بررسی رابطه آموزش تحلیل ارتباط متقابل در راهبردهای مقابله با رضایت از زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز ، ایران (نویسنده مسئول)ahsngar_s@gmail.com

2 . عضو هیئت علمی گروه روان شناسی ، دانشگاه تبریز ، تبریز، ایران

چکیده

از دیدگاه روان­شناختی فهم رضایت از زندگی یک تعهد نظری و تجربی مهم است وشناخت عوامل موثر بر رضایت از زندگی افراد اهمیت بسزایی دارد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش تحلیل ارتباط متقابل در مهارتهای مقابله‌‌ای و رضایت از زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه است. نمونه پژوهش که به روش غیرتصادفی دردسترس(داوطلبانه) انتخاب شدند، شامل40 نفر (20 نفر برای گروه آزمایش و 20 نفر برای گروه کنترل) از زنانی که در انجمن حمایت از زنان مبتلا به سرطان پستان تبریز عضو می­باشد. دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون (قبل و بعد از ارائه متغیّر مستقل) به پرسشنامه­های مهارتهای مقابلــه و رضایت از زندگی پاسخ دادند. در فاصله پیش آزمون و پس آزمون، گروه آزمایشی به مدت8 جلسه نود دقیقه‌‌ای به شیوه تحلیل ارتباط متقابل تحت آموزش قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد تحلیل ارتباط متقابل در راهبردهای مقابله‌‌ای زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر مثبت و در افزایش رضایت از زندگی آنان موثر می­باشد.

تازه های تحقیق

=-

کلیدواژه‌ها


مقدمه

در سال‌های اخیر، پژوهش­های بسیاری در مورد کیفیت زندگی  افراد از دو دیدگاه عینی و فاعلی انجام شده است . دیدگاه عینی به شرایط بیرونی توجه می­کند و دیدگاه فاعلی بر قضاوت افراد در مورد رضایت از زندگی تأکید می ورزد ( زولیگ، والوآ، هیوبنرودرین، 2005 به نقل از روزگار، 1391). رضایت از زندگی به عنوان ارزیابی فرد از جنبه‌های مختلف زندگی اش توصیف می شود که بازتاب توازن میان آرزوهای شخص و وضعیت فعلی او می باشد. هر چه شکاف میان سطح آرزوهای فرد و وضعیت فعلی وی بیشتر گردد رضایت­مندی او کاهش می یابد (اینگلهارت، 1373، به نقل از زکی، 1386).رضایت از زندگی یکی از واکنشهای انسانی در زندگی فردی و اجتماعی و به عنوان ارزیابی کلی فرد از زندگی است. دینر و همکاران (1985) رضایت از زندگی را به عنوان قضاوت شخصی از سعادت و بهروزی و کیفیت زندگی مبتنی بر معیارهای انتخابی هر فرد تعریف کرده اند. رضایت از زندگی و احساس خوشبختی، یک مؤلفه فرهنگی پایدار است(رنگین کمان، 1386). مفهوم رضایت به عنوان یک تجربه درونی است که حضور مثبت هیجان‌ها و نبود احساسات منفی را در بر می­گیرد (رود ، 2005). رضایت از زندگی از موارد بسیار مهمی است که باید به آن پرداخته شود؛ زیرا رضایت از زندگی از عوامل مهم مطرح در رفاه فرد است. بررسی رضایت از زندگی در سیستمهای مراقبت بهداشتی از این جنبه مهم است که بر اساس تحقیقات انجام شده، این مفهوم در تعامل کامل با سلامتی است و ارتباط تنگاتنگی بین سلامت جسم و روان و رضایت از زندگی وجود دارد( نیکنامی و همکاران، 2010) .

‌در این خصوص این طور استنباط می شود که رضایت از زندگی سازه ای مهم در روان­شناسی مثبت است، داشتن رضایت کلی از زندگی جزء مؤلفه‌های اصلی سلامت روان به شمار میرود. از دیدگاه روانشناختی فهم رضایت از زندگی یک تعهد نظری و تجربی مهم است وشناخت عوامل موثر بر رضایت از زندگی افراد دارای اهمیت بسزایی است، چرا که یکی از شاخص‌های بهداشت روانی میزان رضایتمندی از زندگی است . افرادی که در زندگی راضی تر هستند ، سلامت جسمانی و روانی بیشتری را احساس می کنند تا افرادی که کمتر اززندگیشان رضایت دارند . از آنجایی که زندگی پر از چالش‌ها ، استرس و مشکلات است لذا انسان نیازمند ابزارهایی برای مقابله با این شرایط است(مارشال ریو ، 2005). پژوهش‌ها رابطه معنی دار بین کیفیت زندگی و راهبرد‌های مقابله‌‌ای را نشان داده اند( پانتی و همکاران، 2011). یکی از متغیرهایی که در رابطه بین عوامل مربوط به شخصیت و پیامد‌های روان شناختی آن در زندگی نقش مهمی بازی می کند، راهبرد‌های مقابله با استرس است. مطابق با نظریه پدیدارشناسی- شناختی ناراحتی‌های روان شناختی (لازاروس و فولکمن ، 1984)، مقابله، تلاش‌های رفتاری و شناختی است که به منظور مدیریت کردن تقاضاهای بیرونی و درونی که به عنوان فشارزا یا فراتر از منابع فرد درنظر گرفته شده اند، استفاده می شود و به طور عمده به دو مقوله مسأله مدار و هیجان مدار تقسیم می شود. بر اساس این نظریه مقابله شامل دو فرایند است: ارزیابی موقعیت و به کارگیری راهبرد مقابله‌‌ای مناسب و پیامد‌های استرس ناشی از راهبرد مقابله‌‌ای به کار گرفته شده است. شخصیت ما بر ارزیابی موقعیت و در نتیجه انتخاب راهبرد مقابله‌‌ای تأثیر می­گذارد. (لازاروس و فولکمن، 1984).شیوة ترجیحی افراد در مواجهه با موقعیت‌های استرس زا از طریق گسترة وسیعی از الگوهای نظری و ابزارهای اندازه گیری مشخص میشود (اندلر و پارکر ، 1996 و 1992؛ شوارتزروشوارتزر، 1996؛ اسکینر، اج ، آلتمن و شروود، 2003 به نقل از شکری و همکاران، 1387). اگرچه این الگوها و مقیاسهای متفاوت از وجوه مشترکی برخوردارند. به طور کلی، نظریه دو یا سه راهبرد مقابله ای اصلی رفتارهای مسأله مدار ، هیجان مدار و اجتنابی را از یکدیگر متمایز می­کند. شایان ذکر است که محتوای پرسشنامه‌های طراحی شده برای اندازه گیری سازه‌های فوق، با یکدیگر همپوشانی بالایی دارند (رافنسون اسماری، ویندل، میرس و اندلر، 2006).شناخت شیوه‌های مقابله می­تواند در پیشگیری و همچنین درمان اختلالها کاربرد داشته باشد و اینکه فرد کدامیک از راهبردهای مقابله‌‌ای را مورد استفاده قرار دهد به عوامل بسیاری از جمله شخصیت فرد، عوامل موقعیتی و ارتباط شخص با اطرافیان و ... بستگی دارد(علی پور و همکاران، 1388). از سوی دیگر، رفتارها برخاسته از احساس‌ها و احساس‌ها برخاسته از نوع تفکر ماست. چنانچه خطایی در فکر ما وجود داشته باشد، به احساس ما سرایت می­کند و به دنبال آن، رفتار ما رنگ منفی به خود می­گیرد و از حالت مناسب خارج می­شود و در ارتباطات ما اثر می­گذارد.

‌یکی از شیوه‌های موثر آموزش الگو‌های ارتباطی موثر آموزش نظریه تحلیل ارتباط محاوره‌‌ای است. این نظریه در سال 1950 توسط اریک برن توسعه یافته است. برن معتقد است که شخصیت انسان به صورت سه حالت جداگانه من یعنی "من والد"، "من بالغ" و" من کودک" سازمان یافته است که در ارتباطات می­توان از هر کدام از این سه حالت استفاده کند(چپمن ، 2007). ارتباط "بالغ با بالغ" ،"والد با والد" یا "کودک با کودک" دو نفر تکمیلی هستند و به ارتباط‌هایی منجر می شود که هر دو طرف احساس می کنند که یکدیگر را می فهمند تا وقتی تبادل‌های دو نفر مکمل یکدیگر باشند، ارتباط به آرامی و به نحو شایسته‌‌ای پیش می­رود تبادل‌های متقاطع زمانی صورت می گیرد که "حالت خود" مورد خطاب نیست که پاسخ می دهد(جوادی وهمکاران ، 1388 ). ارتباط افراد را متوجه این مسأله می کند که دیگران چه می اندیشند و یا چه احساسی دارند و نکته مهم دیگر این که ارتباط فقط صحبت کردن نیست. بلکه گوش دادن به دیگران است تا متوجه شویم آن‌ها چه می گویند(جوادی وهمکاران ، 1388). تحلیل ساختی متقابل برن نظریه منظم و هماهنگ درباره شخصیت و پویایی‌های اجتماعی ارائه می دهد که از تجربه بالینی و شکلی از درمان عقلانی و عملگرا استنتاج شده است. دیدگاه تحلیل ارتباط متقابل یک نظام روان درمانی است که در درمان انواع اختلالات روانی از مشکلات روزانه گرفته تا روان پریشی‌های بسیار عمیق به کار می­رود. این نظریه روش‌های درمان فردی،گروهی، زوجی و خانوادگی ارائه می دهد و خارج از حوزه درمانی تحلیل رفتار متقابل در مراکز آموزش نیز کاربرد دارد(فتحی پور وهمکاران ، 1388). نظریه TA  که مخفف تحلیل ارتباط متقابل است نظریه‌‌ای منظم و هماهنگ درباره شخصیت و پویایی اجتماعی ارائه می دهد و از تجربه بالینی و شکلی از درمان عقلی و عملگرا استنتاج شده است. این روش می تواند توانایی‌های فرد را در تحمل و کنترل اضطراب‌هایش به سرعت افزایش دهد(شفیع آبادی، 1377) در این روش به چگونگی روابط متقابل حالات گوناگون شخصیت "من" اعم از من کودکی، من بالغ، من والدینی توجه می شود(کورسینی،1970 به نقل از شفیع آبادی، 1377). آشنایی با این روش به درمانجو کمک می کند تا با باورهایی که نسبت به خود داشتند مبارزه کنند و در انتخاب‌هایش آزاد باشد تا در مورد این که چه کسی می خواهد باشد تصمیم بگیرد(کاریس، 1995 به نقل از شفیع آبادی وهمکاران، 1389). مشاوره و رواندرمانی به روش تحلیل تعاملی مهم است؛ زیرا تحلیل ارتباط متقابل وسیله‌‌ای برای ارزیابی وسنجش علایم سلامت روانی می باشد، و یکپارچگی تحلیل تعاملی با دیگر مدل‌ها منجر به فهم بیشتر وموثر بودن آن می­شود(ابراهیمی ثانی وهاشمیان، 1389 ).هدف از تحلیل رفتار متقابل دستیابی به کنترل اجتماعی است. بدین منظورکه هر وقت فرد با اشخاصی سر و کار داشته باشد، که آگاهانه یا ناخودآگاهانه سعی نمایند «کودک » یا «والد » او را فعال کنند، «بالغ » او بتواند قدرت اجرایی شخصیت خویش را حفظ کند. این نه بدان معناست که در موقعیت­های اجتماعی تنها «بالغ» فعال است، یا باید باشد، بلکه این «بالغ» است، که تصمیم می­گیرد چه موقع «کودک» یا «والد» را آزاد بگذارد و چه موقع خود مجدداً قدرت اجرایی را در دست گیرد(برن ، 1389).

‌آموزش تحلیل ارتباط متقابل در تحقیقات زیادی از جمله بررسی اثر بخشی روش ارتباط محاوره‌‌ای در افزایش سازگاری زناشویی زوج‌های ناسازگار استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که این روش مداخله‌‌ای در حل اختلافهای زناشویی وافزایش سازگاری در زوجین ناسازگار موثر بوده است. همچنین در پژوهشی این روش آموزشی- درمانی در کاهش عواطف منفی و افزایش عواطف مثبت تاثیر بسزایی داشته است(خدایی و همکاران، 1394). با توجه به خلأ موجود در به کار گیری آموزش تحلیل ارتباط متقابل درمورد به کارگیری راهبردهای مقابله‌‌ای و افزایش رضایت از زندگی، در پژوهش حاضر محقق بر آن است تا نقش آموزش تحلیل ارتباط متقابل را در راهبردهای مقابله در شرایط پر استرس و رضایت از زندگی را که در واقع برای زنان مبتلا به سرطان اهمیت دارد، بررسی کند.

‌بر این اساس، مسأله پژوهش حاضر چنین مطرح می شود که آیا تحلیل ارتباط متقابل در راهبردهای مقابله­ای در شرایط پر استرس و رضایت از زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر دارد؟

اهداف پژوهش

- تعیین اثربخشی آموزش تحلیل ارتباط محاوره­ای در رضایت از زندگی   

- تعیین اثربخشی آموزش تحلیل ارتباط محاوره­ای در راهبردهای مقابله‌‌ای زنان مبتلا به سرطان سینه

 

فرضیه‏های پژوهش

- آموزش تحلیل ارتباط محاوره‌‌ای در راهبردهای مقابله‌‌ای زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر مثبت دارد.

- آموزش تحلیل ارتباط محاوره‌‌ای در افزایش رضایت از زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر دارد.

متغیرهای مورد بررسی

- متغیر مستقل: تحلیل ارتباط متقابل

- متغیرهای وابسته: مهارتهای مقابلــه و رضایت از زندگی

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

• رضایت از زندگی

تعریف مفهومی:

 رضایت از زندگی یکی از واکنشهای انسانی در زندگی فردی و اجتماعی و به عنوان ارزیابی کلی فرد از زندگی است. دینر و همکاران (1985 ) رضایت از زندگی را به عنوان قضاوت شخصی از سعادت و بهروزی و کیفیت زندگی مبتنی بر معیارهای انتخابی هر فرد تعریف کرده اند. مفهوم رضایت به عنوان یک تجربه درونی است که حضور مثبت هیجان‌ها و نبود احساسات منفی را در بر میگیرد ( صادقیان و همکاران، 1394).

تعریف عملیاتی:

درپژوهش منظور از رضایت اززندگی نمره‌‌ای است که آزمودنی‌ها از فرم کوتاه مقیاس رضایت از زندگی13 ماده‌‌ای وود ، ویلی وشیفر درسال (1969) به دست می آورند.

•      مهارتهای مقابلــه

تعریف مفهومی:

 راهبردهای مقابله مجموعه‌‌ای از تلاش‌های شناختی و رفتاری فرد است که در جهت تعبیر و تفسیر و اصلاح یک وضعیت تنش زا به کار می رود و منجر به کاهش رنج ناشی از آن می شود . دو راهبرد اصلی مقابله عبارتند از : راهبرد مقابله‌‌ای هیجان مدار که شامل کوشش‌هایی جهت تنظیم پیامدهای هیجانی واقعه تنش زاست و تعادل عاطفی و هیجانی را از طریق کنترل هیجانات حاصله از موقعیت تنش زا حفظ می کنند و راهبرد مقابله‌‌ای مساله مدار شامل اقدامات سازنده فرد رابطه با شرایط تنش زا است وسعی دارد تا منبع تنیدگی را حذف کرده یا تغییر دهد.

تعریف عملیاتی:

نمره‌‌ای که آزمودنی‌ها در آزمون مهارتهای مقابلــه بــا شــرایط پــر اســترس فـرم کوتــاه(CISS -21)  به دست می آورند.

‌ •     تحلیل ارتباط متقابل:

تعریف مفهومی :

1-    تحلیل ارتباط متقابل یک نظام روان درمانی است که در درمان انواع اختلالات روانی از مشکلات روزانه گرفته تا روان پریشی‌های بسیار عمیق به کار می­رود. این نظریه روش‌های درمان فردی،گروهی، زوجی و خانوادگی ارائه می­دهد و خارج از حوزه درمانی تحلیل رفتار متقابل در مراکز آموزش نیز کاربرد دارد(فتحی پور وهمکاران ،1388).

2-    یک رفتار متقابل عبارت است از انگیزه‌ای از طرف یک شخص و پاسخی بر آن انگیزه از طرف شخصی دیگر، به طوری که آن پاسخ به نوبه‌ خود انگیزه‌ای برای شخص اول شود تا به آن دهد. هدف از این تجزیه و تحلیل آن است که کشف کنیم کدام جنبه از شخصیت والد، بالغ و کودک عامل این انگیزه یا پاسخ است (هریس، ترجمه فصیع، 1393).

تعریف عملیاتی:

برنامه آموزشی است که توسط محقق در 8 جلسه نود دقیقه‌‌ای به روش گروهی برای زنان مبتلا به سرطان سینه آموزش داده می شود.

طرح پژوهش

این پژوهش با روش نیمه آزمایشی، طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد به این صورت که از هر دو گروه آزمایش وکنترل، پیش آزمون گرفته شد و گروه آزمایش به مدت 8 جلسه نود دقیقه‌‌ای تحت اثر متغیر مستقل (آموزش تحلیل ارتباط متقابل) قرارگرفت وگروه کنترل به دور از متغیر مستقل نگه داشته شد. بعد از اتمام جلسات آموزشی، از هر دو گروه آزمایش وکنترل، پس آزمون گرفته شد و سپس نمرات هر دو گروه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

 

 

جامعه آماری، روش نمونه‏گیری و حجم نمونه

جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان سینه است که تعداد آنها 450 نفر میباشد و در انجمن حمایت از زنان مبتلا به سرطان سینه تبریز عضو میباشند. از این جامعه تعداد 40 نفر (20 نفر برای گروه آزمایش و 20 نفر برای گروه کنترل) به روش نمونه‌گیری غیر تصادفی در دسترس(داوطلبانه) انتخاب شده‌اند.

ابزارگردآوری داده‏ها

در این پژوهش به منظور سنجش مهارتهای مقابلــه و رضایت از زندگی از مقیاس پرسشنامه مهارتهای مقابلــه بــا شــرایط پــر اســترس فـرم کوتــاه(CISS -21)  و فرم کوتاه مقیاس رضایت از زندگی13 ماده‌‌ای وود، ویلی وشیفردرسال (1969) استفاده گردید.

شـاخص مهارتهای مقابلــه بــا شــرایط پــر اســترس، فـرم کوتــاه(CISS -21)

‌فرم کوتاه پرسشنامه مقابله با شرایط پر اسـترس توسـط کالزبیک و همکاران و براساس پرسشنامه اصـلی مقابلـه بـا شرایط پراسترس (عنـدلر و پـارکر،1990 ) سـاخته شـده اسـت. تفـاوت فـرم کوتـاه بـا پرسشـنامه اصـلی در تعـداد عبارات آن است. پرسشـنامه مقابلـه بـا شـرایط پـر اسـترس دارای 48 عبارت است در حالی کـه فـرم کوتـاه آن از 21 عبارت تشکیل یافته است. این مقیاس سه سبک مقابله اصلی، یعنی مقابله مسأله مدار که به معنای کنترل هیجانات وبرنامه ریزی برای حل گام به 7 گام مسئله است (7 عبـارت)، مقابلـه هیجـان مـدار کـه در آن فرد به جای تمرکز بر خود مسأله بر هیجانـات ناشـی از آن تمرکز کرده و به جای حل مشکل بـرای کـاهش دادن هیجانات منفی تلاش میکنـد (7 عبـارت) و سـبک مقابلـه اجتنابی که در آن فرد از روبه رو شدن با مشکل اجتنـاب میکند (7عبارت )، را مـورد ارزیـابی قـرار مـی دهـد.

فرم کوتاه مقیاس رضایت از زندگی:

‌این پرسشنامه توسط وود، ویلی وشیفر درسال1969 مورد تجدید نظرقرارگرفت. این مقیاس 13آیتم دارد. سوالات این آزمون دربرگیرنده موضوعاتی همچون دیدگاه وی درمورد وضعیت وی درمقایسه با دوران جوانی ، وضعیت وی درمقایسه باسایرافراد،کارهای گذشته وحال ، برنامه ریزی برای آینده ودستیابی به خواسته است. به هریک ازسوالات درقالب گزینه‌های نمی دانم ، مخالف و موافق پاسخ داده می شود از مجموع سؤالا ت، ٥ سؤال بار منفی(سؤالات شمار ه‌های ٣، 6، 11، 10، 13) و مابقی (سؤالات شماره‌های 1، 2، 4، 5، 7، 8، 9،12) بار مثبت دارند. به هر یک از سؤالات در قالب گزینه‌های نمی دانم, موافق و مخالف پاسخ داده شده و جهت نمره گذاری پاسخ هر سوال از سیستم 2-1-0 استفاده می گردد. بدین گونه که برای نمی دانم نمره صفر، در سوالات مثبت برای گزینه موافق نمره ٢ و برای گزینه مخالف نمره یک و در ارتباط با سؤالات منفی برای گزینه مخالف نمره دو و برای گزینه موافق نمره یک لحاظ میگردد و در کل نمره رضایت از زندگی در مقیاس ٢٦-0 تعیین می شود. بدیهی است که نمره بالاتر بیانگر بالاتر بودن سطح رضایت از زندگی است(وود، وایلی، شئوفر، 1969؛ لاوتون، 1971؛ گیبسون، وایت، ریس، 2007). درایران توسط تقربی وهمکاران درسال (1386) به منظور استفاده جهت بررسی رضایت از زندگی دراین قشرآسیب پذیرطراحی و اجرا کردند. آنها اعلام داشتندکه، ضریب پایایی ابزار ازطریق آزمون مجددباضریب 93صدم وضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه 79/0 محاسبه شد. همچنین، ضریب پایایی آلفای کرونباخ درروش دونیمه کردن 79/0 محاسبه شد.

محتوای جلسات آموزشی تحلیل ارتباط متقابل

از آنجا که اهداف و روند جلسات آموزشی، در پیوست این پژوهش ارائه شده است، در این بخش به اختصار فقط به موضوع هر جلسه اشاره میگردد.

موضوعات جلسه آموزشی:

جلسه اول: ایجاد ارتباط اولیه(آشنایی اعضا با یکدیگر، توضیح در مورد نظریه تحلیل ارتباط محاوره‌‌ای و سه بخش شخصیت انسان با زبان بسیار ساده و هدف تشکیل جسات).

جلسه دوم: آشنایی با اولین بعد شخصیتی در نظریه TA(یعنی «من کودک» و «حالتهای مختلف آن یعنی «کودک طبیعی » ، «کودک تطابق یافته» و «کودک عصیانگر». ارائه مثالهایی از« من کودکی» از طرف اعضا وبررسی مثالها).

جلسه سوم: آشنایی باقسمت والد، شخصیت و انواع والد(والد حمایت‌کننده، والد کنترل‌کننده و والد سرزنش کننده وارائه مثال وبررسی مثالها و ارائه تکلیف برای جلسه بعد).

جلسه چهارم: آشنایی باقسمت بالغ شخصیت(نحوه رسم نمودار حالات نفسانی وبررسی تکالیف جلسه قبل، ارائه مثالهایی در مورد من بالغ در زندگی و ارائه تکلیف برای جلسه بعد).

جلسه پنجم: آشنایی با بیماریهای شخصیت(بررسی تکالیف جلسه قبل و آشنا نمودن اعضا با بیماریهای شخصیت یعنی طرد، آلودگی و ارائه تکلیف برای جلسه بعد).

جلسه ششم: آموزش وضعیت­های زندگی(بررسی تکالیف جلسه قبل وآموزش وضعیتهای زندگی «من خوب نیستم،تو خوب هستی»،« من خوب نیستم،تو خوب نیستی »، «من خوب هستم،تو خوب نیستی »، «من خوب هستم،تو خوب هستی»و پاسخ به سوالات اعضاو ارائه تکلیف برای جلسه بعد).

جلسه هفتم: آموزش انواع روابط محاوره­ای(یعنی موازی، متقاطع و پنهان، باذکر مثال و بررسی تکالیف جلسه قبل و پاسخ به سوالات اعضاو ارائه تکلیف برای جلسه بعد).

جلسه هشتم: آموزش رابطه سالم وچگونگی رسیدن به آن(بررسی تکالیف جلسه قبل وآموزش مفهوم نوازش وانواع آن).

روش اجرای پژوهش

پس از انجام نمونه­گیری، یک جلسه پیش­آزمون برای هر دو گروه تشکیل گردید، در طی آن از زنان درخواست شد تا به پرسشنامه­های مهارتهای مقابله و رضایت از زندگی پاسخ دهند.

پس از آن 8 جلسه آموزشی نود دقیقه‌‌ای به شیوه تحلیل ارتباط متقابل در مورد گروه آزمایشی اجرا گردید.

جلسات به صورت 1 بار در هفته دراردیبهشت، خرداد و تیر ماه سال1395 برگزار شد. در پایان دو پرسشنامه مهارتهای مقابله و رضایت از زندگی به عنوان پس آزمون در گروه آزمایش و گواه اجرا شد.

یافته‌های توصیفی

جدول 1: توصیف آماری نمرات پیش آزمون پس آزمون رضایت از زندگی گروه آزمایش و کنترل

پیش آمون

پس آزمون

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

آزمایش(20= N)

35/12

007/2

1/17

گواه (20= N)

15/12

7/2

95/12

بر اساس نتایج مندرج میانگین نمرات پیش آزمون رضایت از زندگی گروه آزمایش 35/12 و میانگین پس آزمون 1/17 می باشد که نسبت به پیش آزمون افزایش داشته است. همچنین بر اساس نتایج مندرج، میانگین نمرات پیش آزمون رضایت زندگی گروه گواه 31/12 و میانگین پس آزمون 1/13‌ می باشد.

 

 

 

 

 

 

جدول 2: توصیف نمرات پیش آزمون پس آزمون راهبردهای مقابله‌‌ای به تفکیک گروه

گروه

راهبرهای مقابله ای

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

آزمایش

مساله مدار 

24.20

5.033

27.45

4.419

هیجان مدار‌‌‌‌‌

23.90

6.656

19.10

5.046

اجتنابی

18.65

4.637

13.95

3.546

گواه

مساله مدار‌‌‌

24.65

4.368

22.95

4.478

هیجان مدار‌‌‌‌‌

22.45

4.639

22.25

5.476

‌‌‌‌‌ اجتنابی

18.70

4.900

17.70

5.658

میانگین پیش آزمون سبک مساله مدار راهبردهای مقابله‌‌ای گروه آزمایش 20/24 و میانگین گروه گواه 65/24؛ میانگین پیش آزمون سبک هیجان مدار گروه آزمایش 9/23 و میانگین گروه گواه 45/22؛ میانگین پیش آزمون سبک اجتنابی گروه آزمایش 7/18 و میانگین گروه گواه 7/17 می باشد.

جدول (3): آزمون اسمیرنف کولموگروف برای مشخص کردن طبیعی بودن توزیع مقادیر متغیرها

 

گروه آزمایش

گروه گواه

متغیر‌ها       ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 

کالموگروف- اسمیرنوف

سطح معناداری

کالموگروف- اسمیرنوف

سطح معناداری

پیش آزمون رضایت از زندگی‌‌‌

04/1

22/0

25/1

08/0

مساله مدار‌‌‌‌‌ 

0.532

0.940

1.077

0.196

هیجان مدار‌‌‌‌‌

0.578

0.892

0.677

0.750

اجتنابی‌‌‌‌‌‌‌

0.635

0.815

0.511

0.956

پس آزمون رضایت از زندگی

86/0

43/0

32/1

06/0

مساله مدار‌‌‌‌‌ 

0.852

0.462

0.638

0.810

هیجان مدار‌‌‌‌‌

0.685‌

0.735

0.491

0.970

اجتنابی‌‌‌‌‌‌‌

0.710

0.694

0.528

0.943

 

به منظور انتخاب آزمونهای آماری مناسب جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون کالموگروف- اسمیرنف استفاده شد . سطح معنی‌داری آزمون فوق در مورد تمام متغیر‌ها از 05/0 بزرگتر بود. بنابراین توزیع پراکندگی نمرات متغیر‌ها نرمال می‌باشد.

 آزمون فرضیه‌های تحقیق

ابتدا به بررسی همگنی شیب‌ها که یکی از مفروضه‌های اساسی تحلیل کوواریانس است پرداخته می‌شود.

جدول (4): بررسی همگنی شیب رگرسیون

منبع تغییرات گروه * سبک مساله مدار، هیجان مدار و اجتنابی

متغیرهای وابسته‌‌

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

مساله مدار 

0.006

1

0.006

0.001

0.986

هیجان‌مدار

62.307

1

62.307

2.444

0.127

اجتنابی‌‌

29.730

1

29.730

1.613

0.212

خطا

مساله مدار 

724.302

36

20.119

 

 

هیجان‌مدار‌‌‌‌ 

917.728

36

25.492

 

 

اجتنابی‌‌‌‌‌‌‌

663.443

36

18.429

 

 

کل

مساله مدار‌‌‌‌‌‌ 

263560

182510

110050

40

40

40

هیجان مدار‌‌‌‌‌‌‌

اجتنابی‌‌‌‌‌‌‌‌‌

             

 

نتایج جدول 4 نشانگر این نکته می باشد که مفروضه همگنی شیب رگرسیون برقرار می باشد. بنابراین بین متغیر وابسته (پس آزمون) و متغیر کووریت(پیش آزمون) در درون گروه‌ها رابطه خطی وجود دارد. برای بررسی برابری ماتریس واریانس-کوواریانس متغیر‌های وابسته از آزمون باکس استفاده شد که نتایج ان در جدول 4- 5 ارائه می شود:

جدول 5: نتایج آزمون باکس جهت بررسی برابری ماتریس واریانس- کوواریانس

باکس M

Fمقدار

درجه آزادی 1

درجه آزادی 2

سطح معناداری

7/5

88/0

6

189/10462

506/0

نتایج آزمون نشان می دهد که پیش فرض برابری واریانس- کوواریانس برای انجام تحلیل کوواریانس برقرار است.

برای برسی مفروضه همسانی واریانسها در گروههای مورد مطالعه از آزمون لون استفاده شد که نتایج آن در جدول 5 آورده شده است:

متغیر‌های وابسته

Fمقدار

درجه آزادی 1

درجه آزادی 2

سطح معناداری

مساله مدار

0.411

1

38

0.525

هیجان مدار

3.933

1

38

0.055

اجتنابی

0.280

1

38

0.600

جدول6: نتایج آزمون لون برای برسی مفروضه همسانی واریانسها

نتایج آزمون لون مندرج در جدول 6 نشان می دهد که مفروضه همسانی واریانس‌ها در گروههای مورد مطالعه برای انجام تحلیل کوواریانس برقرار است.

برای آزمون فرضیه اول تحقیق از بین آماره‌های چهارگانه آزمون کوواریانس چند متغیره(اثر پیلایی، لامبدای ویلکز، آماره هتلینگ و بزرگترین ریشه روی) شاخص لامبدای ویلکز برای محاسبه و گزارش انتخاب شده است.

 

 

جدول 7 : نتایج کوواریانس چند متغیری تاثیر آموزش تحلیل ارتباط متقابل در

راهبردهای مقابله‌‌ای زنان مبتلا به سرطان سینه

تحلیل کوواریانس چند متغیری

آمارهF

درجه آزادی فرضیه

درجه آزادی خطا

سطح معناداری

لامبدای ویلکز

376/0

288/18

3

33

001/0

62/0

بر اساس نتایج جدول 7 می توان فرضیه مشابه بودن میانگین‌های جامعه را بر اساس متغیر‌های وابسته برای گروه‌های آزمایش و گواه رد کرد. به عبارت دیگر می توان گفت، آموزش تحلیل ارتباط متقابل در راهبردهای مقابله‌‌ای زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر مثبت دارد. با در نظر گرفتن مجذور اتا، می توان گفت 62 درصد این تغییرات ناشی از آموزش تحلیل ارتباط متقابل (مداخله ) است.

جدول 8: نتایج آزمون اثرات بین گروهی

متغیر‌های وابسته

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذوراتF

سطح معناداری Eta2

گروه

مساله مدار 

250.169

1

250.169

36.102

 هیجان مدار

152.458

1

152.458

7.594

اجتنابی

120.074

1

120.074

8.938

خطا

مساله مدار

242.535

35

6.930

مساله مدار

هیجان مدار

702.673

35

20.076

هیجان مدار

اجتنابی

470.175

35

13.434

اجتنابی

کل

مساله مدار

26356.000

40

هیجان مدار

18251.000

40

اجتنابی

11005.000

40

 

نتایج آزمون اثرات بین گروهی پس آزمون پس از برداشتن اثر پیش آزمون در جدول 8 نشان می دهد که بین میانگین­های دو گروه آزمایش و گواه در سبک مساله مدار (508/0= η، 001/0= P ، 102/36 =F)، راهبرد هیجان مدار (178/0= η، 009/0= P ، 594/7 =F)، وراهبرد اجتنابی (203/0= η، 005/0= P ، 938/8 =F) تفاوت معنی داری وجود دارد.

فرضیه دوم: آموزش تحلیل ارتباط متقابل در در رضایت از زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر مثبت دارد.

به منظور بررسی این فرضیه که آموزش تحلیل ارتباط متقابل در در رضایت از زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر مثبت دارد؛ از تحلیل کوواریانس استفاده می شود. در این قسمت به بررسی پیش فرضهای تحلیل کوواریانس پرداخته می شود. ابتدا به بررسی همگنی شیب‌ها که یکی از مفروضه‌های اساسی تحلیل کوواریانس است پرداخته می شود.

جدول 9: بررسی همگنی شیب رگرسیون

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدار F

سطح معناداری

پیش آزمون

04/107

1

04/107

04/24

93/0

34/0

پیش آزمون

14/4

1

14/4

خطا

25/160

36

45/4

نتایج مندرج در جدول 9 نشانگر این نکته می باشد که مفروضه همگنی شیب رگرسیون برقرار می باشد. بنابراین بین متغیر وابسته (پس آزمون) و متغیر کووریت(پیش آزمون) در درون گروه‌ها رابطه خطی وجود دارد.

برای برسی مفروضه همسانی واریانسها در گروههای مورد مطالعه که یکی دیگر از مفروضه‌های تحلیل کواریانس می باشد از آزمون لون استفاده شد که نتایج آن در جدول 10 آورده شده است:

جدول 10: نتایج آزمون لون برای برسی مفروضه همسانی واریانسها

Fمقدار

درجه آزادی 1

درجه آزادی 2

سطح معناداری

82/0

1

38

61/0

نتایج آزمون لون مندرج در جدول 10 نشان می دهد که مفروضه همسانی واریانس‌ها در گروههای مورد مطالعه برای انجام تحلیل کوواریانس برقرار است.

جدول11: نتایج تحلیل کواریانس پس آزمون نمرات عملکرد جسمانی پس از تعدیل پیش آزمون

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدار F

پیش آزمون

356/130

1

356/130

249/159

44/4

339/29

84/35

گروه

249/159

1

خطا

394/164

37

کل

9497

40

با توجه به نتایج به دست آمده( جدول11) (84/35 F= ,1 و 37dF =001/0 P=) نشان داده می شود زمانی که اثر پیش آزمون از روی نتایج پس آزمون مربوط به گروهها حذف شود، تفاوت بین گروه‌ها در سطح معناداری 95 درصد اطمینان معنادار می باشد. بنابراین فرض صفر پژوهش رد و فرض محقق پذیرفته می شود. بنابراین می توان نتیجه آموزش تحلیل ارتباط متقابل در در رضایت از زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر مثبت دارد. همچنین مقدار مجذور ایتا نشان دهنده این است که 49 درصد تغییرات نمرات گروه آزمایش در رضایت از زندگی (تفاوت گروهها در پس آزمون) ناشی از اجرای متغیر مستقل (آموزش بخشایش) می باشد.

همچنین مقدار مجذور اتا نشان دهنده این است که 49 درصد تغییرات نمرات گروهها در متغیر رضایت از زندگی ( تفاوت گروهها در پس آزمون) ناشی از اجرای متغیر مستقل (آموزش تحلیل ارتباط متقابل) می‌باشد.

بحث و نتیجه گیری

‌نتایج به دست آمده مربوط به متغیر مهارتهای مقابله نشان می­دهدکه اختلاف چندانی در میانگین نمره گروه گواه و آزمایش در پیش آزمون وجود ندارد، ولی در پس آزمون بین نمره میانگین دو گروه تفاوت دیده می­شود. همچنین نتایج به دست آمده مربوط به متغیر رضایت از زندگی نشان می دهدکه اختلاف چندانی در میانگین نمره گروه گواه وآزمایش در پیش آزمون وجود ندارد، ولی در پس آزمون بین نمره میانگین دوگروه تفاوت دیده می­شود.

 فرضیه اول : آموزش تحلیل ارتباط متقابل در راهبردهای مقابله‌‌ای زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر مثبت دارد. نتایج پژوهش بیانگر تأثیر آموزش تحلیل ارتباط متقابل در راهبردهای مقابله‌‌ای زنان مبتلا به سرطان سینه است. با در نظر گرفتن مجذور اتا، می توان گفت 62 درصد این تغییرات ناشی از آموزش تحلیل ارتباط متقابل (مداخله) است.

‌بر این اساس، فرضیه دوم پژوهش، مبنی برآموزش تحلیل ارتباط متقابل در راهبردهای مقابله‌‌ای زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر مثبت دارد ، تأیید میشود. پس میتوان نتیجه گرفت که، آموزش تحلیل ارتباط متقابل در راهبردهای مقابله‌‌ای زنان مبتلا به سرطان سینه تاثیر مثبت دارد. همچنین نتایج نشان داد که می توان فرضیه مشابه بودن میانگین‌های جامعه را بر اساس متغیر‌های وابسته برای گروه‌های آزمایش و گواه رد کرد. نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر با نتایج پژوهشهای بهزادی پور و همکاران(1392) مبنی بر اثر بخشی مداخله شناختی رفتاری مدیریت استرس بر کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله ای در زنان مبتلا به سرطان پستان و همچنین الانور و همکاران(2010) و بوالهری و همکاران(1391) و بهزادی پور(1392)همخوانی دارد.همانطورکه گفته شد مقابله با استرس فرایندی است که فرد با انعطاف پذیری ، پاسخ‌هایی را که بیشترین تناسب را با موقعیت تنیدگی را داشته ، بتواند به کار ببرد. از آنجایی که زندگی پر از چالش‌ها ، استرس و مشکلات است لذا انسان نیازمند ابزارهایی برای مقابله با این شرایط است ( مارشال ریو2005، ترجمه سید محمدی ، 1386) از نظر علمی راهبردهایی که فرد در مقابله با شرایط تنیدگی زا به کار می برد ، نقش اساسی و تعیین کننده در سلامت جسمانی و روانی وی ایفا می کند. راهبردهای مقابله ای موثر باعث می شوند که واکنش فرد به سطح بالای تنیدگی کاهش یابد و آثار زیان بار آن تعدیل شود (سایبان فرد،1381).

فرضیه دوم: آموزش تحلیل ارتباط متقابل رضایت از زندگی را افزایش می‌دهد. نتایج پژوهش بیانگر تأثیر آموزش تحلیل ارتباط متقابل در افزایش رضایت از زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان است. مقدار مجذور ایتا نشان دهنده این است که 49 درصد تغییرات نمرات گروهها در متغیر رضایت از زندگی ( تفاوت گروهها در پس آزمون) ناشی از اجرای متغیر مستقل (آموزش تحلیل ارتباط متقابل) می باشد. بر این اساس، فرضیه اول پژوهش، مبنی بر آموزش تحلیل ارتباط متقابل رضایت از زندگی را افزایش میدهد، تأیید و فرض صفر رد می‌شود. پس میتوان نتیجه گرفت که، آموزش تحلیل ارتباط متقابل رضایت از زندگی را افزایش می‌دهد. نتایج پژوهش حاضر با نتایج یافته‌های صادقیان و همکاران(1394) و اعتمادی (1389)مبنی براثر بخشی گروه درمانی شناختی انسانگرایانه بر افزایش عزت نفس و رضایت از زندگی زنان متاهل همسو میباشد.رضایت از زندگی بیانگر نگرش مثبت فرد نسبت به جهانی است که در آن زندگی می کند ودر واقع همان احساس خشنودی است که در پی دستیابی به آن زمانی نه چندان کوتاه را سپری می نماید. فلسفه ای است که شخص آگاهانه برای زندگی خویش انتخاب کرده وناخودآگاه آن را در ذهن دارد (خوارزمی، 1386).رضایت کلی از زندگی به معنای ارزیابی شناختی و آگاهانه افراد از کیفیت زندگی خود به مثابة یک کل واحد است که اساس آن بر معیارهای شخصی آنها قرار دارد (گرین اسپون و ساکلوفسکی، ١٩٩٨ ؛ کویووما هونکانن، کاپریو، هونکانن و کوسکنوو، ٢٠٠٥؛ گیلمن، اش بای، شورکو، فلورل و وارجاس، 2005). تحقیقات نشان می دهند که عوامل بیرونی مانند محیط یا خانواده موجب رضایت از زندگی نمی شوند. بلکه این مسئله به درون فرد و قضاوت خود او بستگی دارد. به همین دلیل است که افراد مختلف در موقعیتهای مشابه به میزان یکسانی رضایت نشان نمی دهند)گیلیگان و هیوبنر، ٢٠٠٢). محققان مختلف نشان داده اند که رضایت از زندگی یکی از پیش بینی کننده‌های سلامت روانی است (فوردیس، 1977؛ پاوت، دینر،1993؛ پاوت، دینر، سوه، 1998). مه یر و دینر نشان دادند که رضایت از زندگی با سلامت روانی بالا همبسته است . هرچه میزان رضایت از زندگی بالاتر باشد فرد مستعد تجربه عواطف و احساسات مثبت است(مایر ودینر، 1995). نتایج حاصل در مورد اثربخشی تحلیل رفتار محاوره‌ای نیز با پژوهشهای علامه و همکاران (1393)، ابراهیمی ثانی(1389)، اکبری و همکاران(1391)، کرامتی وهمکاران(1391)، فرهنگی وآقا محمدیان شعرباف(1385)، ترکان (1385)، سلامت و همکاران(1386)، آلن(1998)، سیوکورو پیرووت(2012)، اسلاویک، کارلسون و اسپری(2007)، محمدی و همکاران(2010)، همخوانی دارد. برخی از افراد به علت نداشتن مهارتهای ارتباطی صحیح، از روبرو شدن با افراد و موقعیت‌های دشوارکناره گیری کرده و به شیوه اجتنابی با مسایل برخورد میکنند و تعارضهای حل نشده زیادی با خود دارند. در تحلیل رفتار متقابل این افراد در وضعیت « تو الان خوب نیستی» قرار دارند. همچنین در روابط انسانی بسیار اتفاق میافتدکه افراد حتی با وجود نیاز و تمایل به برقراری رابطه با یکدیگر (جهت دریافت نوازش) به خاطر عدم صداقت و نداشتن صمیمیت از این امر امتناع میورزند. به نظر میرسد با آموزش مهارتهای ارتباطی، بتوان میزان کناره‌گیری عاطفی را کاهش داد چرا که نظریه تحلیل رفتار متقابل بر روابط و مهارتهای ارتباطی تمرکز یافته است. آموزش تحلیل رفتار متقابل افراد را قادر میسازد که روابط خود را با دیگران کنترل کرده و با برقراری روابط مکمل، رضایت بیشتری از رابطه بین فردی کسب کنند که در راستای آن افزایش رضایت از زندگی برایشان صورت گیرد. علاوه بر آن با تمرین تقویت حالات من و درخواست نوازش فرد میتواند در روابط بین فردی خود صداقت و صمیمیت را افزایش دهد. از دیدگاه روانشناختی فهم رضایت از زندگی یک تعهد نظری و تجربی مهم است وشناخت عوامل موثر بر رضایت از زندگی افراد دارای اهمیت بسزایی است، چرا که یکی از شاخص‌های بهداشت روانی میزان رضایتمندی اززندگی است . افرادی که در زندگی راضی تر هستند، سلامت جسمانی و روانی بیشتری را تجربه می کنند تا افرادی که کمتر اززندگیشان رضایت دارند . لذا میتوان گفت که رویکرد تحلیل رفتارمتقابل به افراد کمک می‌کند که در مواجهه با مسایل و مشکلات، تا حدودی واکنشهای هیجانی خودکار را کنترل نموده و به جای دنباله روی از دیگران و درگیریهای عاطفی، پیرو تفکر منطقی خویش باشند و راهبردهای مقابله‌‌ای را پیشه گرفته و از آن استفاده نمایند. فرد هنگام مواجه شدن با یک رویداد در زندگی فرایندمقابله را طی می کند، بعد از ارزیابی اولیه و ثانویه نوبت به پاسخ مقابله ای فرد می رسد و منظور ازپاسخ مقابله ای ، همان سبک‌های مقابله ای است که فرد به شیوه‌های مختلفی به تنیدگی پاسخ می دهند یا همان شیوه ترجیحی افراد در پاسخ به عوامل تنیدگی زا است که می تواند کار آمد یا ناکارآمد باشد . سبک ناکار آمد در طولانی مدت موجب افزایش بیماری‌های روانشناختی می گردد (کلینکه ، ترجمه محمد خانی، 1383) بطور پیش فرض ، فرآیندهای مقابله ای حداقل به طور متوسط در موقعیتهای استرس زای گوناگون پایدار هستند و بنابراین آنها در طولانی مدت پیآمدهای انطباقی را تحت تأثیر قرار میدهند.(روش و واینر، 2001 به نقل از روزگار، 1391).

پیشنهادهای کاربردی

- آموزش تحلیل تبادلی در طرح آموزش نیروی انسانی در ادارات و سازمانها و درطرح آموزش معلمان در آموزش و پرورش گنجانده شود.

- با توجه به نتایج مثبت حاصل از این پژوهش ، دوره‌های آموزشی مبنی بر این شیوه برای سایر افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره به دلیل وجود مشکلات فردی و بین فردی و نیز زوجین دارای مشکل مراجعه کننده به مراکز شورای حل اختلاف، دادگاهها و مراکز مشاوره خانواده برگزار گردد.

Adams, David L. (1969). Analysis of Life Satisfaction Iindex. Journal of Gerontology, vol 24.

Allen, B. (1998). Scripts- the role of permission. Transactional Analysis Journal, 2, (2), 72-74.

Angermeyer, M. C., & Kilian, R. (1997). Theoretical models of quality of life for mental disorders. In: H. Katschnig, H. Freeman, & N. Sartorius (Eds.), Quality of life in mental disorders, (pp.19– 54). New York: Wiley.

Brannon. L., & Feist, J. (1997). Health Psychology: an Introducation to Behvior and Health . Mexico. City Brooks /Cole.

Clayton, S.H. (2007). Transactional analysis in an alcohol safety program. Social work, 22(3), 209-213.

Davidson, G. C., & Neal, J. M. (1990). Abnormal Psychology (5 th ED). New York: Wiley.

Diener ED, Emmons RA, Larsen RJ, Griffin Sh. )1985(. The Satisfaction with Life Scale. J Pers Assess;49(1):71-5.

Diener, E., & Larsen, R. J. (1993). The experience of emotional well-being. In M. Lewis & J. M. Haviland (Eds.), Handbook of emotions (pp. 405–415). New York: Guilford Press.

Diener, E., & Seligman, M. E. P. (2004). Beyond money: Toward an economy of well-being. Psychological Science in the Public Interest, 5(1), 1–31.

Diener, E., Diener, M., Tamir, M., Kim-Prieto, C., & Scollon, C. (2003). A time-sequential model of subjective well-being. Unpublished paper. Champaign, IL.

Edwords, R.; tomich, D. (2007). psychological factors and breast cancer. Journal at cancer nursing. 14(5), 551-558.

Elanur Y. Karabulutlu, Mehmet Bilici, Kerim Çayır, Salim Başol Tekin, Ragibe Kantarcı. (2010). Coping, Anxiety and Depression in Turkish Patients with Cancer. European Journal of General Medicin. 7(3):296-302.

Endler NS, Parker JDA. (1994). Assessment of multidimensional coping: Task, emotion, and avoidance strategies. Psychological Assessment; 6 (1): 50-60.

Endler, N. S., & Parker, J. D. A (1994), State - trait coping, Trait anxiety and academic performance. Personality individual difference , vol (16)، 663 - 676.

Evans, D. R., Burns, J. E., Robinson W. E. &. Garrett, O. J.( 1985). The quality of life questionnaire: A multidimensional measure. American Journal of Community Psychology, 13, (3 ), 118-125.

Eysenck, H. J. (1995). Personality , Stress and disease: An interactionist perspective: Reply to vander plog, vetter and kleign. Psychological Inquiry, 41, 70 - 73.

Eysenck, M.W. (2000). Psychology . UK: Psychology press Ltd.

Failla, S.(1991) Families of Children With Developmental Disabilities : An Examination of Family Hardiness. Research in Nursing Health, 14, 41-50.

Garrett, O. J. (1983). The role of cognitive appraisals, coping, life style, well-being and magnitude of events as factors mediating the impact of a stressful life event. Unpublished M.A. thesis. The University of Western Ontario, London, Canada.

Gill, T. M., & Feinstein, A. R. (1994). A critical appraisal of the quality of quality-of-life measures. Journal of the American Medical Association, 272, 619–626.

Gladis, M. M., Gosch, E. A., Dishuk, N. M., & Crits-Christoph, P. (1999). Quality of life: expanding the scope of clinical significance. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 67, 320–331.

Halamandaris, K. F., & Power, K.G. (1999). Individual differences, Social support and coping with the examination stress: A study of the psychosocial and academic adjustment of first year home students. Personality and Individual Differences, 26, 665- 685.

Holmes, I. H., & Rahe, R. H. (1967). The social Readjustment Rating scale. J Psychomtic Research, 41, 189 - 194.

Katschnig, H. (1997). How useful is the concept of quality of life in psychiatry? In: H. New York: Wiley.

Knobf M. (2005). The influence of endocrine effect of adjuvant therapy on quality of life outcomes in breast cancer patient. Cancer Nursing; 28: 390-97

Lazarus RS, Folkman S. (1984). Stress, appraisal and coping. New York: Springer. 205-60.

Lazarus, R.S. (1982). Puzzles in The Study of Daily Hassles. J. Behavioral Medicine, 7 , 375 - 389.

Lazaurus, R. S., & Folkman, S. (1986). Stress Appraisal and Coping. New York, Springer, Pub. Company.

Martin, R.A. (1989). Techniques for data aquisition and analysis in field investigations of stress. In R.W.J. Neufeld (Ed.), Advances in the investigation of psychology stress.

Mckimm, J., & Forrest, K. (2011). Using Transactional Analysis to Improve Clinical and Educational Supervision: The Drama and Winners Triangles. Post Graduate Medical Journal, 86(10), 261-265.

Moos, R.H., & Schaefer, J. A. (1993). Coping Resourcs and Processes: Current Concept and Measures . In L. Goldberger & S. Breznitx.

Murakami, M., Matsuno, T., Koike, K., Ebana, S., Hanaoka, K., & Katsura, T. (2006). Transactional analysis and health promotion. Psychosomatic Medicine Proceedings of the 18th World Congress on Psychosomatic Medicine, held in Kobe, Japan, 1278 , 164-167.

Niknami M, Namjoo A, Baghai M, et all. ) 2010). Survey the Relationship between life satisfaction and thealth behaviors in erderly people referring in active retire mental centers. Journal of Guilan University of medical science. 73(4): 46-54. [Persian]

Panthee B, Kritpracha C, Chinnawong T. (2011). Correlation between Coping Strategies and Quality of Life among Myocardial Infarction Patients in Nepal. Nursing. 1 (2): 187-194.

Powell, T. J. & Enright, S. J. (1991). Anexiety and Stress Management . London & New York: Routledge.

Price MA, Bell ML, Sommeijer DW, Friedlander M, Stockler MR, Defazio A,and Webb PM; .(2013). Physical symptoms, coping styles and quality of life in recurrent ovarian cancer: a prospective population-based study over the last year of life. Gynecol Oncol.;130(1):162-8.

Rafnsson, F. D., Sarmi, J., Windle, M., Mears, S. A., & Endler, N. S. (2006). Factor structure and psychometric characteristics of the Icelandic version of the coping inventory for stressful situation (CISS). Personality and Individual Differences, 40, 1247-1258.

Rode JC . (2005). Life satisfaction and student performance, Academy of management learning and education. Journal of Social Behavior and Personality. 4(3): 421-33.

Selye, H. (1950). The physiology and pathology of exposure to stress. Montreal: ACTA.

Shaffer, M. (1982). Life after Stress . New York & London : Plenum Press.

Stoyva, J. M., & Carlson, J. C. (1993). A coping / Rest Model of Relaxation and Stress Management . In L. Goldberger & S. Breznitz (Eds). Hankbook of Stress (2 nd Ed). New York : Free Press.

Talei AR, Sadeghi-HassanAbadi A, Salabian J A. ( 2004). preliminary report on breast cancer screening programme in Shiraz,southern Iran. Iran J Med Sc 1997;22: 146-48

Tangir, E.; Lippman, G.; Glaser, M. (2010). "The relationship between coping stress and social isolation in the women with breast cancer". Journal of behavioral medicine. 1, 155-161.

Vollrath M, Torgersen S. (2000). Personality types and coping. Personality and Individual Difference.29 (2): 367-78.

Wong, T. P., & Wong, C. J. (2006). Handbook of multicultural perspective on stress and coping . U. S. A.: springe.

Wood, V., Wylie, M. L., Sheafor, B. (1969). An analysis of a short self-report measure of life satisfaction: correlation with rate judgment. Journal of Gerontology; 24: 465-69.

Zegans, L. S. (1988). Stress and Development of somatic disorder, in goldberg & breznitz (Eds.), Hand book of stress , the free press.