تأثیر باروری بر نرخ مشارکت زنان در گروه کشورهای منتخب: رهیافت داده‌های پانل

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد فیروزکوه، گروه اقتصاد، فیروزکوه

2 کارشناس ارشد علوم اقتصادی ،واحد فیروزکوه،دانشگاه آزاد اسلامی ،فیروزکوه – ایران. rostami@yahoo.com

3 کارشناس ارشد علوم اقتصادی ،واحد فیروزکوه،دانشگاه آزاد اسلامی ،فیروزکوه – ایران. samanehmohammadi1392@gmail.com

چکیده

میزان مشارکت زنان در عرصه‌های مختلف از مهمترین عوامل موثر در رشد وتوسعه اقتصادی هر کشور می باشد به طوری که زنان در کشورهای توسعه یافته نقش مهمی در توسعه اقتصادی داشته اند. در جامعه ای که مشارکت زنان در زمینه اشتغال و فعالیتهای اقتصادی بیشتر باشد، رفاه اجتماعی نیز بیشتر خواهد بود، زیرا مشارکت زنان در بازار کار موجب افزایش سطح تولید، افزایش درآمد سرانه و در نتیجه سبب افزایش رفاه اجتماعی کل جامعه می شود. از این رو شناخت جایگاه و نقش زنان در توسعه و ابعاد گوناگون آن باید درکانون توجه برنامه ریزان توسعه قرار گیرد. در این راستا هدف اصلی این مقاله بررسی میزان تاثیرگذاری باروری بر نرخ مشارکت زنان در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط می باشد. نتایج حاصل از برآورد مدل به روش اثرات ثابت و گشتاورهای تعمیم یافته در گروه کشورهای منتخب در دوره  زمانی 2015-1990  نشان می دهد نرخ باروری تاثیر منفی و معناداری بر نرخ مشارکت زنان در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط دارد.

تازه های تحقیق

----

کلیدواژه‌ها


اشتغال زنان همواره یکی از موضوعات مورد توجه علوم اجتماعی به خصوص در علم اقتصاد است و مباحث زیادی را به خود اختصاص داده است چرا که این پدیده در زندگی اقتصادی و اجتماعی بشر از اهمیت خاصی برخوردار است . هر چند مشکلاتی مانند بیکاری، بد اشتغالی و نابرابری‌های شغلی بیش از هر موضوع دیگری مورد توجه قرار گرفته اند اما نگاه به واقعیت‌های موجود و روند‌های تاریخی  بیانگر وضعیت متفاوت زنان و مردان در این عرضه می باشد. بنابر گزارش‌های متعدد، از جمله گزارش‌های سازمان ملل، علیرغم نقش عظیمی که زنان به عنوان نیمی از جمعیت دنیا می توانند در رشد و توسعه یافتگی جوامع ایفا نمایند. آنان فرصت‌های شغلی کمتری داشته و سهم شان در جمعیت فعال اقتصادی حدود 30 درصد و حتی در برخی کشورها بسیار کمتر از رقم فوق برآورد می شود(ضیایی بیگدلی، کلانتری و علیزاده اقدم، 1384). از این رو یکی از مهمترین معیارها جهت سنجش درجه توسعه یافتگی یک کشور، میزان اهمیت و اعتباری است که زنان در آن کشور دارا می باشند. اکنون نگاه جهان، بیشتر به سوی زنان معطوف شده است. زیرا امروزه  برای تحقق توسعه اجتماعی، تسریع فرایند توسعه اقتصادی و محقق شدن عدالت اجتماعی، چنان چه به زن به عنوان نیروی فعال و سازنده نگریسته شود، قطعاً تأثیر بسیاری در روند توسعه و افزایش کمّی و کیفی نیروی انسانی آن جامعه خواهد داشت. نقش زنان در توسعه، مستقیماً با هدف توسعه اجتماعی و اقتصادی بستگی داشته و از این رو در تحول همه جوامع انسانی، عاملی بنیادی محسوب می گردد. در جامعه ای که مشارکت زنان در زمینه اشتغال و فعالیت‌های اقتصادی بیشتر باشد، رفاه اجتماعی نیز بیشتر خواهد بود، زیرا مشارکت زنان در بازار کار موجب کاهش نرخ باروری، افزایش سطح تولید، افزایش درآمد سرانه و در نتیجه سبب افزایش رفاه اجتماعی کل جامعه می شود. برعکس دسترسی محدود و نابرابر به فرصت‌های کسب درآمد و اشتغال که به صورت بیکاری و کم کاری پدیدار می شود خود از عمده ترین علل فقر است و برای از بین بردن فقر، بیکاری و نابرابری باید هر دو جنس را مدنظر قرار داد. در چند سال گذشته مطالعات متعددی از سوی سازمان بین المللی کار[1] در مورد تجزیه و تحلیل موقعیت زنان در سطوح منطقه ای، ملی، میزان مشارکت زنان در نیروی­کار و عوامل بازدارنده فعالیت زنان، نگرش‌ها و تمایلات زنان و نقش زنان در توسعه انجام شده است که سعی در آماده سازی افکار عمومی ملت‌ها، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان جهت حل مشکلات مربوط به دستیابی زنان به اشتغال بیشتر را داشته است. از آن جایی که در بررسی عوامل مؤثر بر توسعه اقتصادی، اجتماعی کشورها توجه به نیروی انسانی و تخصص مطرح است لذا سخن از میزان مشارکت زنان در نیروی­کار و رابطه آن با توسعه نیز امری ضروری است. در این راستا ، این مقاله در قالب داده های پانل به بررسی میزان تاثیرگذاری نرخ باروری بر نرخ مشارکت زنان در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط  و آزمون فرضیه  زیر پرداخته است :

  • نرخ باروری تاثیر منفی و معنی داری بر نرخ مشارکت زنان در نیروی کار در گروه کشورهای منتخب دارد.

ابزار گرد آوری اطلاعات مورد نیاز در این مقاله از گزارشات و آمارهای منتشر شده منابع اطلاعاتی خارجی و سایت‌های اینترنتی از جمله بانک جهانی ([2]WB) به نشانی www.worldbank.org می باشد. جامعه آماری در این مقاله شامل گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط می باشد . لازم به ذکر است در انتخاب گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط ، کشورهایی انتخاب شده اند که داده های آماری متغیرهای مورد استفاده در دوره زمانی 2015-1990  در دسترس بود .گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط شامل کشورهای الجزایر، آرژانتین، آذربایجان، برزیل، کلمبیا، مصر، اندونزی، ایران، قزاقستان، اردن، مالزی، مکزیک، ملداوی، مراکش، پاکستان، رومانی، سوریه، تایلند،  رومانی، اروگوئه، پرو، ترکیه، ونزوئلا، اکراین، سورینام، سریلانکا، سنت لوسیا، فیلیپین، پاراگوئه، پاناما، نیکاراگوئه، موریس، مقدونیه، مجارستان، هندوراس، گرجستان، گویان، السالوادور، اکوادور، جمهوری دومینیکن، کوبا، کاستاریکا، بلغارستان، بولیوی می باشند. در ادامه  پس از بررسی مبانی نظری  و پیشینه تحقیق، ساختار مدل مورد استفاده معرفی و برآورد گردیده است و در نهایت نتیجه گیری و   توصیه‌های سیاستی ارائه شده است .

مبانی نظری  

میزان مشارکت زنان در نیروی کار در سراسر جهان در حال افزایش است. این موضوع در حالی است که در کشورهای پیشرفته زنان سهم خویش را از اشتغال و مشاغل حرفه ای در  سطح وسیعی افزایش داده اند، در کشورهای در حال توسعه نقش زنان در بخش کشاورزی ، کارهای بی مزد خانه و فعالیت‌های غیر رسمی بیشتر مشاهده می شود. البته در برخی از کشورهای در حال توسعه می توان شاهد افزایش میزان مشارکت زنان در بخش‌های خدمات و صنعت نیز بود. از جمله عوامل موثر بر این روند می توان به تحصیلات بهتر، تغییر در احتیاجات روزمره و صنایع صادراتی و خدماتی اشاره کرد(مقدم[3]، 2002). مشاهدات حاکی از ارتباط قابل ملاحظه میان جهانی شدن، انعطاف پذیری و افزایش نقش زنان به عنوان عامل اساسی تاثیر گذار بر بازار جهانی در سراسر دنیا می باشد(استندینگ[4]، 1999).   

با صنعتی شدن جوامع و گسترش شهرنشینی، کارکردهای خانواده نیز دگرگون شد. از مهمترین  تغییرات به وجود آمده می توان به زمینه هایی چون مشارکت زنان و نرخ‌های باروری اشاره کرد. از جمله نتایج صنعتی شدن این بود که بسیاری از زنان شروع به ترک خانه به منظور جستجو شغل در بازار کار کردند. صنعتی شدن، بسیاری از فعالیت‌های تولیدی زنان را از خانه به بازار منتقل کرد بنابراین موجب کاهش نقش زنان در خانواده شد (تیلی، اسکات و کوهن[5]، 1978؛ هاروین[6]، 1977؛ آگبورن[7]، 1933). از دلایل تغییر نقش زنان در خانواده ، تغییر الگوی جوامع از کشاورزی به صنعتی و در نتیجه تغییر شکل خانواده ها از واحدهای تولیدی به مصرفی است. این جوامع از سویی مشارکت بیشتر زنان را در امور مختلف-به خصوص اقتصادی- می طلبند و از سویی دیگرضرورتی برای داشتن تعداد فرزندان زیاد در خانواده ها باقی نمی گذارند. از این رو با گذشت زمان گسترش انقلاب صنعتی، وظایف و مسئولیت‌های زنان آن چنان که توسط جامعه درک و توسط زنان پذیرفته شده باشد استحکام خود را از دست داد و موجب به وجود آمدن مسائلی مانند"نااطمینانی درباره فرزند داشتن، درباره مراقبت وآموزش آنان در صورت تصمیم برای داشتن فرزند، درباره مزیت‌های نسبی کار در خانه و کار در بیرون از خانه" گردید(آگبورن، 1933). در این راستا در مورد ارتباط میان نرخ باروری و نرخ مشارکت زنان در نیروی کار می توان به دو دیدگاه زیر اشاره کرد:

  • در دیدگاه اول افزایش نرخ باروری موجب کاهش نرخ مشارکت زنان می شود.

در رابطه با متغیرهای تاثیرگذار بر مشارکت زنان، عوامل فراوانی در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تشریح شده است. اما در این میان می توان از نرخ باروری به عنوان عاملی مهم و تاثیرگذار بر نیروی کار زنان نام برد. در این دیدگاه با افزایش نرخ باروری، زنان ناگزیر به صرف وقت بیشتر در خانواده و نگهداری از کودکان می شوند. که علاوه بر اثر مستقیم در کاهش مشارکت آنان در نیروی کار، از طریق کاهش در میزان تحصیلات شان نیز موجب کاهش فرصت‌های شغلی و در نتیجه کاهش میزان مشارکت آنان در بازار کار خواهد شد.

هزینه فرصت داشتن فرزند زیاد در اثر نرخ‌های باروری بالا؛ از دست دادن دستمزد برای زنان است. در واقع اگر داشتن فرزند زیاد تنها به هزینه‌های نگهداری محدود می شد شاید نرخ‌های باروری بالا بودند، اما از دست دادن دستمزد از سویی و همچنین هزینه‌های مختلف وارد بر خانواده برای نگهداری از کودکان از دیگر سو، موجب کاهش نرخ باروری خواهد شد. بلوم و همکاران[8] (2007) در تحلیل اثر باروری بر مشارکت زنان در گروهی از کشورها، دریافتند که نرخ‌های باروری اثر منفی بر مشارکت نیروی کار زنان دارد. بیلی[9](2004) معتقد است که یکی از مهمترین دلایل افزایش مشارکت زنان در نیروی کار، پیشرفت‌های بیوتکنولوژی بوده که از دهه­ی 1940 به زنان قدرت بیشتری در کنترل و تعیین زمان بچه دار شدن داده است. در مجموع در این دیدگاه، نرخ‌های باروری بالاتر منجر به کاهش میزان مشارکت زنان خواهد شد.

  • در دیدگاه دوم افزایش میزان مشارکت نیروی کار زنان موجب کاهش در نرخ‌های باروری می شود.

 بسیاری معتقدند که با افزایش رفاه خانواده ها ، نرخ باروری کاهش می یابد. در این راستا کار کردن زنان در بیرون از خانه نقشی مهمی در ارتقای سطح درآمد و در نتیجه افزایش رفاه خانواده ها خواهد داشت. از این رو افزایش اشتغال زنان می تواند از طریق افزایش سطح رفاه مادی خانواده­ها موجب کاهش در نرخ باروری شود.

در خانواده­های سنتی که زنان در خانه بیشتر وقت خود را صرف رسیدگی به امر خانواده به خصوص فرزندان می کنند و جزو گروه کاری با دستمزد مشخص محسوب نمی شوند، تمایل به داشتن فرزند زیاد است. در واقع در این خانواده ها از فرزندان به عنوان سرمایه‌های دوران کهنسالی یاد می شود، اما در جوامع امروزی به رسمیت  شناختن حقوق زنان و افزایش مشارکت آنان در نیروی کار موجب شده است تا زنان به جای سرمایه گذاری در داشتن فرزندان بیشتر با تکیه بر بیمه‌های اجتماعی و پس اندازهای دوران اشتغال خویش به کاهش نرخ باروری تمایل یابند. مطالعه آمارها و روند تاریخی نشانگر حرکت مخالف نرخ‌های باروری و میزان مشارکت زنان در نیروی کار بوده است. به طوری که همواره باروری بالا زنان همراه با اشتغال پایین زنان بوده است. پس از مطالعه مینسر[10] (1985) و یافته‌های او مبنی بر تایید رابطه معکوس میان نرخ باروری و میزان مشارکت زنان ، بسیاری از اقتصاددانان به تحلیل این رابطه  پرداختند. به طوری که وجود این رابطه منفی توسط بسیاری از محققان به اثبات رسیده است.

کلارک و آنکر[11] (1990) در مطالعه ای نرخ مشارکت نیروی کار مردان و زنان مسن را در سطح بین المللی بررسی نمودند. آنان با توجه به آثار جانشینی و درآمدی مطرح می کنند که افزایش درآمد سرانه می تواند منجر به کاهش نرخ مشارکت افراد مسن شود. این نتیجه در الگوی نرخ مشارکت نیروی کار زنان و مردان تایید می شود. نتایج نشان داد که نرخ مشارکت نیروی کار زنان و مردان مسن با تغییر روند توسعه اقتصادی افزایش می یابد. همچنین متغیرهای جمعیتی و سیاسی نیز می توانند در نرخ مشارکت نیروی کار مسن تاثیر گذار باشند، به طوری که با گسترش طرح‌های تامین اجتماعی، مشارکت این گروه سنی کاهش می یابد. همچنین آموزش عامل بسیار مهمی در افزایش اشتغال زنان است. اگر زنان کار بیشتر را بر فرزند بیشتر ترجیح دهد، سطح آموزش خود را ارتقا می دهند زیرا احتمال پیدا کردن شغل مناسب با افزایش میزان آموزش و سطح تحصیلات، هزینه فرصت داشتن فرزند بیشتر می شود و نرخ مشارکت افزایش و نرخ باروری کاهش می یابد.

آریزا و هم کاران[12](2003) به مطالعه­ی رابطه میان کار پاره وقت و باروری در کشورهای اروپایی پرداختند و دریافتند که کارپاره وقت وابسته به خصوصیات بازار کار و سیستم خدمات اجتماعی از طرق مختلف بر نرخ باروری اثر می گذارد.

کاوالکانتی و توراس[13](2003) نشان دادند که مشارکت زنان در بازار کار با افزایش حجم دولت همراه خواهد بود. بنابراین در این دیدگاه افزایش نیروی کار زنان عاملی مهم و تاثیرگذار در کاهش نرخ‌های باروری خواهد بود.

دل بوکا و هم کاران[14](2004) رابطه ی منفی میان میزان مشارکت و نرخ باروری را یافتند. همچنین آدسرا[15] (2004)در مقاله ای تحت عنوان" تاثیر تغییرات نرخ‌های باروری زنان بر بازار کار زنان در کشورهای در حال توسعه" با استفاده از روش اثر ثابت به تحلیل ارتباط میان سهم زنان در نیروی کار و باروری زنان پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد که افزایش درآمد و به حداقل رساندن خطر بیکاری زنان جوان، به تعویق انداختن و یا کاهش باروری را به دنبال داشته است. همچنین ثبات در اشتغال و مزیت‌های زایمان قبلی در ارتباط با اشتغال ، افزایش باروری ­زنان در گروه سنی 25 – 29 و34-30 را به ­دنبال داشته است.

هیلگمن و باتس[16] (2009) در مطالعه ای تحت عنوان" اشتغال و باروری زنان"رابطه بین ویژگی‌های فردی، مشارکت نیروی کار زنان ، هزینه مراقبت از کودکان، ترک خانواده و باروری فرد در 20 کشور توسعه یافته را با استفاده از مدل سلسله ­مراتب بیزی[17] بررسی نمودند. نتایج نشان داد که اشتغال تمام وقت زنان، کاهش باروری را به دنبال دارد.

میشرا و اسمیت[18] (2010) در مطالعه ای تحت عنوان" نرخ باروری و میزان مشارکت زنان در نیروی کار" به بررسی رابطه بین نرخ مشارکت نیروی کار زنان و میزان باروری در 28 کشور عضو OECD  با استفاده از ریشه واحد پانل، هم انباشتگی پانل، علیت گرنجر و برآورد ساختاری بلندمدت پرداخته است. نتایج نشان داد که یک رابطه دوطرفه علیت گرنجری میان دو متغیر نرخ مشارکت نیروی کار زنان و نرخ باروری وجود دارد. همچنین، نتایج رابطه معکوس بین نرخ مشارکت نیروی کار زنان و نرخ باروری وجود دارد. این نتیجه فرضیه مربوط به رابطه منفی بین این دو متغیر را تایید می کند.

موسایی، مهرگان و رضایی (1389)در مطالعه ای تحت عنوان "نرخ باروری و میزان مشارکت زنان در نیروی کار( مطالعه موردی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا)" به تبیین رابطه­ علی بین نرخ باروری و نیروی کار زنان دردوره­ زمانی 2004-1980 پرداختند. در این مطالعه به دو دیدگاه اشاره گردید در دیدگاه اول اعتقاد بر کاهش میزان مشارکت زنان در نیروی کار در اثر افزایش نرخ‌های باروری است اما در دیدگاه دوم افزایش میزان مشارکت زنان در نیروی کار، موجب کاهش نرخ‌های باروری می شود. به منظور مطالعه­ این دو دیدگاه از آزمون علیتی هیسائو استفاده شده است نتایج تخمین‌های اقتصاد سنجی با استفاده از  مدل اثر ثابت نشان داد که در کشورهای مورد مطالعه از جمله ایران رابطه علی دوطرفه برقرار است.

ابونوری و غلامی (1388) در مطالعه ای تحت عنوان "بررسی روند اشتغال زنان در مقایسه با مردان و عوامل موثر بر سهم اشتغال زنان  در بخش صنعت ایران" روند اشتغال زنان در مقایسه با مردان و نیز عوامل موثر بر اشتغال آنها با استفاده از اطلاعات مقطعی و به تفکیک صنایع به وسیله­ی نشانه‌های ISIC دورقمی، در دوره­ی زمانی 1384-1379 مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش نشان داد که صنایع مواد غذایی و آشامیدنی و تولید منسوجات نسبت به سایر صنایع، دارای تعداد کارکنان زن بیشتری بوده است؛ بیشترین رشد نسبی شاغلان زن در صنعت انتشار، چاپ و تکثیر و رسانه‌های ضبط شده صورت گرفته است؛ کارگران ماهر دارای بیشترین سهم و مهندسان و تکنسین ها دارای کمترین سهم در صنایع کشورند؛ و شاغلان زن در قسمت غیر تولیدی بیشترین سهم و شاغلان زن تکنسین و مهندس کمترین سهم(اغلب کم تر از 10 درصد) اشتغال زنان را در بیشتر صنایع ایران به خود اختصاص داده اند. همچنین در صنایعی که درصد بیشتری از بنگاه‌های آنها با مدیریت خصوصی اداره می شوند، اشتغال زنان به طور معنادار بیشتر است. افزایش متوسط جبران خدمات شاغلان زن در بیشتر صنایع موجب افزایش نسبت اشتغال زنان شده است؛ به گونه ای که اثر آن در 15 صنعت(عموما در صنایعی با ماهیت کارهای ضعیف و مهارت‌های متوسط و نسبتا پایین)مثبت و در چهار صنعت معنادار  بوده است. در صنعتی که بنگاه‌های آن با فن آوری کاربر اداره می شوند؛ نسبت اشتغال زنان به طور معناداری بیشتر است.

ضیایی بیگدلی، کلانتری و علیزاده اقدم (1384) در مطالعه ای تحت عنوان"رابطه بین نرخ باروری و توسعه اقتصادی و اجتماعی" رشد جمعیت و سطح باروری و ارتباط آن با توسعه یافتگی اقتصادی و اجتماعی کشورهای مختلف جهان به ویژه در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران را مورد بررسی قرار داند. روش بررسی در این مطالعه کتابخانه­ای و تحلیل ثانویه­ است و داده­های جمعیتی و آماری از نشریات سازمان های جهانی از قبیل صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، یونیسف، بانک جهانی و مرکز آمار ایران اخذ و با بهره ­گیری از نر م افزار spss، ارتباط بین متغیرهای طرح شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .یافته های پژوهش نشان داد که هر اندازه سطح توسعه یافتگی کشوری بالا باشد به همان اندازه میزان زاد و ولد و در نتیجه رشد جمعیت آن کشور کمتراست.

صادقی و عمادزاده (1383) در مطالعه ای تحت عنوان" تحلیلی بر عوامل اقتصادی موثر در اشتغال زنان ایران" به بررسی عوامل موثر در اشتغال زنان و تعیین نقش عوامل موثر در جذب زنان تحصیلکرده دربازار کار پرداختند. یافته‌های حاصل از برآورد الگو در دوره­زمانی 80-1345 با استفاده از روش OLS نشان داد که افزایش تحصیلات عالی زنان، احتمال یافتن شغل در بازار کار را برای آنان  افزایش می دهد. همچنین افزایش تولید ناخالص داخلی و حجم سرمایه گذاری، سهم اشتغال زنان در بازار کار را افزایش خواهد داد.

تصریح مدل و برآورد

 

در این مقاله با استفاده از مبانی نظری و مطالعات تجربی (موسایی، مهرگان و رضایی (1389)، میشرا و اسمیت[19](2010)، آدسرا[20]، (2004)) برای بررسی میزان تاثیرگذاری نرخ باروری بر نرخ مشارکت زنان درگروه کشورهای منتخب درآمد متوسط  از مدل رگرسیونی (1)  استفاده شده است.[21]

 

(1)    

در این معادله LFE[22] نشان دهنده نرخ مشارکت زنان در نیروی کار(درصدی از جمعیت زنان بالای 15 سال)،  [23]FR نشان دهنده نرخ باروری، [24] امید به زندگی زنان در بدو تولد به عنوان شاخص نشان دهنده توسعه انسانی،[25]POP    جمعیت زنان ،  [26]LGDP نشان دهنده لگاریتم تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت سال2005 ، CG[27] نشان دهنده هزینه‌های مصرفی بخش دولتی به عنوان شاخص نشان دهنده اندازه دولت،INF[28] نرخ تورم،  جمله خطای معادله و  i،t نشان دهنده کشور و زمان می باشند.

به منظور تخمین معادله (1) ابتدا لازم است تا نوع روش تخمین  جهت نوع خاص داده‌های ترکیبی- مقطعی تعیین شود. بنابراین ابتدا برای تعیین وجود(عدم وجود) عرض از مبدا جداگانه برای هریک از کشورهای از آماره  Fاستفاده شد. با توجه به میزان آماره F محاسبه شده در جدول (1) فرضیه صفر آزمون مبنی بر استفاده از روش حداقل مربعات معمولی رد می شود. در نتیجه رگرسیون مقید (حداقل مربعات معمولی) دارای اعتبار نمی باشد  و باید عرض از مبداهای مختلفی( روش اثرات ثابت یا تصادفی) را در مدل لحاظ نمود. سپس برای آزمون این که مدل با بهره گیری از روش اثرات ثابت یا تصادفی برآورد گردد، از آزمون هاسمن استفاده شد . انجام این آزمون با استفاده از نرم افزار ایویوز انجام گرفت . با توجه به میزان آماره  به دست آمده از انجام محاسبات برای این رگرسیون در جدول (1) فرضیه صفر مبنی بر استفاده از روش اثرات تصادفی رد می شود . از این رو ، اثرات ثابت برای تخمین مدل تایید می شود که نتایج مربوط به آن در جدول (1) ارائه شده است. علاوه بر تخمین مدل با استفاده از تخمین زن‌های اثرات ثابت و تصادفی، مدل تجربی در این مقاله با استفاده از برآوردگر گشتاورهای تعمیم یافته(GMM) و با تکیه بر مدل‌های پانل پویا تخمین زده می شود. استفاده از این روش جهت تخمین مدی مزیت‌های فراوانی دارد. برای مثال بک، لوین و لویاز[29]، استفاده از این تخمین زن را جهت برطرف کردن واریانس داده‌های سری زمانی بسیار مناسب می دانند. تخمین زن GMM با محاسبه تاخیرات ویژه فردی مشاهده نشده[30]در مدل( که به صورت وارد کردن متغیر وابسته با وقفه به عنوان متغییر توضیحی در مدل انجام می شود)، کنترل بهتری بر درون زایی کل متغیرهای توصیفی مدل فراهم می کنند. نتایج برآورد مدل با استفاده از برآوردگر گشتاوردهای تعمیم یافته (GMM) در جدول (2) ارائه شده است. 

جدول(1) : نتایج برآورد تأثیر نرخ باروری بر نرخ مشارکت زنان به روش اثرات ثابت در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط (متغیر وابسته: نرخ مشارکت زنان در نیروی کار)

آماره t

ضرایب

متغیر‌های توضیحی

3.215246-

-1.082644*

FR

4.338661

0.380717*

LIFE

-0.580286

0.255112-

POP

2.74723

2.233057*

LGDP

1.917793

0.01808**

CG

2.35033

0.000134**

INF

0.328809

8.102873

C

 

99/0

 

P-value= [0.0000]

F(43.82)=53.22

آماره F

P-value= [0.0003]

CHISQ(6)=25.15

 

آماره هاسمن

  منبع: محاسبات تحقیق ، *،** به ترتیب مبین معنی دار بودن در سطح 1%، 5%

  جدول (2 ): نتایج برآورد تأثیرنرخ باروری بر نرخ مشارکت زنان به روش  گشتاورهای تعمیم یافته در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط (متغیر وابسته: نرخ مشارکت زنان در نیروی کار)

متغیرتوضیحی

مقدار ضرایب

آماره‌ t

FR (-1)

0.642071 *

68.29749

FR

-0.84535*

5.455075-

LIFE

0.142321 **

2.334396

POP

0.404062-

1.388687-

LGDP

0.788014 **

1.793904

CG

*0.023463

3.651023

INF

0.000101*

9.508808

J-STATISTIC[31]

45.86483

 

منبع: محاسبات تحقیق ، *،** به ترتیب مبین معنی دار بودن در سطح 1%، 5%

 

نتایج حاصل از برآورد معادله رگرسیونی (1) در جداول (1) و (2) به روش اثرات ثابت و گشتاورهای تعمیم یافته در گروه کشورهای منتخب در دوره زمانی 2015-1990نشان می دهند:

  • نرخ باروری تاثیر منفی­ و معنی­داری بر نرخ مشارکت زنان در­نیروی کار در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط دارد. به عبارت دیگر با افزایش نرخ باروری، میزان مشارکت زنان کاهش می یابد. بنابراین فرضیه مربوط به ارتباط منفی و معنی دار میان نرخ باروری و نرخ مشارکت زنان در نیروی کار درگروه کشورهای منتخب را نمی توان رد کرد.
  • امید به زندگی زنان تاثیر مثبت و معنی­داری بر نرخ مشارکت زنان در نیروی کار درگروه کشورهای منتخب دارد. امید به زندگی یکی از معیارهای اساسی تعیین سطح کیفیت زندگی در جوامع امروزی محسوب می شود. عوامل گسترده ای از جمله سطح سواد، تغذیه، خدمات بهداشتی- درمانی بر امید به زندگی تاثیرگذارند که ارتقای هر کدام از این عوامل تاثیر مستقیمی بر افزایش امید به زندگی دارد. افزایش امید به زندگی سبب افزایش خلاقیت، نوآوری، کارآفرینی و افزایش نرخ مشارکت تمام آحاد جامعه درنیروی کار خصوصا زنان می شود.
  • جمعیت زنان تاثیر معنی داری بر نرخ مشارکت زنان در نیروی کاردرگروه کشورهای منتخب ندارد.
  • لگاریتم تولید ناخالص داخلی واقعی تاثیر مثبت و معنی­داری بر نرخ مشارکت زنان در نیروی کار در گروه کشورهای منتخب دارد. با افزایش تولید ناخالص داخلی واقعی، نرخ اشتغال و به تبع آن، نرخ اشتغال زنان افزایش می یابد. به عبارت دیگر، رشد تولید ناخالص داخلی و ایجاد ظرفیت‌های جدید اقتصادی، فرصت‌های شغلی بیشتری برای زنان فراهم می شود و زنان را از فعالیت‌های خانگی به سمت فعالیت‌های بیرون از منزل سوق می دهد. از طرف دیگر در زمان رکود اقتصادی، از آن جا که میزان عرضه نیروی کار از تقاضای آن پیشی می گیرد، اولین گروهی که کار خود را از دست می دهند معمولا زنان هستند(کار، 1379؛ آل یاسین، 1378). از این رو، اجرای سیاست‌های که منجر به افزایش تولید ناخالص داخلی و حجم سرمایه گذاری در جامعه منجر شود از الزامات اشتغال زنان است. با رشد تولید ناخالص داخلی، میزان اشتغال و به تبع آن، میزان اشتغال زنان افزایش می یابد. از طرف دیگر، ایجاد زمینه‌های جذب سرمایه و افزایش سرمایه گذاری موجب گسترش بخش‌های مختلف اقتصادی و افزایش تولید و اشتغال مولد به طور عام و برای زنان به طور خاص می شود.
  • هزینه‌های مصرفی بخش دولتی به عنوان شاخص نشان دهنده اندازه دولت تاثیر مثبت و معنی­داری بر نرخ مشارکت زنان در نیروی کار درگروه کشورهای منتخب دارد. هادیان و حیدرپور(1371) از جمله محققینی هستند که به بررسی اثر اندازه دولت بر مشارکت زنان در نیروی کار پرداخته اند. ایشان دریافتند که دولت ها می توانند عوامل ایجاد تبعیض میان زنان و مردان را از بین ببرند. از این رو دولت ها می توانند با فراهم کردن شرایط و امکانات لازم، زمینه ساز مشارکت بیشتر زنان در فعالیت‌های اقتصادی و توسعه کشورها باشند.
  • نرخ تورم تاثیر مثبت و معنی­داری بر نرخ مشارکت زنان درگروه کشورهای منتخب دارد. نرخ تورم به مثابه افزایش مداوم و    بی رویه سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات، با ایجاد  بی ثباتی و عدم اطمینان اقتصادی، تقاضای موثر یا قدرت خرید را کاهش می دهد. بر اساس نظریه درآمد نسبی دوزنبری با افزایش تورم، افراد در مقابل کاهش مصرف مقاومت می نمایند؛ بنابراین میزان عرضه نیروی کار بیشتر می شود.
  • مقدار ضریب تعیین در مدل نشان می دهد که بیش از نود درصد از تغییرات نرخ مشارکت زنان در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط توسط متغیرهای مستقل توضیح داده شده  است.
  • آماره آزمون سارگان[32]که از توزیع با درجات آزادی برابر با تعداد محدودیت های بیش از حد مشخص برخوردار است، فرضیه صفر مبنی بر همبسته بودن پسماندها با متغیرهای ابزاری را رد می کند. بر اساس نتایج حاصل از این آزمون متغیرهای ابزاری بکار گرفته شده در تخمین هر دو مدل از اعتبار لازم برخوردارهستند. در نتیجه اعتبار نتایج جهت تفسیر تأئید می شوند.

 

4- نتیجه گیری و توصیه‌های سیاستی

 

در این مقاله براساس مبانی نظری و شواهد تجربی به بررسی ارتباط میان نرخ باروری و نرخ مشارکت زنان در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط در دوره زمانی 2015-1990  پرداخته شد. در این راستا ابتدا مدل مورد نظر معرفی و سپس با استفاده از مدل‌های پانل ایستا و پویا  تخمین زده شد. نتایج حاصل از تخمین مدل به روش‌های اثرات ثابت و گشتاورهای تعمیم یافته نشان می دهد :

  • نرخ باروری تاثیر منفی و معناداری بر نرخ مشارکت زنان در­ نیروی کار در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط دارد. به عبارت دیگر افزایش نرخ باروری سبب کاهش نرخ مشارکت زنان در  گروه کشورهای منتخب  شده است. بنابراین فرضیه مربوط به ارتباط منفی و معنی دار میان نرخ باروری و نرخ مشارکت زنان در نیروی کاردرگروه کشورهای منتخب را نمی توان رد کرد.

با توجه به نتایج حاصل از این مقاله پیشنهادهای زیر ارائه می گردد:

 

  • برنامه تنظیم خانواده و مهار رشد جمعیت: دولت ها با توجه به اهمیت نقش زنان به عنوان نیمی از جمعیت فعال در جامعه، که از یک سو زمینه‌های لازم جهت افزایش مشارکت زنان را در عرصه‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی فراهم آورند و از سویی دیگر، لوازم و امکانات بهداشتی و آموزش‌های مورد نیاز جهت کنترل باروری را در جامعه ارائه دهند تا از این طریق مسیر رشد و توسعه جوامع خود را هموارتر سازند.
  • آموزش نیروى انسانى: اتخاذ سیاست ها و خط مشى هاى در امر برنامه ریزى و تربیت نیروى انسانى متخصص به نحوى که تعادل بین نیازها و عرضه ایجاد شود، بسیار ضرورى است. زیرا افراد تحصیلکرده از میزان آگاهی بیشتری برخوردار هستند و هنگام مواجه با مشکلات، بیماری ها و... تصمیم بهتری را اتخاذ می کنند. بنابراین فردی که سطح تحصیلات بالاتری دارد از کیفیت زندگی بهتر و امید به زندگی بیشتری برخوردار است
  • همچنین بهتر است موارد زیر در تدوین برنامه ریزى بلند مدت مورد توجه قرار گیرند:

الف. شناسایى نیاز اقتصادى کشورها به میزان تخصص و مهارت و ایجاد مشوق هاى لازم براى آموزش نیروى انسانى و نیز توسعه مراکز آموزش فنى و حرفه اى؛

ب. ایجاد ارتباط نزدیک بین بخش هاى تولیدى و اقتصادى کشور با دانشگاه ها و مراکز آموزشى؛

ج. بازآموزى نیروى انسانى در سطوح مختلف و به هنگام کردن اطلاعات و تخصص ها با فناورى هاى جدید؛

هـ. توسعه مراکز آموزش فنى و حرفه اى زنان، ایجاد تنوع در رشته ها و قابلیت هاى فنّى و گسترش برنامه هاى تربیت بدنى براى آموزش هاى فنى و حرفه اى.

 



[1] .International  labor  organization.

[2] . World Bank

[3] .Moghadam

[4] .Standing

[5] .Tilly, Scott and Cohen

[6] .Hareven

[7] .Ogburn

[8]. Bloom and et.al.

[9] .Bailey

[10]. Mincer

[11] .Clark and Anker

[12] .Ariza and et.al.

[13] .Cavalcanti and Tavares

[14] .Del Boka and et.al

[15] .Alı´cia Adsera`

[16] Christin Hilgeman and Carter T. Butts

[17] hierarchical Bayesian model

[18] Vinod Mishra and Russell Smyth

[19] Vinod Mishra and Russell Smyth

[20] Alı´cia Adsera`

[21] با وجود موثر بودن متغیرهای سرمایه انسانی زنان و دستمزد زنان بر نرخ مشارکت زنان به دلیل موجود نبودن اطلاعات آماری متغیر سرمایه انسانی زنان و دستمزد زنان درگروه کشورهای منتخب در اکثر سال ها در گروه کشورخای منتخب این متغیرها از مدل حذف گردیدند.

[22]. Labor participation rate, female (% of female population ages 15+)

[23] .Fertility rate, total (births per woman)

[24]. Life expectancy at birth, female (years)

[25] Population, female (% of total)

[26] GDP (constant 2005 US$)

[27] General government final consumption expenditure (% of GDP)

[28]. Inflation, GDP deflator (annual %)

[29] . Beck, Levine and Loayza (2000).

[30] . Individual Specific Effects.

  1. آماره j-statistic همان آماره سارجان است که برای آزمون همبستگی پسماندها و متغیرهای ابزاری استفاده می‌شود.

 ((Newey and West (1987a)

 

[32] Sargan Test

 

- Abu Nouri,E &Golami,N )1388(.” Study of women's employment trends compared to men  and Factors Affecting the Share of Women's Employment in Iran's Industrial Sector”.Motaleate ejtomai (Ravanshenakhti) zanan 31-54 :1(17)

- Al Yasin, M (1378). “A look at the employment situation of women in Iran” ,Maharat.

- Ariza, A. De La Rica S. and Ugidos A. (2003) The Effect of flexibility in Working hours on fertility: A Comparative analysis of selected European Countries; mimeo.

- Anker, Richard. (1998). Gender and Jobs: Sex Segregation of Occupations in the World.Geneva, Switzerland: International Labour Office (ILO).

- Adsera`, A. (2004) Changing Fertility Rates in Developed Countries: The Impact of Labor Market Institutions; Journal Population Economic 17:17-34.

- Bloom, David E. and et.al. (2007) Fertility Labor Force Participation, and the Demographic Dividend;  NBER Working Paper No. W13583.

- Bailey, Martha J. (2004) More Power to the Pill: The Impact of Contraceptive Freedom on Women's Labor Supply; Mimeo, Vanderbilt University.

- Cavalcanti, Tiago and Tavares,Jose (2003) Women Prefer Larger Governments: Femal Labor Supply and Public Spending; FEUNL Working Paper No. 433.

- Clark, R.L. and R. Anker (1990) Labor Force Participation Rates of Older Persons. An International Comparison; International Labor Review 129.

- Del Boka, Daniela and et.al. (2004) Why Are Fertility and Women's Employment Rattes So Low in Italy ? Lesson from France and the U.K. Discussion Paper No. 1274.

- Hadian, E & A Heydarpour 1378. “ Economic Development and The share of women in the workforce; Iran 1352-1375 ”. Population magazine (1) 2 .

- Hilgeman, C and C.T. Butts (2009) Women's Employment and Fertility: A Welfare Regime Paradox; Journal Social Science Research 38: 103-117.

- Hareven, T. K. (1977) The family and Gender Roles in Historical Perspective; Woman and Men: Changing Roles, Relatinships and Perception, eds. L. A. Cater and A.F. Scott. New York: Praeder.

- Kar, M (1379) .” Women in the Labor Market of Iran”. Tehran : Roshangaran & motaleate Zanan.

- Moghadam Valentine, (2002). "Enhancing Woman's Economic Participation in The MENA Region ".  in Heba Handoussa and Zafiris Tzannatos eds., Employment Creation and Social Protection in the Middle East and North Africa. Cairo and New York: The American University in Cairo Press.

- Mousai, M ,Mehregan, N & R Rezai (1389).” Fertility rates and The rate of women's participation in the workforce”. Pazhuhesh Zanan. 55-68 :(2) 8

- Mishra, V. and R. Smyth (2010) Femal Labor Force Participation and Total Fertility Rates The OECD: New Evidence from Panel Cointegration and Granger Causality Testing.

- Mincer, J. (1985) Intercountry Comparisons of Labor Force Trends and Related Developments: An Overview; Joutnal of Labor Economics, Vol.3, PP. 1-32.

- Ogburn, William F. (1933) The Family and its Functions; In Recent Social Trends in the United States, A Report of the Presidents Research Committee On Social Trends.  New York: McGraw-Hill.

- Sadeghi, M & Emadzadeh, M (1383). “ An analysis of the economic factors affecting the employment of women in Iran” . Pazhuhesh Zanan.5-22 (1) 2 .

- Standing Guy, (1999). "Global Feminization through Flexible Labor: Atheme Revisited " World development, Vol 27, No 3.

- Telly, Louise A . Joan  W. Scott and  Miriam Cohen (1978) Women’s Work  and European Fertility Patterns; In The American Family in Social- Historical Perspective, ed. Michael Gordon. New York: St. Martin’s Press.

- World Bank (2013). World Development Indicators,.

- Ziaei bigdley, M , Kalantari, S & Alizadeh aghdam , M (1384). “ The Relationship between Total Fertility  with Economic Development and social development”. Refahe Ejtomai (21)5 .