ارتباط نشانه‌های اختلال وسواسی– جبری با سبک‌های هویتی و کمال‌گرایی در زنان

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

2 استادیار گروه روانشناسی، واحد بناب، پیام نور، بناب- ایران

چکیده

تحقیق حاضر با هدف بررسی همبستگی سبک های هویت و کمال گرایی با نشانه های وسواسی- جبری در زنان انجام یافت. بدین منظور 75 زن به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای از میان دانشجویان زن مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های وسواس فکری- عملی مادزلی، سبک های هویت برزونسکی، و پرسشنامه چندبعدی کمال گرایی هویت و فلت بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که نشانه های وسواسی- جبری با سبک هویت سردرگم- اجتنابی، کمال گرایی خودمدار، کمال گرایی دیگرمدار، و کمال گرایی جامعه مدار، همبستگی مستقیم دارد. نتایج رگرسیون چندگانه همزمان نیز نشان داد که سبک هویتی سردرگم- اجتنابی، سهم بالایی در پیش بینی تغییرات نشانه های وسواسی- جبری در زنان دارد. به نظر می‌رسد گنجاندن مداخلاتی در خصوص متغیرهای یاد شده، می تواند سطح آسیب‌پذیری زنان را نسبت به اختلال وسواسی- جبری کاهش دهد و میزان سلامتی 

تازه های تحقیق

----------------------

کلیدواژه‌ها


مقدمه

اختلال وسواسی جبری[1](OCD)، یکی از اختلالات اضطرابی شدید و ناتوان کننده است. سن شروع این اختلال، اغلب تا 35 سالگی بوده و بیشتر مبتلایان را زنان تشکیل می دهند. این اختلال، از جمله اختلالات مستمر و جدی می باشد که می تواند با کارهای روزمره و معمول تداخل داشته باشد. اختلال وسواسی–  جبری، فکر، تصور یا تکانۀ تکراریست که حالتی مزاحم، نامناسب یا ناراحت کننده داشته باشد و فرد سعی کند آن را از طریق افکار یا اعمال دیگری (مانند یک تکانه) فراموش کرده، واپس بزند یا خنثی کند (انجمن روان پزشکی آمریکا[2]، 2005). شایع ترین اعمال اجباری توام با وسواس، عبارتند از تکرار یک رفتار خاص مانند شستن و تمیز کردن، شمردن، منظم کردن چیزها، وارسی کردن، و یا درخواست خاطرجمعی (رکتور[3]، 2001؛ اولریک، ماسک، آماندا،بوتری، بسدو-بائوم، ریدل- هلر و دیگران[4]، 2016). اختلال وسواسی- جبری با وجود وسواس‌های فکری[5]، به صورت مزاحم و ناخواسته تجربه می‌شوند. در حالی که وسواس‌های عملی[6] رفتارها یا اعمال ذهنی مکرر هستند که فرد احساس می‌کند در پاسخ به وسواس فکری یا بر طبق مقرراتی که باید با قاطعیت اجرا شود، وادار به انجام دادن آن‌ها می‌شوند. وسواس‌های فکری لذت‌بخش نیستند یا به صورت ارادی تجربه نمی‌شوند، فرد می‌کوشد این وسواس‌های فکری را نادیده بگیرد یا متوقف کند یا آن‌ها را با فکر و عمل دیگری بی اثر سازد. وسواس‌های عملی (یا تشریفات)، رفتارها (شستن، وارسی کردن)، یا اعمال ذهنی تکراری (مثل شمردن، تکرار کردن بی‌صدای کلمات) هستند که فرد احساس می‌کند در پاسخ به وسواس فکری یا بر اساس تشریفاتی که باید با قاطعیت اجرا شوند، وادار به انجام دادن آن‌هاست (انجمن روانپزشکی آمریکا، 1393). 

گستردگی شیوع و پیچیدگی اختلال وسواس فکری- عملی از یک سو و عوارض فردی، خانوادگی و اجتماعی آن از سوی دیگر باعث شده نظریه‌پردازان، پژوهشگران و متخصصان بالینی به ارزیابی جنبه‌های مختلف این اختلالات بپردازند و در خصوص آسیب‌شناسی، پیش‌گیری و درمان آن نظریه‌پردازی کنند و مدل‌های مختلفی را ارائه دهند، اما هنوز ابعاد وسیعی از آن ناشناخته مانده اند. برای پیش بینی و کنترل این اختلال، شناسایی عوامل مرتبط با آن ضرورت دارد. لذا در این تحقیق، دو بحث مهم سبک های هویتی و کمال گرایی در ارتباط با اختلال وسواسی- جبری مدنظر قرار گرفته است. چرا که، به کمک هویت است که افراد به تعریفی از خویشتن می‌رسند که اگر این تعریف با واقعیت اجتماعی آن‌ها در تعارض باشد، فشار روانی و مشکلات رفتاری را به دنبال دارد (شکرکن، امیدیان، نجاریان و حقیقی، 1381). همچنان که اشاره شد، یکی از مفاهیم مهم روان­شناختی که به نظر می رسد با سلامت روانی به طور اعم، و نشانگان وسواسی- جبری به طور اخص در ارتباط می باشد، بحث سبک های هویتی است. شناخت فرد از ماهیت وجودی خود، هویت فردی محسوب می گردد، این شناخت اساسی ترین و مهم ترین مرحله رشد تلقی می گردد. از نظر اریکسون، هویت عبارت است از افتراق و تمیزی که فرد بین خود و دیگران می گذارد. از دید او هویت یک سازه روانی اجتماعی است که شامل طرز فکر، عقاید فرد و نحوه ارتباط او با دیگران می شود. هویت فردی نیز جنبه هایی از هویت است که کمک می کند فرد خودش را از دیگران جدا کند و شامل دسته ای از ارزش ها، باورها و هدفهایی است که فرد دارد و از دید دیگران پنهان نیست (جوکار و حسین چاری، 1380). از طرفی، کمال‌گرایی نیز از واژه های مهم و مطرح دهه های قبل است. ولی مروری بر مباحث نظری پژوهشی نشان می دهد که تاکنون در مطالعه ای واحد به بررسی ارتباط این سه متغیر پرداخته نشده است. محققان مفهوم کمال‌گرایی[7]را به عنوان یک ویژگی منفی، نوروتیک و ناسازگارانه قلمداد کرده­اند. این افراد به شدت در باره عقاید دیگران نسبت به خود حساسند و اینکه دیگران آنها را افرادی کامل بدانند، برایشان بسیار مهم است. لذا خود را در دامی پایان ناپذیر گرفتار می­کنند و پذیرای انواع آسیب­های روانی خواهند بود (صوفیانی، 1386). کمال گرایی با ویژگی­هایی همچون تلاش برای کامل و بی نقص بودن و تعیین معیارهای بسیار عالی و افراطی همراه با گرایش به ارزیابی انتقادی رفتار مشخص می­شود (استوبر و رامبو[8]، 2007). طبق تقسیم بندی سه بعدی هویت و فلت (1991 الف، 1991 ب)؛ کمال گرایی خویشتن مدار[9]، با تمایل به وضع معیارهای غیر واقع بینانه برای خود و تمرکز بر نقص ها و شکست در عملکرد همراه با خودنظاره گری های دقیق مشخص می شود. کمال گرایی دیگر­مدار[10]، بیانگر تمایل به داشتن انتظارات افراطی و ارزشیابی انتقادی از دیگران است. کمال گرایی جامعه مدار[11]، به احساس ضرورت رعایت معیارها و برآورده ساختن انتظارات تجویز شده از سوی افراد مهم به منظور کسب تایید اطلاق می شود.

به عقیدة محققان بعد ناسالم کمال گرایی در اختلال وسواسی- اجباری ظاهر می شود (اشبی و پک برونر[12]، 2005). این بعد، بعدی منفی در شخصیت محسوب شده و کنش آن اجتناب از اشتباهات و شکست در زندگی است (تولین، وود و آبراموویتز[13]، 2003). مدلهای شناختی معاصر (آبراموویتز، نلسون، ریگوال و خاندکر[14] ، 2007) بیان می کنند باورهای وسواسی باعث ارزیابی منفی مختص– موقعیت از افکار مزاحم ناخواسته می­شود که موقع بروز چنین افکار مزاحمی ادراک تهدید (اضطراب وسواسی) فراخوانده می شود. بسیاری از نظریه پردازان مدل­های وسواس، عامل شناخت را یکی از عوامل اصلی در شکل گیری اختلال وسواس می دانند (فوآ و کوزاک، استکت و مک کارتی[15]، 1992). چندین مطالعه نیز از جمله گروه متخصصان کار روی ساختارهای وسواس فکری – عملی (2005) به وجود باور به اهمیت افکار و کنترل افکار در بیماران وسواسی اجباری اشاره کرده اند (کلارک و پوردون[16]، 2004).

چنانکه اشاره شد، سن شروع اختلال وسواسی جبری، اغلب تا 35 سالگی بوده و بیشتر مبتلایان را زنان تشکیل می دهند. نکته حایز اهمیت این است که این سنین درست در محدوده سنی ازدواج و باروری زنان قرار می گیرند. از طرفی، دوران بارداری و پس از زایمان، زمان افزایش آسیب پذیری در مقابل اختلالات روانی است (فری، فوکسنانو و پیتمن[17]، 2010). از اینرو، با توجه به اهمیت علایم اختلال وسواسی جبری در سلامت مادر، نوزاد و کانون خانواده، و عوارض خطرناک ناشی از عدم درمان و مخفی ماندن آن، این مطالعه با هدف پاسخگویی به این سوال انجام یافت که آیا بین سبک‌های هویتی و کمال‌گرایی با نشانه‌های اختلال وسواسی- جبری در زنان رابطه وجود دارد؟ اگر بلی، کدامیک از سبک های هویت و انواع کمال گرایی، از وزن بیشتری در پیش بینی تغییرات نشانه های اختلال وسواسی- جبری در زنان برخوردارند؟

ابزار و روش

روش پژوهش حاضر، توصیفی- همبستگی به شیوه پیش بین (رگرسیون) می باشد. جامعة آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز  بودند که در سالتحصیلی 96-1395 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بودند. از آنجایی که استیونس برای مطالعات رگرسیون، انتخاب حداقل 15 نفر به ازای هر متغیر پیش بین را پیشنهاد کرده، و فیدل و تباچنیک (2007) فرمول N>50+ 8m را برای مطالعات رگرسیونی ارائه کرده است (پالانت، 1389)، لذا، برای این مطالعه که 3 متغیر پیش بین (در هر مدل رگرسیونی) داشت، تعداد نمونه باید حداقل 74 نفر می شد. لذا، 75 دانشجوی زن از جامعه آماری ذکر شده، به صورت تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. بدین صورت که، در گام اول تعداد کل رشته های موجود در دانشگاه آزاد تبریز مشخص شد و سپس از میان این تعداد، 4 رشته تحصیلی به صورت تصادفی انتخاب شد، در آخر از بین هر یک از رشته های تحصیلی انتخاب شده، سه کلاس کارشناسی مشخص شد و پرسشنامه ها بین دانشجویان زن در این کلاس ها، پخش شد. میانگین سن شرکت کنندگان در این مطالعه 7/21 با انحراف معیار 6/2 سال بود. پس از توضیحات لازم در مورد اهداف پژوهش و جلب مشارکت و همکاری دانشجویان، ابزارهای گردآوری اطلاعات توسط دانشجویان تکمیل شدند. سپس، داده ها با روش همبستگی گشتاوری پیرسون، و تحلیل رگرسیون چندگانه استاندارد، تجزیه و تحلیل شدند.

پرسشنامه‌ وسواس فکری- عملی مادزلی: پرسشنامه وسواس –فکری عملی مادزلی توسط هاجسون و راچمن (1977) به منظور پژوهش در مورد نوع و حیطه مشکلات وسواسی تهیه شده است. اجرای این پرسشنامه، بسیار سریع و آسان است. زیرا از 30 عبارت تشکیل شده که پاسخ‌های آن به شکل درست یا نادرست است (هاجسون و راچمن، 1977؛ راچمن و هاجسون، 1980). هر پاسخی که با این کلید هم‌خوانی دارد نمره‌ یک دریافت می‌کند و در غیر این صورت نمره‌ آن صفر است. حداکثر نمره‌ها در پایین کلید نمره‌گذاری نشان داده شده است. دامنه‌ نمره‌ کل مادزلی بین صفر تا 30 می‌باشد. پایایی و اعتبار آزمون وسواسی مادزلی در مطالعات انجام‌شده بر روی نمونه‌های بالینی کشورهای مختلف تائید شده است. به عنوان مثال ساناویو همبستگی بین نمرات کل آزمون مادزلی و آزمون پادوآ را 70/0 به دست آورد. ضریب پایایی محاسبه‌شده بین آزمون و آزمون مجدد بالا (89/0= r) بوده است (راچمن و هاجسون 1980). در ایران استکتی (1976) پایایی این ابزار را به روش بازآزمایی 85/0 و دادفر (1376) ضریب پایایی کل آزمون را 84/0 و روایی هم‌گرا آن با مقیاس وسواس اجباری ییل - براون 87/0 بدست آورد. پژوهش هاجسون و راچمن (1997) نشان می دهد که نمره‌ کل این پرسشنامه نسبت به تغییرات درمانی حساس است. کلاً ثابت شده است که پرسشنامه‌ وسواس فکری – عملی مادزلی ابزار مناسبی برای درمان‌گران و پژوهشگران در رابطه با پیامد درمانی است.

پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی (1992): این پرسشنامه یک مقیاس40 سوالی است که 11 سوال مربوط به مقیاس اطلاعاتی ، 9 سوال مربوط به مقیاس هنجاری ، 10 سوال مربوط به مقیاس سردر گم اجتنابی و 10 سوال دیگر مربوط به مقیاس تعهد است که برای تحلیل ثانویه استفاده می شود و سبک هویتی محسوب نمی شود. پاسخ آزمودنی ها به سوالات به شکل طیف لیکرت 5 درجه ای می باشد که شامل کاملا مخالف=1 تا کاملا موافق می باشد. وایت، ریچارد و وین[18] (1998) از طریق توافق بین فرم اصلی ISI و ISI-6G روایی همگرا را بررسی کردند که ضریب همبستگی هر سه مقیاس اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم/ اجتنابی در سطح P<0/001 معنادار بود. پرسشنامه ISI-6G در ایران توسط غضنفری (1383) روی 1832 دانش آموز هنجاریابی گردید. نتایج تحلیلی عاملی نشان داد که سه عامل قوی معنادار قابل استخراج می باشد. بنابر این عوامل با نام مقیاس اطلاعاتی، مقیاس هنجاری و مقیاس سردرگم/ اجتنابی استخراج گردید. مقدار آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 73/0 و برای مقیاسهای اطلاعاتی ، هنجاری و سردرگم/ اجتنابی به ترتیب 67/0، 52/0 و 62/.0 گزارش شده است (غضنفری، 1380).

پرسشنامه چند بعدی کمال گرایی هویت و فلت (1991) MPS: این مقیاس توسط هویت و فلت (1991) ساخته شد. این مقیاس دارای 30 آیتم است که سه بعد کمال گرایی خودمدار، دیگرمدار و جامعه مدار را می­سنجند. هر یک از سه بعد با 10 آیتم در یک مقیاس لیکرت پنج درجه­ای از نمره 10 تا 50 سنجیده می­شود. همسانی درونی این مقیاس به ترتیب ابعاد برابر با 88/0، 74/0 و 81/0 بدست آمد، در پایایی باآزمایی به ترتیب 69/0، 66/0 و 60/0 حاصل شدند. در اعتباریابی مقدماتی فرم ایرانی این مقیاس، ضرایب همبستگی در دو نوبت به ترتیب 88/0، 83/0 و 80/0 گزارش شد. ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی بازآزمایی به ترتیب 91/0 و 85/0 گزارش شده است (به نقل از صوفیانی، 1386).

فرضیه‌ها

  • فرضیه 1: نشانه‌های وسواسی- جبری با سبک های هویت (اطلاعاتی، هنجاری، سردرگم-اجتنابی) در زنان رابطه دارد.
  • فرضیه 2: نشانه‌های وسواسی- جبری با انواع کمال گرایی (خودمدار، دیگرمدار، جامعه مدار) در زنان رابطه دارد.
  • فرضیه 3: سبک­های هویت (اطلاعاتی، هنجاری، سردرگم-اجتنابی) در پیش­بینی نشانه‌های وسواسی- جبری در زنان نقش دارند.
  • فرضیه 4: انواع کمال­گرایی (خودمدار، دیگرمدار، جامعه­مدار) در پیش­بینی نشانه‌های وسواسی- جبری در زنان نقش دارند.

یافته ها

 جدول 1 آماره های توصیفی نمرات نشانه­های وسواسی- جبری، سبک های هویت (اطلاعاتی، هنجاری، سردرگم- اجتنابی)، و کمال گرایی (خودمدار، دیگرمدار، جامعه مدار) را در زنان نشان می دهد.

جدول 1. میانگین و انحراف معیار نمرات نشانه های

وسواسی- جبری، سبک های هویت و کمال گرایی در زنان

انحراف معیار

میانگین

متغیر

انحراف معیار

میانگین

متغیر

02/6

56/29

کمال گرایی خودمدار

26/4

16/11

نشانگان وسواسی- جبری

5/5

75/31

کمال گرایی دیگرمدار

6/5

80/39

سبک هویت اطلاعاتی

44/6

09/29

کمال گرایی جامعه مدار

24/5

52/33

سبک هویت هنجاری

-

-

-

78/5

27/28

سبک هویت سردرگم- اجتنابی

بررسی رابطه نشانه های وسواسی- جبری با سبک های هویت، نشان داد که نشانه های وسواسی جبری در زنان با سبک هویت سردرگم اجتنابی در آنان، رابطه مثبت معنادار دارد (جدول 2).

 

جدول 2. ضرایب همبستگی بین نشانه های وسواسی- جبری و سبک های هویت

سبک سردرگم- اجتنابی

سبک هنجاری

سبک اطلاعاتی

متغیر

51/0**

043/0-

029/0-

نشانگان وسواسی- جبری

        ** P< 0/01

همچنین، بررسی رابطه نشانه های وسواسی- جبری با انواع کمال گرایی نشان داد که نشانه های وسواسی- جبری در زنان،  با هر سه نوع کمال گرایی (خودمدار، دیگر مدار و جامعه مدار) رابطه مثبت معناداری دارد (جدول 3).

جدول 3. ضرایب همبستگی بین نشانه های وسواسی- جبری و انواع کمال گرایی

کمال گرایی جامعه مدار

کمال گرایی دیگرمدار

کمال گرایی خودمدار

متغیر

28/0*

36/0**

25/0*

نشانگان وسواسی- جبری

     *. P< 0/05,  **. P< 0/01

برای بررسی سهم سبک های هویت و انواع کمال گرایی در تغییرات نشانگان وسواسی- جبری در زنان، ابتدا مفروضه های رگرسیون چندگانه بررسی شدند:

اندازه نمونه: پیشنهادهای متفاوتی در ارتباط با تعداد آزمودنی های مورد نیاز برای رگرسیون چندگانه ارائه شده است. تباچنیک و فیدل (2007، ص 123)، فرمول N> 50+ 8m را برای محاسبه اندازه نمونه با توجه به تعداد متغیرهای پیش­بین ارائه کرده است (پالانت، 1389). در مطالعه حاضر، تعداد نمونه انتخاب شده 75 نفر می باشد و در مدل رگرسیون مطالعه حاضر، بیشترین تعداد متغیرهای پیش­بین 3 مورد می باشد که با توجه به فرمول ارائه شده، می توان از برقراری این مفروضه اطمینان داشت و نتایج حاصل می توانند قابل تعمیم به جوامع آماری دیگر باشند.

چند هم خطی و تک خطی: چند هم خطی زمانی وجود دارد که متغیرهای پیش بین رابطه قوی با همدیگر داشته باشند (r=0/90 و بالاتر). تک خطی زمانی رخ می دهد که یک متغیر پیش بین در واقع ترکیبی از متغیرهای پیش بین دیگر باشد. مجاز نیستیم دو متغیر با همبستگی 7/0 یا بیشتر را در تحلیل وارد کنیم.

 

 

جدول 4. ماتریس همبستگی پیرسون بین سبک های هویتی و

انواع کمال گرایی به عنوان متغیرهای پیش بین در مدل

متغیر

(1)

(2)

(3)

(4)

(5)

(6)

(1) سبک هویتی اطلاعاتی

1

 

 

 

 

 

(2) سبک هویتی هنجاری

53/0**

1

 

 

 

 

(3) سبک هویتی سردرگم- اجتنابی

11/0-

01/0-

1

 

 

 

(4) کمال گرایی خودمدار

029/0-

09/0

21/0

1

 

 

(5) کمال گرایی دیگرمدار

105/0

14/0

29/0**

39/0**

1

 

(6) کمال گرایی جامعه مدار

18/0-

17/0-

22/0*

24/0*

63/0**

1

  بررسی مقادیر همبستگی در جدول 4 نشان می دهد تخطی از مفروضه چند هم خطی و تک خطی نیز رخ نداده است. چرا که همبستگی بیشتر از 7/0 بین متغیرها دیده نمی شود.

برای تشخیص چند همخطی بودن متغیرها، مقادیر  Toleranceتحمل و VIF نیز بررسی شدند. نقاط برش برای تشخیص چند همخطی، برای  Tolerance مقدار کمتر از 1/0 و برایVIF  مقدار بالای 10 می باشند (پالانت، 1389). این مقادیر در جداول مربوط به نتایج رگرسیون ارائه و بررسی شدند (جداول 5 و 6).

داده های پرت، خطی بودن، یکسانی پراکندگی، استقلال پس ماندها: تباچنیک و فیدل (2007)، داده های پرت را به عنوان مقادیر پس ماند استاندارد (بیشتر از 3/3 یا کمتر از 3/3-) تعریف می کنند. پس از تعیین مقدار مجذور کای بحرانی از روی تعداد متغیرهای پیش بین بعنوان درجات آزادی و با استفاده از آلفای 001/0 (به پیشنهاد تباچنیک و فیدل، 2007) و انجام دستور Sort cases بر اساس فاصله های ماهالانوبایس داده های پرت بررسی شدند (در این تحقیق، تعداد متغیرهای پیش بین 3 مورد بودند و مقدار بحرانی برای مدل دارای 3 متغیر پیش بین 27/16 می باشد). بررسی داده ها نشان داد بیشترین مقدار فاصله ماهالانوبایس در بین داده ها 9/11 بود که نشان می دهد از این مفروضه نیز تخطی نشده است.

پس از اطمینان از برقراری مفروضه های رگرسیون چندگانه، برای بررسی سهم سبک های هویت  و انواع کمال گرایی در واریانس نشانگان وسواسی- جبری در زنان، تحلیل رگرسیون چندگانه استاندارد انجام شد.

 

 

 

جدول 5. خلاصه مدل رگرسیون چندگانه و ضرایب  بتای سبک های هویتی در

 پیش بینی نشانه های وسواسی- جبری در زنان

 

مدل

ضریب همبستگی چند گانه

ضریب تبیین

ضریب تبیین تعدیل شده

خطای معیار

F

سطح معناداری

 

 

1

52/0

37/0

235/0

72/3

58/8

001/0>

 

مدل

ضرایب

 استاندارد نشده

ضرایب استانداردشده

t

Sig

تحمل

tolerance

تراکم عاملی

Vif

B

خطای معیار

Beta

هویت اطلاعاتی

011/0-

09/0

015/0-

12/0-

903/0

702/0

42/1

هویت هنجاری

023/0-

098/0

029/0-

24/0-

813/0

711/0

41/1

هویت سردرگم- اجتنابی

38/0

08/0

52/0

02/5

001/0<

980/0

02/1

                               

طبق نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیری، متغیرهای پیش بینِ موثر، حدودا 23 درصد از واریانس نشانه های وسواسی- جبری در زنان را تبیین می کنند. ضرایب بتا نیز نشان می­دهند که فقط سبک هویتی سردرگم- اجتنابی (Beta=0/52, P<0/001)، سهم معناداری در تبیین و پیش بینی تغییرات نشانه های وسواسی- جبری در زنان دارند (جدول 5).

 

 

 

 

 

 

جدول 6. خلاصه مدل رگرسیون چندگانه و ضرایب بتای انواع کمال گرایی در

 پیش بینی نشانه های وسواسی- جبری در زنان

 

مدل

ضریب همبستگی چند گانه

ضریب تبیین

ضریب تبیین تعدیل شده

خطای معیار

F

سطح معناداری

 

1

39/0

15/0

114/0

01/4

17/4

009/0

مدل

ضرایب

 استاندارد نشده

ضرایب استانداردشده

t

Sig

تحمل

tolerance

تراکم عاملی

Vif

 

B

خطای معیار

Beta

 

کمال گرایی خود مدار

087/0-

08/0

12/0-

03/1-

305/0

845/0

18/1

 

کمال گرایی دیگرمدار

20/0

11/0

26/0

73/1

087/0

54/0

85/1

 

کمال گرایی جامعه مدار

06/0

09/0

09/0

65/0

518/0

605/0

65/1

 

                             

برای انواع کمالگرایی، نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان می دهد که هیچ یک از انواع کمال گرایی از توان کافی برای پیش بینی تغییرات نشانگان وسواسی- جبری در زنان، برخوردار نیستند (جدول 6).

بحث و نتیجه گیری

نتایج پژوهش حاضر نشان داد که نشانه­های وسواسی- جبری با هر سه نوع کمال گرایی (خودمدار، دیگر مدار و جامعه مدار)، و با سبک هویت سردرگم اجتنابی در زنان، رابطه دارد و در ترکیب خطی سبک‌های هویت و انواع کمال گرایی، فقط سبک هویت سردرگم- اجتنابی، قادر به پیش بینی تغییرات نشانه های وسواسی- جبری در زنان بودند. تحقیقات مختلفی به صورت غیرمستقیم، شواهدی همراستا با تحقیق حاضر به دست داده اند. برای نمونه، مشابه با یافته های این مطالعه در خصوص ارتباط کمال گرایی با نشانه های وسواسی- جبری، طبق تحقیق مایا، سوارس، گومز، مارکوئز و همکاران[19] (2009)، علائم اختلال خوردن از انگیزه برای انجام استانداردهای غیر واقعی تعیین شده توسط خود فرد (مانند کمال گرایی خودمحور) ناشی می شود. نمرات بالای کمال گرایی می تواند به استانداردهای غیرواقعی برای جذابیت فیزیکی و لاغری مرتبط باشد که با استانداردهای غیرواقعی برای سایر ویژگی های فردی، با اهداف خودتحمیلی و خودشناسی انتقادی همراه است.  در این راستا، شفران و مانسل (2001) با مرور نتایج پژوهشهای متعدد به این نتیجه رسیدند که کمال­گرایی جامعه­مدار قویترین همبستگی را با افسردگی در نمونه­های بالینی و دانشجویان داشته است. رادلف و همکاران (2007) دریافتند که بین کمال­گرایی جامعه­مدار با راهبردهای سرزنش خود، فاجعه سازی و نشخوارذهنی رابطه مثبت و با ارزیابی مثبت و دیدگاه­پذیری رابطه منفی وجود دارد. طبق پژوهش هیل و همکاران (1997)، کمال­گرایی جامعه­مدار با تکبر، و ویژگیهای فاصله گرفتن اجتماعی برای مردان و ناسازگاریهای گوناگون فردی و پریشانی برای زنان همراه است و روابط بین فردی آنان را متأثر می­سازد. نیکنام و همکاران (1387) مشاهده کردند که کمال‌گرایی منفی با سرکوب هیجانی به عنوان یک مکانیزم دفاعی، اغراق، ناکارآمدی شناختی، افسردگی و پشیمانی در ارتباط است. گرشونی و همکاران (2000) دریافتند که افراد مضطرب تمایلات کمال‌گرایانه‌ی بیشتری از افراد غیرمضطرب داشتند وقتی اجبارهای وارسی با سایر گروه‌های اضطرابی مقایسه شد، مشخص گردید که این اشخاص از کمال‌گرایی و نگرانی بیشتری نسبت به بقیه‌ی گروه‌های اضطرابی در رنج بودند. آن‌ها همچنین دریافتند که وارسی کننده‌ها از سایر اشکال اختلال وسواسی-اجباری نیز کمال‌گراتر بودند. چانگ و همکاران (2016) در ارزیابی اثر واسطه‌ای انواع انگیزه در ارتباط با کمال‌گرایی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان کره‌ای نتیجه گرفتند که انگیزه‌ی درونی واسطه رابطه بین کمال‌گرایی سازگارانه با استانداردهای بالای کمال گرایی خودگرا و فرسودگی تحصیلی معنادار می‌باشد. کیم و همکاران (2016)، نتیجه گرفتند که کمال گرایی ممکن است به خودکشی بالا در بیماران مبتلا به وسواس کمک ‌کند. فلت، هویت و بلانکستین (1991) نیز نشان دادند که کمال­گرایی جامعه­مدار رابطه بسیار نزدیکی با افسردگی دانشجویان دارد.

در تبیین یافته های یاد شده، به نظر می رسد که افراد کمال­گرا معیار­های عملکرد بالایی دارند که همراه با نگرانی درباره ارزیابی است (فرست و همکاران، 1993). و این امر ممکن است افسردگی، اضطراب، وسواس و سایر ناخوشی­های روان­شناختی را در پی داشته باشد. علت این امر به نظر می رسد این باشد که افرادی که از کمال گرایی ناسازگارانه برخوردارند، برای پیشرفت های علمی هزینه های عاطفی بسیاری می پردازند و در نهایت متفاوت از دیگران هستند. این افراد در مورد توانایی­هایشان دچار شک و تردیدند و اغلب خود را قابل مقایسه با دیگران نمی­یابند (گرزگورک [20]و همکاران، 2004). فلت و همکاران (2001) معتقدند که افراد با سطوح بالای کمال گرایی خودمدار و کمال گرایی دیگرمدار، اعتقادات سختی در مورد روابط، صداقت و حمایت دارند. به عبارتی این افراد معیارهای خاص و سطح بالایی در این زمینه­ها دارند. اگرچه کمال­گرایی که از طریق اجتماع تعیین و تجویز می­شود با اعتقادات خاص در زمینه روابط بین فردی ارتباط اندکی دارد، با گرایش فرد به ابراز پاسخ های ارتباطی مخرب نظیر ترک رابطه، نادیده انگاری و عدم حساسیت مرتبط است.

 از این یافته­ها می­توان نتیجه گرفت، جنبه­های درون فردی کمال­گرایی با  گرایشهای متناقض و علیه خود مرتبط است. یاداوری می شود که در این تحقیق، کمالگرایی خودمدار، دیگر مدار و جامعه مدار در ارتباط با نشانه های وسواسی- جبری بودند. کمال­گرایی دیگرمدار بیانگر داشتن انتظارات افراطی و ارزشیابی انتقادی از دیگران است. در این بعد معیارهای سفت و سختی برای افراد مهم زندگی خود (مانند فرزندان) در نظر گرفته می شود و انتظار می رود که افراد به آنها برسند. در غیر این صورت مورد نکوهش، سرزنش و حتی تحقیر قرار خواهند گرفت. یعنی، فرد به گونه­ای وسواسی نسبت به اعمال دیگران عمل می کند. در کمال­گرایی جامعه­مدار، وسواس فرد نسبت به کارها و اعمال خودش اعمال می شود. مثلا فرد احساس ضرورت رعایت استانداردها و برآورده ساختن انتظارات تجویز شده از سوی افراد مهم به منظور کسب تأیید دارد. هیجانات منفی فرد در اثر کمال گرایی جامعه مدار می­تواند به این دلیل باشد که فرد احساس می­کند برای راضی کردن دیگران ناتوان است یا اینکه دیگران در انتظاراتشان غیرواقع بین هستند (خاکپور، 2011). درخصوص سبک های هویت، مطالعه حاضر سبک هویتی سردرگم- اجتنابی را بیشتر از سبک های دیگر، آسیب زا و در ارتباط با نشانگان وسواسی- جبری مشاهده کرد. همسو با مطالعه حاضر، برزونسکی (2008)، و لیوراس و بوسما (2005) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که افراد با سبک هویت سردرگم – اجتنابی از سلامت روان کمتری برخوردارند. همچنین نتایج پژوهش نوبندگانی و همکاران (1393)، نشان داده که سبک هویت سردرگم با افسردگی و اضطراب، در ارتباط است، همانطور که می دانیم اختلال وسواس، همپوشی بالایی با اضطراب دارد.

درباره رابطه سبک های هویت و کمال گرایی که متغیرهای پیش بین در این تحقیق بودند، بهادری خسروشاهی و باباپور خیرالدین (1391) در مطالعه‌ ای تقریبا مشابه با مطالعه حاضر نشان دادند که بین کمال‌گرایی مثبت با سبک هویتی اطلاعاتی و هنجاری رابطه‌ی مثبت و با سبک هویت سردرگم اجتنابی رابطه‌ی منفی وجود دارد. همچنین بین کمال‌گرایی منفی با سبک هویت اطلاعاتی و هنجاری رابطه‌ی منفی و با سبک هویت اجتنابی رابطه مثبت وجود دارد. توجه به رابطه این متغیرها که متغیرهای پیش بین در این تحقیق بودند، دلیل اینکه چرا تحلیل رگرسیون، بیشترین سهم برای پیش بینی نشانگان وسواسی جبری را برای سبک هویت سردرگم- اجتنابی قائل شده است را روشن می کند. بنظر می رسد با اینکه انواع کمال گرایی با نشانگان وسواسی جبری مرتبطند اما در کنار سبک هویت سردرگم- اجتنابی این ارتباط تضعیف شده است. یعنی، ارتباط قوی سبک هویت سردرگم اجتنابی با کمال گرایی و همزمان با نشانگان وواسی-جبری، سهم انواع کمالگرایی را در مدل رگرسیون از معناداری انداخته است وگرنه انواع کمالگرایی با نشانگان وسواسی جبری مرتبطند.

افراد دارای سبک هویت سردرگم- اجتنابی، از مواجهه با مسائل فردی، تعارضها و تصمیمها اجتناب می­کنند. این افراد از راهبردهای مقابله­ای هیجان مدار استفاده می­کنند. انتظار کنترل بیرونی، راهبرد تصمیم گیری غیرانطباقی و روان رنجورخویی دارند و با  واکنشهای افسردگی، رابطه مثبت، و با آگاهی از خود، مقاومت، و وظیفه شناسی رابطه منفی نشان می­دهند (لوئیس و همکاران، 2010). افراد سردرگم- اجتنابی به طورکلی، به آینده یا پیامدهای درازمدت انتخاب­های خود زیاد توجه نمی­کنند. آنان تعهدی در قبال انتخابهای هویت از خود نشان نمی­دهند یا فقط زمانی درباره چیزی جدیت نشان می­دهند که شرایط بیرونی به آنها تحمیل کرده باشد (برزونسکی، 1989). افراد با الگوی سردرگم- اجتنابی، بطور وسواسی، تعلل و درنگ زیادی نشان می دهند و تا حد امکان، سعی در اجتناب از پرداختن به موضوعات هویت و تصمیم گیری دارند و اگر این تعلل طولانی مدت باشد، تقاضای موقعیتی و محیطی باعث واکنش های رفتاری در آنها می شود. در موقعیت های تصمیم گیری آنها ضمن اطمینان کمی که به توانایی شناختی خود دارند، از راهبردهای تصمیم گیری نامناسب مانند اجتناب کردن، بهانه آوردن و دلیل تراشی استفاده می­کنند. این نشانگان تا حد زیادی با نشانگان وسواسی- جبری همپوشی دارند، این نکته، تبیین­گر سهم بالای سبک هویت اجتنابی در پیش بینی نشانگان وسواسی- جبری است.

بنابراین، با توجه به شناخت ویژگی­های کمال­گرایی، اگر منفی و آسیب­زننده باشد، و شناخت سبک های هویتی آسیب زننده در زنان، مانند سبک سردرگم- اجتنابی، و با توجه به نتایج مطالعه حاضر مبنی بر ارتباط انواع کمال گرایی و سبک هویت سردرگم- اجتنابی با نشانه های وسواسی- جبری، می توان با آموزش و مداخلات مفید جهت تعدیل و کنترل علایم آسیب زای کمال گرایی، و کمک به دستیابی به هویت رشدیافته، از بروز نشانه های وسواسی- جبری در زنان، پیشگیری کرد. در کل، طبق نتایج مطالعه حاضر، به نظر می‌رسد مداخلاتی در خصوص کنترل و پیشگیری از بروز سبک های هویتی آسیب­زننده و کمک به دسترسی به سبک های هویت رشد دهنده، می تواند سطح آسیب‌پذیری زنان را نسبت به اختلال وسواسی- جبری کاهش دهد و میزان سلامتی و پویایی این قشر پراهمیت را افزایش دهد. برای مثال، تحقیقات نشان داده اند که رابطه معنی­داری بین سبک های هویت با تمام عوامل انگیزشی و احساس موفقیت وجود دارد و نیز سبک هویت اطلاعاتی می تواند به طور معنی داری سه پارامتر صمیمیت، تعهد، و اعتماد را پیش بینی کند. دارا بودن سبک هویت اطلاعاتی می تواند با انگیزش بالا، تعهد بالا، و سختی همراه باشد که از عوامل عمده برای موفقیت می باشد (صالحی، فومنی، و قمری، 2015). نتایج تحقیق مومنی، محمدی، شهبازی راد و عباسی[21] (2015) نیز، نشان می­دهد که. افراد دارای سبک هویت اطلاعاتی، از رویکردهای مساله محور برای مقابله با اضطراب اجتماعی استفاده می کنند و برای حل منطقی مشکل تلاش می کنند. این افراد می توانند اضطراب را در روابط اجتماعی کاهش دهند. همچنین تحقیق آنان نشان داد که همبستگی منفی و معنی­داری بین سبک هویت هنجاری و اضطراب اجتماعی وجود دارد.

با توجه به اینکه این پژوهش، فقط بر روی دانشجویان زن بهنجار انجام یافته است، لذا تعمیم نتایج بر جامعه های آماری دیگر باید با احتیاط صورت گیرد. همچنین، پیشنهاد می شود تحقیق مشابهی بر روی بیماران وسواسی- اجباری انجام شود و نتایج آن با نتایج مطالعاتی مانند مطالعه حاضر که بر روی افراد بهنجار انجام گرفته است، مقایسه شود تا نتیجه گیری استواری در خصوص موضوع تحقیق به دست آید.

 



[1]. Obsessive-Compulsive Disorder

[2]. American Psychiatric Association

[3].  Rector

[4]. Ulrike, Maske, Amanda, Buttery, Beesdo-Baum, Riedel- Heller, etal.

[5]. Obsessive

[6]. Compulsions

[7] . Perfectionism

[8] . Stoeber  & Rambow

[9].  self-oriented

[10] . other-oriented

[11].  socially prescribed

[12] . Ashby & Pak Bruner

[13] .Tolin, Woods & Abramowitz

[14] Abramowitz, Nelson, Rygwall & Khandker

[15]. Foa, Kozak, Steketee,& McCarty

[16] .Clark & Purdon

[17] .Forray, Focseneanu & Pittman

[18]. White, Richard & Winn

[19]. .Maia, Soares, Gomes, Marques, et al.

[20]. Grzegorek

[21]. Momeni, Mohammadi, Shahbazirad & Abbasi

References

Abramowitz, J.S., Nelson, C.A. Rygwall, R., Khandker. M. (2007). The Cognitive Mediation of Obsessive-compulsive Symptoms: A Longitudinal Study, Journal of Anxiety Disorders; 21: 91-104.

American Psychiatric Association (2005). DSM-IV-TR: 152-3.

Astkty, G. (1990/1997). Obsessive-compulsive behavioral therapy. Abbas Bakhshipoor & Majid Mahmud Alilou (Trans.). Tabriz: Ravan Pouya Publication. [In Persian] 

Bahadori Khosroshahi, J., & Babapour Kheirodin, J. (2012). The relationship between identity styles and perfectionism with happiness in the students. The Journal of Psychology, 16, 37-50. [In Persian] 

Berzonsky, M.D, (1989). Self-construction over the life-span: A processperspective on identity formation. In: G.J. Neimeyer and R.A. Neimeyer, Editors, Advances in personal construct psychology, 1, JAI, Greenwich, CT, 155-186.

Chang E., Lee A., Byeon E., Seong H.,& Lee S.M. (2016). The mediating effect of motivational types in the relationship between perfectionism and academic burnout. Personality and Individual Differences; 89: 202-210. 

Clark, D. A.,& Purdon, C. (2004). Cognitive theory and therapy of obsessions and compulsions. In: Reinecke MA, Clark DA, editors. Cognitive therapy across the lifespan: Evidence and practice. Cambridge: Cambridge University Press.

Flett,G,L Hewitt,P,L Blankstein, K,R, & Obrien, S. (1991). Perfectionism andlearned resource fullness in depression & self-esteem. Personality &Individual Differences; 12: 61-68.

Flett, G. L., Hewitt, P. L., Shapiro, B., & Rayman, J. (2001). Perfectionism, beliefs and adjustment in dating relationships. Behavioral science; 20(4): 289- 311.

Foa, E. B., Kozak, M. J., Steketee, G. S., & McCarty, P. R. (1992). Treatment of depressive and obsessive symptoms in obsessive- compulsive disorder by imipramine and behavioral therapy. Journal of Clinical Psychology; 31: 276-292.

Forray, A., Focseneanu, M., Pittman, B. (2010). Onset and exacerbation of obsessive-compulsive disorder in pregnancy and the postpartum period. JClin Psychiatry; 71(8): 1061-8.

Frost, R.O.,& Marten, P., Lahart, C.,& Rosenblate, R. (1990). The dimensions of perfectionisim. cogn Ther Res:14: 449-68.

Frost RO, Heimberg RG, Holt CS, Mattia JI, NeubauerAL. (1993).  A comparison of two measures of perfectionism. Pers Indiv Differ; 14(1):119-26.

Gershuny, B.S., Sher. J., Rossy. I., & Bishop, A.K. (2000). Distingushing manifestations of  anxiety: how do personality trait of compulsive checkers differ from other anxious individuals. behavior Research and therapy; 38: 226-241.

Ghiasi, N., Nazarpour, F., Bakhti, F., Poornajaf, A., & Shirini, K. (2008). Prevalence of behavioral disorders among school-boys & girls in Ilam during 2005-6. Journal of Ilam University of Medical Sciences,16(1), 26-34. [In Persian] 

Grzegorek, J. L., Slaney, R. B., Franze, S., & Rice, K. G. (2004). Self-criticism, dependency, self-esteem, and GPA satisfaction among clusters of perfectionists and non-perfectionists. Journal of Counseling Psychology; 51: 192–200.

Halgin, R. P., & Krauss Whitbourne, S. (2003/2008). Psychopathology. Yahya Seyed Mohammadi (Trans.). Tehran: Ravan Publication.

Hamachek, D.E. (1978). Psychodymamic of normal and neurotic perfectionisim. Psychology; 15: 27-33.

Hewitt, P. L., & Flett, G. L. (1991b). Dimensions of perfectionism in unipolar depression. Journal of Abnormal Psychology; 100: 98–101.

Hill, R. W., Zrull, M. C., & Turlington, S. (1997). Perfectionism and interpersonal problems. Journal of personality assessment; 69 (1): 81-103.

Hodgson, R.J.& Rachman, S. (1977). obsessional-compulsive complaints.Behavior Reserch and Therapy; 36: 959-970.

Jokar, B., & Hossein Chari, M. (2001). Investigating the relationship between the level of commitment to religious practices and the style of identity. Abstract of the articles of the first international conference on the role of religion in mental health. [In Persian] 

Khakpour Z.(2011).Comparison of impulsivity and hostility in patients with obsessive perfectionism, eating disorders and normalindividuals. [Dissertation]. Tabriz, Iran: University of Tabriz. [In Persian] 

Kim H., Seo J., Namkoong K., Hwang E.H., Sohn S.Y., Kim S.J., Kang J. (2016). Alexithymia and perfectionism traits are associated with suicidal risk in patients with obsessive– compulsive disorder.Journal of Affective Disorders;192: 50-55.

Luyckx, K., Lens, W., Smits, I., & Goossens, L. (2010). Time perspective and identity formation: Short-term longitudinal dynamics in college students. International Journal of Behavioral Development; 34: 238–247.

Maia, B. R., Soares, M. J., Gomes, A., Marques, M., et al. (2009). Perfectionism in obsessive-compulsive and eating Disorders. Rev Bras Psiquiatr, 31(4), 322-7.

Momeni, Kh., Mohammadi, F., A., Shahbazirad, & Abbasi, M. R. (2015). The correlation between identity styles with loneliness feeling and social anxiety. Biological Forum – An International Journal, 7(2), (Special Issue-I), 94-99.

Niknam, M., & Hosseinian Simin, S. M. (2008). Comparision of positive and negative perfectionism in male and female students.Proceedings of the 5th Global Seminar on Mental Health. [In Persian] 

Nobandegani, Z., Mehravar Momeni, J., & Hosseinian, S. (2014). A conceptual model for identity style, personality characters and perfectionism. Journal of Psychological Models and Methods, 16, 85-99. [In Persian] 

Pallant, J. (2007/2010). Data analysis for the behavioral sciences using SPSS. Akbar Rezei (Trans.). Tabriz: Forouzesh Publications.

Rachman, S.,& Hodgson ,R. (1980). Obessiosn and compulsions. Englewood cliffs. N.J: Prentice Hall.

Rector, N. A. (2001). Innovations in Cognitive Therapy for Obsessive-Compulsive Disorder. Psychiatry Rounds; 5: 1-6.

Rice, K. G., & Castor. J. R. (2003). Meaning of perfectionism. Journal of cognitivepsychotherapy; 17, 39.

Rudolph SG, Flett GL, Hewitt PL. (2007).  Perfectionism anddeficits in cognitive emotion regulation. J Ratio EmotCogn Behav Ther; 25(4):343-57.

Salehi, J., Foomani, Gh., & Ghamari, F. (2015). The relationship between identity styles, self-efficacy and metacognition beliefs with educational success in female high-school students. International Journal of Children and Adolescents, 1(1), 31-35.

Shafran, R., Cooper, Z., & Fairburn, C. G. (2002). Clinical perfectionism: Cognitive– behavior analysis. Behavior Research and Therapy; 40: 773 – 791.

Shafran R, Mansell W. ( 2001). Perfectionism and psychopathology:A review of research and treatment. Clin Psychol Rev; 21(6): 879-906.

Sofiani, H. (2007). Investigating the relationship between personality dimensions and perfectionismdimensions and general health among students of Tabriz University. M.A. Thesis, Tabriz University. [In Persian] 

Stoeber ,J.,& Stoeber, F.s. (2009). Domains of perfectionism: Prevalence and relationship with perfectionism, gender, age and satis faction with life. Pers Individ Dif ; 40: 530-5.

Tolin, D.F., Woods, C.M., & Abramowitz, J.S. (2003). Relationship between Obsessive Beliefs and Obsessive-compulsive Symptoms. Cognitive Therapy and Research; 27: 657-669.

Tolin, D. F. (2003). Directed forgetting in obsessive- compulsive disorder: replication and extention.. Behaviour Research & Therapy; 40: 793- 803.

Ulrike, E., Maske, Amanda, K., Buttery, Katja Beesdo-Baum, Steffi Riedel- Heller, Ulfert Hapke, Markus, A., Busch. (2016). Prevalence and correlates of DSM-IV-TR major depressive disorder, self-reported diagnosed depression and current depressive symptoms among adults in Germany. Journal of Affective Disorders; 190: 167-177.

Vleioras, G., & Bosma, H.A. (2005). Are identity styles important for psychological well-being?. Journalof Adolescenc; 28: 397-409.

White, J. M., & Richard, W., & Winn, K. I. (1998). The Identity Style Inventory: A Revision with a Sixth-Grade Reading Level (ISI-6G). Journal of Adolescent Research; 13(2): 223-245.