جانبه حل و فصل می‌کنند، در نظر گرفته می‌شود(ویگن و مودی[3]، 2004). موران، رامانیوک[4]، کافی، چانن، دقنهارت، بروشمان و پاتوون[5] (2016) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که سازگاری در اثر توانایی برقراری متقابل با دیگران میسر است. ویل، ستار شرینر و فلیپس[6] (2016) در تحقیقی که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که افراد دارای کیفیت زندگی پایین دارای مشکلات بسیاری به ویژه در سازگاری با موقعیت‌های چالش‌انگیز زندگی روزمره می‌باشند. مقدم مکوندی و پاک سرشت(2015) ضمن پژوهشی درباره تأثیر درمان شناختی– رفتاری بر سازگاری زناشویی به این نتیجه رسیدند که این شیوه باعث بهبود معناداری سازگاری و همه ابعاد رایج پژوهش‌های داخلی همسو با پژوهش‌های خارجی بود. عماری، امینی و رحمانی(1394) در پژوهشی با عنوان اثربخشی زوج درمانی شناختی - رفتاری در افزایش سازگاری زناشویی زوجین متقاضی طلاق گزارش کردند که این شیوه باعث سازگاری زناشویی شد. صمدزاده، پورشریفی و باباپور خیرالدین(1393)، در پژوهشی با عنوان بررسی اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر سازگاری روانی اجتماعی با بیماری و نشانه های افسردگی در افراد مبتلا به دیابت نوع دو به این نتیجه رسیدند که این شیوه باعث کاهش نشانه های افسردگی و افزایش سازگاری روانی اجتماعی در افر اد مذکور می باشد.

از جمله متغییرهایی که از آموزش خانواده اثر پذیر است و می‌تواند در زندگی مشترک زوجین مؤثر باشد تاب‌آوری[7] است. تاب‌آوری به عنوان یکی از متغییرهای اثرگذار بر روابط زوجین، خاستگاه ارزشمندی در روان شناسی خانواده و خانواده درمانی در جهت زدودن استرس[8] و آثار نامطلوب آن یافته است، به طوری که روز به روز بر شمار پژوهش‌ها در این رابطه افزوده می‌شود (والش[9]، 2003). بسیاری از پژوهش‌ها به افزایش سطح سلامت روان و رضایت از زندگی اشاره داشته‌اند (تورانی، پاشایی و قطره سامانی، 1391). از جمله پژوهش‌هایی که می‌توان در این زمینه به آنها اشاره کرد عبارتند از: یافته‌های پژوهشی (بودنمن، رونسون و کیسر[10]، 2005؛ بونانو[11]، 2004؛ فردریکسون و جوینر[12]، 2004؛ کورتیس و سکهتی[13]، 2007؛ گراهام و کنلی[14]، 2006؛ گریف و وندرسن[15]، 2004؛ لاتایلاد[16]، 2006؛ نف و برادی[17]، 2011؛ والش، 1996؛ هابر، ناوارو، ومبل و میوم[18]، 2010). نشان می‌دهد که ویژگی‌های تاب‌آوری فردی نقش مهمی در رضایت زناشویی، روابط زوجین، افزایش تاب‌آوری، کاهش استرس‌های زناشویی و افزایش هیجانات مثبت دارد. اسدی (1393) ضمن پژوهشی درباره اثربخشی خانواده درمانی شناختی- رفتاری و بوئنی در افزایش کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی و تاب‌آوری با توجه به نقش کنترل کنندگی تمایزیافتگی که به همه‌ی اعضای خانواده آموزش دادند به این نتیجه رسیدند که شیوه‌های آموزشی باعث بهبود کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی و تاب آوری شدند.

یکی دیگر از متغییرهای که از آموزش خانواده اثر پذیر است، کیفیت زندگی[19] است. کیفیت زندگی سازه‌ای بسیار گسترده‌تر از سلامت ذهنی است. سازمان جهانی، کیفیت زندگی را عبارت می‌داند از تصورات افراد از موقعیت خود با توجه به شرایط فرهنگی و ارزشی که در آن زندگی می‌کنند. هر چه این تصورات مثبت تر و بهتر باشد فرد از زندگی بهتری برخوردار است(ترخان، 1390). کیفیت زندگی یک مفهوم فراگیر مبتنی بر ادراک فرد است که از سلامت فیزیکی، رشد شخصی، حالات روانشناختی، سطح استقلال، روابط اجتماعی و روابط با نهادهای برجسته از جمله خانواده و محیط زندگی تأثیر می پذیرد. (وبل، ستار، شرینر و فیلیپس، 2016). نتایج پژوهش گامریو و همکاران(2011)، نشان داد که بین رضایت زناشویی و کیفیت زندگی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و افزایش رضایت زناشویی باعث افزایش کیفیت زندگی در تمامی ابعاد آن می گردد. در پژوهشی خیام نکویی، یوسفس و منشئی(1389)، به این نتیجه رسیدند که آموزش های شناختی- رفتاری بر کیفیت زندگی مؤثر است. ایزدی، مزیدی، داودی و مهرابی زاده (2016). ضمن پژوهشی درباره تأثیر درمان شناختی- رفتاری گروهی بر کیفیت زندگی زنان مبتلا به سندرم قاعدگی به این نتیجه رسیدند که این روش باعث افزایش معنادار کیفیت زندگی شد.

اهمیت توجه به خانواده و روابط زوجین موجب طراحی برنامه‌های مداخله‌ای به ویژه با رویکرد شناخت– رفتاری در جهت بهبود سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی شده است. اصل اساسی در این رویکرد این است که محتوای شناخت، فرآیندها و ساختارها، هم تجارب هیجانی و هم تجارب رفتاری را تحت تأثیر قرار می‌دهند (کلارک، 1995؛ دابسن و بلاک، 1998؛ به نقل از تاشک، 1393). همچنین مداخلات شناختی- رفتاری به ویژه بعد شناختی آن به شدت از زمینه‌های فرهنگی، باورها و ارزش‌های درون فرهنگی تاثیر می‌پذیرد و کارایی آن متأثر از زمینه‌های فرهنگی و اعتقادات مراجعان است (هافمن، 2008). با استفاده از اصول خانواده درمانی شناختی- رفتاری زن و شوهر، می‌توانند در برابر قضاوت‌های بی مورد بایستند و تصاویر مخدوش را از میان بردارند. همچنین آنان می‌توانند با نتیجه‌گیری‌های دقیق‌تر و منطقی‌تر از سوء تفاهم‌ها در روابط زناشویی در امان باشند (اپشتاین و ژنگ[20]، 2017). نتایج پژوهش‌ها در زمینه تأثیر خانواده درمانی شناختی- رفتاری حاکی از تأثیر این روش است. برای روشن شدن مطلب می‌توان به نتایج مطالعه (مونسون، فردمن، مک دونالد، پاکی-مارتین، ریسیک و شنور[21] 2012) درباره تأثیر زوج درمانی شناختی- رفتاری اشاره کرد که این شیوه باعث بهبود کیفیت زندگی می‌شود. زادهوش (1390) در پژوهش خود باعنوان تأثیر مداخله شناختی- رفتاری همراه با توصیه‌های مذهبی را در جهت بهبود رضایت زناشویی نسبت به مداخله شناختی- رفتاری کلاسیک، بیشتر توصیه نموده است. نتایج حاصل از فراتحلیل[22] اثربخشی مداخله‌ها با رویکرد شناختی- رفتاری به صورت گروهی بر میزان رضایت زناشویی توسط عابدی، مسیبی و عریضی (1392) نشان داده است که در جامعه ما این مداخله ها، رضایت زناشویی را در مردان و زنان بهبود می‌بخشد. نتایج مختلف این تحقیقات، اهمیت و توجه به متغییرهای متناسب با زمینه‌های فرهنگی هر جامعه‌ای را در مداخله‌های روان‌شناختی روشن می‌سازد.

با توجه به مشکلاتی که زوجین در زندگی مشترک خود با آن مواجه هستند و همچنین با توجه به این مسئله که در ایران تحقیقات بسیار کمی در باب رویکرد شناختی- رفتاری و کشف نقاط قوت و منفی و معنا بخشی در زندگی فردی و زناشویی برای برخورداری از سازگاری زناشویی، تاب آوری و بهبود کیفیت زندگی این قشر آسیب پذیر صورت گرفته است، بنابراین هدف این پژوهش تعیین تأثیر آموزش خانواده به شیوه شناختی- رفتاری بر سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی زناشویی در زوجین بود. در این پژوهش به بررسی فرضیه های زیر پرداخته شد.

1- آموزش خانواده به شیوه شناختی- رفتاری بر سازگاری زناشویی زوجین مؤثر است.

2- آموزش خانواده به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری زوجین مؤثر است.

3- آموزش خانواده به شیوه شناختی- رفتاری بر کیفیت زندگی زناشویی زوجین مؤثر است.

روش

روش پژوهش، جامعه آماری و نمونه: پژوهش از نوع تجربی میدانی با اجرای پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجینی که فرزندانشان در مجتمع آموزشی شهدای صنعت نفت و دبیرستان ویژه فرهنگیان(دوره اول) ناحیه دو شهر اهواز در سال تحصیلی 97-96 مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری بر اساس نمونه‌گیری در دسترس بود که از بین حدود 60 زوج (120 نفر) والدین دانش آموزان که در متغییرهای سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی یک انحراف از میانگین نمره کمتری کسب کرده بودند تعداد 40 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه 20 نفری (آزمایش و گواه) گمارده شدند. از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد. از 20 نفر گروه آزمایش 18 نفر درمان را تکمیل کردند و 2 نفر به دلیل غیبت بیش از دو جلسه از پژوهش کنار گذاشته شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش در 10 جلسه 5/1 ساعته (هفته ای یک جلسه) در برنامه آموزشی خانواده به شیوه شناختی – رفتاری شرکت کردند. گروه گواه در این فاصله هیچ‌گونه مداخله ای را دریافت نکردند. پس از پایان جلسه آخر و نیز یک ماه بعد از آخرین جلسه به منظور پیگیری، گروه نمونه مجدد پرسشنامه‌های سازگاری‌زناشویی (MAQ)، تاب‌آوری (CD-RAS) و کیفیت زندگی(WHOQOL) را تکمیل کردند.

 

 

 

 

 

 

 

جدول محتوای خلاصه جلسات آموزش خانواده به شیوه شناختی رفتاری

جلسه

موضوع

اهداف و خلاصه جلسه

اول

آشنایی کلی با برنامه آموزش خانواده

معارفه، بیان اهداف و قوانین گروه، احترام متقابل، شرکت منظم ایجاد ارتباط اولیه و بررسی مشکلات و اجرای پیش آزمون

دوم

بحث گروهی و بررسی عوامل مؤثر بر زندگی سالم

شرح عومل (جسمانی، روانی – اجتماعی و معنوی) مؤثر در زندگی سالم، بیان و تشریح مبانی عزت نفس و احترام به خود و دیگران

سوم

تنظیم اهداف زندگی و فعالیت گروهی در زمینه عوامل زندگی سالم

برنامه ریزی برای تدوین و تنظیم برنامه زندگی بررسی تکلیف قبل، آشنایی با اهمیت و انواع ارتباط کلامی و غیر کلامی

چهارم

همبستگی، بی همتایی، قدرت و الگوها مهارت مدیریت هیجان خشم

بررسی تکلیف قبل، آشنایی با اهمیت و نحوه مدیریت هیجان خشم ، مراحل پنج گانه مهارت حل مسأله، آشنایی با مهارت تصویرسازی نثبت

پنجم

فعالیت گروهی، راهکار های تشخیص شباهت ها و تفاوت های زوجین

بررسی تکلیف قبل، آشنایی با انواع سبک های حل تعارض روش های حل تعارض میان زوجین، آشنایی با مرزها و حقوق زوجین

ششم

مهارت  احترام، عفو و بخشش و فعالیت گروهی در زمینه احترام

بررسی تکلیف قبل، آشنایی با اهمیت و نقش عفو و بخشش در زندگی آموزش مراحل مهارت بخشایش‌گری بیان شیوه‌های کسب احترام

هفتم

بحث گروهی و ارائه فعالیت های تکمیلی مهارت ارتباط زناشویی

بررسی تکلیف قبل، آشنایی با ایجاد روش های صمیمیت زناشویی آشنایی با رفتارهای عاطفی و جنسی مطلوب زوجین با نگاه اسلامی

هشتم

آگاهی از همایندی ها و مهارت ارتباط مؤثر با فرزند

بررسی تکلیف قبل، آشنایی  و دادن آگاهی با روش های ارتباط سالم با فرزند با نگاه اسلامی

نهم

مهارت مدیریت زمان آموزش حل مسئله، بحث گروهی، ارائه تکلیف

بررسی تکلیف قبل، آشنایی با اهمیت و روش مدیریت زمان در امور زندگی

دهم

جمع بندی و نتیجه گیری مطالب و اجرای پس آزمون

بررسی تکالیف و جمع بندی اهداف برنامه، پرسش و پاسخ و ارائه پیشنهادات بر اساس نیاز گروه

 

این پکیج (پروتکل) شامل شرح جلسات به صورت کامل برای آموزش و اجرا می باشد. لازم به ذکر است که این پکیج برگفته از تحقیقات با جامعه و نمونه ایرانی سنخیت کامل دارد(روایی و همکاران، 1394).

ابزارهای سنجش

- پرسشنامه­ سازگاری زناشویی (MAQ): این پرسشنامه توسط گراهام اسپانیر[23] (1976)، به منظور ارزیابی و سنجش کیفیت رابطه و سازگاری زناشویی بین دو نفر(زن و شوهر)، که با هم زندگی می‌کنند تنظیم شده و یک ابزار خود سنجی 32 سؤالی است که برداشت‌های افراد در مورد سازگاری زناشویی را نشان می‎دهد. نمره گذاری آن بر اساس طیف لیکرت صورت می‌گیرد. نمرات این پرسشنامه از صفر تا 151 متغییر است که کسب نمرات بیشتر یا برابر 100 به معنای سازگاری افراد و نمرات کمتر از 100 به معنای وجود مشکلی در روابط زناشویی و ناسازگاری است. تحلیل عاملی نشان می‌دهد که این پرسشنامه چهار بعد را می‌سنجد که عبارتند از: رضایت دو نفری، همبستگی دو نفری، توافق دو نفری و ابراز محبت. مطالعات مربوط به پایایی و روایی این مقیاس همواره مثبت بوده است. اسپانیر پایایی 96%، را از طریق آلفای کرونباخ برای این مقیاس بدست آورد و برای مقیاس‌های فرعی به ترتیب: رضایت دو نفری 94%، توافق دو نفری 90%، همبستگی دو نفری 86% و برای ابراز عاطفی و محبت در روابط دو نفری 73% را گزارش نمود. اسپانیر(1986)، برای محاسبه روایی این مقیاس دو نمونه زوج‌های عادی و مطلقه را با هم مقایسه کرد و نتایج آنها نشان داد که بین دو گروه نمونه تفاوت معناداری هم در نمره کل و هم در خرده مقیاس‌ها وجود دارد(عطاری، محمدی و مهرابی زاده هنرمند، 1388). روایی همزمان این پرسشنامه با مقیاس سازگاری زناشویی لاک و والاس2 94%، گزارش شد(کجباف و همکاران، 1390). این مقیاس توسط ثنایی(1379، به نقل از عطاری و همکاران، 1388).  ترجمه شده و در بسیاری از پژوهش‌های داخلی مورد استفاده قرار گرفته که حاکی از پایایی مناسب این پرسشنامه می‌باشد. علویان و همکاران(1385) در مطالعه‌ای همسانی درونی این مقیاس را با استفاده از روش آلفای کرونباخ 90%، بدست آوردند. معین، غیاثی و مسموعی(1390)، نیز همسانی درونی این مقیاس را با استفاده از روش آلفای کرونباخ 84%، بدست آوردند. ضریب پایایی پرسشنامه در تحقیق حاضر با روش آلفای کرونباخ .79/0.می باشد.

پرسشنامه تاب آوری کارنر و دیویدسون[24] (CD-RAS):این پرسشنامه توسط کارنر و دیویدسون (2003)، جهت اندازه گیری قدرت مقابله با فشار و تهدید تهیه شده است. سازندگان این مقیاس بر این باورند که این پرسشنامه به خوبی می تواند افراد تاب آور را از غیر تاب آور در گروه های بالینی و غیر بالینی جدا کند و می تواند در موقعیت های پژوهشی و بالینی به کار برده شود(محمدی، 1384؛ به نقل از رحیمیان بوگر و اصغرنژاد فرید، 1387). این مقیاس شامل 25 سؤال است و دارای دامنه 5 درجه ای کیکرتی از صفر تا چهار شامل هرگز، بندرت، گاهی اوقات، اغلب و همیشه است. حداقل نمره تاب آوری آزمودنی در این مقیاس، صفر و حداکثر نمره صد است. همسانی درونی، پایایی بازآزمایی و روایی همگرا و واگرای این مقیاس کافی گزارش شده‌اند نتایج تحلیل عامل اکتشافاتی، وجود 5 عامل شایستگی /استحکام شخصی، اعتماد به غرایز شخصی / تحمل عواطف منفی، پذیرش مثبت عواطف/ تحمل عواطف منفی، روابط ایمن، مهار و معنویت را برای مقیاس تاب آوری تایید کرده است.اما چون روایی و پایایی این مقیاس ها هنوز به طورقطع تأیید نشده در حال حاضر فقط نمره کمی تاب آوری برای هدف های پژوهشی معتبر کحسوب می شود(کارنر و دیویدسون، 2003؛ به نقل از بشارت، 1386). پایایی و روایی فرم فارسی تاب آوری نیز در مطالعات مقدماتی نمونه های بهنجار و بیمار مورد بررسی و تأیید قرار گرفته است(بشارت، 1386). این مقیاس در ایران تویط محمدی(1386) هنجاریابی شده است. در پژوهش سامانی، جوکار و صحراگرد(1386)، ضریب آلفای کرونباخ 87/0 برای پایایی این آزمون به دست آمده است. در تحقیق حاضر برای تعیین پایایی پرسشنامه تاب آوری از روش آلفای کرونباخ استفاده شــد که برای کل پرسشنـامه 88/0.می‌باشد.

پرسشنامه‌ کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت:پرسشنامه کیفیت زندگی در سال 1996 توسط سازمان بهداشت جهانی ساخته و در کشورهای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. این ابزار از 26 سؤال در چهار حیطه اصلی تشکیل شده است: حیطه سلامت جسمانی، حیطه روان شناختی، حیطه روابط اجتماعی و حیطه وضعیت زندگی(مسائلی و همکاران، 1389). نتایج گزارش شده برای پایایی پرسشنامه کیفیت زندگی توسط گروه سازندگان مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت(1998)، تعداد 4802 نفر از 15 کشور، تعداد 4104 نفر از 13 کشور و 2369 نفر از 5 کشور مورد سنجش قرار گرفتند، میزان آلفای کرونباخ بین 66% تا 84%، برای خرده مقیاس‌های چهارگانه و کل مقیاس گزارش شده است که نشان دهنده همسانی درونی خوب است.(نصیری، 1385). در پژوهشی پایایی بازآزمایی پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، 70% بدست آمد. همچنین، روایی همزمان برای خرده مقیاس سلامت جسمانی 86%، سلامت روانی 91%، ارتباط اجتماعی 89% و محیط 14%، بدست آمد(اسچ، ادوستن، و ورایز[25]، 2010). نصیری (1385)، برای پایایی مقیاس از 3 روش بازآزمایی(با فاصله 3 هفته‌ای)، تنصیف و آلفای کرونباخ استفاده کرد، که به ترتیب برابر با 67%، 87% و 84%، بود. یوسفی و صفری(1388)، به منظور تعیین روایی مقیاس همبستگی نمره کل هر بعد با تک تک سؤال‌های تشکیل دهنده آن بعد استفاده شد. ضریب های همبستگی بدست آمده از 45% تا 83% بود و تمام ضریب ها در سطح 001% معنی دار بودند.پایایی این پرسشنامه در تحقیق حاضر بر اساس آلفای کرونباخ 86/0 می‌باشد.

یافته ها

همان طور که در جدول 1، مشاهده می‌شود، در گروه آزمایشی (آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری)، میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 16/79 و 58/10، در مرحله­ی پس آزمون برابر 72/89 و 0/12 و در مرحله‌ی آزمون پیگیری برابر 77/88 و 94/11، میانگین و انحراف معیار تاب آوری در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 88/49 و 08/5، در مرحله­ی پس آزمون برابر 11/57 و 9/4 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 05/56 و 58/4 می‌باشد. همچنین، میانگین و انحراف معیار کیفیت زندگی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 33/62 و 01/9، در مرحله­ی پس آزمون برابر 22/75 و 94/8 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 77/74 و 69/8 می‌باشد.

همان طور که در جدول 1، مشاهده می‌شود، در گروه گواه، میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 11/79 و 88/9، در مرحله­ی پس آزمون برابر 61/78 و 7/9 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 55/78 و 7/9، میانگین و انحراف معیار تاب آوری در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 0/51 و 43/6، در مرحله­ی پس آزمون برابر 55/50 و 57/6 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 0/50 و 19/6 می‌باشد. همچنین، میانگین و انحراف معیار کیفیت زندگی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 94/63 و 53/8، در مرحله­ی پس آزمون برابر 33/64 و 08/8 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 88/63 و 76/7 می‌باشد.

جدول 1. میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی در

 مردان گروه آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری گروه آزمایشی و گواه در

 مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری

 

متغیر

 

گروه ها

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

 

سازگاری زناشویی

گروه(آزمایشی)

16/79

58/10

72/89

12

77/88

94/11

گروه(گواه)

11/79

88/9

61/78

7/9

55/78

7/9

 

تاب آوری

گروه(آزمایشی)

88/49

08/5

11/57

9/4

05/56

58/4

گروه(گواه)

51

43/6

55/50

57/6

50

19/6

 

کیفیت زندگی

گروه(آزمایشی)

33/62

01/9

22/75

94/8

77/74

69/8

گروه(گواه)

94/63

53/8

33/64

08/8

88/63

76/7

 

جدول 2- میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی در زنان گروه­ آموزش خانواده به شیوه شناختی – رفتاری  وگواه  در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری را نشان می­دهد.

جدول 2- میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی در زنان گروه آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری و گواه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری

متغیر

گروه ها

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

سازگاری زناشویی

گروه(آزمایشی)

22/79

81/10

94/91

9/11

27/91

39/10

گروه(گواه)

22/78

32/10

83/78

08/10

44/78

17/10

تاب آوری

گروه(آزمایشی)

55/48

91/5

27/56

32/5

83/55

47/5

گروه(گواه)

55/51

35/7

66/51

72/7

33/51

8/7

کیفیت زندگی

گروه(آزمایشی)

22/62

03/9

76

9/8

44/75

63/8

گروه(گواه)

16/63

21/8

27/62

24/8

11/63

13/8

 

همان طور که در جدول 2- مشاهده می‌شود، در گروه آزمایشی ( آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری)، میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 22/79 و 81/10، در مرحله­ی پس آزمون برابر 964/91 و 9/11 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 27/91 و 39/10، میانگین و انحراف معیار تاب آوری در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 55/48 و 91/5، در مرحله­ی پس آزمون برابر 27/26 و 32/5 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 83/55 و 47/5 می‌باشد. همچنین، میانگین و انحراف معیار کیفیت زندگی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 22/62 و 03/9، در مرحله­ی پس آزمون برابر 0/76 و 9/8 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 44/75 و 63/8 می‌باشد.

همان طور که در جدول 2- مشاهده می‌شود، در گروه (گواه)، میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 22/78 و 32/10، در مرحله­ی پس آزمون برابر 83/78 و 08/10 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 44/78 و 17/10، میانگین و انحراف معیار تاب آوری در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 55/51 و 35/7، در مرحله­ی پس آزمون برابر 66/51 و 72/7 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 33/51 و 8/7 می‌باشد. همچنین، میانگین و انحراف معیار کیفیت زندگی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 16/63 و 21/8، در مرحله­ی پس آزمون برابر 27/62 و 24/8 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 11/63 و 13/8 می‌باشد.

جدول 3، میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی در زوجین گروه آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری و گواه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری را نشان می­دهد.

جدول 3. میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی در زوجین گروه آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری و گواه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری

متغیر

گروه ها

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

سازگاری زناشویی

گروه(آزمایشی)

19/79

68/10

83/90

69/11

02/90

93/11

گروه(گواه)

16/78

06/10

72/78

73/9

5/78

77/9

تاب آوری

گروه(آزمایشی)

22/49

88/4

69/56

54/4

94/55

43/4

گروه(گواه)

27/51

45/6

11/51

65/6

66/50

44/6

کیفیت زندگی

گروه(آزمایشی)

27/62

98/8

61/75

64/8

11/75

33/8

گروه(گواه)

55/63

34/8

3/63

1/8

5/63

76/7

 

همان طور که در جدول 3، مشاهده می‌شود، در گروه آزمایشی ( آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری)، میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 19/79 و 68/10، در مرحله­ی پس آزمون برابر 83/90 و 69/11 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 02/90 و 93/11، میانگین و انحراف معیار تاب آوری در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 22/49 و 88/4، در مرحله­ی پس آزمون برابر 69/56 و 54/4 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 94/55 و 43/4 می‌باشد. همچنین، میانگین و انحراف معیار کیفیت زندگی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 27/62 و 98/8، در مرحله­ی پس آزمون برابر 61/75 و 64/8 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 11/75 و 33/8 می‌باشد.

همان طور که در جدول 3، مشاهده می‌شود، در گروه (گواه)، میانگین و انحراف معیار سازگاری زناشویی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 16/78 و 06/10، در مرحله­ی پس آزمون برابر 72/78 و 73/9 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 5/78 و 77/9، میانگین و انحراف معیار تاب آوری در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 27/51 و 45/6، در مرحله­ی پس آزمون برابر 11/51 و 65/6 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 66/50 و 44/6 می‌باشد. همچنین، میانگین و انحراف معیار کیفیت زندگی در مرحله‌ی پیش آزمون برابر 55/63 و 34/8، در مرحله­ی پس آزمون برابر 3/63 و 1/8 و در مرحله­ی آزمون پیگیری برابر 5/63 و 76/7 می‌باشد.

برای مقایسه گروه­های آزمایشی و گواه بر اساس نمره های پس­آزمون­ها، پس از کنترل اثر پیش­آزمون­ها، جهت تعیین تأثیر مداخله آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری بر سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی، ابتدا یک تحلیل کواریانس چندمتغیری (مانکووا) روی داده­ها انجام گرفت، سپس فرضیه­های پژوهش آزمون شدند. نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری در جدول 4 ، آمده است.

جدول 4-. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکووا) روی نمره­های پس آزمون سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی در گروه آزمایشی و گواه

آزمون

ارزش

F

Df

فرضیه

Df

خطا

سطح معنی‌داری

اثر پیلایی

619/1

65/66

6

94

001/0

لامبدای ویلکز

016/0

37/107

6

92

001/0

اثر هتلینگ

37/22

82/167

6

90

001/0

بزرگترین ریشه روی

38/20

31/319

3

47

001/0

 

همان طور که در جدول 4- ملاحظه می‌شود، آزمون‌های آماری تحلیل کواریانس چند متغیری (مانکووا) در گروه آموزشی آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری، و گواه نشان می‌دهد که این گروه حداقل در یکی از متغیرهای وابسته با یکدیگر تفاوت معنی‌داری دارند.

جدول 5- نتایج تحلیل کوواریانس تک­متغیری در متن مانکووا برای نمره‌های پس آزمون در متغیرهای وابسته را نشان می‌دهد.

جدول 5. نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری در متن مانکووا روی

 نمره‌های پس آزمون سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی

منبع

متغیر

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معنی‌داری

اندازه اثر

گروه

سازگاری زناشویی

56/1088

2

28/544

4/81

001/0

772/0

تاب آوری

22/1127

2

61/563

84/191

001/0

889/0

کیفیت زندگی

42/1622

2

21/811

89/224

001/0

904/0

همان طور که در جدول 5- ملاحظه می‌شود نسبت F تحلیل کواریانس تک متغیری برای متغیر سازگاری زناشویی (4/81F= و 001/0P=)، تاب آوری (84/191F= و 001/0P=) و کیفیت زندگی (89/224F= و 001/0P=) به دست آمدند. این یافته‌ها نشان می‌دهند که در متغیرهای وابسته‌ (سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی) بین گروه آزمایشی و گواه تفاوت معنی‌دار دیده می‌شود. بنابراین، فرضیه های 1، 2، 3 پژوهش تأیید می‌شوند.

فرضیه 1- آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری بر سازگاری زناشویی زوجین شهر اهواز مؤثر است.

فرضیه 2- آموزش آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری بر تاب آوری زوجین شهر اهواز مؤثر است.

فرضیه 3- آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری بر کیفیت زندگی زوجین شهر اهواز مؤثر است.

 

بحث و نتیجه گیری

یافته های مربوط به فرضیه ی 1، 2 و 3 در جدول 1-3 ارائه شده است.  نتایج تحلیل‌های کوواریانس چند متغیری و یک راهه نشان داد که بین گروه گواه و گروه آزمایشی در آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری در سازگاری زناشویی تفاوت معنی‌داری وجود دارد. این یافته فرضیه‌ی اول پژوهش را تأیید می‌کند. همچنین بین میانگین گروه گواه و گروه آزمایشی در آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری در تاب آوری تفاوت معنی‌داری وجود دارد. این یافته فرضیه‌ی 2 پژوهش را تأیید می‌کند، و سرانجام بین میانگین گروه گواه و گروه آزمایشی در آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری در کیفیت زندگی تفاوت معنی‌داری وجود دارد لذا این یافته فرضیه‌ی 3 پژوهش را تأیید می‌کند.

این یافته با پژوهش‌های اپشتاین و ژنگ، (2017)، موران، رامانیوک، کافی، چانن، دقنهارت، بروشمان و پاتوون (2016)، ویل، ستار شرینر و فلیپس (2016)، ایزدی، مزیدی، داودی و مهرابی زاده (2016)، مقدم مکوندی و پاک سرشت(2015)، مونسن، فردمن، پاکی-مارتین، ریسیک و شنور(2012)، هماهنگ است. (نف و برادی، 2011)، گامریو و همکاران(2011)، عماری، امینی و رحمانی(1394) و اسدی (1393). هماهنگ می باشد.

در تبیین نتایج بدست آمده از فرضیه اول می‌توان گفت: خداوند حکیم، خانواده[26] را کانون مودت و رحمت قرار داده است و مودت و رحمت جان مایه تحکیم پیوند خانوادگی است و هر قدر این جان مایه تقویت شود، نهاد خانواده مستحکم‌تر و آرامش بیشتری بر زندگی حاکم می‌شود (افروز، 1394). برای دستیابی به این آرامش، توجه به توانمندی‌های همسران در بعد شناختی- رفتاری[27]، نگرشی، حسن ظن و داشتن نگرش مثبت نعمتی به وجود همسر، مهم است (فقهی، 1392). و از آنجا که آموزش خانواده به شیوه شناختی- رفتاری می‌تواند بر سازگاری زناشویی زوجین مؤثر باشد. در این زمینه می توان به این موضوع اشاره کرد که با توجه به بسته آموزشی شناختی رفتاری که در طول جلسات دوره آموزشی به زوجین آموزش داده می شد عوامل متعددی روی ارتقاء سازگاری زناشویی مؤثر هستند که از بین آنها می توان به حل مناسب تعارض، تماس و ارتباط مناسب بین زوجین، بروز هیجانات مثبت و منفی به شکل درست، عدم خودمحوری، وجود همدلی و همکاری بین زوج ها، تصمیم گیری و مسئولیت پذیری آنها، عدم غرق شدن در تجربیات منفی گذشته و آگاهی زوج ها نسبت به خود و همسر اشاره کرد(گودرزی و بوستانی پور، 1391).

همچنین در تبیین فرضیه‌ی دوم که آموزش خانواده به شیوه شناختی – رفتاری بر تاب آوری زوجین مؤثر است می‌توان گفت، بسیاری از محققان بین تاب‌آوری و مشکلات روان شناختی رابطه ی معنا‌دار و منفی را گزارش کرده‌اند و چنین بیان می‌دارند که این سازه می تواند به عنوان میانجی بین سلامت روانی و بسیاری دیگر از متغیر‌ها قرار گیرد و با ارتقاء تاب آوری افراد می‌توانند در برابر عوامل استرس‌زا ، اضطراب‌آور و هم چنین عواملی که مسبب به وجود آمدن بسیاری از مشکلات روان شناختی آنها می‌شوند از خود مقاومت نشان داده و بر آن غلبه کنند(رستمی و همکاران، 1386). اگر روش ‌های ایجاد تاب آوری را به دقت مورد بررسی قرار دهیم متوجه می شویم کسانی که به درستی آموزش شناختی- رفتاری می بینند ویژگی افراد تاب آور را کسب می‌کنند. این ویژگی‌ها عبارتند از:  پذیرش اینکه تغییر بخشی از زندگی است؛ حرکت به سوی هدف ها؛ دیدگاه مثبتی را در مورد خود پرورش میدهید؛ رویدادها را در منظرتان(در جلوی چشمتان ) نگاه دارید؛  مهارتهای سالم برای مقابله با مشکلات را بیاموزید اگر مقابله‌های مسئله مدار و هیجان مدار سالم را بیاموزید به هنگام مواجهه با مشکلات زندگی، مخزن قوی و پر محتوایی از راهکارهای مفید دارید که بر حسب اوضاع می‌توانید از آنها استفاده کنید(نوری زاده و همکاران، 1389).

در تبیین فرضیه‌ی سوم نتایج یافته‌های پژوهش نشان داد که آموزش خانواده به شیوه شناختی– رفتاری بر کیفیت زندگی زوجین اثربخش است. تبیین‌های روان شناختی کیفیت زندگی، بر تفاوت‌های فردی اشخاص در شیوه تفکر و احساس درباره رفتار خویش تأکید دارند. تفاوتهایی که می‌توانند، به شکل تفاوت‌هایی ظریف و جزیی در رفتار ظاهر شوند و برخی افراد به سبب عللی مانند افزایش خشم و عصبانیت، کمی وابستگی و تعلّق خاطر[28] به دیگران، کیفیت زندگی خود را نامطلوب تلقی می‌کنند. همچنین، فرایندهای شناختی ستون اصلی روش شناختی_ رفتاری برای بدکارکردی رابطه هستند که می‌توانند روی کیفیت زندگی اثر گذار باشند. این فرایند ها شامل: 1) توجه انتخابی ، 2) اسناد، 3) انتظارات،4 ) فرضیات و 5) معیارها می‌باشند. ما همگی در کل در مورد مردم و زندگی ادارک هایی داریم. ادراک ها شامل آن جنبه‌هایی از یک شخص یا یک موقعیت هستند، که با مقوله‌هایی که برای ما دارای معنای خاصی هستند، همخوان می‌باشد. در ارتباطات روج ها و خانواده‌ها، ادراک ها در مورد این هستند که چگونه تعامل برقرار کنیم و چگونه همسر یا اعضای خانواده را در سرتاسر روند تعاملات درک می‌کنیم. در نتیجه، به خاطر اینکه ادراک ها چگونگی توجه ما به دیگران را ارزیابی می‌کنند، آنها اغلب بر شناخت های دیگر، از قبیل اسناد، انتظارات و فرضیات ارجحیت دارند. در آن واحد، این شناخت های دیگر تأثیرات بعدی نیز دارند و بر ادراک های ما تأثیر می‌گذراند و به نوبه خود ممکن است ادارک های ما را تغییر دهند. در نتیجه، ادراک ها بر اساس اطلاعات جدیدی که ما ممکن است با آن مواجه شویم مستعد تغییر می‌شوند. بنابراین با تغییر نگرش ها ، اصلاح باورها و تعدیل انتظارات یا منطقی کردن انتظارات می‌توان کیفت زندگی زا بهتر ارزیابی کرد. این فرضیه با نظر ساکیه(1392)، هماهنگ است که می‌گوید: شاخص‌های ذهنی کیفیت زندگی، با مفاهیمی چون احساس رضایتمندی از زندگی، رفاه و آسایش جسمی و روانی و شادکامی توصیف می‌شود. همچنین عامل اصلی تعیین کننده کیفیت زندگی عبارتست از تفاوت درک کیفیت شده بین آنچه هست و آنجه که باید باشد (ساکیه، 1392).

همان گونه که مشاهده شد، آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری بر سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی زوجین شهر اهواز در مرحله ی پیگیری یک ماهه تداوم داشته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری بر سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی زوجین شهر اهواز به شکلی است که از سازگاری خوبی برخوردار است و از این روش می توان برای بالابردن سطح سازگاری زناشویی، تاب آوری و کیفیت زندگی زوجین استفاده نمود.



[1] .marital adjustment

[2]  .Sienna & Makrejeke

[3] .Wiggin & Moody

[4] .Moran,& Rumaniuk

[5] .Coffey, Degenhardt, Borschmann, & Patton

[6] .Weil, star, & Philips

[7] . resiliency

[8]. stress

[9] .Walsh

[10] .Bo Denman, Reversion, Kaiser

[11] .Bomana

[12] .Fredrickson, Joiner

[13] .Curtis, Cachectic

[14] .Graham, colony,

[15] .Grief, Vander son

[16] .Lataillade

[17] .Neff, Bradley

[18] .Bradley, Huber, Navarro, Wimble, Mumu

6 .quality of life

7.Epstein & Zheng

8.Monson, Freedman, Macdonald, Pokey-Martin, Resect & Schnurr

9. meta- analysis

 

[23]. Spinier

[24]. Corner & Davidson

[25]. Eschew, Dagestan & Wearied

[26] family

[27] cognitive- behavioral

[28]. fixation

Reference:

 

Bodenman, G., Revenson, T,A. (Ed)., & Kaysar, K. (Ed). (2005). Dyadic Coping & Its Significance for Marital Functioning. Couples coping with stress. Emerging perspectives on dyadic coping.Decade of behavior. Washington: American Psychological Association.

Each, L., Oudsten, B. L., & Varies, J. (2010). Psychometric properties of the WHOQOL-BREF quality. Psychometric properties of the WHOQOL-BREF quality of life assessment with malignant and benign breast problems. Conference of psychology.

Epstein, N., B., & Zheng, L. (2017). Cognitive-behavioral couple therapy. Current opinion in psychology, 13(2): 142-147.

Izadi-Mazidi, M., Davoudi, I., & Mehrabizadeh, M. (2016). Effect of group cogniti-behav-ioral therapy on health-related quality of life in females with premenstrual syndrome. Iranian Journal of psychiatric Behavioral Science, 10(1).2-5.

Corner, K, M., & Davidson, J. R. T. (2003). Development of a new resilience scale:  The Connor Davidson resilience scale (CD-RISC). Depression & anxiety Journal, 18, 76-82.

Spinier, G. (1976). Measuring a dyadic adjustment: New scales for assessing the quality of marriage and similar dyads. Journal of Marriage and the Family, 38(1): 15-26.

Gameiro, Nazare, B., Fonseca, A., Moura-Ramos, &Cristina Canavarro. M. (2011). Changes in marital congruence and quality of across the transition to parenthood in couples who conceived spontaneously or with assised reproductive technologies. Feitily and Sterility, 96()6, 1457. 1462.

Hoffman, S.G.(2008). The importance of culture in cognitive and behavioral. Cognitive Behavioral practice, 4, 243-254.

Moghadam. M., Makvandi, B., Pakseresht., (2015). The effect of cognitive behavioral therapy on soial adjustment (soial adjustment in working area, soial activities and leisure, relationships with extended family and role of the spouse, parent and member of the family unit) among patients with cancer in Ahvaz. International Journal of Review in life Sciences, 5(2): 412-417.

Moran, P., Romaniuk, H., Coffey, C., A., Degenhardt, L., Borschmann, R., & Patton. G. C. (2016). The influence of personality disorder on the future mental health and social adjustment of young adults – based longitudinal cohort study. The Lancet Psychiatry, 3(7): 636-645.

Waken & Moody. (2004). Marital adjustment. Journal of marital and family therapy, 31, 20-32.

Walsh, F. (2003). A family resilience framework: Innovative practice applications. Family Relations, 51, 2-18.

Webel, A. R., Sattar. A., Schreiner. N., & Phillips, J. C. (2016). Social resources. Health promotion behavior, and quality of life in adults living with HIV. Applied Nursing Research, 30: 204-209.

Wolfinger, N., H., (2015).. Understanding the Divorce Cycle. The children of Divorce in their own Marriages. Oxford: university press.

Orathinkal, J. & Kurian, J. (2014).Family Life and Marital Spirituality. Journal perspectives  of Catholic Laity  Catalyst, 44(2), 117-128.