رابطه سبک‌های سه‌گانه دلبستگی با افسردگی و اضطراب در بین دانش‌آموزان دختر پایه هفتم و هشتم شهر تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روانشناسی ، واحد تبریز دانشگاه آزاد اسلامی تبریز ، ایران ( نویسنده مسئول)saedi.fatem@gmail.com

2 استاد گروه روانشناسی دانشگاه تبریز ، گروه روانشناسی ، تبریز – ایران

چکیده

هدف از مطالعه حاضر بررسی مقایسه‌ای سبک‌های سه گانه دلبستگی در نوجوانان دارای نشانه‌های درونی‌سازی افسردگی و اضطراب می‌باشد. از میان دانش‌آموزان دختر پایه هفتم و هشتم شهر تبریز تعداد 150 نفر با دامنه سنی 13-12 سال بعنوان گروه نمونه انتخاب شدند. برای انتخاب آزمودنی‌ها از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای استفاده شد. والدین آزمودنی­ها و دانش‌آموزان، پرسشنامه اضطراب اسپنس (1998) را تکمیل کردند. سپس دانش‌آموزان پرسشنامه افسردگی نوجوانان کوتچر (2003) را تکمیل نمودند و در مرحله بعد پس از غربالگری آزمودنی‌ها 50 نفر دانش‌آموز دارای نشانه‌های اضطرابی، 50 نفر دانش‌آموز دارای نشانه‌های افسردگی، 50 نفر دانش‌آموز عادی انتخاب و در مرحله آخر پرسشنامه روابط میانی دلبستگی هالپرن و کاپنبرگ (2006) را والدین 150 دانش‌آموز تکمیل نمودند. نتایج بررسی نشان داد سبک­های دلبستگی در بین دو گروه از نوجوانان تفاوت های معنی داری با هم دارند.
 

تازه های تحقیق

-

کلیدواژه‌ها


دوره نوجوانی که وجه مشخصه آن بلوغ[1] است. یکی از مهمترین، حساس‌ترین و در عین حال سرنوشت سازترین دوره‌های زندگی انسان به شمار می‌رود. چرا که مرحله انتقال از کودکی به دوره بزرگسالی است. این دوره با تغییرات فیزیولوژیکی سریع، دستیابی به تفکرات انتزاعی، عدم تعادل و بی‌ثباتی خلق، نگرانی در مورد آینده، مسؤولیت‌پذیری، تلاش برای کسب تایید دیگران و بخصوص تایید همسالان، حالات رویایی و خیال‌پردازی همراه است. این همه تحول، ضمن اینکه می‌توانند به رشد طبیعی نوجوان کمک نمایند، می‌تواند زمینه‌ساز بروز مشکلات رفتاری، شناختی و عاطفی نیز در آنان باشد (جانگسما[2]، پیترسون[3] و مک اینیز[4]، 1386). یکی از مشکلات و اختلالات که ممکن است نوجوانان با آن درگیر شوند، نشانگان درون‌سازی و برون‌سازی است. اختلالات درونی‌سازی طبقه‌ای از مشکلات همایند را که عموماً با ناراحتی‌های درونی مشخص می‌شود، در برمی‌گیرد. نشانه‌های افسردگی، کناره‌گیری، اضطراب، شکایات جسمانی، در طبقه مشکلات درونی‌سازی است. نشانگان برون‌سازی مشکلاتی هستند که غالباً به تعارض با دیگران و آداب و رسوم اجتماع مربوط می‌شوند و مشکلات مربوط به قانون‌شکنی و پرخاشگری در این طبقه قرار می‌گیرند (آخنباخ و رسکورلا، 2001). نشانه‌های درونی‌سازی دو مؤلفه اصلی افسردگی و اضطراب را در بر می‌گیرد. به یک معنای وسیع‌تر مشکلات درونی‌سازی را می‌توان طبقه‌ای متشکل از افسردگی، اضطراب و گوشه‌گیری تعریف کرد. (دکویچ[5]، بوست[6] و ریتز[7]، 2004) .یکی از شایعترین و ناتوان کننده‌ترین مشکلات جوانان و نوجوانان، افسردگی است. افسردگی اختلالی است که با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بی‌اشتهایی و افکار مرگ و خودکشی مشخص می‌شود و با تغییر در سطوح فعالیت، توانایی‌های شناختی، تکلم، وضعیت خواب، اشتها و سایر ریتم‌های بیولوژیک همراه است (آکرسیکال[8]، 2001). با توجه به مطالب فوق الذکر روابط متقابل والد ـ کودک در محور آسیب روانی کودکان و نوجوانان قرار دارد. وجود مشکلات در این تعاملات می‌توانند بعنوان یک عامل خطرساز مطرح گردد. گرچه اختلالات خلقی مثل افسردگی و اختلالات اضطرابی از شیوع بالایی در بین نوجوانان برخوردارند و با گذشت زمان از بین نمی‌روند و مشکلات بیشتری را برای کودک و خانواده او سبب می‌شوند، با وجود این، در پژوهش‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. مطالعه حاضر به مقایسه سه سبک دلبستگی با اختلالات اضطرابی و افسردگی خواهد پرداخت.

اهداف تحقیق

هدف کلی

مقایسه‌ سبک‌های سه گانه دلبستگی (ایمن، دو سوگرا، اجتنابی) در نوجوانان دارای نشانه‌های اختلالات افسردگی و اضطرابی.

اهداف اختصاصی

1- تعیین تفاوت نوجوانان دارای نشانه‌های هراس و ترس از فضای باز و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی.

2- تعیین تفاوت نوجوانان دارای نشانه‌های اضطراب جدایی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی.

3- تعیین تفاوت نوجوانان دارای نشانه‌های ترس از آسیب فیزیکی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی.

4- تعیین تفاوت نوجوانان دارای نشانه‌های ترس اجتماعی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی

5- تعیین تفاوت نوجوانان دارای نشانه‌های وسواس عملی-فکری و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی

6- تعیین تفاوت نوجوانان دارای نشانه‌های اضطراب عمومی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی

فرضیه‌های تحقیق

1-      بین نوجوانان دارای نشانه­های هراس و ترس از فضای باز و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد.

2-      بین نوجوانان دارای نشانه­های اضطراب جدایی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد .

3-      بین نوجوانان دارای نشانه های ترس از آسیب فیزیکی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد.

4-      بین نوجوانان دارای نشانه­های ترس اجتماعی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد.

 

5-      بین نوجوانان دارای نشانه های وسواس عملی-فکری و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد.

6-      تعیین تفاوت نوجوانان دارای نشانه­های اضطراب عمومی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد .

متغیرهای پژوهش

سبک‌های دلبستگی در سه سطح شامل: ایمن، اجتنابی و دوسوگرا

 متغیرهای مقوله‌ای

1- افسردگی

2- اضطراب

 متغیر‌های کنترل

1- مرحله تحولی: نوجوانی

2- سن 11-13 سال

3- مقطع تحصیلی: دوره راهنمایی

4- جنسیت: دختران

تعریف متغیرها

سبک‌های دلبستگی

دلبستگی پیوند عاطفی پایدار بین دو فرد است بطوری که یکی از طرفین کوشش می‌کند نزدیکی یا مجاورت با موضوع دلبستگی را حفظ کرده و به گونه‌ای عمل می‌کند تا مطمئن شود که ارتباط ادامه می‌یابد. بنابراین دو عنصر اساسی دلبستگی تقریب جویی به چهره دلبستگی و احساس درماندگی در موقعیت جدایی است (فوگل[9]؛ نقل از خانجانی، 1384).

تعریف عملیاتی سبک‌های دلبستگی

در این پژوهش منظور ازسبک‌های دلبستگی نمره‌ای است که آزمودنی در پرسشنامه روابط میانی دلبستگی کودکان[10] (KCAQ) هالپرن و کاپنبرگ[11] 2006 به دست می‌آورد.

 

سبک دلبستگی ایمن

این کودکان از والدین به عنوان پایگاه امنی برای اکتشاف محیط استفاده می‌کنند. آنها به هنگام دیدار مجدد مادر به احساس آرامش و آسودگی دست می‌یابند و بلافاصله بعد از دستیابی به احساس ایمنی ناشی از بازگشت مادر، مجدداً به اکتشافات و بازی مستقلانه خود باز می‌گردند. بطور کلی به هنگام مواجهه با موقعیت‌های تنیدگی‌زا، تماس و مجاورت با مادر را جستجو می‌کنند اما با حضور او احساس ایمنی می‌کنند (کاسیدی و ماروین[12]؛ نقل از خانجانی، 1384).

تعریف عملیاتی سبک دلبستگی ایمن

در این پژوهش منظوراز دلبستگی ایمن نمره‌ای است که آزمودنی در پرسشنامه روابط میانی دلبستگی کودکان (KCAQ) در عبارات 1-2-3-4-5-6 بدست می‌آورد.

سبک دلبستگی اجتنابی

کودکان اجتنابی قبل از جلسه جدایی (در روش موقعیت ناآشنا) بدون هیچ درگیری و یا درگیری بسیار اندک با والدین به اکتشاف محیط می‌پردازند. در جلسه باز دیدار، از نزدیک شدن به مادر اجتناب می‌کند و چنانچه مادر آنها را در آغوش گیرد با حرکات پیچ و تاب و تکان خوردن سعی در پایین آمدن می‌نمایند. اکثر کودکان اجتنابی در برابر افراد ناآشنا منقلب نمی‌شوند، احتیاط نمی‌کنند یا احتیاط اندکی نشان می‌دهند (کاسیدی و ماروین؛ نقل از خانجانی، 1384)

تعریف عملیاتی سبک دلبستگی اجتنابی

در این پژوهش منظوراز دلبستگی اجتنابی نمره‌ای است که آزمودنی در پرسشنامه روابط میانی دلبستگی کودکان (KCAQ) در عبارات 17-18-19-20 به دست می‌آورد.

سبک دلبستگی دوسوگرا

این کودکان در موقعیت ناآشنا مشکل‌تر می‌توانند به احساس آرامش و آسایش دست یابند. آنها بین کشش به سوی مادر و یا یک موضوع (شی) جالب دیگر در نوسانند. اما در مرحله بازدیدار با مادر، پاسخ‌های دوسوگرایانه نسبت به او نشان می‌دهند. بدین ترتیب که ابتدا به مادر نزدیک می‌شوند و سپس اورا پس می‌زنند (کاسیدی و برلین[13]؛ نقل از خانجانی، 1384).

 

تعریف عملیاتی سبک دلبستگی دوسوگرا

در این پژوهش منظور از دلبستگی دوسوگرا نمره‌ای است که آزمودنی در پرسشنامه روابط میانی دلبستگی کودکان (KCAQ) در عبارات 7-8-9-10 به دست می‌آورد.

اضطراب

یک احساس رنج آوری است که با یک موقعیت ضربه‌آمیز کنونی یا با انتظار خطری که به شی نامعین وابسته است. اختلالات اضطرابی شامل اختلال اضطراب تعمیم یافته، اضطراب جدایی، اضطراب اجتماعی، مدرسه هراسی، اختلال هراسی / جسمانی کردن می‌باشد (سادوک و سادوک، 1382).

 

تعریف عملیاتی اضطرابی

در این پژوهش منظور از اضطراب نمره‌ای است که آزمودنی در پرسشنامه اضطراب اسپنس (1998) (نسخه کودکان) در عبارات 1-3-4-20-22-24 و در (نسخه والدین) در عبارات 1-3-4-18-20-22 به دست می‌آورد.

افسردگی

اختلال خلقی است که مشخصه آن عبارتند از: احساس اندوه و غم، کاهش انگیزه و علاقه به زندگی، افکار منفی و علائم جسمی (سادوک و سادوک، 1383).

تعریف عملیاتی افسردگی

در این پژوهش منظور از افسردگی نمره‌ای است که آزمودنی درپرسش‌نامه افسردگی نوجوانان کوتچر (2003) از مجموع نمرات در تمام عبارات بدست می‌آورد.

پیشینه پژوهش

- ذوالفقاری مطلق، جزایری، مظاهری، خوشابی و کریملو (1386) به بررسی تاثیر ویژگی­های دلبستگی و شخصیتی مادر بر اضطراب جدایی و سطوح رشد اجتماعی کودک پرداختند. برای بررسی این رابطه، سبک دلبستگی در دو گروه مادران کودکان دارای اختلال اضطراب جدایی و مادران کودکان سالم موردمقایسه قرار گرفت. نتایج حاصل نشانگر آن بود که دلبستگی ناایمن اضطرابی - دوسوگرا و برخی ویژگی­های شخصیتی مادر می­تواند پیش­بینی کننده اضطراب جدایی و سطح رشد اجتماعی کودک باشد.

- اصغری (1386) در تحقیقی که در آن رابطه بین سبک دلبستگی و افسردگی را در دانشجویان بررسی کرده بود، نشان داد که میان افسردگی و سبک دلبستگی ایمن رابطه منفی وجود دارد و میان سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با افسردگی رابطه مثبت وجود دارد. بنا به یافته‌های او، میزان افسردگی در سه سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا متفاوت است. به این معنا که میزان افسردگی در دو سبک اجتنابی و دوسوگرا بیشتر از سبک دلبستگی ایمن است.

- در مطالعه پژوهش دیگری نیز محرری (1389) بیان کرد هر چه دلبستگی ایمن در دوران کودکی و نوجوانی بین همسالان بیشتر باشد، نوجوان با احتمال بیشتری پایگاه هویتی موفق را اتخاذ خواهد کرد که فاکتور مهمی در پیشگیری از افسردگی است.

پژوهش‌های خارجی

- در سه مطالعه رابرت، گوتلیب و کاسل[14] (2002) ارتباط بین سبک دلبستگی ایمن و نشانه‌های افسردگی را بررسی کردند. روی هم رفته در مطالعه اولی ارتباط بین دلبستگی بزرگسالان و افسردگی را بررسی شد و در مطالعه دومی و سومی بررسی کردند که آیا این ارتباط به وسیله نگرش‌های غیرمعمول و عزت نفس پایین تعدیل می‌شود. نتایج این سه مطالعه نشان داد که دلبستگی ناایمن با نگرش‌های غیرمعمول رابطه دارد، که به نوبه‌ خود زمینه را برای عزت نفس پایین فراهم می‌کند. کاهش عزت نفس بطور مستقیم با افزایش نشانه‌های افسردگی رابطه دارد. بنابراین به نظر می‌رسد که دلبستگی ناایمن از طریق اثراتی که روی عزت نفس می‌گذارد باعث بروز نشانه‌های افسردگی می‌شود.

ـ در یک بررسی پارکر[15] نشان داد افرادی که نیازهای دوره کودکی‌شان به گونه‌ای مناسب ارضا نشده باشد، به هنگام وقوع فقدان‌ها احتمال بیشتری وجود دارد که دچار افسردگی شوند. در این افراد، سبک والدین آنها به صورت یک شیوه مهار فاقد احساس، یعنی ملغمه‌ای از کم توجهی و بی‌حمایت‌گری بوده است (مهرابی زاده، نجاریان، بحرینی، 1379).

- در تحقیقی (میلینگر[16]، باک[17]، مونتومری[18]، اسپیرز[19]، واستالارد[20]؛ نقل از حسین‌زاده، 1394) دریافتند ارتباطات مدرسه دلبستگی که بین همسالان وجود دارد ممکن است کلید سلامت روانی در بزرگسالی باشد و بین افسردگی بزرگسالی و سبک دلبستگی همسالان ارتباط منفی و معکوس وجود دارد که دلبستگی بین همسالان در تحقیق آنها بیشترین پیش‌بینی کننده خلق پایین در نوجوانی بود.

ـ در تحقیق دیگری که توسط مورفی، باتز (1997) انجام شد نقش سبک‌های دلبستگی نوجوانان در متمایز ساختن دانش‌آموزان افسرده و غیرافسرده بررسی گردید، نتایج نشان داد دلبستگی ناایمن با میزان بالای افسردگی در ارتباط بوده و خودنمایی منفی را به عنوان یک فاکتور کلیدی در افسردگی به شکل برجسته‌ای نشان می‌دهد.

- در پژوهشی (آرمسدن[21] و گرینبرگ[22]؛ نقل از حسین‌زاده، 1394) اشاره کردند که بین میزان دلبستگی نوجوانان به همسالانشان و سلامت روانی آنها ارتباط مهمی وجود دارد و اثر آن را در ابعاد متفاوت می‌توان دید که بالاترین میزان آن سلامت روانی و پایین‌ترین میزان آن افسردگی است که میزان شادی و خشنودی و دید مثبت به زندگی از علائم سلامت روانی و میزان اضطراب، استرس و دید منفی نشان دهنده افسردگی روانی بین نوجوانان است.

-تحقیقات متفاوتی ارائه شده‌اند که نشان می‌دهد اختلال در سیستم دلبستگی بخصوص عدم توانایی برای احساس آرامش و امنیت ممکن است نشانگر این موضوع باشد که فرد می‌تواند در معرض اختلالات خلقی قرار بگیرد و رتبه بالای امنیت در دلبستگی ایمن می‌تواند باعث تمرکز او شود (گیلبرت[23]،2004).

-تحقیقات دیگر نشان می‌دهد که افراد مبتلا به اختلال افسردگی دو قطبی در مقایسه با افراد عادی بیشتر دارای سبک دلبستگی ناایمن هستند. این افراد نیاز به تایید اجتماعی بیشتری در مقایسه با گروه‌های افسرده تک قطبی و افراد عادی دارند، همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که بیش از 80% افراد عادی سبک دلبستگی ایمن دارند و فقط 20% دارای سبک دلبستگی ناایمن (اضطرابی و دوسوگرا) هستند (لام[24]، رایت، اسمیت، 2004).

ـ پژوهش هامن[25] (1997) حاکی از رابطه بین افسردگی دوره‌ نوجوانی با ناایمنی دلبستگی است. آدم، شلدون کلر، وست[26] (1996) ارتباط بین خودکشی در دوره نوجوانی با ترکیبی از دلبستگی ناایمن ذهن مشغول یا مجذوب شده و دلبستگی غیرمصمم و حل نشده را گزارش کردند. نتایج ارتباط قوی بین افسردگی نوجوان و ناایمنی دلبستگی، بخصوص ارتباط خاص بین افسردگی دوره نوجوانی با سبک دلبستگی ذهن مشغول و مجذوب را اثبات می‌کند.

 

 

 

 

روش پژوهش

طرح پژوهش حاضر پیمایش از نوع تحقیقات علی ـ مقایسه‌ای است.

جامعه آماری و نمونه

جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش‌آموزان دختر 13-12 ساله دارای نشانه‌های درونی‌سازی افسردگی، اضطراب و عادی در پایه هفتم و هشتم شهر تبریز که در سال تحصیلی 1394 مشغول به تحصیل می‌باشند.

نمونه آماری پژوهش حاضر شامل 150 نفر دانش‌آموز پایه هفتم و هشتم 13-12 ساله شهر تبریز می‌باشند که با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای غربالگری شدند. بدین ترتیب که از بین مناطق پنجگانه آموزش و پرورش شهر تبریز دو منطقه که از لحاظ طبقه اجتماعی، اقتصادی متوسط بودند، انتخاب و سپس از بین مدارس دخترانه آن حدود 6 مدرسه دخترانه معین و در مرحله بعد کلاس­های پایه اول و دوم برگزیده شدند و سپس سه گروه دارای نشانه‌های اضطراب و افسردگی و عادی غربالگری شدند و سایر آزمون­ها بر روی آنها و والدینشان اجرا گردید.

طرح این پژوهش یک طرح مقایسه‌ای است در طرح‌های مقایسه‌ای در هر گروه حداقل می‌توان 30 نفر را جای داد. در این پژوهش سه گروه با یکدیگر مقایسه می‌شوند که شامل: 1- گروه دارای نشانه‌های افسردگی 2- گروه دارای نشانه‌های اضطراب 3- گروه عادی (کنترل)، بنابراین 90 نفر برای این پژوهش کافی بود اما محقق به منظور رعایت احتیاط پژوهش و احتمال افت آزمودنی‌ها 150 نفر را درنظر گرفت یعنی در هر گروه 50 نفر آزمودنی در نظر گرفته شد (50 نفر دانش‌آموز دارای نشانه‌های افسردگی، 50 نفر دانش‌آموز دارای نشانه‌های اضطراب، 50 نفر دانش‌آموز عادی).

در این پژوهش از پرسشنامه روابط میانی دلبستگی، پرسشنامه افسردگی نوجوانان کوتچر، پرسشنامه اضطراب اسپنس، استفاده ‌گردید که در زیر توضیحات کامل در مورد آنها داده می‌شود.

پرسشنامه روابط میانی دلبستگی (KCAQ)

پرسشنامه‌ روابط میانی دلبستگی توسط هالپرن و کاپنبرگ (2006) جهت سنجش دلبستگی کودکان در دوره‌ میانه‌ کودکی برای کودکان در دوره سنی میانی کودکی (قبل از دبستان و دبستان؛ 12-3 سال) طراحی شده و توسط مادر تکمیل می‌شود. این پرسشنامه شامل 20 گویه است. برای نمره‌گذاری هر گویه، درجه‌‌ای بین 5-0 (همیشه تا هرگز) به هر آزمودنی تعلق می‌گیرد. نسخه‌ اولیه‌ این مقیاس شامل 36 گویه بوده است که سازندگان پرسشنامه به استفاده از روش تحلیل عوامل[27] به روش مؤلفه‌های اصلی[28](PCA) و چرخش واریماکس[29]، این پرسشنامه را بررسی کردند. ملاک استخراج عوامل شیب‌ نمودار اسکری[30] و ارزش ویژه[31] بالاتر از یک بود. در مجموع این چهار عامل 44% از واریانس کل مقیاس را تبیین کردند. همچنین 16 گویه دارای بار عاملی پایینی بودند که در نتیجه این گویه‌ها توسط سازندگان مقیاس از مجموع گویه‌های پرسشنامه حذف شدند. نتایج تحلیل عامل وجود چهار عامل در گویه‌ها را تأیید نموده است. مولفه‌های مقیاس مذکور شامل یک خرده مقیاس (نمره کل) و چهار زیر پرسشنامه می‌باشد. مؤلفه‌ اول (6 گویه) خرده مقیاس رشد انطباقی مثبت[32] (سبک دلبستگی ایمن)، بار عاملی این مؤلفه در دامنه‌ای بین 56/0 تا 68/0 بود، مولفه دوم (6 گویه) خرده مقیاس رفتارهای منفی[33]، بار عاملی این مؤلفه در دامنه‌ای بین 47/0 تا 60/0 بود. مؤلفه‌ی سوم (4 گویه) خرده مقیاس واکنش‌های هیجانی[34] (سبک دلبستگی دوسوگرا)، بار عاملی این مؤلفه در دامنه‌ای بین 41/0 تا 69/0 بود. مؤلفه‌ چهارم (4 گویه) خرده مقیاس دوره گزیدن از حمایت چهره‌ دلبستگی / فرد مراقب[35] (سبک دلبستگی اجتنابی)، بار عاملی این مؤلفه در دامنه‌ای بین 58/0 تا 65/0 بود نمره‌ کل مقیاس از جمع 20 گویه به دست می‌آید.

پایایی: پایایی اولیه‌ پرسشنامه (KCAQ) در مطالعه‌ سازندگان پرسشنامه براساس همبستگی درونی[36]، 85/0 و براساس روش دونیمه کردن[37]، 83/0 گزارش شده است. این پرسشنامه بر روی 23 کودک بصورت تکرارپذیری آزمون- باز آزمون[38]، مورد بررسی قرار گرفته که پایایی آن 79/0 گزارش شده است. میزان آلفای کرونباخ[39] توسط سازندگان مقیاس برای مؤلفه‌های رشد انطباقی مثبت، رفتارهای منفی، واکنش‌های هیجانی و دوری گزیدن از حمایت چهره‌ دلبستگی/ فرد مراقب به ترتیب 69/0، 63/0، 65/0 و 56/0 گزارش شده است. روایی سازه‌ پرسشنامه‌ (KCAQ) با پرسشنامه‌ اختلال دلبستگی راندولف[40](RADQ) مورد بررسی قرار گرفته و نتایج آن مطلوب و مناسب بوده است (هالپرن و کاپنبرگ، 2006). پرسشنامه‌ روابط میانی دلبستگی (KCAQ)، از مقیاس‌های دیگر بدلیل دارا بودن کفایت زمانی[41]، سنجش و پیگیری تغییرات دلبستگی کودک در طول زمان، برعکس مقیاسهای سنتی و طبقه‌بندی شده دلبستگی دارای خود- کارآمدی[42] می‌باشد (هالپرن و کاپنبرگ، 2006). بنابراین بطور کلی نتایج نشان می‌دهد که این پرسشنامه از خصوصیات روان‌سنجی مناسب و مطلوبی برخوردار است.

پایایی پرسشنامه‌ (KCAQ)، با استفاده از روش‌های آزمون- بازآزمون (بازآزمایی) و آلفای کرونباخ بررسی گردید. پایایی این مقیاس با استفاده از آزمون- بازآزمون نیز مورد محاسبه قرار گرفت. بدین صورت که بعد از گذشت 30 روز از اجرا در مرتبه‌ اول، مقیاس جهت اجرای مجدد دراختیار 30 نفر از اعضای گروه نمونه قرار گرفت. نتایج این تجزیه و تحلیل در جدول 1 نشان داده شده است.

جدول 1: ضرایب پایایی به روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی برای مؤلفه‌های پرسشنامه (KCAQ)

مؤلفه‌ها و نمره کل

پسران

دختران

آلفا

بازآزمایی

آلفا

بازآزمایی

رشد انطباقی مثبت (سبک دلبستگی ایمن)

78//0

73/0

83/0

89/0

رفتارهای منفی

71/0

88/0

77/0

90/0

واکنش‌های هیجانی (سبک دلبستگی دوسوگرا)

72/0

85/0

79/0

84/0

دوری گزیدن از حمایت چهره‌ی دلبستگی/ فرد مراقب (سبک دلبستگی اجتنابی)

85/0

91/0

71/0

94/0

نمره کل

73/0

81/0

78/0

86/0

 

همبستگی بین نمرات آزمون اولیه و آزمون مجدد در سطح 001/0 معنی‌دار بودند. شایان ذکر است که در بررسی اصلی (با 400 آزمودنی) نیز پس از انجام تحلیل عاملی، ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفته است.

پرسشنامه اضطراب اسپنس

مقیاس حاضر دارای دو نسخه کودکان و والدین می‌باشد که نسخه کودکان و نسخه والدین در سال 1998 توسط اسپنس ساخته شد. در این پژوهش کودکانی که هم توسط نسخه والدین و هم توسط نسخه کودکان دارای اضطراب قلمداد شدند انتخاب گردیدند. مقیاس اضطراب اسپنس (نسخه کودکان) از 45 عبارت تشکیل شده که 38 عبارت آن نمره‌گذاری شده و 6 عبارت آن که عبارت‌های پرسشی مثبت هستند، محاسبه نمی‌شوند. همچنین دارای یک سؤال باز است که کودک بطور تشریحی به آن پاسخ خواهد داد و برای سنین 8تا15 سال تهیه شده است و نسخه والدین از 38 عبارت تشکیل شده که نمره‌گذاری و یک سوال باز که نمره‌گذاری نمی‌شود. روایی همگرای مقیاس اضطراب کودکان اسپنس با مقیاس تجدید نظر شده اضطراب مانیفست کودکان همبستگی پایین وکم به دست آمد. اعتبار همسانی درونی مقیاس نیز باآلفای کرونباخ 92% و اعتبار بازآزمایی مقیاس به مدت 6ماه، 60% به دست آمد.

پرسشنامه افسردگی نوجوانان کوتچر:(KADS-11)

پرسشنامه حاضر از نوع خود گزارشی است که شامل 11آیتم و عبارت می‌باشد و آزمودنی باید به هر سوال با توجه به مقدار همخوانی آن با حالات روحی خود در یک هفته گذشته پاسخ دهد. پاسخ‌ها نیز بصورت مقیاس لیکرتی چهار گزینه‌ای طراحی شده است. نمره هر آزمودنی عبارت است از مجموع نمرات وی در تمام عبارات. بر این اساس، گزینه اول (0) امتیاز، گزینه دوم(1) امتیاز، گزینه سوم (2) امتیاز و گزینه چهارم (3) امتیاز خواهد داشت. نمره‌گذاری آزمون در تمامی عبارات بصورت مستقیم است.حداقل نمره آزمودنی صفر و حداکثر آن 33 خواهد بود..

جهت سنجش اعتبار آزمون حاضراز تعداد 309 نفر از نوجوانان 12تا18 ساله در آزمون افسردگی بک نمره بالایی 15 (افسردگی وخیم) به دست آورده بودند، خواسته شد بعد از مدتی بار دیگر باآزمون کوتچر، آزمون افسردگی بک، آزمون(MINI) [43] وآزمون(MDE) [44] مورد آزمون قرار بگیرند. در این مقیاس (KADS) از بیشترین قدرت تشخیص افسردگی برخورداربود. همانطور که نتایج تحقیقات نشان می‌دهد مقیاس حاضر همبستگی بالایی با مقیاس‌های مشابه خوددارد.

روش اجرای پژوهش

    جهت انتخاب نمونه، با مراجعه به آموزش و پرورش تبریز، بصورت تصادفی خوشه‌ای از بین مناطق پنجگانه دو منطقه که از لحاظ اجتماعی، اقتصادی متوسط بودند انتخاب شدند و سپس از بین مدارس دخترانه آن حدود 6 مدرسه دخترانه بصورت تصادفی انتخاب و از هر مدرسه 25 دانش‌آموز که با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای غربالگری شدند بدین‌ ترتیب 150 دانش‌آموز دختر مقطع راهنمایی که 50 نفر دارای نشانه‌های اضطراب، 50 نفر دارای نشانه‌های افسردگی و 50 نفر دانش‌آموز عادی انتخاب شدند. دانش‌آموزانی که دارای نشانه‌های افسردگی و اضطراب بودند یعنی از خط برش نمره 15 برای افسردگی و نمره 114 برای اضطراب بالاتر در فرم کودک و نمره 111 برای اضطراب بالاتر در فرم والدین بودند انتخاب و در گام بعدی پرسشنامه دلبستگی به مادرانشان داده شد تا به آنها پاسخ دهند.

 

 

 

 

یافته های تحقیق

جدول1: فراوانی تحصیلات پدر و مادر در سه گروه از نوجوانان افسرده، اضطرابی و عادی

 

تحصیلات پدر

تحصیلات مادر

افسرده

اضطرابی

عادی

افسرده

اضطرابی

عادی

ابتدایی

14

10

4

8

4

6

زیر دیپلم

4

5

5

12

12

11

دیپلم

20

22

22

30

34

33

فوق دیپلم

7

7

9

 

 

 

لیسانس

5

6

10

 

 

 

 

50

50

50

50

50

50

 

بررسی تحصیلات پدران در سه گروه از نوجوانان نشان می­دهد که در هر سه گروه فراوانی پدران با تحصیلات دیپلم بیشتر از بقیه است. و کمترین فراوانی مربوط به تحصیلات زیر دیپلم می باشد .

بررسی تحصیلات مادران در سه گروه از نوجوانان نشان می دهد که در هر سه گروه فراوانی مادران با تحصیلات دیپلم بیشتر از بقیه است. و کمترین فراوانی مربوط به تحصیلات ابتدایی  می­باشد . هر سه گروه فاقد مادران با تحصیلات دانشگاهی می باشند. 

جدول 2: میانگین سنی پدر و مادر در سه گروه از نوجوانان افسرده، اضطرابی و عادی

 

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

 

 

سن پدر

افسرده

50

1/44

59/6

اضطرابی

50

66/44

09/6

عادی

50

9/41

81/5

سن مادر

افسرده

50

94/37

9/3

اضطرابی

50

98/39

49/4

عادی

50

44/39

22/4

نتایج جدول فوق نشان می­دهد که میانگین سن پدران در گروه افسرده 1/44 سال در گروه اضطرابی 66/44 سال و در گروه عادی 9/41 سال می باشد. میانگین سن مادران در گروه افسرده 9/37 سال در گروه اضطرابی 98/39 سال و در گروه عادی 44/39 سال می باشد.

جدول 3: فراوانی تحصیلات پدر و مادر در سه گروه از نوجوانان افسرده، اضطرابی و عادی

 

تحصیلات پدر

افسرده

اضطرابی

عادی

آزاد

21

15

20

کارمند

13

16

14

بازنشسته

3

2

3

کارگر

13

17

13

 

50

50

50

بررسی شغل پدران نشان می دهد که در گروه افسرده 42 درصد شغل آزاد، 26 درصد کارمند، 6 درصد بازنشسته و 26 درصد کارگر می باشند. در گروه اضطرابی30 درصد شغل آزاد، 32درصد کارمند، 4درصد بازنشسته و 34 درصد کارگر می باشند. در گروه عادی 40درصد شغل آزاد، 28درصد کارمند، 6درصد بازنشسته و 26درصد کارگر می باشند. قابل ذکر است شغل مادران در هر سه گروه بطور صد در صد خانه دار بود.

جدول 4: فراوانی وجود نشانه های اضطرابی در بین سه گروه از نوجوانان

 

فاقد نشانه

دارای نشانه

کل

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

هراس و ترس از فضای باز

79

67/52

71

33/47

150

100

اضطراب جدایی

116

33/77

34

67/22

150

100

ترس از آسیب فیزیکی

108

72

42

28

150

100

ترس اجتماعی

107

33/71

43

67/28

150

100

وسواس عملی-فکری

107

33/71

43

67/28

150

100

اضطراب عمومی

57

38

93

62

150

100

بررسی وجود نشانه های اضطرابی (هراس و ترس از فضای باز، اضطراب جدایی، ترس از آسیب فیزیکی، ترس اجتماعی، وسواس عملی-فکری، اضطراب عمومی)در سه گروه از نوجوانان افسرده، مضطرب و عادی مطابق با ازمون اضطراب اسپنس نشان داد که33/47 درصد از افراد دارای هراس و ترس از فضای باز، 67/22 درصد دارای اضطراب جدایی ، 28 درصد دارای ترس از آسیب فیزیکی، 67/28 درصد دارای ترس اجتماعی، 67/28 درصد دارای وسواس عملی-فکری ، 62 درصد دارای اضطراب عمومی می­باشند.

آزمون فرضیه‌ها  

فرضیه اول : بین نوجوانان دارای نشانه های هراس و ترس از فضای باز و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد.

جدول5: مقایسه نمرات سبک های دلبستگی در  دوگروه نوجوانان دارای ترس از

فضای باز و عدم ترس

 

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

 

سبک

نشانه

مقدار t

درجه ازادی

سطح معنی داری

ایمن

عدم ترس

79

15

94/3

43/4

148

000/0

دارای ترس از فضای باز

71

32/12

37/3

دوسوگرا

عدم ترس

79

62/12

73/2

65/0

148

51/0

دارای ترس از فضای باز

71

29/12

35/3

اجتنابی

عدم ترس

79

74/11

55/2

79/5-

148

000/0

دارای ترس از فضای باز

71

69/14

62/3

بررسی سبک های دلبستگی در دو گروه از نوجوانان دارای ترس از فضای باز و عدم ترس از فضای باز نشان می­دهد که :

-        میانگین سبک ایمن در افراد دارای عدم ترس 15 و در افراد دارای ترس 32/12 است که مطابق با ازمون تی تست سک ایمن در افراد دارای ترس بطور معنی­داری کمتر می باشد.

-        میانگین سبک دوسوگرا در افراد دارای عدم ترس 62/12و در افراد دارای ترس 29/12 است که اختلاف معنی داری بین آنها وجود ندارد.

-        میانگین سبک اجتنابی در افراد دارای عدم ترس 74/11و در افراد دارای ترس 69/14 است که مطابق با ازمون تی تست سبک اجتنابی در افراد دارای ترس بطور معنی داری بیشتر می باشد .که اختلاف معنی داری بین آنها وجود ندارد.

فرضیه دوم : بین نوجوانان دارای نشانه های اضطراب جدایی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد.

جدول 6: مقایسه نمرات سبک های دلبستگی در دوگروه نوجوانان دارای

 اضطراب جدایی و عدم اضطراب جدایی

 

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

Independent T Test

سبک

نشانه

مقدار t

درجه ازادی

سطح معنی داری

ایمن

فاقد اضطراب جدایی

116

4/14

92/3

08/4

148

000/0

دارای اضطراب جدایی

34

44/11

9/2

دوسوگرا

فاقد اضطراب جدایی

116

47/12

86/2

05/0

148

95/0

دارای اضطراب جدایی

34

44/12

61/3

اجتنابی

فاقد اضطراب جدایی

116

27/12

79/2

42/6-

148

000/0

دارای اضطراب جدایی

34

08/16

78/3

  بررسی سبک های دلبستگی در دو گروه از نوجوانان دارای اضطراب جدایی و فاقد اضطراب جدایی نشان می­دهد که

-          میانگین سبک ایمن در افراد فاقد اضطراب 4/14و در افراد دارای اضطراب 44/11 است که مطابق با ازمون تی تست سبک ایمن در افراد دارای اضطراب بطور معنی داری کمتر می باشد.

-          میانگین سبک دوسوگرا در افراد فاقد اضطراب 47/12و در افراد دارای اضطراب 44/12 است که اختلاف معنی داری بین آنها وجود ندارد.

-          میانگین سبک اجتنابی در افراد فاقد اضطراب 2774/12و در افراد دارای اضطراب 08/16 است که مطابق با ازمون تی تست سبک اجتنابی در افراد دارای اضطراب بطور معنی داری بیشتر می باشد .که اختلاف معنی داری بین آنها وجود ندارد.

فرضیه سوم: بین نوجوانان دارای نشانه های ترس از آسیب فیزیکی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد.

جدول7: مقایسه نمرات سبک های دلبستگی در دوگروه نوجوانان

دارای ترس از آسیب فیزیکی و عدم ترس از آسیب فیزیکی

 

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

Independent T Test

سبک

نشانه

مقدار t

درجه ازادی

سطح معنی داری

ایمن

عدم ترس

108

86/13

92/3

64/0

148

52/0

دارای ترس آسیب فیزیکی

42

4/13

9/3

دوسوگرا

عدم ترس

108

13/12

67/2

14/2-

148

034/0

دارای ترس از آسیب فیزیکی

42

31/13

72/3

اجتنابی

عدم ترس

108

3/12

88/2

17/5-

148

000/0

دارای ترس از آسیب فیزیکی

42

28/15

8/3

بررسی سبک های دلبستگی در دو گروه از نوجوانان دارای ترس از آسیب فیزیکی و فاقد ترس نشان می­دهد که:

-          میانگین سبک ایمن در افراد فاقد ترس86/13 و در افراد دارای ترس از آسیب فیزیکی 4/13 است که مطابق با ازمون تی تست سبک ایمن در این دو گروه مشابه است.

-          میانگین سبک دوسوگرا در افراد فاقد ترس13/12و در افراد دارای ترس آسیب فیزیکی 30/13است که مطابق با ازمون تی تست سبک دوسوگرا در افراد دارای ترس از  آسیب فیزیکی بطور معنی داری بیشتر می باشد.

-          میانگین سبک اجتنابی در افراد فاقد ترس30/12و در افراد دارای ترس ازآسیب فیزیکی 28/15 است که مطابق با ازمون تی تست سبک اجتنابی در افراد دارای ترس از آسیب فیزیکی بطور معنی داری بیشتر می باشد.

 

فرضیه چهارم: بین نوجوانان دارای نشانه های ترس اجتماعی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد.

جدول8: مقایسه نمرات سبک های دلبستگی در دوگروه نوجوانان

دارای ترس اجتماعی و عدم ترس اجتماعی

 

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

Independent T Test

سبک

نشانه

مقدار t

درجه ازادی

سطح معنی داری

ایمن

عدم ترس

107

35/14

023/4

16/3

148

002/0

دارای ترس اجتماعی

43

18/12

149/3

دوسوگرا

عدم ترس

107

14/12

58/2

01/2-

148

037/0

دارای ترس اجتماعی

43

27/13

86/3

اجتنابی

عدم ترس

107

87/11

42/2

7/8-

148

000/0

دارای ترس اجتماعی

43

27/16

58/3

بررسی سبک های دلبستگی در دو گروه از نوجوانان دارای ترس اجتماعی و فاقد ترس نشان می­دهد که :

-          میانگین سبک ایمن در افراد فاقد ترس 35/14 و در افراد دارای ترس اجتماعی 18/12 است که مطابق با ازمون تی تست سبک ایمن در افراد دارای ترس اجتماعی بطور معنی داری کمتر می باشد .

-          میانگین سبک دوسوگرا در افراد فاقد ترس 14/12و در افراد دارای ترس اجتماعی 27/13است که مطابق با ازمون تی تست سبک دوسوگرا در افراد دارای ترس اجتماعی بطور معنی داری بیشتر می باشد .

-          میانگین سبک اجتنابی در افراد فاقد ترس 87/11و در افراد دارای ترس اجتماعی 27/16 است که مطابق با ازمون تی تست سبک اجتنابی در افراد دارای ترس اجتماعی بطور معنی داری بیشتر می باشد.

 

 

فرضیه پنجم: بین نوجوانان دارای نشانه های وسواس عملی-فکری و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد .

جدول9: مقایسه نمرات سبک های دلبستگی در دوگروه نوجوانان دارای

 وسواس عملی-فکری و فاقد وسواس

 

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

Independent T Test

سبک

نشانه

مقدار t

درجه ازادی

سطح معنی داری

ایمن

فاقد وسواس

107

3/14

13/4

9/2

148

004/0

دارای وسواس

43

3/12

87/2

دوسوگرا

فاقد وسواس

107

6/12

89/2

07/1

148

284/0

دارای وسواس

43

04/12

35/3

اجتنابی

فاقد وسواس

107

9/12

48/3

26/1-

148

208/0

دارای وسواس

43

69/13

27/3

بررسی سبک های دلبستگی در دو گروه از نوجوانان دارای وسواس عملی-فکری و فاقد وسواس عملی-فکری نشان می­دهد که:

-          میانگین سبک ایمن در افراد فاقد وسواس 30/14 و در افراد دارای وسواس 30/12 است که مطابق با ازمون تی تست سبک ایمن در افراد دارای وسواس بطور معنی داری کمتر می باشد .

-          میانگین سبک دوسوگرا در افراد فاقد وسواس 63/12و در افراد دارای وسواس 04/ 12است که مطابق با ازمون تی تست سبک دوسوگرا در این دو گروه مشابه است.

-          میانگین سبک اجتنابی در افراد فاقد وسواس 91/12و در افراد دارای وسواس 69/13 است که مطابق با ازمون تی تست سبک اجتنابی در این دو گروه مشابه است.

 

 

 

فرضیه ششم: تعیین تفاوت نوجوانان دارای نشانه های اضطراب عمومی و نوجوانان فاقد این نشانه از لحاظ سه سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد .

جدول10:مقایسه نمرات سبک های دلبستگی در دوگروه نوجوانان

 دارای اضطراب عمومی و فاقد وسواس

 

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

Independent T Test

سبک

نشانه

مقدار t

درجه ازادی

سطح معنی داری

ایمن

فاقد اضطراب عمومی

57

79/14

127/3

6/2

148

009/0

دارای اضطراب عمومی

93

08/13

21/4

دوسوگرا

فاقد اضطراب عمومی

57

59/13

49/2

7/3

148

000/0

دارای اضطراب عمومی

93

77/11

13/3

اجتنابی

فاقد اضطراب عمومی

57

82/13

01/3

9/1-

148

055/0

دارای اضطراب عمومی

93

72/12

61/3

بررسی سبک های دلبستگی در دو گروه از نوجوانان دارای اضطراب عمومی و فاقد اضطراب عمومی نشان می­دهد که:

-          میانگین سبک ایمن در افراد فاقد اضطراب عمومی 7/14 و در افراد دارای اضطراب عمومی 08/13 است که مطابق با ازمون تی تست سبک ایمن در افراد دارای اضطراب عمومی بطور معنی داری کمتر می­باشد.

-          میانگین سبک دوسوگرا در افراد فاقد اضطراب عمومی 59/13و در افراد دارای اضطراب عمومی 77/11است که مطابق با ازمون تی تست سبک دوسوگرا در این دو گروه مشابه است.

-          میانگین سبک اجتنابی در افراد فاقد اضطراب عمومی 82/13و در افراد دارای اضطراب عمومی 72/12 است که مطابق با ازمون تی تست سبک اجتنابی در این دو گروه مشابه است.

بحث و نتیجه گیری

با توجه به یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت که بین سه گروه افسرده، اضطراب و عادی فقط در سطح دلبستگی دوسواگرا  تفاوت معنی دار به دست نیامد اما در دو سبک دیگر که شامل ایمن و اجتنابی است تفاوت سه گروه مذکور معنی دار بود. نخستین یافته پژوهش حاضر حاکی از آن بود که بین سه گروه دارای نشانه های افسردگی و اضطراب و گروه عادی از لحاظ سبک دلبستگی ایمن تفاوت معنی دار آماری وجود دارد.

از سوی دیگر نتایج موید آن بود که بین دو گروه افصرده و مضطرب نیز از لحاظ سبک دلبستگی ایمن تفاوت معنی دار آماری وجود دارد. بررسی های میانگین ها نشان داد که دلبستگی ایمن در گروه افسرده ها بیش از گروه مضطرب ها است. این یافته پژوهش حاضر با تحقیقات رابرت، گوتلیب و کاسل( 2002)، داکل، کلارسون و انگلند( 2001)، ترویسی، آرگینو، پرکچیو و پت( 2001) همسو می باشد.

پژوهش دیگر مؤید آن بود که بین سه گروه دارای نشانه های افسردگی، اضطراب و عادی از لحاظ سبک دوسوگرایی تفاوت معنی دار آماری وجود ندارند. این یافته پژوهش حاضر با تحقیقات موریس، میسترز، مرکل باخ و هالسن بک(2000)، بارهیم، دان، اشل و سقی اسوارتز( 2007)، مینوسوتا، اوگاوا، اسروف، وینفیلد، کارلسون و ایگلند( 1997)، وارن، هستون، ایگلند و اسروف( 1997) ناهمسو می باشد و همچنین با یافته ذوالفقاری مطلق، جزایری، مظاهری، خوشابی و کریملو( 1386* نیز ناهمسو می باشد که آنها به بررسی تاثیر ویژگی های دلبستگی و شخصیتی مادر بر اضطراب جدایی و سطوح رشد اجتماعی کودک پرداختند. نتایج حاصل نشانگر آن بود که دلبستگی ناایمن اضطرابی- دوسوگرا و برخی ویژگی های شخصیتی مادر می تواند پیش بینی کننده اضطراب جدایی و سطح رشد اجتماعی کودک باشد که با یافته دوم پژوهش حاضر ناهمسو می باشد. موریس، میسترز، مرکل باخ و هالسن بک( 2000) روابط بین شیوه های فرزند پروری والدین و سبک های دلبستگی کودکان را با سطوح نگرانی کودکان مورد بررسی قرار دادند. یافته های آنان نشان داد که کودکانی که خود را در طبقه دلبسته دوسوگرا و اجتنابی قرار داده بودند، سطوح بالاتری از نگرانی را در مقایسه با کودکانی که خود را دلبسته ایمن می دانستند گزارش کردند.

پژوهش حاضر موید آن بود که بین سه گروه دارای نشانه های افسردگی، اضطراب و عادی از لحاظ سبک دلبستگی اجتنابی تفاوت معنی دار آماری وجود دارد.بررسی جداول آزمون پیگیری آشکار می سازد که دلبستگی اجتنابی در نوجوانان اضطرابی بیش از نوجوانان دارای نشانه های افسردگی و عادی است و از سوی دیگر نتایج گویای آن بود که بین دو گروه افسرده و عادی نیز از لحاظ سبک دلبستگی اجتنابی تفاوت معنی دار آماری وجود دارد. بررسی میانگین ها نشان داد که دلبستگی اجتنابی در گروه افسرده ها بیش از گروه عادی است . این یافته های پژوهش حاضر با تحقیقات موریس، میسترز، مرکل باخ و هالسن بک( 2000)، هواترز و مدی( 2009) همسو می باشد. هواترز و مدی( 2009) رابطه بین کیفیت دلبستگی با افسردگی را بررسی کرده و نتیجه گرفتند که اضطراب حاصل از دلبستگی اجتنابی به صورت معنی داری افسردگی و اضطراب را پیش بینی می کند که با یافته پژوهش حاضر همسو می باشد. موریس، مسترز، مرکل باخ و هالسن بک( 2000) روابط بین شیوه های فرزند پروری والدین و سبک های دلبستگی کودکان را با سطوح نگرانی کودکان مورد بررسی قرار دادند. یافته های آنان نشان داد که کودکانی که خود را دلبسته ایمن می دانستند گزارش کردند DSM- IV- TR نگرانی را هسته اصلی اختلال اضطراب منتشر توصیف کرده است. علاوه بر آن، نگرانی در چند اختلال اضطراب دیگر مانند اختلال اضطراب جدایی و اضطراب اجتماعی نقش مهمی بازی می کند( ویمز، سیلورمن و لاگرکا، نقل از موریس و همکاران، 2000). به طور مشابه، تضطراب و طرد والدین با سطوح بالاتری از نگرانی در کودکان مرتبط بود که با یافته پژوهش حاضر همسو می باشد. در دو مطالعه متوالی توسط موریس و مرکل باخ( نقل از موریس و همکاران، 2000) و گرونر، موریس و مرکل باخ( نقل از همان منبع) روابط معنی دار و مثبتی میان رفتارهای مضطربانه فرزند پروری والدین، کنترل والدین و طرد آن ها با علائم اختلالات اضطرابی بخصوص علایم اختلال اضطراب منتشر و اختلال اضطراب جدایی مشاهده شد که با یافته پژوهش حاضر همسو می باشد. در پژوهشی دیگر بلات و هومن( 1992) در بررسی سبب شناسی افسردگی به این نتیجه رسیدند که کیفیت دلبستگی به مراقب اولیه  سازه اصلی در درک آسیب پذیری به افسردگی است. الگوهای ناایمن و آشفته روابط با مراقب اولیه به شکل بازنمایی های ذهنی در کودک درونی می شود و این بازنمایی های ذهنی آسیب دیده براساس روابط آشفته اولیه می تواند آسیب پذیری به افسردگی های بعدی ایجاد کند. دلبستگی ناایمن دو سوگرا و اضطرابی نوعی از افسردگی متمرکز به مشکلات وابستگی، فقدان و رها شدگی ایجاد می کند. در حالی که افسردگی ناشی از دلبستگی ناایمن اجتنابی متمرکز بر مشکلات خودارزشی و خود انتقادگری است که فرد هم نسبت به مراقب و هم خودش احساس خشم می کند. بنابراین به نظر می رسد کیفیت نامناسب دلبستگی در سال های اولیه یک عامل بحرانی در آسیب پذیری به افسردگی است. در همین راستا نتایج مطالعه موریس و همکاران( 2001) نشان داد که سطوح اختلالات اضطرابی و افسردگی در نوجوانان دارای دلبستگی ناایمن بیش از نوجوانان دارای دلبسته ایمن است.

به طور خلاصه اضطراب و احساس ناایمنی در مادر از طریق ایجاد محیط عاطفی- تربیتی ناسالم، روابط تعاملی نابهنجار بین مادر- کودک، کاهش حساسیت مادری، از طریق مادر به کودک منتقل شده و کودک را در معرض خطر دلبستگی ناایمن و انواع مشکلات روان شناختی و رفتاری قرار می دهد. یافته دیگر پژوهش مورد نظر نشان داد که سبک دلبستگی دوسوگرا فقط اضطراب جدایی را به همراه دارد و با اختلالات اضطرابی دیگر رابطه ای ندارد و سبک دلبستگی اجتنابی اضطراب کلی، اختلال اضطراب تعمیم یافته، اضطراب اجتماعی و افسردگی را افزایش می دهد.

با توجه به نتایج پژوهش حاضر که مشخص شد سبک دلبستگی ایمن در نوجوانان عادی بیش از نوجوانان مضطرب و افسرده است می توان بر اهمیت رابطه مادر- کودک در سنین کودکی تأکید فراوان داشت. پس پیشنهاد می شود در مهدکودک ها و مراکز بهداشت که محل حضور مادران و فرزندان آن هاست کلاس های آموزشی در مورد اهمیت نوع رابطه والدین و کودک در سلامت روانی فرزندان برگزار شود تا والدین از اهمیت روابط عاطفی خود با فرزندانشان آگاه شوند.

Refrens



[1] .‌ Puberty

[2].‌ Janegsama, A

[3].‌ Mark Peeterson, L

[4].‌ Makeenez, W

[5].‌ Dekovic

[6].‌ Buist

[7].‌ Reitz

[8].‌ Acrickal

[9].‌ Fogel

[10].‌ Kinship Center Attachment Questionnaire (KCAQ).

[11].‌ Halpern & Kappenberg.

[12].‌ Cassidy, j & Marvine,R.S

[13].‌ Berlin, J

[14] .‌ Roberts, Gotlib, Kassel

[15] .‌ Parker

[16] .‌ Millings

[17] .‌ Buck

[18] .‌ Montgomery

[19] .‌ Spears

[20] .‌ Stallard

[21] .‌ Armsden

[22] .‌ Greenbery

[23].‌ Gilbert

[24] .‌ Lam.D

[25] .‌ Hamann, E

[26] .‌ Adam, K. S., Sheldon.‌Kelleer, A. E. & West, M

[27].‌ factor analysis.

[28].‌ Pricipal Component Analysis (PCA).

[29].‌ Varimax rotation.

[30].‌ scree plot.

[31].‌ eigen values.

[32].‌ Positive adjustment development.

[33].‌ negative behaviors.

[34].‌ emotional reactivity.

[35].‌ distancing from caregiver support.

[36].‌ internal correlation.

[37].‌ split.‌ half reliability.

[38].‌ test.‌ retest reliability.

[39].‌ cronbach's

[40].‌ Randolph Attachment disorder Questionnaire (RADQ).

[41].‌ time.‌ efficient.

[42].‌ self.‌ efficacy

[43].‌ Mini Neuropsychiatric interview

[44].‌ Magor Depressive Episode

Achenbach. T. M., & Rescorla, L. A. (2001). Manual for theASEBA school age froms profiles.Burlington, University of Vermont, Research center for children, Youth, & Families.

Acrickal, H. Mood disorder.In Kaplan H I. Ssadock BJ (2001). Comprehensive text book of psychiart,: From Wilkins. Baltimore: USA: 7th ed. Vol1. 1284 – 431

Adam, K. S., Sheldon- kelleer, A. E. & West,M. (1996). Attachment organization and history of suicidal behavior in clinical adolescents.Journal of Consulting and clinical psychology. 64. 264-27.

American Psychiatric Association. (1394). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders. Translation: Yahya Seyed Mohammadi Tehran: Roshan publishing house. (In Persian)

Asghari, Mohsen (1386). The Relationship between Attachment Styles and Depression among Students in Tehran State Universities. Thesis Master of Psychology, University of Tehran. (In Persian)

children’s anxiety from early attachment relationchips.Journal of Anxiety Disorders, 21,1061 -1068.

Dekovic, M, Buist, K. ,& Reitz , E. (2004). Stability and changes in problem behavior during adolescence: Latent growth analysis.Journal of youth and Adolescence. 33, 1-12. 

Difilippo. J. M, overhoslser. J. c. (2000). Suicide ideation in adolescent psychiatric inpatients as associated with depression and attachment relationships. Journal Clinical psychology. Jun., 29(2): 155-66.

Ganji, Mehdi. (1394). DSM-5 Psychological Pathology. Volume II, Tehran: Savalan Publications. second edition. (In Persian).

Gilbert, P. (2004). Depression: A biopsychosocial, integrative and evolutionary approach. In m. power(ed), mood disorder. Ahand book of sciene and practice pages 99-142. Chichester: wiley.

Goodwill, M., Shalchi, Behzad. (1386). Attachment styles and coping with stress. Iranian Psychologists Quarterly. Third Year, No. 11, pp. 225-235. (In Persian)

Homann, E. (1997, April). Attachment and affect regulation depressed mothers and their adolescent daughters. Paper presented at the biennial meeting of the society for Research in child Development, Washington, DC.

Hosseinzadeh, Maryam. (1394). Prediction of adolescent depression due to attachment to parents and peers, social skills and self esteem. Master thesis, Islamic Azad University of Tabriz Branch. (In Persian).

Janssma, Arthur. Mark Peterson, El and McEvise, William P. (1386). Psychotherapy for adolescents. Translation: Hamid Reza Agha Mohammadian and Seyyed Ali Kimiaei, Tehran: Growth. (In Persian)

Khanjani, Zainab (2005). Childhood and Adolescent Attachment Development and Pathology. Tabriz: Foruzes Publications. (In Persian)

Kappenberg, E. S., & Halpern, D. F. (2006). Kinship Center Attachment Questionnaire: Development of a Caregiver- Completed Attachment measure for Latency- Aged for Children. Educational and Psychological Measurement, 66(5), 852-873.

Kobak, R. P., Sudler, N., & Gamble, W. (1991). Attachment and depressive symptoms during adoles cence: a developmental pathway analysis. Development and psychopathology, 3, 461-474.

Kutcher, Stan. (2003). The kutcher Adolescent Depression scale: Assessment of its Evaluative properties over the course of an 8-week pediatric pharmacotherapy Trial-child Adolescent psychopharmacology 13 (3): 337-49.

Lam. D., Wright, K., & Smith, N., 2004, Dysfunctional assumption in bipolar disorder.Journal of Affective Disorders. 79, P 193-199.

Mehrabizadeh, Mahnaz. Najjarian, Bahman. Bahrain, Shahnaz (1379). The relationship between parenting styles and mental health and coordination of their components. Journal of Psychology 13th Year, No. 1. (In Persian).

 Moharri, Fatemeh. (1389). The Relationship between Perceived Childhood Attachment and Adolescent Attachment with Identity Bases. Magazine Principles of Mental Health. 16 (9), pp. 35-36. (In Persian).

Muris, P. Meesters, C, Van Melick, M. Zwambag, L (2001). Self-reported attachment style, attachment quality, and symptoms of anxiety and depression in young adolescents, personality and Individual Differences, 30, 809 - 818.

Murphy, B., Bates, G., 1997., Adult Attachment style and Vulnerability to depression. Personality and individual differences. Volume 22, issue 6, pages 85-844

Ogawa, J. R., Sroufe, LA., We infield, N. S., Carlson, E. A., & Egeland, B. (1997). Development and the fragmented self: Longitudinal study of dissociative symtomatology in a nonclinical sample. Development and Psychopathology, 9, 855-879.

Roberts, J. E. Gotlib, I. H. Kassel, J. E (2002). Adult Attachment Security and Symptoms of Depression: The Mediating Roles of Dysfunctional Attitudes and Low selfesteem. Personality processes and Individual Differences. 70, 2, 310-320.

Saduk, Benjamin. Saduk, Virginia. (1382). Synopsis of psychiatry. Translation: Nosrat allah, Purafkari. Tehran: Water City. (In Persian)

Saduk, Benjamin. Saduk, Virginia. (1383). Synopsis of psychiatry. Translation: Nosrat allah, Purafkari. Tabriz: Azadeh Publications (In Persian).

Sarah, J., Brooks, Stanley. P., Krulewics, Stan. Kutcher (2003).Journal of child and Adolescent psychophonology. 13 (3): 337-349.

Spence, S. H. (1998). A measure of anziety symptoms among children.Behavior Research and therapy, 36(5), 545-566.

Stevenson- Hinde, J., shouldice, A. (1995). Mathernal interaction & self - reports related a ttachment classification at 4. 5 years. Child Development, 66, 583- 596

Styron, T. janoff- bulman (1997).Childhood attachment and abuse: lang - term effects on adult attachment depression and conflict resolution. University of massachosetts Amherst, MA.SII So 125- 2134(97) 00062-8.

Waren, S. L, Huston, L. Egeland, B. & Sroufe, L. A (1997).Child and adolescend anxiety disorders and early attachment.Journal of the American academy of child and adolescent psychiatry, 36, 637-644.

Zolfaghari Absolute, Mostafa. Jazayeri, Alireza Mazaheri, Mohammad Ali Obey, Katayun and Karimlo, Massoud. (1386). Comparison of attachment style, personality traits and anxiety attributes in mothers of children with separation and healthy anxiety disorder. Research Quarterly, Third Year, No. 11. (In Persian).